خانه عناوین سایت بانک مقالات «جلسات درس تفسیر موضوعی»

آیا توهین به پیامبر اکرم (ص) حاصل مسلمانی ما نیست ؟!
ارسال در تاريخ جمعه ٢٤ شهریور ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

﴿وَلا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ
و أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ
(آل عمران،۱۰۵)

آیا توهین به پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) حاصل مسلمانی ما نیست ؟!

چقدر سخت و اسفناک است دیدن و نظاره گر بودن توهین های پی در پی به پاک ترین و نورانی ترین و والاترین قله های بشریت.

آیا مگر نه این است که اگر هر مسلمانی در دنیا یک سطل آب روی اسرائیل بریزد، آن را آب می برد؟ پس چه شده است که هم اینک مقدسات ما را آب و لجن دشمنان با خود می برد؟ شاید آنها هم فهمیده اند که اگر هر کدامشان یک سطل آب یا لجن روی ما بریزند ما را نیز آب می برد. یک روز کاریکاتور، یک روز توهین به قرآن کریم، یک روز به امامان معصوم (علیهم السلام)، و امروز باز هم به ساحت مقدس اشرف الخلائق و سید المرسلین محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلم).

دشمنان همیشه در طول تاریخ بوده اند اما امروز توان این را یافته اند که اینگونه گستاخانه زبان دراز کنند و از چیزی هم بیمی نداشته باشند و حتی نگران بدنامی خود نیز نباشند. به راستی آیا این توهین ها محصول «کِشش» دینداران است یا «کوشش» دین ستیزان؟ آیا اینها محصول آزمایشگاه های غرب است و دانشگاه های اروپا و آمریکا؟ یا محصول همین منابر تبلیغی خودمان؟

اگر کسی بیمار شود آیا باید میکروب ها را سرزنش کرد یا خودش را که از بدن خود مراقبت نکرده و آنقدر آلوده و ضعیف شده که عوامل بیماری بر او غلبه یافته اند؟ عوامل بیماری همیشه اطراف ما هستند، اما کسی که قوی باشد و اصول را رعابت کند و از راه درست سلامتی پیروی کند هرگز بیماری به او راه پیدا نمی کند.

نمی خواهم در اینجا تنها، این عمل آنان را محکوم کنم، که محکومیت آنان نه تنها بین مسلمین بلکه در محکمه فطرت انسانی همه جهانیان عیان و آشکار است. و یقینا به تیغ مجازات مسلمانان غیور از پای درخواهند آمد. چرا که، کسی که این چنین پیامبر را توهین و سب کند یقینا خونش هدر است و انشاء الله با جرأت مراجع و صدور حکم قتلشان، به زودی آن هتاکانِ مزدور، گرفتار مجازات خواهند شد، تا کسی دیگر، جرأت چنین عملی را به خود راه ندهند. ان شاء الله.

و نمی خواهم در اینجا فقط از دسیسه های دشمنان و صهیونیسم جهانی و سیاست های شیطانی آنها بگویم و دشنام دهم و لعنت کنم بر آنها و بر ابزارهای تبلیغاتی و اعوان و انصارشان، که لعنت خدا و رسول و جمیع ملائکه و مومنین بر آنهاست و بیش باد این لعنت ابدی و نزدیک باد عذاب دردناک برایشان.

که بسیارند کسانی که پرده از جنایات آنها و سیاست هاشان برداشته اند. کافی است یک جستجوی ساده در اینترنت انجام دهید تا ببینید که این پیروان شیاطین جن و انس چگونه در دنیا سیاست های شیطانی شان را دنبال می کنند و می کنند آنچه می کنند.

بلکه می خواهم در این مقال از ضعف خودمان که چه شده است که به این بلا مبتلا شده ایم بگویم:

***

چگونه است که دشمنان دیرینه اسلام در اوج اقتدار و سرافرازی این «امّ القرای اسلام» به یاد توهین به پیامبر اسلام افتاده اند؟ آیا کسانی که خود را در مقام سخنگویان خدا و دینش!! قرارداده اند و از همه امتیازات آن بهره مندند، آیا چهره دین حق و رسول او را با اعمال و رفتار خود به درستی و کمال نمایاندند؟ یا اینکه تصویر زشت و کریه آنان به عنوان چهره دین معرفی شد و آن چه که نباید؛ اتفاق افتاد؟ آیا زمانی که همه دنیا چشم به دهان ما دوخت تا اسلام و پیامبر خدا (ص) را از زبان ما بشناسد، آیا با زبان راستین و صالحانه مواجه شد یا ...؟

جهانیان پیشکش، در کشور خودمان چه؟ آیا «افت اخلاقی» موجود در جامعه و رشد «دین گریزی»، نتیجه مرور زمان است و سپری شدن دوره ی دینداری؟ یا پاسخی است به جنایت هایی که مدعیان در حق «اخلاق» کرده اند و بهره کشی هایی که از «دین» نموده اند؟ و آیا اینها همه نتیجه خالی شدن خزانه دینی نیست که از حساب آن بسیار خرج شده است تا عده ای ...؟

بارالها همه ما در پیش گاه سبحانت شرمنده ایم و روسیاه که مسلمانان زمانه ما بودیم و چنان شد. وا اسفاه! اما ای رحیم، اگر از ما کسی هر آنچه برعهده داشت انجام داد و به عمل آنان راضی نشد، او را از آنان منزه بدار و با آتش آنان مسوزان.

و آیا اگر مسلمانان روی زمین بایکدیگر متحد و یکپارچه بودند هرگز اینچنین می شد؟ آیا فضای چنین عمل قبیحی فراهم می گشت؟ یا جرأت آنرا کسی می یافت؟

حال واقعا باید به این پرسشها پاسخ داد. چگونه؟ اتحاد بر چه مبنا؟ از کجا باید شروع کرد؟ مشکل کدام است؟

و پاسخ آنکه،

آیا هیچ محوری برای اتحاد مسلمانان مهمتر و اصلی تر از قرآن هست؟

ولی متأسفانه همه فِـرَق مسلمانان جهان بدون استثنا قرآن را مهجور کرده اند و از آن جز رسم و خطش نمی دانند. خوب آنرا حفظ می کنند و با صدای خوش می خوانند و هر روزه مسابقات بین المللی برگزار می کنند. اما عالمان و اندیشمندانشان، یکی با تکیه بر کتب فرقه ای اش، و دیگری با افکار التقاطی و روشنفکر نمایانه اش؛ کتاب خدا را تعطیل کرده است. از حوزه های شیعی که کاری با قرآن ندارند تا دیگرانی که توقعی از آنها نیست.

کسانی که با تهمت «ظنی الدلالة» بودن قرآن را از کار انداخته اند، با کسانی این گونه به ساحت دین حمله می کنند، هر دو در صحرای قیامت مورد سوال اند چرا که هر دو اسباب اذیت و آزار رسول را فراهم کرده اند «إن الذین یؤذون الله ورسوله لعنهم الله فی الدنیا والآخرة وأعدّ لهم عذاباً مهیناً»

و تا زمانی که اوضاع و احوال اینچنین باشد، و اختلافات به این شکل باقی باشد هرگز راه برونرفتی وجود ندارد چرا که طبق آیه قرآن « وَلا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَأُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ : شبیه و مانند نباشید به کسانی که تفرقه و اختلاف کردند بعد از آنکه برای آنها [آیات] روشنگر آمد و همانها برایشان عذاب بزرگ است»

آری کسانی که بعد از هدایت و آیات بینات راه تفرقه پیش بگیرند هر چه بر سرشان بیاید از خودشان است.

کار به فرق دیگر نداریم. از خود شروع کنیم. چرا علمای شیعه با هم متحد نمی شوند و با محوریت و مبنای کتاب خدا، شور و مشورت را مبنای کار خود قرار نمی دهند و مکلفان را از این همه سردرگمی نجات نمی دهند؟ این خنده دار نیست که ده ها مرجع هر یک ساز خود را می زنند و امت اسلام اینگونه در اختلاف به سر می برد؟!

آیا کسی خبر دارد که بین علمای شیعه انجمن و تشکلی و تصمیم گیری جمعی و شورایی رسمی و واقعی وجود داشته باشد؟! ارتباطی در ابعاد مرجعیت نه دوستانه و احوالپرسانه و گاهی هم بحثک علمی برای خالی نبودن عریضه! که شاید دو عالم آن هم به علت دوستی و هم مباحثه بودن در دوران تحصیل هنوز رابطه ای با هم داشته باشند.

 چرا عامه مردم را با رساله ای واحد که حاصل شورای فقیهان، با محوریت قرآن است، پذیرا نیستند؟ و چرا بحث ها و حیات علمی و نقد و نظر ها و اختلافاتشان را برای جمع طلاب و فضلایشان و در فضای علمی ادامه نمی دهند و دکان ها را جمع نمی کنند؟

و آیا این خنده دار تر نیست که بشنویم امکان ندارد که علمای ما بتوانند چنین کاری کنند که هرکدام نظری دارند و اعلم اند و ...؟

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام هنگامی که اختلاف بین حکم دو قاضی را ملاحظه کرد و دید که ناصب آنها هردوی آنها را تأیید می کند خروشید و فرمود:

«أفَأمرهم اللّه تعالی بالاختلاف فاطاعوه؟ ام نهاهم عنه فعصوه؟ ام انزل اللّه دینا ناقصا فاستعان بهم علی اتمامه؟ ام کانوا شرکاه فلهم ان یقولوا و علیه ان یرضی؟ ام انزل اللّه سبحانه دینا تاما فقصر الرسول صلی اللّه علیه و آله عن تبلیغه و ادائه؟ و اللّه سبحانه یقول: «ما فرطنا فی الکتاب من شییء» و قال «فیه تبیان کل شیء» و ذکر ان الکتاب یصدق بعضه بعضا، و انه لا اختلاف فیه فقال سبحانه: «و لو کان من عند غیر اللّه لوجد وافیه اختلافاً کثیراً». و ان القران ظاهره انیق و باطنه عمیق. لا تفنی عجائبه و لا تکشف الظلمات الابه»

: «آیا خدای تعالی به اختلاف امر نموده و آنها اطاعتش کرده اند؟ یا آنها را از اختلاف نهی فرموده و آنها سرپیچی کرده اند؟ یا آنکه خدا دین را ناقص فرو فرستاده و برای تکمیلش از آنها کمک خواسته؟ یا اینکه اینها شریکان خدایند که هر چه خواهند بگویند و خدا بگفته آنها رضایت دهد؟ یا آنکه خدای سبحانه دینی کامل فرو فرستاده ولی پیغمبر (ص) در تبلیغش تقصیر نموده و کامل نرسانیده؟ در حالی که که خدای سبحان می گوید «ما در این کتاب از چیزی فروگذار ننموده ایم» و نیز فرموده است: «در آن بیان هرچیزی است» و متذکر شده که این کتاب، بعضی از آن بعض دیگرش را تصدیق می نماید و اینکه هیچگونه اختلافی در آن نیست. پس فرموده است: «اگر از جانب غیر خدا بود بی شک اختلافات بی شماری در آن می یافتید». به راستی قرآن ظاهرش آراسته و پیراسته و باطنش دریائی ژرف و عمیق است عجایبش فنا ناپذیر است، و تاریکی و ظلمت جز به آن برطرف نمیگردد».

آری این است سخن مولای متقیان و امام ما امیر مؤمنان. پس کسانی که این اختلاف را به رسمیت بشناسند مورد عتاب حضرت امیر خواهند بود.

آری، کسانی که بعد از آنکه آیات بینات برایشان آمده است، اختلاف کنند و کفران هدایت الهی را نمایند عذاب بزرگی در انتظارشان است. قسمتی در دنیا و اصل آن در آخرت.

آری، دست برداریم از اینکه همه چیز را به گردن دشمنان بیندازیم و قبل از آنکه روز حساب فرار رسد خود را محاسبه کنیم. که «حاسبوا قبل از تحاسبوا» تا ببینیم که چه می کنیم و چه کرده ایم که اینچنین شده ایم و با سردادن چند شعار و چند فریادی که تا چند متر بیشتر نمی رود وجدان خود را آسوده نکنیم. فتأمل.

***

و در آخر خطاب به مؤمنان راستین و پیروان حقیقی رسول خاتم و امیرالمؤمنین و معصومان محمدی (صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین)، جهت التیام قلب زخم دیده شان از این وقایع موحش، آیات ذیل را متذکر می شویم، که با ظهور منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر ارواح العالمین له الفداء محقق خواهد شد:

﴿یریدوُنَ لِیطفِئـُوا نورَ اللّهِ بِأفواهِهِم و اللّهُ مُتِمُّ نورِهِ وَ لَو کَرِهَ الکافرونَ،
هُوَ الّذی أرسَلَ رَسولَهُ بِالهـُدی و دینِ الحَقِّ لِیـُظهِرَهُ علی الدّینِ کـُلِّهِ
وَ لَو کَرِهَ المـُشرِکوُنَ
(صف/٨و۹).

﴿وَ نُریدُ أن نَّمُنَّ عَلَى الّذینَ استُضعِفُوا فِی الأرضِ وَ نَجعَلَهُم أئِمَةً
وَ نَجعَلَهُمُ الوَارِثین
(قصص/۵)


برچسب ها : انقلاب قرآنی

رسولان - برترین مرجع دانلود آثار آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی
درباره سایت:
آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی

در طول چهارده قرن گذشته همواره قرآن، کنار گذاشته شده و مظلوم بوده است و عالمان دینی کمتر قرآن را محور کار خویش قرار داده اند.

در این میان آیة الله صادقی تهرانی«ره»، از معدود فقیهانی بوده است که کتاب خدا را در همه ابعاد محور اصلی کار خود قرار داده و روایات را نیز در صورت تطابق یا عدم مغایرت با کلام خدا پذیرفته نه صرفا بر مبنای علم رجال و حدیث و...

ایشان بیان کننده فقه گویا در برابر فقه سنتی و فقه پویا می باشند.

این فقه قرآن محور، همان روش معصومان محمدی علیهم السلام می باشد که برمبنای روایات فوق حد تواتر، بر همه مسلمین نیز عمل به آن واجب است.

در این سایت از مبانی، افکار، فتاوای فقهی، زندگینامه و احیانا خبرهای مربوط به صاحب تفسیر شریف الفرقان خواهیم نوشت.

إن شاء الله

...