خانه عناوین سایت بانک مقالات «جلسات درس تفسیر موضوعی»

آیا توهین به پیامبر اکرم (ص) حاصل مسلمانی ما نیست ؟!
ارسال در تاريخ جمعه ٢٤ شهریور ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

﴿وَلا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ
و أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ
(آل عمران،۱۰۵)

آیا توهین به پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) حاصل مسلمانی ما نیست ؟!

چقدر سخت و اسفناک است دیدن و نظاره گر بودن توهین های پی در پی به پاک ترین و نورانی ترین و والاترین قله های بشریت.

آیا مگر نه این است که اگر هر مسلمانی در دنیا یک سطل آب روی اسرائیل بریزد، آن را آب می برد؟ پس چه شده است که هم اینک مقدسات ما را آب و لجن دشمنان با خود می برد؟ شاید آنها هم فهمیده اند که اگر هر کدامشان یک سطل آب یا لجن روی ما بریزند ما را نیز آب می برد. یک روز کاریکاتور، یک روز توهین به قرآن کریم، یک روز به امامان معصوم (علیهم السلام)، و امروز باز هم به ساحت مقدس اشرف الخلائق و سید المرسلین محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلم).

دشمنان همیشه در طول تاریخ بوده اند اما امروز توان این را یافته اند که اینگونه گستاخانه زبان دراز کنند و از چیزی هم بیمی نداشته باشند و حتی نگران بدنامی خود نیز نباشند. به راستی آیا این توهین ها محصول «کِشش» دینداران است یا «کوشش» دین ستیزان؟ آیا اینها محصول آزمایشگاه های غرب است و دانشگاه های اروپا و آمریکا؟ یا محصول همین منابر تبلیغی خودمان؟

اگر کسی بیمار شود آیا باید میکروب ها را سرزنش کرد یا خودش را که از بدن خود مراقبت نکرده و آنقدر آلوده و ضعیف شده که عوامل بیماری بر او غلبه یافته اند؟ عوامل بیماری همیشه اطراف ما هستند، اما کسی که قوی باشد و اصول را رعابت کند و از راه درست سلامتی پیروی کند هرگز بیماری به او راه پیدا نمی کند.

نمی خواهم در اینجا تنها، این عمل آنان را محکوم کنم، که محکومیت آنان نه تنها بین مسلمین بلکه در محکمه فطرت انسانی همه جهانیان عیان و آشکار است. و یقینا به تیغ مجازات مسلمانان غیور از پای درخواهند آمد. چرا که، کسی که این چنین پیامبر را توهین و سب کند یقینا خونش هدر است و انشاء الله با جرأت مراجع و صدور حکم قتلشان، به زودی آن هتاکانِ مزدور، گرفتار مجازات خواهند شد، تا کسی دیگر، جرأت چنین عملی را به خود راه ندهند. ان شاء الله.

و نمی خواهم در اینجا فقط از دسیسه های دشمنان و صهیونیسم جهانی و سیاست های شیطانی آنها بگویم و دشنام دهم و لعنت کنم بر آنها و بر ابزارهای تبلیغاتی و اعوان و انصارشان، که لعنت خدا و رسول و جمیع ملائکه و مومنین بر آنهاست و بیش باد این لعنت ابدی و نزدیک باد عذاب دردناک برایشان.

که بسیارند کسانی که پرده از جنایات آنها و سیاست هاشان برداشته اند. کافی است یک جستجوی ساده در اینترنت انجام دهید تا ببینید که این پیروان شیاطین جن و انس چگونه در دنیا سیاست های شیطانی شان را دنبال می کنند و می کنند آنچه می کنند.

بلکه می خواهم در این مقال از ضعف خودمان که چه شده است که به این بلا مبتلا شده ایم بگویم:

***

چگونه است که دشمنان دیرینه اسلام در اوج اقتدار و سرافرازی این «امّ القرای اسلام» به یاد توهین به پیامبر اسلام افتاده اند؟ آیا کسانی که خود را در مقام سخنگویان خدا و دینش!! قرارداده اند و از همه امتیازات آن بهره مندند، آیا چهره دین حق و رسول او را با اعمال و رفتار خود به درستی و کمال نمایاندند؟ یا اینکه تصویر زشت و کریه آنان به عنوان چهره دین معرفی شد و آن چه که نباید؛ اتفاق افتاد؟ آیا زمانی که همه دنیا چشم به دهان ما دوخت تا اسلام و پیامبر خدا (ص) را از زبان ما بشناسد، آیا با زبان راستین و صالحانه مواجه شد یا ...؟

جهانیان پیشکش، در کشور خودمان چه؟ آیا «افت اخلاقی» موجود در جامعه و رشد «دین گریزی»، نتیجه مرور زمان است و سپری شدن دوره ی دینداری؟ یا پاسخی است به جنایت هایی که مدعیان در حق «اخلاق» کرده اند و بهره کشی هایی که از «دین» نموده اند؟ و آیا اینها همه نتیجه خالی شدن خزانه دینی نیست که از حساب آن بسیار خرج شده است تا عده ای ...؟

بارالها همه ما در پیش گاه سبحانت شرمنده ایم و روسیاه که مسلمانان زمانه ما بودیم و چنان شد. وا اسفاه! اما ای رحیم، اگر از ما کسی هر آنچه برعهده داشت انجام داد و به عمل آنان راضی نشد، او را از آنان منزه بدار و با آتش آنان مسوزان.

و آیا اگر مسلمانان روی زمین بایکدیگر متحد و یکپارچه بودند هرگز اینچنین می شد؟ آیا فضای چنین عمل قبیحی فراهم می گشت؟ یا جرأت آنرا کسی می یافت؟

حال واقعا باید به این پرسشها پاسخ داد. چگونه؟ اتحاد بر چه مبنا؟ از کجا باید شروع کرد؟ مشکل کدام است؟

و پاسخ آنکه،

آیا هیچ محوری برای اتحاد مسلمانان مهمتر و اصلی تر از قرآن هست؟

ولی متأسفانه همه فِـرَق مسلمانان جهان بدون استثنا قرآن را مهجور کرده اند و از آن جز رسم و خطش نمی دانند. خوب آنرا حفظ می کنند و با صدای خوش می خوانند و هر روزه مسابقات بین المللی برگزار می کنند. اما عالمان و اندیشمندانشان، یکی با تکیه بر کتب فرقه ای اش، و دیگری با افکار التقاطی و روشنفکر نمایانه اش؛ کتاب خدا را تعطیل کرده است. از حوزه های شیعی که کاری با قرآن ندارند تا دیگرانی که توقعی از آنها نیست.

کسانی که با تهمت «ظنی الدلالة» بودن قرآن را از کار انداخته اند، با کسانی این گونه به ساحت دین حمله می کنند، هر دو در صحرای قیامت مورد سوال اند چرا که هر دو اسباب اذیت و آزار رسول را فراهم کرده اند «إن الذین یؤذون الله ورسوله لعنهم الله فی الدنیا والآخرة وأعدّ لهم عذاباً مهیناً»

و تا زمانی که اوضاع و احوال اینچنین باشد، و اختلافات به این شکل باقی باشد هرگز راه برونرفتی وجود ندارد چرا که طبق آیه قرآن « وَلا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَأُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ : شبیه و مانند نباشید به کسانی که تفرقه و اختلاف کردند بعد از آنکه برای آنها [آیات] روشنگر آمد و همانها برایشان عذاب بزرگ است»

آری کسانی که بعد از هدایت و آیات بینات راه تفرقه پیش بگیرند هر چه بر سرشان بیاید از خودشان است.

کار به فرق دیگر نداریم. از خود شروع کنیم. چرا علمای شیعه با هم متحد نمی شوند و با محوریت و مبنای کتاب خدا، شور و مشورت را مبنای کار خود قرار نمی دهند و مکلفان را از این همه سردرگمی نجات نمی دهند؟ این خنده دار نیست که ده ها مرجع هر یک ساز خود را می زنند و امت اسلام اینگونه در اختلاف به سر می برد؟!

آیا کسی خبر دارد که بین علمای شیعه انجمن و تشکلی و تصمیم گیری جمعی و شورایی رسمی و واقعی وجود داشته باشد؟! ارتباطی در ابعاد مرجعیت نه دوستانه و احوالپرسانه و گاهی هم بحثک علمی برای خالی نبودن عریضه! که شاید دو عالم آن هم به علت دوستی و هم مباحثه بودن در دوران تحصیل هنوز رابطه ای با هم داشته باشند.

 چرا عامه مردم را با رساله ای واحد که حاصل شورای فقیهان، با محوریت قرآن است، پذیرا نیستند؟ و چرا بحث ها و حیات علمی و نقد و نظر ها و اختلافاتشان را برای جمع طلاب و فضلایشان و در فضای علمی ادامه نمی دهند و دکان ها را جمع نمی کنند؟

و آیا این خنده دار تر نیست که بشنویم امکان ندارد که علمای ما بتوانند چنین کاری کنند که هرکدام نظری دارند و اعلم اند و ...؟

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام هنگامی که اختلاف بین حکم دو قاضی را ملاحظه کرد و دید که ناصب آنها هردوی آنها را تأیید می کند خروشید و فرمود:

«أفَأمرهم اللّه تعالی بالاختلاف فاطاعوه؟ ام نهاهم عنه فعصوه؟ ام انزل اللّه دینا ناقصا فاستعان بهم علی اتمامه؟ ام کانوا شرکاه فلهم ان یقولوا و علیه ان یرضی؟ ام انزل اللّه سبحانه دینا تاما فقصر الرسول صلی اللّه علیه و آله عن تبلیغه و ادائه؟ و اللّه سبحانه یقول: «ما فرطنا فی الکتاب من شییء» و قال «فیه تبیان کل شیء» و ذکر ان الکتاب یصدق بعضه بعضا، و انه لا اختلاف فیه فقال سبحانه: «و لو کان من عند غیر اللّه لوجد وافیه اختلافاً کثیراً». و ان القران ظاهره انیق و باطنه عمیق. لا تفنی عجائبه و لا تکشف الظلمات الابه»

: «آیا خدای تعالی به اختلاف امر نموده و آنها اطاعتش کرده اند؟ یا آنها را از اختلاف نهی فرموده و آنها سرپیچی کرده اند؟ یا آنکه خدا دین را ناقص فرو فرستاده و برای تکمیلش از آنها کمک خواسته؟ یا اینکه اینها شریکان خدایند که هر چه خواهند بگویند و خدا بگفته آنها رضایت دهد؟ یا آنکه خدای سبحانه دینی کامل فرو فرستاده ولی پیغمبر (ص) در تبلیغش تقصیر نموده و کامل نرسانیده؟ در حالی که که خدای سبحان می گوید «ما در این کتاب از چیزی فروگذار ننموده ایم» و نیز فرموده است: «در آن بیان هرچیزی است» و متذکر شده که این کتاب، بعضی از آن بعض دیگرش را تصدیق می نماید و اینکه هیچگونه اختلافی در آن نیست. پس فرموده است: «اگر از جانب غیر خدا بود بی شک اختلافات بی شماری در آن می یافتید». به راستی قرآن ظاهرش آراسته و پیراسته و باطنش دریائی ژرف و عمیق است عجایبش فنا ناپذیر است، و تاریکی و ظلمت جز به آن برطرف نمیگردد».

آری این است سخن مولای متقیان و امام ما امیر مؤمنان. پس کسانی که این اختلاف را به رسمیت بشناسند مورد عتاب حضرت امیر خواهند بود.

آری، کسانی که بعد از آنکه آیات بینات برایشان آمده است، اختلاف کنند و کفران هدایت الهی را نمایند عذاب بزرگی در انتظارشان است. قسمتی در دنیا و اصل آن در آخرت.

آری، دست برداریم از اینکه همه چیز را به گردن دشمنان بیندازیم و قبل از آنکه روز حساب فرار رسد خود را محاسبه کنیم. که «حاسبوا قبل از تحاسبوا» تا ببینیم که چه می کنیم و چه کرده ایم که اینچنین شده ایم و با سردادن چند شعار و چند فریادی که تا چند متر بیشتر نمی رود وجدان خود را آسوده نکنیم. فتأمل.

***

و در آخر خطاب به مؤمنان راستین و پیروان حقیقی رسول خاتم و امیرالمؤمنین و معصومان محمدی (صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین)، جهت التیام قلب زخم دیده شان از این وقایع موحش، آیات ذیل را متذکر می شویم، که با ظهور منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر ارواح العالمین له الفداء محقق خواهد شد:

﴿یریدوُنَ لِیطفِئـُوا نورَ اللّهِ بِأفواهِهِم و اللّهُ مُتِمُّ نورِهِ وَ لَو کَرِهَ الکافرونَ،
هُوَ الّذی أرسَلَ رَسولَهُ بِالهـُدی و دینِ الحَقِّ لِیـُظهِرَهُ علی الدّینِ کـُلِّهِ
وَ لَو کَرِهَ المـُشرِکوُنَ
(صف/٨و۹).

﴿وَ نُریدُ أن نَّمُنَّ عَلَى الّذینَ استُضعِفُوا فِی الأرضِ وَ نَجعَلَهُم أئِمَةً
وَ نَجعَلَهُمُ الوَارِثین
(قصص/۵)


برچسب ها : انقلاب قرآنی
باید خالص ترین اوقات و بهترین حالات برای مطالعه قرآن باشد
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

... «واتقوا الله ویعلمکم الله»، مخاطب کیست؟ مخاطب در بُعد محوری و اصلی کسانی هستند که با قرآن رابطه دارند. کسانی که با این کتاب بزرگِ بی نظیرِ پایانیِ وحیانی، رابطه صادقانه و راستا در کل ابعاد دارند: «واتقوا الله و یعلمکم الله». از نتایج تقوی الله بر مبنای قرآن «ویعلمکم الله» است. علمتان افزون می شود. افزون شدن تقوا، علم را افزون می کند.

خوب، حالا، ما در قرآن، دو جنبه با خدا داریم.

خدا وحیِ خالصِ بی نظیرِ پایانیِ شاملِ کامل اش را به ارزانی، بر محمدش نازل کرده است صلوات الله علیه وآله. و آن حضرت به ما القا فرموده... محضر قرآن محضری است که از چند جهت باید گرامی داشت:

یک: خدا با ما سخن می گوید
دو: ما با خدا سخن می گوییم با لفظ ربانی.

مثلا سوره حمد «بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین، الرحمن الرحیم، مالک یوم الدین». اینها سخنان خداست که به ما یاد داده است در برابر او اعتراف کنیم. بَعد «ایاک نعبد و ایاک نستعین» همه اش کلام خداست، منتها کلام خدا قرآن، دو گونه است. یک گونه این است که خدا با ما سخن می گوید، یک گونه است که به ما یاد می دهد چگونه صحبت کنیم. همین طرز سخن گفتن در مهم ترین محضر های ربانی، سوره مبارکه حمد است. بنابرین، در این دو محور، و در این دو جانب، باید که خالص ترین اوقات، بهترین حالات، شادکامی ترین روحانیتِ انسانیت مان بر مبنای ایمان، باید که برای مطالعه قرآن باشد. نه مطالعه مکاسب را رسائل را کفایه را چه و چه را مقدم بداریم، قرآن را هم فقط برای ثواب بخوانیم. آن هم نخوانیم بعضا.

یکی از معممین، که نمی گویم از علما، می گفت که من آنقدر کار علمی ام زیاد بوده و هست که فرصت نکردم لای قرآن را باز کنم!!

این کفر علمی هست یا نه؟ الحاد علمی است. ملحد علمی با عمامه بزرگ و ریش دراز، هشتاد سانت، لای قرآن را باز نکرده است. به فرموده علامه طباطبایی، به فرموده امام که هردو فرموده اند به انحای گوناگون: ای دانشگاه ها، ای حوزه های علمیه، ای دانشوران، ای مفکران، ای متدبران، ای جویندگان حق، تمام علومتان را بر مبنای قرآن قرار بدهید. موحد باشید، در بُعد ذات الوهیت، صفات الوهیت، افعال الوهیت، موحد شوید در کتاب ربانیِ وحیانیِ آخرین که قرآن است...

بنابرین ما در محضر قرآن باید که تمام حواسّ چهار تا از پنچ تا مان: لسان و حس و سمع و بصر، منهای ذوق (ذائقه)، و تمام احساسات و درکهای درونی مان را، در هفت مرحله، با مراتبش که «ولکلٍ درجاتٌ مما عملوا» ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن فوق قسمتی از درس تفسیر موضوعی قرآن کریم، جلسه بسیار جالب و جذاب سوم است، توسط مرحوم آیت الله صادقی تهرانی«قدس الله تربته الزّکیّة».

دعوت می کنیم که دوستان عزیز حتماً متن کامل درس به همراه فایل صوتی آن را در لینک زیر ملاحظه بفرمایید:

تفسیر موضوعی قرآن توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره)، جلسه سوم

برای دریافت فایل صوتی درس تفسیر به لینک فوق مراجعه کنید


برچسب ها : دروس تفسیری
میانمار، نسل کشی مسلمانان در سکوت
ارسال در تاريخ یکشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

مَن سَمِعَ مُنادیا یُنادی یا للمسلمین فلم یَجبه فلیسَ بِمُسلم

کسی که بشنود ندا کننده ای فریاد می زند ای مسلمانان،
و پاسخی ندهد مسلمان نیست

در کمال تأسف شاهدیم که ظلمی عظیم بر مردم، به ویژه مسلمانان میانمار می شود و این فاجعه در سکوت جهانیان همچمنان ادامه دارد.

یاران قرآنی و مسلمانان موحد و انسان های پاک فطرت نمی توانند در مقابل این جریان سکوت کنند.

جهت اطلاع بیشتر از اوضاع و احوال مسلمانان میانمار به این پایگاه مراجعه کنید:

برای مستضعفین میانمار
http://iran4myanmar.ir/

بولتن خبری مشروح از اوضاع میانمار
pdf (2.5 MB)

بروشوری کوتاه: در میانمار چه خبر است؟
zip file (717 KB)

به نقل از پایگاه «برای مستضعفین میانمار» به همت دانشجویان ایرانی مقیم هلند هفته آینده تجمع اعتراض آمیزی در اعتراض به فجایع انسانی رخ داده درخصوص مسلمان میانماردر شهر لاهه (پایتخت سیاسی هلند) برگزار خواهد گردید.

همراه با این تجمع، یک دادخواست بین المللی نیز تهیه شده است که قرار است پس از جمع آوری امضا به حد کافی، به نهادهای ذیربط ارسال و نتایج آن پیگیری گردد.

لذا دعوت می کنیم این دادخواست را امضا نموده و آنرا به سایر دوستانتان اطلاع رسانی نمایید تا إن شاء الله موجب رضای خدای سبحان، و شادی قلب غمخوار یتیمان، امیر مؤمنان، علی علیه السّلام، شویم:

دست از خشونت علیه مسلمانان میانمار بردارید
دست از خشونت علیه مسلمانان میانمار بردارید

http://www.ipetitions.com/petition/stop-violence-against-muslim-minority-in-myanmar/


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی
تفسیر کردن قرآن کفر علمی است!
ارسال در تاريخ شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

تذکر:

«و لقد یسّرنا القرآن للذکر، فهل من مدکر». «ذکری لمن کان له قلب». «ذکری» یادواره است. قرآن یادواره ای است معصوم، معصومانه ترین یادواره ها در میان کل یادواره های وحیانی، در کل زمانها و زمینهای تکلیفی.

چطور این یاد واره ظنی است؟! چطور مجهول است؟ چطور نامفهوم است؟ من چه عرض کنم؟ بدترین خیانتی که مخصوصا شرعمداران ما احیانا به قرآن کرده اند، ظنی الدلالة قمداد کردن قرآن است. من در کتاب غوص فی البحار نوشته ام: و القول القرآن ظنّی الدلالة، قطعی الحماقة.

حالا. تذکر از «ذکری» بودن قرآن است. تذکر یاد کردن، بوسیله چیه؟ بوسیله یادواره. قرآن آن چنان یادواره ای است که برای کل مکلفان دارای هر زبانی باشند تذکر است. یعنی غفلت ها را، نادانی ها را، نافهمی ها را، بی راهی ها را، بی حالی ها را، نفی انسانیت را به طور کلی، از بین می برد و اثبات می کند انسانیتِ در بعدِ اعلایِ وحیانی را. مخصوصا در بعد علمی که عرض کردیم «واعتصموا بحبل الله جمیعا». حداقل ما می توانیم عصمت و نگهبانی صد در صد علمی را در بعد نصوص و ظواهر مستقر قرآنی بدست بیاوریم...

تدبّر:

تدبر یعنی پشت هم اندازی، باید برای فهم مطالب قرآنی، فهم بیشتر، کاملتر، متکاملتر، باید که آیات را به مناسبت یکدیگر، پشت هم قرار دادن. اگر در یک موضوعی انسان گیر است، آیات مربوط به موضوع را پشت هم به ترتیب قرار دهد که منتج به نتیجه شود.

«أفلا یتدبرون القرآن، ولو کان من عند غیر الله، لوجدوا فیه اختلاف کثیرا» از جمله ادله وحیانی بودن قرآن این است که اگر «من عند غیر الله» بود، اختلاف زیاد داشت. نمی فرماید کم داشت. چون غیر الله در علم مطلق نیستند، در علم، در حکمت، در معارف، در احاطه لفظی، احاطه ادبی، مطلق نیستند، متدرج اند، چون غیر الله متدرج در کمال اند، و کمالِ مطلق نیستند، بنابرین حرفهایشان هم کمال مطلق نیست، گاه متضاد است، گاه متناقض است.

این آیات که بر قلب نبی امی صلوات الله علیه نازل شد، نبی ای که هرگز پهلوی کسی درس نخوانده، در جنگ، در صلح، گرفتاری، راحتی، در حالت فرار، در حالت قرار، در کل حالات متضاد، چون، انسان غیر خدا، در حالات متضاد، متضاد فکر می کند، در حالات متکامل، متکامل فکر می کند، در حالت متناقض، متناقض فکر می کند، ولو بزرگترین علما باشد.

حالا، این قرآن که در زمان بیست و سه سال بر پیغمبر نازل شد، در جنگ و صلح و حالات و متضاد و ناآرامی و آرامش و جنگ و صلح، یکسان است، در لفظ و در معنا. اختلاف نه در لفظ دارد، نه در معنا دارد، نه در هیچ جهتی از جهات، بنابرین این ربانی است. چون رب است که مطلق است. مربوبین که مطلق نیستند، غیر مطلق، هرچه باشد، هر که باشد، هر منطقی باشد حداقل اختلاف تکاملی دارد.

عرض می شود که خوب اینها، مراحلی است که از برای استفسار از قرآن، و نه تفسیر قرآن، استفسار است، دیروز عرض کردم، ما تفسیر خود باید بکنیم، خود را تفسیر کنیم، خود را نجات بدهیم، از افکار غلط، افکار غیر مطلق، افکاری که احیاناً غلط دارد، خود را نجات دهیم، و با ابزار درونیِ صحیحِ خودی و قرآنی، قرآن را استفسار کنیم، بپرسیم، نه اینکه تفسیر کنیم.

چون تفسیر کردن خودش کفر علمی است. تفسیر قرآن کردن به این معناست که، قرآن مجهول است، غبار دارد، حجاب دارد آیاتش، مفهوم نیست، ظنی است، چون ظنی است، چون محتمل است، چون ایراد دارد، ما از خودمان بگذاریم! از خود روی قرآن گذاشتن یعنی از خود به خدا دادن، خدا نیازمند است!؟ آیا خدا نیازمند است که ما به خدا خدایی بدهیم؟!

قرآن نیازمند در تذکیر و در تفهیم و در روشن بیان بودن نیست. ما باید خود را از تاریکی های خود بینی و خود راهی و خود خواهی و تسلسل خواطر این و آن نجات بدهیم. کسانی که می گویند ممکن نیست، این حرفشان ممکن نیست...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن فوق قسمتی از جلسه دوم درس تفسیر موضوعی قرآن است که مرحوم آیت الله صادقی تهرانی«قدس الله تربته الزّکیّة» آن را ایراد فرموده اند. دوستان عزیز می توانند متن کامل را به همراه فایل صوتی در این آدرس ملاحظه بفرمایند:

تفسیر موضوعی قرآن توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره)، جلسه دوم

برای دریافت فایل صوتی درس تفسیر به لینک فوق مراجعه کنید


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،دروس تفسیری ،دانلودها
ما وظیفه داریم از قرآن عصمت بگیریم!
ارسال در تاريخ پنجشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

اولین روز است که بعد از ماه مبارک رمضان بحث قرآنی را آغاز می کنیم.

این بحث موضوعی است و نه تسلسلی. قبلاً مقدماتی را باید حضور برادران عرض کنیم و بعداً مشغول تفسیر موضوعی بشویم.

اصولاً هر گوینده ای و هر کتابی که در برابر انسان قرار می گیرد، موقعیت آن گوینده و کتاب، شخصیتش، علمش، عدالتش، عصمتش، مراتب عصمتش مدخلیت کامل دارد در مقدار دقت، کوشش، کاوش و بررسی در مطالب او.

گاهی اوقات انسان باید دو بررسی کند چون گوینده معصوم نیست، اشتباه می کند، خطا می رود و درست و نادرستش مخلوط است، باید دقت کرد درست را پذیرفت و نادرست را رد کرد.

لکن اگر ما در برابر کتاب وحیانی قرار گرفتیم، آن هم وحی صد در صد، آن هم وحی کلی که قرآن است، که شامل و حامل تمام وحی های ربانی است، از آغاز تلکیف انسان تا انقراض عالم، و خدا بر مبنای رحیمیت کامله و شامله اش، هر آنچه را ما نیازمندیم از علوم، معارف، عقاید، اخلاق، اعمال، فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، همه را بیان فرموده، گرچه در جزییات زیاد وارد نشده، اما کلیاتی را قرآن القا فرموده، و در حقیقت قرآن خلاصه ای است از کل وحی های ربانی.

...

آیا عصمت در انحصار معصومین نیست؟ چرا.

آیا ما وظیفه داریم از قرآن عصمت بگیریم یا نه؟ آری وظیفه داریم.

لکن عصمت دارای سه بعد است: بعد علمی، عقیدتی، عملی. جمع مثلث عصمت علمی و عقیدتی و عملی در انحصار معصومین محمدی صلوات الله علیهم اجمعین است.

آیا پله اول عصمت یعنی عصمت علمی، که مقدمه است از برای عدالت و طهارت معنویِ عقیدتی و اخلاقی و عملی برای ما امکان دارد یا نه؟ بله. مورد امر است. مثلا در سوره آل عمران می فرماید: «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» امر است. امر به دریافت عصمت است. اعصموا نیست، اعتصموا.

اعصموا یعنی عصمت گرفتن. اعتصموا باب افتعال یعنی با کوشش، کاوش، بینش، دقت، و آنچه را که عرض کردیم تلاوت، ترتیل و تذکر، تدبر و .. با بررسی کامل، با بی حجاب شدن قرآن را بی حجاب بفهمیم، با کنار زدن گرد و غبارهای غیر مطلق، قرآن را ببوئیم و دقیق دریافت کنیم.

...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن فوق قسمتی از جلسه درس تفسیر موضوعی قرآن است که مرحوم آیت الله صادقی تهرانی«قدس الله تربته الزّکیّة» آن را ایراد فرموده اند. دوستان عزیز می توانند متن کامل را به همراه فایل صوتی در این آدرس ملاحظه بفرمایند:

تفسیر موضوعی قرآن توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره)، جلسه اول

برای دریافت فایل صوتی درس تفسیر به لینک فوق مراجعه کنید


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،دانلودها ،دروس تفسیری

رسولان - برترین مرجع دانلود آثار آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی
درباره سایت:
آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی

در طول چهارده قرن گذشته همواره قرآن، کنار گذاشته شده و مظلوم بوده است و عالمان دینی کمتر قرآن را محور کار خویش قرار داده اند.

در این میان آیة الله صادقی تهرانی«ره»، از معدود فقیهانی بوده است که کتاب خدا را در همه ابعاد محور اصلی کار خود قرار داده و روایات را نیز در صورت تطابق یا عدم مغایرت با کلام خدا پذیرفته نه صرفا بر مبنای علم رجال و حدیث و...

ایشان بیان کننده فقه گویا در برابر فقه سنتی و فقه پویا می باشند.

این فقه قرآن محور، همان روش معصومان محمدی علیهم السلام می باشد که برمبنای روایات فوق حد تواتر، بر همه مسلمین نیز عمل به آن واجب است.

در این سایت از مبانی، افکار، فتاوای فقهی، زندگینامه و احیانا خبرهای مربوط به صاحب تفسیر شریف الفرقان خواهیم نوشت.

إن شاء الله

...