خانه عناوین سایت بانک مقالات «جلسات درس تفسیر موضوعی»

احکام ماه مبارک رمضان + مطلبی نو در تشخیص اول ماه قمری
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩٦ توسط سید صابر

« بسم الله الرحمن الرحیم »

عرض سلام و ادب خدمت خوانندگان عزیز

ضمن تبریک فرارسیدن ماه ضیافت الله، بر همه مؤمنان طبق سنوات گذشته قصد داریم مطالب و نکات مورد نیاز در این ماه مبارک را خدمت دوستان تقدیم کنیم.

در لینک «احکام روزه در بیان آیت الله العظمی صادقی تهرانی(ره)» می توانید عناوین ذیل را مطالعه بنمایید:

  • سن تکلیف برای روزه
  • روزه مسافر
  • مبطل نبودن آشامیدن آب و استعمال دخانیات در حالت اضطرار
  • کارهایی که موجب باطل شدن روزه می شوند و یا حرام اند
  • جواز باقی ماندن بر جنابت تا اذان صبح
  • مبطل نبودن دود و غبار غلیظی که به حلق می رسند
  • کفاره ی روزه

و نیز در لینک «احکام رویت هلال، زکات فطره یا فطریه، کفاره و نماز عید فطر» نیز عناوین ذیل قابل دسترسی است:

  • رؤیت هلال ماه نو و احکام آن
  • زکات فطره یا فطریه
  • کفاره نگرفتن روزه
  • نماز عید سعید فطر

و جهت اطلاع عزیزان لینک کلیه مطالبی که تاکنون راجع به ماه مبارک رمضان و نیز درباره عید سعید فطر و احکام مروبوطه منتشر کرده ایم را خدمت شما تقدیم می کنیم:


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت۱ :
«بحثی نو پیرامون ملاک تشخیص اول ماه قمری»: امسال قصد داریم مطلب تحقیقی جدیدی را خدمت پژوهشگران قرآنی تقدیم کنیم. در ابتدا و برای مقدمه اولین عبارات رساله توضیح المسائل نوین آیت الله صادقی تهرانی(ره) را برای عزیزان متذکر می گردم:

«اجتهاد و تقلید مسائل شرعیه چند قسم است: الف) عقاید اصلى: اصول دین، که خود اجتهادى و به دوگونه است: 1- نوعى که به گونه اى خودکفا خودتان آن ها را با دلیل هایشان مى دانید و بدان ها قانعید. 2- نوعى دیگر که با پرسش از شرعمداران با ادله ى قانع کننده به آن ها در حد توان و امکانتان قانع مى شوید. ب) احکام فرعى که این نیز بر دو قسم است: 1- احکامى که هم چون عقاید نیازمند به دلایل قانع کننده است. 2- احکامى که در هرصورت یا باید درباره ى آن ها اجتهاد خودى و یا غیرى کرد. و یا در صورت عدم توان اجتهاد نوبت به احتیاط یا تقلید مى رسد. مسائل اجتهاد و تقلید و احتیاط، و تقلید اعلم از قبیل مسأله ی اخیرند که تقلید بى دلیل در آن ها باطل است».

لذا طبق مبنای فوق ما وظیفه داریم که ادله قانع کننده راجع به احکام را در حد توان استماع نماییم و در صورت اقناع شدن بدان عمل نماییم.

بعد از مقدمه فوق نوبت به طرح بحث می باشد که می توانید آن را در لینک ذیل دنبال نمایید:

«آیا رؤیت هلال ماه نو با چشم مسلح برای اثبات اول ماه قمری حجبت دارد یا خیر؟»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت۲:
با توجه به بحث جدید فوق الذکر، اگر کسی نسبت به بحث بالا اقناع شد، به اطلاع می رسانیم با توجه به وضعیت نجومی، ممکن است ابتدای 🌙ماه مبارک رمضان 1438🌙 دیگر در روز شنبه 6 خرداد 1396 نباشد بلکه آغاز ماه مبارک روز یکشنبه 7 خرداد ماه 1396 باشد که منوط به رؤیت با چشم غیر مسلح است چون شرایط رؤیت در ایران با چشم غیر مسلح در غروب جمعه کمی دشوار می باشد و احتمال عدم رؤیت وجود دارد.
اما خوشبختانه در روز 💚عید سعید فطر💚 اختلافی نیست و هم عزیزانی که قائل به چشم مسلح هستند و هم آنهایی که نیستند در روز دوشنبه 5 تیرماه 1396 عید سعید فطر را جشن خواهند گرفت. إن شاء الله ولا حول ولا قوة الا بالله.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت۳: نقشه رؤیت پذیری هلال ماه مبارک رمضان 1438 در غروب روز جمعه 29 شعبان المعظم، 5 خرداد 1396:

وضعیت رؤیت هلال ماه رمضان 1438 در روز جمعه 5 خرداد 1396
برای بزرگ شدن تصویر روی آن کلیک کنید

توضیح رنگها:


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،اخبار و اطلاع رسانی
معرفی دو کانال قرآنی در تلگرام
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥ توسط سید صابر

« بسم الله الرحمن الرحیم »

عرض سلام و ادب خدمت خوانندگان عزیز

در اینجا تصمیم گرفتیم که دو کانال و گروه قرآنی مفید را در تگرام خدمت شما عزیزان معرفی نماییم:

  1. کانال « عهد الله | انقلاب قرآنی »
  2. گروه «عرضه احادیث بر قرآن»
    • این گروه با هدف اشتراک مطالب قرآنی و حدیثی از طرف مدیر و محققان آن راه اندازی شده است تا به صورت عملی نحوه عرضه روایات بر قرآن در عصر غیبت را به نمایش بگذارد.
    • به این گروه بپیوندید!
    • .

توضیح آنکه کانال اول بیشتر بر نشر نظرات فقیه أعلم قرآنی آیت الله صادقی تهرانی تکیه دارد ولی گروه دوم تنها بر پاسخگویی به سؤالات بر مبنای قرآنی بدون استناد به نظرات هیچ شخصی شکل گرفته است و تنها بر پایه استدلال قرآن محور بنا گشته است.

__________________________
پی نوشت:

لب را به جز از مدح علی وا نکنی * با دشمن فاطمه مدارا نکنی
گر منتظر یوسف زهرا هستی * غیر از فرج از خدا تمنا نکنی
(سید مجتبی شجاع)

اللهم عجّل لولیک الفرج....


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،انقلاب قرآنی
ویرایش دوم کتاب «تبیان» در ردّ «شیخ حسن میلانی»
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٤ توسط سید صابر

«بسم الله وبالله والحمدللّـه»

ضمن تبریک ایّام ولادت صدّیقه کبرا، أمّ أبیها، فاطمة الزهراء سلام الله علیها

تقدیم می کنیم: ویرایش دوم کتاب تبیان برای دانلود آماده شد:

« تبیان »
«تحقیق روان در مبانی صحیح برداشت از قرآن»


(برای دانلود روی لینک فوق کلیک کنید)


در قالب ردّ جزوهٔ اعتراضی «شیخ حسن میلانی»
علیه «فقه گویای قرآنی» و «تفسیر قرآن به قرآن»

ویرایش دوم: زمستان 1393

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: با تشکر از همه دوستانی که ما را از نظرات خویش بهره مند نموده و خطاهای ما را به ما هدیه کردند. همچنان منتظر دریافت نظرات و پیشنهادات و البته انتقادات شما هستیم.


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،مقالات، نقد و مصاحبه ،انقلاب قرآنی ،دانلودها
سومین همایش بیداری قرآنی در تاریخ معاصر
ارسال در تاريخ یکشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۳ توسط سید صابر

 بسم الله الرحمن الرحیم

به نقل از «پایگاه اطلاع رسانی دفتر جامعه علوم القرآن» برگزاری

 «سومین همایش بیداری قرآنی در تاریخ معاصر»
را به اطلاع یاران قرآنی و جمیع قرآن پژوهان می رسانیم

اولین همایش «بیداری قرآنی در تاریخ معاصر» روز دوشنبه نهم بهمن ماه 1391 مصادف با شانزدهم ربیع‌الاول 1434 ه‍ .ق، در مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی تهران، و دومین همایش «بیداری قرآنی در تاریخ معاصر» روز پنج‌شنبه پانزدهم اسفندماه 1392 مصادف با چهارم ربیع‌الثانی 1435ه‍ .ق، رأس ساعت 9 صبح در دانشگاه مفید قم، با حضور جمع کثیری از محققان و اندیشمندان علوم قرآن، برگزار شد. و اکنون سومین همایش بیداری قرآنی، در سایة توجهات حضرت ولیّ‌عصر(عج) با حضور علماء، اسـاتید و دانش‌پژوهان حـوزه و دانشـگاه، با  رویکـرد پژوهـشی در بـررسی تفســیر قـرآن به قــرآن در تفســیر الفـرقــان، مورخ 14 اسفند ماه 1393 در سالن مرکز همایش های دفتر تبلیغات اسلامی قم برگزار میگردد.

این همایش با هدف بررسی تفسیر قرآن به قرآن برگزار و از اندیشمندان و محققان دعوت می‌گردد در موضوعات زیر مقالات خود را به نگارش درآورند:

الف: مباحث عام و نظری تفسیر قرآن به قرآن

  • مبانی و اصول تفسیر قرآن به قرآن
  • روش‌ها و رویکردها در تفسیر قرآن به قرآن
  • چیستی تفسیر قرآن به قرآن
  • همپوشی‌ها و تفاوت‌های تفسیر قرآن به قرآن و تفسیر موضوعی
  • سابقه تاریخی تفسیر قرآن به قرآن در عهد پیامبر گرامی
  • سابقه تاریخی تفسیر قرآن به قرآن در عهد صحابه
  • جایگاه تفسیر قرآن به قرآن در نگاه اهل‌بیت علیهم‌السلام
  • نمونه‌ای در بررسی روایات تفسیری: آمارها و نمودارها
  • سابقه تاریخی تفسیر قرآن به قرآن در عصر ائمه اطهار علیهم‌السلام
  • سابقه تاریخی تفسیر قرآن به قرآن در میان مفسران متقدم اهل سنت
  • سابقه تاریخی و سیر تطور تفسیر قرآن به قرآن در میان مفسران متقدم شیعه
  • تفسیر قرآن به قرآن و سیر تطور آن در میان مفسران معاصر اهل سنت
  • سنجش و مقایسه تفسیر قرآن به قرآن با تفسیر اثری
  • تلقی‌های گوناگون از تفسیر قرآن به قرآن
  • بررسی ادله موافقان روش تفسیر قرآن به قرآن

ب: مباحث خاص تفسیر قرآن به قرآن با محوریت تفسیر الفرقان در موضوعات و آیات

  • بررسی‌های تطبیقی تفسیر قرآن به قرآن در تفاسیر گوناگون
  • تفسیر قرآن به قرآن در میان مفسران معاصر اهل سنت
  • روش قرآن به قرآن در تفسیر القرآنی للقرآن عبدالکریم خطیب و مقایسه آن با تفسیر الفرقان
  • روش قرآن به قرآن در تفسیر اضواء البیان شنقیطی و مقایسه آن با تفسیر الفرقان
  • تفسیر قرآن به قرآن در میان مفسران معاصر شیعه
  • روش قرآن به قرآن در تفسیر المیزان و مقایسه آن با تفسیر الفرقان
  • بررسی ادله آیت‌الله صادقی در روش تفسیر قرآن به قرآن
  • بررسی ادله مخالفان روش تفسیر قرآن به قرآن
  • کارکرد روایات تفسیری در حوزه تفسیر قرآن
  • بررسی نقش تعبدی یا تعلیمی «روایات تفسیری ایضاح مفهومی» در تفسیر قرآن
  • موانع در تفسیر قرآن به قرآن
  • تأویل و تفسیر قرآن به قرآن

علاقمندان می توانند با ارسال مقالات خود در هر یک از زمینه های تعیین شده، نسبت به گرامیداشت قرآن، فقه و اندیشه قرآنی، و نیز معرفی جایگاه فقیه قرآنی در این نهضت ارزشمند در عصر غیبت کبری، اقدام نمایند.

برای اطلاع کامل و مشاهده پوستر همایش؛ کلیک کنید!


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،انقلاب قرآنی ،مقالات، نقد و مصاحبه
تبیان، ردّ جزوه اعتراضی «شیخ حسن میلانی»
ارسال در تاريخ شنبه ۳ آبان ۱۳٩۳ توسط سید صابر

«بسم الله وبالله والحمدللّـه»

دانلود کتاب:

 « تبیان » (ویرایش اول)
«تحقیقی روان در مبانی صحیح برداشت از قرآن»
در قالب ردّ جزوهٔ اعتراضی «شیخ حسن میلانی» علیه «فقه گویای قرآنی»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چرا این کتاب؟

مدّتها بود که دنبال بهانه‌ای برای نوشتن چنین کتابی بودیم اما شرایط مهیا نمی‌شد تا آنکه آقای «شیخ حسن میلانی» جزوه‌ای در اعتراض به مبانی فقه قرآنی منتشر کرد.

در ابتدا وقتی متوجه نشر چنین جزوه‌ای شدیم، نه تنها ناراحت نبودیم، بلکه با خود گفتیم شاید از خلال بحثهای ایشان ما هم مطلب جدیدی یاد بگیریم و به علم ما افزوده شود. اینگونه بود که با اشتیاق اعتراضات ایشان را دنبال کردیم.

اما وقتی به طور کامل آن جزوه را مطالعه کردیم...


بعد از مطالعه احساسمان کاملاً عوض شد. شاید خواننده بعد از خواندن این کتاب متوجّه منظور ما بشود. برداشت ما این بود که جریانی قصد دارد یک اندیشه و مبنای صحیح را بدون انگیزه علمی و با روش غیر علمی مورد هجمه قرار دهد.

بعد از کمی بررسی متوجه شدیم که منتقد کلاً نظر مساعدی با «تفسیر قرآن با قرآن» نداشته و حتّی در جایی علامه طباطبایی(ره) را که شناخته‌شده‌ترین چهره این اندیشه می‌باشند؛ کافر خطاب کرده است. همین لحن تند را نسبت به بسیاری از علمای دیگر هم دارد. وقتی موضوع با برخی اعضای «مرکز مطالعات فقه قرآنی» مطرح شد؛ نظرشان این بود که چنین جزوه‌ای ارزشی برای وقت گذاشتن ندارد چون نقد علمی در آن نبوده و به وضوح چیزی جز جدل و مغالطه نیست.

اما افسوس؛ به هر حال چنین جزوه‌ای می‌توانست خیلی مؤثر باشد. به خصوص آنکه این جزوهٔ اعتراضی، در قالب تخریبِ چهرهٔ عالمی نگاشته شده است که پرچمدار «فقه قرآن محور» است و افرادی که آشنایی چندانی با مبانی فقه صحیح قرآنی ندارند؛ ممکن است با خواندن آن دید کاملاً منفی پیدا کرده و دیگر به سمت مطالعه و تحقیق بیشتر نروند و به یک قضاوت اشتباه برسند، و چه بسا که خواست منتقد هم همین بوده‌باشد.
لذا نشر جزوه مذکور بهانه خوبی شد تا این کتاب در بیان مبانی اصیل و مهجوری که مورد امر اهل بیت(ع) است و علّامه طباطبایی(ره) در شیوه تفسیر قرآن به قرآن آن را احیا نموده و آیت الله صادقی تهرانی(ره) با ارائه مبانی فقهی آن را ادامه داده و تکمیل کرده‌اند، به زبانی ساده نگاشته شود و خوانندگان از سطوح مختلف جامعه این امکان را بیابند که بدون هیاهو از مجرای مطمئن و قابل دستیابی، واقعیت را درباره «تفسیر قرآن به قرآن» و به خصوص «فقه گویای قرآنی» آنگونه که هست ببینند و در فضای سالمی قضاوت کنند. چرا که متأسّفانه برخی جریان‌های فکری با جدیّت بدنبال عقب نگاه داشتن جامعه مسلمین از معارف اصیل قرآن و عترت(ع) هستند و از این کلام حق که: «اهل بیت(ع) قرآن را بهتر از دیگران می‌فهمند»؛ اراده باطل کرده و به این نتیجه می‌رسند که: «قرآن برای ما قابل فهم نیست»! و این‌گونه دربِ فهم و علمِ قرآن را می‌بندند و تا آنجا پیش می‌روند که از روش‌های غیر اخلاقی نیز برای اهداف خود استفاده کرده و ظلم‌ها روا می‌دارند. البته این کتاب کامل نیست اما برای ورود به بحث و ملاحظه اجمالی مبانی می‌تواند مفید باشد به خصوص آنکه مطالب به شکل مناظره و پرسش و پاسخ مطرح گشته و سعی شده به تمامی شبهات احتمالی نیز پاسخ داده شود.

این کتاب برای افراد ذیل می‌تواند مفید باشد:

  • محققان: آنهایی که قصد دارند نظری اجمالی بر چالش‌ها و نقاط مهم مبانی فقه گویای قرآنی داشته باشند و یا پاسخ شبهات منتقد را بدانند.
  • پیروان فقه قرآنی: آنهایی که از انتشار چنان جزوه‌ای ناراحت شده و منتظر این جوابیه بودند.
  • پیروان منتقد: برای اینکه بیشتر با نحوه کار استاد خود آشنا شوند و بصیرت بیشتری بیابند.
  • علاقمندان به مباحث قرآنی: تا مطالبی ناب و بکر قرآنی بیاموزند.
  • سایرین: برای آنکه مطالبی از دین خود یاد بگیرند و عقایدشان را محکم کرده و به بینشی جامع نسبت به معارف اسلام و تشیّع دست یابند و بتوانند از عقاید خود به خوبی و مستدل دفاع کنند.


« فَبَشِّر عِبادِ الَّذینَ یَستَمِعونَ القَولَ فَیَتَّبِعونَ أَحسَنَهُ
أُولـٰئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّـهُ وَأُولـٰئِکَ هُم أُولُو الأَلبابِ »

«مرکز مطالعات فقه قرآنی»
محرّم الحرام 1436


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،دانلودها ،مقالات، نقد و مصاحبه ،نظرات فقهی و فقه گویا
طلاب، علما، مجتهدان و مردم بخوانند
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩۳ توسط سید صابر

بسم الله الرّحمن الرّحیم

در وانفسای عصر غیبت جز پناه بردن به قرآن چه باید کرد؟ مگر رسول خدا نفرمود:

«اِذا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ، کَقِطَعِ الَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ»
اگر فتنه ها همچون تکّه های شب تار بر شما چیره گشتند،
پس بر شما باد قرآن!

پس چرا علمای ما و حوزه های ما و طلاب ما و در نتیجه مردم مسلمان این همه از قرآن دورند؟

زمانی که حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور نمایند، در اخبار است که «یأتی بکتابٍ جدیدٍ و دینٍ جدیدٍ»! آیا واقعا اندیشیده ایم که چرا؟ خوب معلوم است وقتی قرآن هیچ نقشی در معارف و مبانی ما نداشته باشد کسی که بخواهد بر مبنای قرآن حرکت کند پر از بدایع و مطالب جدید خواهد بود که ما آنها را متروک کرده ایم.

الآن متأسفانه اسلام شده است یکی فقه جواهری و دو عرفان ابن عربی. ما مسلمان به دین پیامبر خاتم و اوصیای او نیستیم بلکه مومن به دین صاحب جواهر و ابن عربی هستیم!

بر هر کسی که معنای این سخنان را درک می کند واجب است که خود را از این اسارت برهاند و با چشم راست و درست به اصول و مبانی و تمام اعتقادات و باورهای خود بنگرد و قرآن را یگانه محور و محک کار خویش قرار دهد و یقین بداند که هرگز معصوم سخنی خلاف قرآن نگفته است و اطمینان داشته باشد که اگر هزار عالم بزرگتر از شیخ انصاری و آخوند خراسانی اجماع کنند و هزار روایت بیاورند که خلاف قرآن باشد، هرگز آن سخن و قول، قول معصوم و حکم شارع مقدس نبوده است ولو همگان ما را کافر و ... خطاب کنند.

این است دین جدیدی که بر همه واجب است در عصر غیبت بدان متدین باشند.

در بیانات درخشان فقیه أعلم قرآنی، آیت الله صادقی تهرانی(ره) می توان شمّه و رایحه ای از این دین جدید را دید:

از همه مردم و طلاب و فضلا و مجتهدان دعوت ویژه می نمایم که حتما این چهار مصاحبه را که نشریه قرآنی بیّنات با آیت الله صادقی تهرانی انجام داده و به چاپ رسانده است مطالعه و تأمل بنمایند، وفّقنا الله لما یحبه و یرضی.

مجلّه قرآنی بیّنات، گفتگو با آیت الله صادقی تهرانی(ره)

(برای دانلود روی عنوان مقاله راست کلیک نموده و گزینه Save Link as را انتخاب نمایید)


برچسب ها : دانلودها ،انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،مقالات، نقد و مصاحبه
مراسم سالگرد رحلت فقیه قرآنی
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٢ توسط سید صابر

«بسم الله الرحمن الرحیم»

به رسم دو سال گذشته، محبّان انقلاب قرآنی، و شاگردان فقیه أعلم قرآنی، آیت الله صادقی تهرانی«رحمة الله علیه» در سالگرد رحلت آن عالم گرانقدر، کنار مرقد ایشان گرد هم می آیند.

امسال هم به دعوت «مرکز مطالعات فقه قرآنی» این گردهمایی طی اطلاعیه ذیل برگزار می شود. از همه عزیزان برای بزرگداشت قرآن و علمای قرآنی، برای شرکت در این مراسم دعوت به عمل می آید:

«بسم الله النّور»

در سومین سالگرد ارتحال أعلم الفقهاء، مصلح قرآنی،

آیت الله صادقی تهرانی«قدّس الله تربته الزّکیّة»

وفاداران به انقلاب قرآنی، در روز جمعه 23 اسفند ماه 1392، طی ساعت 4 إلی 5 بعد از ظهر، در کنار مرقد منوّر آن عالم ربّانی، در باغ بهشت قم، برای تداوم نهضت قرآنی تجدید پیمان می کنند.

«مرکز مطالعات فقه قرآنی»
20 اسفند ماه 1392

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: قابل توجه دوستانی که آدرس مرقد این فقیه مظلوم را نمی دانند:
قم - چهارمردان - گلزار - قبرستان باغ بهشت - آرامگاه خاندان سرو - مرقد آیت الله صادقی تهرانی(ره)


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،انقلاب قرآنی
اعتراض به حکمی برای روزه‌داران
ارسال در تاريخ جمعه ٤ امرداد ۱۳٩٢ توسط سید صابر

« بسم الله الرحمن الرحیم »

« فَبَشِّر‌ عِبادِ الَّذینَ یَستَمِعونَ القَولَ فَیَتَّبِعونَ أَحسَنَهُ أُولـٰئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللّهُ وَأُولـٰئِکَ هُم أُولُو الأَلبابِ » (زمر،١٧-١٨)

در پی فتوای شرعی آیت الله بیات زنجانی مبنی بر جواز نوشیدن آب در حد ضرورت برای روزه‌داری که به عسر و حرج(1) افتاده است، متأسفانه شاهد بودیم که برخی افراد به این فتوای صحیح اعتراض کرده و مطالبی خلاف واقع بیان داشتند.

با این توضیح که طبق فتوای فقیه أعلم قرآنی، آیت الله صادقی تهرانی(ره)، این حکم شامل مواردی است که خود فرد باعث بوجود آمدن این عسر و حرج نباشد(2)؛ با کمال تعجب، یکی از علما برای مقابله با این مطلب گفت:


«با دین مردم بازی نکنید... در این فتوا استناد به روایتی شده که هم از نظر سند و هم از نظر دلالت زیر سؤال است و اگر هم فرض بر صحّت حدیث باشد در میان فقها، احدی چنین فتوایی نداده است و این گفته خلاف اجماع فقهای اسلام است و بالاتر از آن احتمال دارد خلاف ضرورت دین باشد» !!

و شخص دیگری نیز گفته است: «این فتوا، خرق اجماع کل علمای عالم اسلام است. اگر قولی در میان اقوال مطرح شود که در طول تاریخ هیچ قولی با او همراهی نکند؛ مثل همین حالتی که اکنون به وجود آمد. به آن خرق اجماع مرتّب میگویند، چون نه علمای شیعه و نه علمای سنی تاکنون چنین اظهار نظری نداشتند... ممکن است کسی بخواهد حرف جدیدی بزند تا دیگران بگویند: او نوپرداز است؛ و معروف شوم، به تعبیر آیة ‌الله فاضل لنکرانی قول مخالف بگو تا معروف شوی، اگر این گونه باشد بحث مبنای دینی ندارد...» !!

در این بین یکی از اعضای «مرکز مطالعات فقه قرآنی»، جناب حجة الاسلام والمسلمین شیخ علی چراتیان، که در زمان حیات آیة الله صادقی تهرانی(ره)، مسئول دفتر ایشان نیز بوده‌اند، بنا به وظیفه شرعی و قرآنی خود، جوابیه‌ای به این سخنان داده‌اند که حقیقتِ مطلب را برای جویندگان حق آشکار می‌کند.

در این جوابیه نشان داده شده است که:

اولاً: روایات مورد استناد برای این فتوا موثق هستند.
ثانیاً: در میان گذشتگان و معاصرین علمایی چون آیت الله علامه حلی، شیخ بهایی، آیت الله صادقی تهرانی، و آیت الله سبحانی، و برخی دیگر از علما به این مطلب، فتوا داده‌اند و لذا خرق اجماعی صورت نگرفته است.
ثالثاً: چنین مطلبی هرگز ضروری دین نیست، بلکه منطبق بر کتاب و سنت می باشد.

و برای ما جای بسی تعجب و شگفتی است که چرا عالمی صاحب رساله چنان مطالب خلافی را آن هم در جمعی که به گوش عامه مردم میرسد عنوان داشته و شرط علم و تقوای خویش را مورد خدشه قرار داده‌اند. و در هر حال انگیزه بیان چنان نظراتی برای ما مجهول مانده است. والله العالم.

از شما دعوت می کنیم تا متن جوابیه حجة الاسلام علی چراتیان به این سخنان را مطالعه بفرمایید:

«دانلود متن جوابیه علمی حجة الاسلام چراتیان به یکی از علماء
پیرامون فتوای نوشیدن آب در حال روزه
»
(حجم فایل: 277kB)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت (۱۸مهر ماه ۱۳۹۲): بیش از دو ماه از این متن اعتراضی می گذرد و علیرغم پیگیری برای دریافت پاسخی از سوی معترض گرامی، ایشان پاسخی ندادند و جالب آنکه... (دانلود متن توضیحی حجّة الاسلام چراتیان).

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1): عسر یعنی سختی که همراه ضرر؛ و زیان آور باشد، مانند بیماری، گرچه سختی آن کم باشد یا فی الحال سخت و دشوار نباشد و تنها زیان آور باشد. و حرج یعنی سختی و مشقتی که ضرری به همراه ندارد و تنها انجام آن با دشواری همراه است و طاقت‌فرساست.

(2): بر مبنای فقه قرآنی و فتوای فقیه قرآنی آیت الله صادقی تهرانی(ره)، مقدمه‌ی واجب، واجب است و نیز مقدمه‌ی حرام، حرام است. یعنی اگر کاری مقدمه‌ی یک حرام است، بدون آنکه شرع تصریحی بر حرمت آن کار بکند، انجام آن حرام خواهد بود. ونیز اگر برای انجام یک واجبِ شرعی، مقدماتی لازم است تا بتوان آن واجب را انجام داد، بدون آنکه شرع تصریحی بر وجوب آن مقدمات بنماید، انجام آن مقدمات واجب است.

لذا از آنجا که روزه‌ی ماه مبارک رمضان واجب است، بایستی فرد مسلمان تمام مقدماتی را که برای روزه‌داری وی لازم است، از قبل فراهم کند. مثلاً اگر کسی شغلی دارد که با روزه‌داری منافات دارد و باعث عسر و حرج برای روزه‌دار می‌گردد، واجب است در صورت توان، در طول سال به گونه‌ای کار و تلاش مضاعف انجام دهد که نیازی نداشته باشد تا در ماه مبارک رمضان کار کند، یا بتواند ساعت کاری خود را به اندازه‌ای بکاهد که به روزه‌ی او آسیبی نرسد. و این کار بر او واجب است مگر آنکه از توان او خارج باشد. یا ضرورت مهمتر یا برابری در انجام چنان کاری وجود داشته باشد. مانند سربازی که از دین و ناموس و مملکت خویش دفاع می‌کند و یا فرد عائله‌مندی که اگر کار نکند یا کمتر کار کند، عائله او گرسنه می‌مانند و در عسر و حرج قرار می‌گیرند.

و نیز  روزه‌داری که می‌داند اگر در معرض آفتاب و گرما قرار بگیرد عسر یا حرجی برای او پیش خواهد آمد که قادر نخواهد بود روزه‌ی خود را ادامه دهد، حرام است که خود را در معرض گرما و آفتاب قرار دهد مگر آنکه ضرورت مهمتر یا برابری در بین باشد.

و نیز در سفری که عسرآور باشد، اگر روزه‌دار می‌تواند سفر را ترک کند، واجب است که آن را ترک کند، و اگر ضرورتی برای این سفر وجود ندارد جایز نیست که به اینگونه سفر عسرآوری که روزه‌ی ماه رمضان را ضایع می‌کند برود. (مسأله410و413و414)، و توضیح آنکه طبق آیات قرآن کریم و فتوای آیت الله صادقی تهرانی سفری که عسرآور نیست موجب ترک روزه نمی‌گردد و فرد مسلمان بایستی روزه خود را بگیرد. و تنها شرط خوردن روزه، عسر و حرج است. (مسأله411)

و کلاً اگر فردی در ماه رمضان خودش را بدون ضرورت، و به صورت اختیاری به عسر بیندازد، روزه‌ی او باطل است و بایستی قضای آن را بجا بیاورد حتی اگر آن روز امساک کند و روزه‌ی خود را نخورد، که این روزه‌ی در حالِ عسر، حرامی مضاعف است. و در صورتی که نیت او از این که خود را به عسر انداخته است، این باشد که روزه‌اش را بشکند، در این حالت علاوه بر آنچه ذکر شد کفاره‌ی عمد نیز بر او واجب است. (مسأله413).

همین‌طور اگر فرد روزه‌دار خود را به حرج بیندازد حق ندارد روزه خود را بخورد و بایستی امساک نماید و خوردن روزه بر او حرام است. و اگر روزه خود را بشکند باید قضای آنرا هم بجا بیاورد. و در صورتی که نیت او از این که خود را به حرج انداخته است، این باشد که روزه‌اش را بخورد، در صورت شکستن روزه، علاوه بر آنچه ذکر شد کفاره‌ی عمد نیز بر او واجب است. (مسأله410).

بنابرین احکام عسر و حرج برای کسانی است که به ناچار و ضرورت، به عسر یا حرج دچار شده‌اند نه آنکه فرد خود را دچار عسر و حرج نماید چرا که عذر مقبول در قرآن «ما اضطُرِرتُم» (أنعام،119) است و نه «ما اضطَرَرتُم».

پس از این مقدمات:

اگر کسی در حال روزه‌ی ماه مبارک رمضان، به قدری تشنه شد که روزه برای او طاقت‌فرسا و موجب حرج گردید (به شرطی که خودش عامل این تشنگی مفرط و حرج نبوده باشد) می‌تواند، مقدار کمی در حد ضرورت آب بنوشد و روزه‌ی او صحیح است و قضا هم ندارد. گرچه تحمل این حالتِ سختی و حرج بهتر و مستحب است «فمن تطوع خیر‌ا فهو خیر‌ له، وأن تصوموا خیر‌ لکم، إن کنتم تعلمون» (بقره،184).

ونیز  آن کسی که از روزه‌ی ماه رمضان، فقط نیاشامیدن آب برای وی ضرر داشته و عسرآور باشد، واجب است در حد ضرورت آب بنوشد و روزه‌ی خود را هم بگیرد و روزه‌ی او صحیح است و قضا هم ندارد. (مسأله416). و این حکم شامل خوردن قرص و امثال آن نمی شود یعنی بیماری که ضرورت دارد تنها قرص یا داروی خاصی را در طول روز بخورد، نمی تواند روزه بگیرد.

و این حکم صحیح شرعی بر مبنای روایات موثق از اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) است که مخالف قرآن هم نیستند. و آیت الله صادقی تهرانی و نیز بزرگانی از قدما مانند آیت الله علامه حلّی و شیح بهایی(رحمة الله علیهم) نیز به همین حکم فتوا داده‌اند.


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،مقالات، نقد و مصاحبه
دانلود کتابچه سیری در فتاوای آیت الله صادقی تهرانی(ره)
ارسال در تاريخ جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ توسط سید صابر

« بسم الله الرحمن الرحیم »

« وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا »
و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) [در قیامت] گفت: «پروردگارا ! قوم من بی‌گمان
این قرآن را بس دور و مهجور برگرفتند». (فرقان/٣٠)

ضمن سلام، از همه دعوت می‌کنم تا کتابچه‌ای خواندنی که در ادامه، خدمت شما معرفی می‌کنیم، را با عنوان «چشمه تشنگان»، با دقت مطالعه نمایید؛ چرا که این کتابچه سیری است در برخی از فتاوای فقهی، تفسیری، سیاسی، اعتقادی و اجتماعی مفسّر بزرگ قرآن کریم و فقیه أعلم قرآنی آیة الله صادقی تهرانی(ره).

این عالم شجاع و خدا ترس، منتقد به بیش از ۵۰۰ فتوای مشهورِ مخالف قرآن بوده و با ارائه کردن «فقه گویا» ــ که با محور قرار دادن قرآن در تمام ابعاد علوم دینی بدست می‌آید ــ در برابر «فقه سنتی» و «فقه پویا» ــ که قرآن محور نیستند ــ از احکام قرآنی دفاع کرده است.

ضمن هدیه‌ی یک آیه از قرآن شریف، شما را میهمان مطالعه این کتابچه می‌نماییم:

« الَّذینَ یُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّـهِ وَیَخشَونَهُ وَلا یَخشَونَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ وَکَفیٰ بِاللَّـهِ حَسیبًا »
« [حاملان سنّت ربّانی] کسانی هستند، که پیام‌های خدا را به خوبی ابلاغ می‌کنند و از سر تعظیم از او هراس دارند و از احدی جز خدا نمی‌هراسند. و خدا برای حسابرسیِ سریع و دقیق، کافی است». (احزاب،۳۹)

کلیک کنید:
سیری در فتاوای فقهی، تفسیری، سیاسی، اعتقادی و اجتماعیِ آیت الله صادقی تهرانی(ره)

دانلود حجم محتوا
nazarat-far92.pdf 1.08 MB نسخه pdf - قطع جیبی ( 84صفحه)
nazarat-far92-A4.pdf 972 KB نسخه pdf - قطع A4 (سه صفحه در هر برگ)
nazarat-far92-fonts.zip 429 KB فونت های مورد نیاز
nazarat-far92.zip 2.54 MB


همه فایل ها + طرح جلد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: می‌توانید کسانی را که دوست دارید و فکر می‌کنید خواندن این کتابچه و سایر مطالب این پایگاه قرآنی برایشان مفید است، از طریق خبرنامه سایت یا ایمیل، به ما معرفی نمایید.


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،اخبار و اطلاع رسانی ،دانلودها
بیانیه سال ۸۶ و جایگاه اجماع و خبر واحد در روش فقهی آیت الله صادقی(ره)
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٢ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد للّـه الذی جعل الحمد مفتاحاً لذکره

با توجه به فضای مطلوبی که به فضل الهی، نسبت به گسترش بینش قرآنی در حال وقوع است، شاید یکی از سؤالاتی که به ذهن محققان گران‌قدر درباره روش فقهی آیت الله صادقی تهرانی(ره)؛ متبادر می‌شود؛ نحوه‌ی برخوردِ «فقه قرآنی» یا همان «فقه گویا» با اجماع، شهرت، اخبار و سایر مواردی است که مکتب‌های مختلف اسلامی به عنوان حجت و دلیل آن را می‌شناسند.

در اینجا لازم است این نکته را متذکر شویم که دریافتنِ همه‌ی ریزه‌کاری‌ها و پیچ و خم‌های روشِ فقهی کار ساده‌ای نیست و نیاز به دانش و کوشش خاصّ خود دارد. و فقیه قرآنی روش خویش را در کتب مختلف خود از جمله «تفسیر الفرقان»، «تبصرة الفقهاء»، «تبصرة الوسیلة» و «اصول الاستنباط» بیان داشته‌اند، لذا به محققان توصیه می‌شود برای تحقیق کامل به این کتب رجوع نمایند.

اما مطلبی که شاید به سختی بتوان از لابلای این کتب یافت، نکته‌ای است که استاد (چهار سال قبل از رحلتشان) در بیانیه‌ی سال ۱۳۸۶ به آن تصریح نموده‌اند، و ما آن را از کتاب «نظرات نوین از دیدگاه قرآن» صفحه ۱۱۷ برای شما نقل می‌کنیم تا راهنمای محققان در دریافت حقیقت باشد:

متن بیانیه سال ۱۳۸۶ پیرامون اجماع، شهرت و خبر واحد :

بسمه تعالی
جوابیه صاحب تفسیر الفرقان
در رفع شبهه از مباحث نظری پیرامون اجماع، شهرت و روایت

از آنجا که عده‌ای از پژوهشگران قرآنی، از متقدّمین حاضر در مباحثِ قرآنی در نجف اشرف،بیانیه مهم سال 86؛ پیرامون اجماع، شهرت، خبر واحد تا متأخرینِ حاضر در مباحث قرآنی در قم، اختصار گفتارِ اینجانب در برخی از مباحث نظری را سبب ایجاد شبهه‌ی تعارض بین ادلّه‌ی اصولیِ قرآنی دانسته و خواستار توضیحات بیشتری هستند؛ با اجابت دعوت این برادران عزیز، عرض می‌شود که:

اگرچه سخن مذکور صحیح است ولیکن حداقل برای شخص اینجانب در عمل، مسبّب نقض فتاوا در ابواب مختلف فقهی نشده است. بنابرین به جهت رفع ابهام، صریحاً عرض می‌شود که: اِطباق، ضرورت، اجماع، شهرت و هر روایتی که مخالف قرآن باشد مردود است. اما اجماع، شهرت و هر روایتی که خلاف قرآن نباشد؛ در صورتی که مُعارضی نداشته و از طریق علمای امامیّه، به ما رسیده باشد طبق آیه «قل فللّه الحجّة البالغة» مقبول است، زیرا اگر شارع مقدّس با آن مخالف بود؛ حتماً حجّتی رسا بر ضدّ آن برای مکلّفان ارسال می‌داشت. و در تعارض دو روایت نیز مرجّحات منقول در مقبوله‌ی عمر بن حنظله مقبول است.

نکات فوق الذکر، نظر قطعیِ اینجانب درباره‌ی نحوه‌ی بدست آوردن احکام الهی است.

والسّلام علی عباد الله الصالحین
قم ـ المشرّفة : محمد صادقی تهرانی
۲۳ / ۲ / ۱۳۸۶ هجری شمسی

 

توضیحات آیت الله صادقی درباره برخورد با اخبار، در طی جلسات درس :

 در ادامه برای روشن‌تر شدن بحث ابتدا بخش‌هایی از سخنان فقیه قرآنی به همراه فایل صوتی آن‌ها را که حاوی مطالبی نظیر متن بیانیه است؛ خدمتتان عرضه می‌کنم و بعد توضیحاتی را در ادامه خواهم داد. و قابل توجّه است که این سخنان مربوط به حدود ۱۰ سال قبل از تاریخ بیانیه می باشد:


(برای دریافت متن کامل دروس و شنیدن فایل صوتی روی لینکی که ابتدای هر متن آمده است کلیک کنید)

«درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه ۲۹»، از دقیقه ۶ :

«.... پیغمبر بزرگوار با اینکه در اعلا درجات مقام عصمت و مقام وحیانی است، محال است غیر از قرآن ملتحدی داشته باشد. پس پیغمبر هرگز تمایلی به غیر قرآن ندارد. هرگز پناهگاهی غیر از قرآن ندارد.

روی این اصل، سنّت رسول الله(ص) مستفاد از قرآن است؛ زیرا اگر سنّت رسول الله وحیی غیرِ قرآنی بود، آیا وحیِ غیر قرآنی مِن دونِ قرآن هست یا نه؟ آیا وحی تورات مِن دون قرآن هست یا نه؟ وحی انجیل هست یا نه؟ وحیِ سنّتِ رسول الله(ص) اگر غیر از وحی قرآنی باشد داخل «وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِ مُلتَحَداً» هست.

با اتّکا به نصّ این آیه، چنان‌که دیروز هم تفاسیری عرض کردیم، ما مطمئنّیم صد درصد، بدون شک، بدون تردید، که تمام اعمال، گفته‌ها، اشارات، ایجابها، سلبها، تَرک‌ها و فعل‌های رسول در بُعدِ رسالتی مستفاد از همین قرآن است. و این سؤال که پیش می‌آید آیا احکامی که در سنّت ثابت است و در قرآن نه نفی شده است و نه اثبات شده است، آن احکام از کجای کتاب رب است. عرض می‌کنیم: کتاب رب دارای سه بخش است: یک بخش محکمات است. یک بخش متشابهات است. یک بخش حروف مقطّعه است. اگر از محکمات و متشابهاتِ قرآن مثلاً نصابهای مدنی زکات که ۲/۵، ۵ و ۱۰ درصد است مستفاد نیست، از محکمات مستفاد نیست، از متشابهات مستفاد نیست پس بُعدِ سوم است، حتماً از حروف رمزی، حروف مقطّعه‌ی چهارده‌گانه در ۲۹ سوره‌ی قرآن مستفاد است. بنابرین محور اختصاصی رمزی پیغمبر بزرگوار صلوات الله و سلامه علیه در احکامی که در قرآن نه نفی شده است و نه اثبات شده است، مسلّماً، تنها، منحصراً از حروف رمزی، حروف مقطّعه‌ی قرآنی است.

... روی این اصل همین حروف رمزی است مبدأ کل روایات که ثابت است و سنّت قطعیه است در احکامی که در قرآن نه نفی شده است و نه اثبات شده است؛ و در موضوعاتی که در قرآن نه نفی شده و نه اثبات شده است. در سیاساتی که احیاناً در قرآن نه نفی شده است نه اثبات شده است.

...روی این اصل، اگر به استناد حروف رمزی، البته رسول بزرگوار یا حکمی را که می‌فرماید، این حکم را مستند به حروف رمزی می‌کند یا نمی‌کند. اگر حکمی است که خود حکم، در نصوص و یا ظواهر مستقر آیات مبیَّن است؛ استناد لازم نیست. ولیکن اگر حکمی را مانند ۱۷ رکعت بودن نماز پنج‌گانه و یا نصاب‌های زکات و یا ترتیب خصوصیات حج، ترتیب خصوصیات عمره، و این خصوصیاتِ فرعیِ جزئیِ هیئتی، که اصل الأصول در قرآن ذکر شده، اصل الأصولِ عقائد ثلاثه کلاً، اصل الأصولِ احکام اصلی کلاً، اصل الأصولِ احکام فرعی هم مقدار زیاد، می‌ماند مقداری از احکام که کیفیت است. خصوصیت است. ترتیب است. نصاب زکات است. ترتیب حج است. ترتیب عمره است، اینها. اینکه درصد کمی است، این درصد کم را پیغمبر بزرگوار، در صورتی که مخالف قرآن باشد که نیست، موافق قرآن باشد که محتاج به استناد نیست. امّا اگر نه موافق قرآن است و نه مخالف قرآن است، وجه‌اش چیست؟ آنچه که نه موافق قرآن است و نه مخالف قرآن است باید سنجید با آیاتِ قرآن. اگر با آیاتِ غیر رمزی قرآن موافق است، قبول. اگر مخالف است لاقبول. اگر نه موافق است و نه مخالف است، اگر قطعی است قبول. بر مبنای چه؟ برای اینکه پیغمبر از قرآن استفاده کرده است و مستفاد از حروف رمزی است...»

 «درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه ۳۰» از دقیقه ۳۲ :

«... روی این اصل، آنچه را قرآن تبیین کند، حتماً همان است و آنچه را قرآن برای مکلفان تبیین نکرده و برای رسول خدا به صورت رمز تبیین کرده است یا رمزِ در حروف خاصه‌ی رمزی یا رمزِ در حروفِ وضعی که هر دو رمز است. پس پیغمبر، چهار بُعدی قرآن را می‌فهمد. یک بُعد: رمز لیلة القدر. بُعد دوم: رمز حروف رمزی. بُعد سوم: رمز حروف کلمات وضعی. بُعد چهارم: دلالت کتابی.

دلالت کتابی، دلالت قرآنی که «عَرَبِیّ مُبِین» (نحل،۱۰۳ و شعراء،۱۹۵) است، این دلالت در بُعد نص و ظاهر مستقرش همگانی است. ولیکن در سه بُعدِ قبلی در اختصاص رسول گرامی است. بنابرین روایاتی که از پیغمبر بزرگوار قطعی الصدور باشد و مخالف با قرآن نباشد، نه مخالف و نه موافق می‌پذیریم. به این معنی که پیغمبر استفسار کرده است ۱۷ رکعت نماز را. استفسار کرده است ۲/۵، ۵ و ۱۰ درصد زکات را، استفسار کرده است کیفیت و ترتیب حج را، استفسار کرده است رکعات نماز را، استفسار کرده است چیزی که قرآن نه تصریح به نفی دارد، نه تصریح به اثبات. نه تصریح به نفی، نه دلالت به نفی، چه ظاهراً و چه نصاً، و نه دلالت نصاً یا ظاهراً به اثبات، اینها را قبول می‌کنیم...»

«درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه ۴۶» از دقیقه ۱۹:

«... بنابرین اگر در قرآن مطلبی بود؛ خلافش هزاران روایت هم قابل قبول نیست؛ چون ملتحد منحصر است به قرآن. بنابرین متواتر و مستفیض و صحیح و موثق، اگر مخالف قرآن است قبول نیست و اگر موافق قرآن است قبول است. اگر نه مخالف و نه موافق است، اگر قطعی باشد و اختلافی نباشد؛ این مستفادِ رسول گرامی از رموزِ قرآن است. یا رموز صد درصد یا رموزِ چند درصد، بنابرین وقتی می‌گوییم سنت، منظور سنت قطعیه است نه روایت.

روایت، چند قسم است؛ روایتِ واحد، مستفیض‌، متواتر. چه واحد، چه مستفیض، چه متواتر سه حال دارد: یا موافق قرآن است که قبول است، ولو این‌که روایتش ضعیف باشد. یا مخالف قرآن است که قبول نیست ولو متواتر باشد. اگر نه موافق است نه مخالف است؛ اگر چند روایت که مخالف ندارد، این چند روایت که اصلاً مخالفی در روایت ندارد و در قرآن نه مخالف و نه موافق است؛ این را ما قبول داریم. چرا؟ چون «قُل فللَّهِ الحُجّة البالِغة» (انعام،۱۴۹) اگر این روایات غلط بود؛ و بر مبنای وحیانیت قرآن نبود باید مخالفش بیاید، چون حجت بالغه است. پس حجت بالغه بودنِ سنت، در زمینه‌ای است که مخالفِ قطعیِ نصِّ قرآن یا مخالف قطعیه ظاهر مستقر قرآن نباشد...»

 توضیح:

از این مباحث استفاده می‌کنیم که منبع تمامی احکام اصلی و فرعی فقط و فقط قرآن است. اصولِ اصلی احکامی، عقائدی، سیاسی، اجتماعی و... همه در سه بُعد قرآن (عبارت، اشاره، لطیفه) آمده است؛ اما جزئیات و کیفیّاتِ بسیاری از این احکام، در بُعد چهارمِ قرآن، یعنی حقایق و رموزِ قرآن است، که دریافتِ این رموز در انحصارِ معصومین محمدی(صلوات الله علیهم) می‌باشد. لذا بیان معصومان(علیهم السلام) در زمانِ حیات و حضورشان، به طور مطلق؛ حجّتی قرآنی است. و در زمان غیبتِ ایشان؛ اخبارِ وارده از آن‌ها به عنوان بیانِ رموز قرآن برای مسلمین، پس از عرضه‌ی آن بر سه بُعدِ اول قرآن (عبارت، اشاره، لطیفه)، حجّتی قرآنی خواهد بود.

و اصولاً در «فقهِ قرآنی»؛ سند روایت چندان موضوعیت ندارد؛ چرا که در عرضه‌ی احادیث بر قرآن؛ اگر روایتی مخالفِ قرآن باشد ولو این‌که متواتر هم باشد؛ باز در مخالفت با کتابِ خدا مردود شمرده خواهد شد. و اگر روایتی موافقِ قرآن باشد؛ حتی اگر واحد باشد و ضعیف‌ترین سند را داشته باشد و از طریقِ فرد غیر مطمئن حتی شمر ملعون هم نقل شده باشد؛ آن روایت مورد قبول خواهد بود.

دسته بندی اخبار به سه گروه:

لذا با توجه به مطالبی که استاد بیان فرموده‌اند؛ در روشِ فقهی آیت الله صادقی تهرانی(ره) بدیهی است که بگوییم: هر خبری از جمله خبر واحد از سه حال خارج نیست:

۱ـ موافق قرآن: [مقبول است]

۲ـ مخالف قرآن: [مردود است]

۳ـ نه موافق و نه مخالف: [؟]

با توجه به متن سخنان بالا و بررسی نظرات فقیه قرآنی در کتبی که ذکر کردیم درمی‌یابیم که دسته سوم از خبر، (که نه موافق قرآن است و نه مخالف قرآن)؛ گاهی مقبول و گاهی مردود است. چرا که ما حتّی خبر متواتر را هم در عمل نمی‌توانیم بگوییم قطعی است، (هر چند در تعریف آن یقین فرض شده است اما در عمل اینطور نیست و تنها تعداد روایات ملاک قرار میگیرد) و اصولاً تواتر یا واحد و مستفیض بودنِ یک خبر، در مبنای فقهی آیت الله صادقی(ره) چندان موضوعیتی ندارد.

خبری که مخالف یا موافق کتاب نیست، صِرفِ اینکه (طبق تعریفِ رایج) به آن واحد یا ضعیف بگویند این دلیل کافی برای کنار نهادن آن، و غیر قطعی و ظنّی دانستن آن نیست. کما این‌که صِرفِ متواتر بودن یک خبر به معنی قطعی الصدور بودن آن و موجب پذیرش آن نیست.

و لذا باید بگوییم که دسته سوّمِ خبر (حتی اگر واحد و ضغیف باشد) در صورتی که:

  • نه موافق قرآن و نه مخالف است
  • و معارضی هم ندارد
  • و خلافِ فطرت، عقل مطلق، و علم مطلق، و حس مطلق، هم نیست
  • و موضوعِ عام البلوی هم نیست (در اخبار واحد و ضعیف)
  • و ......................................

در چنین حالتی، طبق روش آیت الله صادقی(ره) این خبر قطعی بوده، و بر مبنای آیه «قل فللّه الحجّة البالغة»، این همان حجت الهی است که بدست ما رسیده است و سنّتِ مستفاد از رموز قرآن است. چون اگر غیر از این بود شارع مقدس حجّتی رسا بر ضد آن ارسال می‌داشت. و این مطلب بر مبنای قرآن است و اگر آیه «قل فللّه الحجة البالغة» نبود ما نمی‌توانستیم به این دسته از اخبار فتوا دهیم.

اگر دسته سوم از اخبار را آیت الله صادقی کلاً مردود می‌دانستند، دیگر در بسیاری از ابوابِ فقهی نمی‌توانستند فتوی بدهند از جمله نصاب‌های زکات، ترتیب حجّ و عمره، کیفیات نماز و... که اخبار آن اکثراً خبر واحد است و خود آیت الله صادقی(ره) نیز در متن بالا مثال زدند، و به آن‌ها فتوا نیز داده‌اند. و همان‌طور که ملاحظه نمودید ایشان نسبت به این مطلب توضیح لازم را داده‌اند.

و کلّ این مطلب بر شاگردان آن عالم بزرگ روشن و بدیهی است؛ اما برای کسانی که در محضر ایشان نبوده‌اند؛ شاید این نکته غیر از بیانیه سال ۸۶، به سختی از مطالب دیگر به این صراحت قابلِ وصول باشد (البته فایل‌های صوتی که شاهد آورده‌ایم نیز گویای مطلب هستند). ایشان در سخنان خود همیشه خبرِ واحدِ ظنّی را مطرود دانسته‌اند و خیلی اوقات هم قید ذکر نکرده و کلّی بیان کرده‌اند؛ که اگر کسی دقت نکند این شبهه برای وی حاصل می‌شود که در مبنای ایشان خبر واحد کلاً مردود است! در صورتی که اگر به کتاب «تبصرة الوسیله» و امثال آن ؛ رجوع کنید که شاید بیست سال؛ کم و بیش؛ از نگارشِ آن می‌گذرد؛ می‌بینید که فقیه قرآنی به خبر واحد و اجماع و شهرت فتوا داده‌اند. کما این‌که حجة الاسلام محسن نورانی در مقاله «شرح باب ثانی از روش فقهی صاحب تبصرة الفقهاء» در همایش بیداری قرآنی، دیماه ۹۱، به موارد آن اشاره کرده‌اند.

و متأسفانه افرادی که در محضر استاد نبوده‌اند اگر دقت کافی نکنند و بیانیه سال ۸۶ را مدّ نظر نداشته باشند، مانند دوست عزیزمان صاحب مقاله «ضرورت‌ها و ظرفیت‌های تفسیر قرآن به قرآن با نظر به الفرقان، همایش بیداری قرآنی، دیماه۹۱»*، به این نتیجه می‌رسند که بر مبنای روش فقهی آیت الله صادقی(ره)، خبر واحد کلاً مردود است!! و همین موضوع باعث شد که این مطالب را خدمت شما ارائه کنیم و امیدواریم که مورد استفاده محققان قرار بگیرد. در پایان درخواست دارم که از نظرات انتقادی خود حتماً ما را مطلع نمایید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*ـ این مقاله بلند از فاضل ارجمند آقای رضا بابایی؛ بسیار مفید و خواندنی است و تنها همین نقد را ما بر آن داریم و خواندن آن را برای همه توصیه می‌کنیم.


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،انقلاب قرآنی ،اسناد و گزارشات
دومین سالگرد عروج صاحب تفسیر الفرقان
ارسال در تاريخ چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

« الَّذینَ یُبَلِّغُونَ رِ‌سالاتِ اللَّـهِ وَیَخشَونَهُ وَلا یَخشَونَ أحَدًا إلّا اللَّـهَ وَکَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسیبًا »

« (حاملان سنّت ربّانی) کسانی هستند، که پیام‌های خدا را به خوبی ابلاغ می‌کنند، و از سر تعظیم؛ از او هراس دارند، و از احدی جز خدا نمی‌هراسند. و خدا برای حسابرسی سریع و دقیق، کافی است » (احزاب،۳۹)

این ایام دومین سالگرد رحلت مرجع قرآنی ماست. از سویی داغ دلمان تازه می شود در از دست دادن گوهری بی نظیر... و از سویی عزممان راسختر برای ادامه راه قرآنی...

در سالروز این عروج ملکوتی دو مراسم بزرگداشت و تجدید پیمان برقرار گشته است:


۱- مراسمی در مسجد رفعت قم واقع در خیابان صفائیه، بعد از نماز مغرب و عشاء در روز پنچشنبه مورخ ۲۴ اسفندماه ۱۳۹۱ از طرف بیت معزز آیت الله العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی(ره)

۲- مراسم تجدید میثاقی با انقلاب قرآنی از سوی شاگردان؛ در کنار مقبره محجور آن مرجع قرآنی، در قبرستان باغ بهشت قم، ساعت ۴ الی ۵ بعد از ظهر روز جمعه ۲۵ اسفندماه ۱۳۹۱. که این مراسم با اطلاعیه زیر به سمع و نظر قرآنیان رسیده است:

« بسم الله النور »

در دومین سالگرد رحلت أعلم الفقهاء، مصلح قرآنی، آیت الله العظمی صادقی تهرانی(ره)، شاگردان وفادار ایشان، در بعد از ظهر جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۴ الی ۵ بعد از ظهر، در قبرستان باغ بهشت قم برای تداوم انقلاب قرآنی تجدید پیمان می کنند...

مرکز مطالعات فقه قرآنی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: به گرامیداشت سالروز این واقعه، هدیه ای به یاران قرآنی و پیروان انقلاب قرآنی تقدیم می کنیم: سروده ای از یکی از بزرگان عرفا در نیم قرن أخیر مرحوم أبوتراب هدائی در مدح مقام شامخ این عالم قرآنی، که طی نامه ای به دستخط خودشان برای آیت الله العظمی صادقی تهرانی(ره) نگاشته اند. متن نامه این چنین است:

بسم الله و له الحمد

« کِتابٌ أنزَلناهُ إلَیکَ مُبارَکٌ لیَدَّبَّروا آیاتِهِ وَلیَتَذَکَّرَ  اُولُو الألبابِ » (ص،۲۹)

خالق قیوم رحمن و رحیم / چون ارادت کرد از لطف عمیم
تا کند سر نهان را آشکار / تا شود حجّت تمام و پایدار
پروراند پاک جانی نورگیر / ره نوردی بر هواهایش امیر
پیرو عترت امین صادقی / بهر این خدمت بصیر و لایقی
برگشاید بهر او از غیب در / تا زفرقان گرددش روشن بصر
تا کتاب الله را یابد چنان / کآمد از بهر محمد زآسمان
بی نیاز از اختلافات مقال / وز مفسرهای عاری از کمال
تا مصون ماند ز بیم و اضطراب / تازداید پرده از چهر کتاب
که این کتاب نوربخش عقل وجان / نیست محتاج بیان خودسران
راه فهمش را تدبر گفت و یار / متقین را کرد بهرش اختیار
خود سخن گوی است و عترت یاورش / ره نماید هر که دارد باورش
از تدبر در بیانش با صفا / رازها یابند ارباب نُهی
این کتاب ره نمای عالمین / هست از این ره هدی للمتقین
کز بیان عترت و نص کتاب / بهر آن تفسیر سازند انتخاب
ورنه از ظن و گمان دیگران / وز پریشان گویی بد باوران
بهر آن تفسیر کردن انتخاب / هست بی شک بستن راه صواب
گر هُدائی نیست اهل وجد و حال / لیک دارد دوست ارباب کمال

السلام علیکم و رحمة الله 

فقیری دریوزه گر را در پایان عمر بر سفره ای نشاندند که این مقدار سپاسی که کاشف از تهی دستی اوست به بزرگواری که قلبش را پذیرش فرمان کتاب و عترت منور فرموده تقدیم نماید – والعذر عند کرام الناس مقبول – والسلام علیکم و من یئول الیکم

ابوتواب هدائی
۱۳۷۴ هـ.ش

پشت نامه: از نظر فقیه معظم و مربّی مکرّم، مفسّر مدبّر،
جناب آقای حاج شیح محمد صادقی دامت ایام إفاضاته بگذرد

نامه تقدیر عارف بزرگ ابوتراب هدایی از آیت الله صادقی تهرانی


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،اخبار و اطلاع رسانی ،اسناد و گزارشات
ای محبوب قلبهای ما، مصیبت نبودن تو...
ارسال در تاريخ جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

« أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ رَسُولُهُ وَ أَنَّکَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ
وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسَالاتِ رَبِّکَ وَ نَصَحْتَ لِأُمَّتِکَ وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ... 

امروز سالروز رحلت رسول رحمت(صلوات الله علیه وآله وسلم) و سبط اکبر امام حسن مجتبی(علیه السلام) و فردا نیز روز داغدار شدن زمین بر پسر موسی بن جعفر(علیهم السلام) است. این مصایب بزرگ را به عالمیان و ولی امرمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تسلیت می گوییم و با امید ظهورشان قلب داغدارمان را تسلی می دهیم.

إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ

أُصِبْنَا بِکَ یَا حَبِیبَ قُلُوبِنَا فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِیبَةَ بِکَ حَیْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْیُ
وَ حَیْثُ فَقَدْنَاکَ فَإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ یَا سَیِّدَنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکَ
وَ عَلَى آلِ بَیْتِکَ الطَّیِّبِینَ‏ الطَّاهِرِینَ هَذَا یَوْمُ السَّبْتِ...

یوم السَّبت، روز شنبه، روزی از هفته است که متعلق به رسول الله(صلی الله علیه وآله) می باشد. امروز برای قرآنیان تداعی گر مصیبت دیگری نیز هست که در روز شنبه ای اتفاق افتاده است. سالگرد ۲۲ دیماه سال ۱۳۶۹ که «شنبه سیاه» و «عاشورای قرآن» نام گرفته، در این روز حمله ای وحشیانه توسط عده ای قدّاره بند و عربده کش از سوی اقتدارگرایان، به تنها مجلس درس فقه قرآنی در عصر غیبت کبری صورت گرفت و بعد از ضرب و شتم طلاب، قصد جان فقیه قرآنی را نمودند که با از خود گذشتگی یاران قرآنی، ایشان از آن مهلکه جان سالم به در برد و باقی عمر را در خانه خویش غریبانه به تألیف و نشر معارف ناب قرآنی سپری کرد و محرومیتی شد برای جامعه دینی عصر غیبت که هرگز نیز جبران نگشت...


آن حادثه دلخراش که عده ای از محبان انقلاب قرآنی نیز در آن زخمی شدند تعرضی بود از سوی صاحب منصبانی که چشم دیدن جلسات درسی را نداشتند که در اندک زمانی تعداد طلاب حاضر در آن از چند ده نفر در مسجد امام رضا(علیه السلام) در گذر خان در شهر قم به انبوهی از طلاب می رسید که به معارف ناب قرآنی گوش دل می سپردند. آنها که می دیدند یا در حوزها جای آنهاست یا جای فقه قرآنی تصمیم شیطانی خود را گرفتند و شد آنچه شد و «شنبه سیاه» و «عاشورای قرآن» رقم خورد...

آری یا رسول الله بر ما نیز بعد از شما اینگونه گذشت «و هَذَا یَوْمُ السَّبْتِ وَ هُوَ یَوْمُکَ وَ أَنَا فِیهِ ضَیْفُکَ وَ جَارُکَ فَأَضِفْنِی وَ أَجِرْنِی فَإِنَّکَ کَرِیمٌ...»

ضمن تسلیت همه مصیبتهای اسلام به همه مسلمانان از محضر خدای سبحان تعجیل در فرج ولی امر مسلمین جهان را طلب می کنیم...

اللهم فرّج عنا بحقّهم فَرَجاً عاجلاً قریباً کلمحِ البصرِ أو هو أقرب...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: یکی از شاگردان آیت الله صادقی تهرانی(ره) مرحوم سید علی ساداتی، بعد از آن واقعه، سوز دل خود را اینگونه به نظم بیان کرده است:

آیت حق، فخر زمان، صادقی / چشم و چراغِ دل و جان، صادقی
عمر تو شد وقف کتاب خدا / مفتخر اهل بیان، صادقی
گفته ات از متن کتاب خداست / رحمت حق بر تو روان، صادقی
قدر تو را خوب ندانسته اند / طالب و فاضل، همگان، صادقی
قدر تو از قدر کتاب خداست / رتبه ات از دیده نهان، صادقی
فقه که از دوری حق مرده بود / با ستم حوزویان، صادقی
زنده شد از همت والای تو / حکمت قرآن به بیان، صادقی
از قلمت دُرّ گرانبار ریخت / کاشف اسرار نهان، صادقی
غصّه نخور خار به رویت کِشَند / گلشن دین گشته خزان، صادقی
روضه ای امروز بخوانم زتو / اجازتی هست بر آن، صادقی؟
ای که زمظلومیتت در جهان / رفته زمن تاب و توان، صادقی
دوست و دشمن به تو تهمت زدند / هم به عیان هم به نهان، صادقی
شاهد مظلومیتت من بُدَم / در گذر خان به عیان، صادقی
در وسط کوچه به تو حمله شد / جمله ی ما گریه کنان، صادقی
دشمن تو در وسط جمعیت / فتنه گر و نعره زنان، صادقی
فتنه و آشوب چه هنگامه ای / حمله ی سی تا حَیَوان، صادقی
توطئه بود و جدل و غالطه / پشت سرش سلطه گران، صادقی
جمع محبّان همه ماتم زده / خون دل از دیده روان، صادقی
تجزیه کردم چو، من آن واقعه / رشته ای بود از سَقَفان ، صادقی
شِکوِه ی آن آذریان* را ببر/ نزد شه عصر و زمان، صادقی
صبح قیامت به برِ داورت / شِکوِه کن از حوزویان، صادقی
گر که بخواهند زتو شاهدی / غم مخور از این جریان، صادقی
سید ساداتی بود شاهدت / با همه قرآن پژوهان، صادقی
آجرک الله در این ابتلاء / داد تو با دادستان، صادقی

*- سالها بعد از آن واقعه، آقای آذری قمی که از عوامل موثر در جریان بود به نزد فقیه قرآنی(ره) آمده و طلب گذشت می نماید و ایشان می فرمایند که اگر هم من از حق شخصی خودم بگذرم باز هم باید خیانتی که به قرآن و اسلام کردی را نزد خدا و رسول پاسخگو باشی که بخشش آن از دست من خارج است...


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،اسناد و گزارشات
قدم اول، عقلانیت برمبنای فطرت است، با توجه کامل به قرآن
ارسال در تاريخ شنبه ۱ مهر ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

امروزه شاهدیم، پلورالیزم دینی بیش از هر زمان دیگری در جامعه ما عمومی شده است. دین ها و عرفان های فردی اوج گرفته است. و البته دین گریزی و دین ستیزی هم رشد چشمگیری داشته است و نمودهای آنرا به وضوح در همه جا می بینیم حتی در بین دینداران.

با کسانی که با دین و تقیدات میانه ای ندارند کاری ندارم آنها آزاد. اما در نسل خودمان، بین اهل تحقیق، کسانی که دغدغه مند هستند و جویای دین، دیدن برخی مطالب هم سخت است و هم چالش برانگیز.

گویا در بین آن دسته از نسل ما که اهل مطالعه و بررسی و تفکرند و به این سو متمایل یا معتقد شده اند، و به تعاریف خاصی در بحث های روشنفکرانه رسیده اند، اتفاق مهمی رخ داده است و آن اینکه از طریق استقرا صحت پلورالیزم را دریافته اند!

استقرایی که خیلی ها مثال نقض واضحی هم برای آن نیافته اند. حتی در بین سنت گراترین قشر جامعه ما از نظر روشنفکری عرفی یعنی یعنی مراجع و فقها.

می بینیم که این اختلافاتی که بین علمای دین ما هست آنهم فقط در یک فرقه به اندازه ای هست که برای این دسته نسل ما، همه امید ها را برای رسیدن به وحدت عقیدتی و علمی و دینی نا امید کند و نتیجه عملی آن، صحت رویکردهای پلورالیستی باشد. که خوبان و منصفان افراد، به دور از تعصب به آن نفطه می رسند و نمی توان آنها را مقصر دانست.

خوب، مقصران اصلی این صحنه مشخص است که کیانند. اما نکته ای هست که می توان از آن بهره جست و آن نکته را تقدیم می کنم به «الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلواة و مما رزقناهم ینفقون» به «متقین».

قبل از گفتن آن نکته، در همین آیه مطلبی هست که باید عرض کنم:

قرآن در ابتدای شروع بعد از سوره حمد که فشرده و عصاره است، این طور آغاز می شود که ای کسانی که می خواهید این کتاب را بخوانید بدانید که این کتاب درست است که کتاب هدایت است اما همه با آن هدایت نمی شوند. این کتاب «هدی للمتقین» است.

این تقوا، در درجه اول، تقوای قبل از اسلام است، تقوای قبل از ایمان است!

هستند کسانی که حتی قبل از آنکه دعوت و رسالتی به آنها برسد اهل عقل و اندیشه و احتیاط اند. اگر کسی به آنها مطلب درستی را بگویند می پذیرند و اگر به آنها هشداری داده شود اجتناب می ورزند، در مقابلِ عده ای که حتی هشدار پزشک و دکتر را هم توجه نمی کنند.

در آن دو آیه، در توصیف این متقین، نمی گوید که آنها به غیب ایمان دارند و نماز خوان هستند و جزو انفاق کننده هایند. بلکه می گوید: «آنها به غیب ایمان می آورند و نماز برپا می دارند و از آنچه روزی آنها داده ایم انفاق می کنند». تفاوت از زمین تا آسمان است. این متقین که قرآن برای آنها کتاب هدایت است، چنان اند که وقتی این هدایت به آنها برسد آنرا خواهند پذیرفت و از آن پیروی  خواهند کرد و به غیب ایمان می آورند و...

زمان رسالت خود پیامبر هم وقتی قرآن از زبان پیامبر بر بشر خوانده می شد نتیجه همیشه هدایت نبوده و هدایت ها هم به یک اندازه نبوده است. لازمه هدایت تقواست. تقوای قبل از ایمان لازمه ایمان است. یعنی تا حداقلی از آن تقوا را افراد نداشته باشند به دعوت رسولان جواب مثبت نخواهند داد و تقوای بعد از ایمان لازمه مراحل بالاتر ایمان و معرفت.

و حال سؤال من این است:

آیا همین بی تقوایی ها نیست که در بین عالم و جاهل باعث شده که دیگر نشانی از آن راه درست و صراط واحد مستقیم باقی نماند و هر کس سری داشته باشد و هر سر؛ صدایی؟

آیا این همان روزگاری نیست که اهل ایمان و پیروان حقیقت گمنام و خانه نشین اند و غیر آنان بر همه چیز مسلط؟

آیا امروز این چنین نیست که علماء نوعاً از زهد و تقوا خارج شده و به دنیا داخل شده اند و کتاب خدا را پشت سر خود قرار داده اند؟

آیا قرآن به اوج مهجوریت خود نرسیده است؟ و آیا هیچ کس اعتنایی به آیات آن می کند؟

نکته من همین مطلب بود. اگر در این زمانه حق را نمی توان یافت و هر که سخنی می گوید، این نشانه صحت چند انگاریِ حق، و پلورالیزم نیست. که خدای سبحان، همه را به یک حقیقت واحد هدایت کرده است و هرگز در بین فرستادگان او اختلافی نیست چنانکه پیامبر فرمود اگر همه رسولان از اول تا آخر کنار هم جمع شوند هرگز در چیزی اختلاف نخواهند کرد.

این اختلافات حاصل فاصله گرفتن از سرچشمه و نشناختن راه است. تقوا و تزکیه به فراموشی سپرده شده و عالمان دین در راه علمی شان قرآن را کنار نهاده اند و اگر هم سراغ آن بروند با هزار ملاحظه و پیش فرض و تحمیل به آن رجوع می کنند. و شکایت رسول از مهجوریت قرآن همچنان پابرجاست.

قال الامام علی ‏(علیه السلام):

«... سیأتی علیکم من بعدى زمانٌ... نبذ الکتاب حملتُه و تناساه حفظَتُه... [و النّاس] لایعرفون من الکتابِ الّا خَطَّه... فالکتاب و اهل الکتاب فی ذلک الزمان طریدان منفیّان و صاحبان مصطحبان فی طریقٍ واحد لا یؤویهما مؤوٍ»

 «... بی تردید به زودى پس از من زمانى بر شما می آید که... عالمان دین [معانى آیاتِ] قرآن را [به‏ دور] مى‏ افکنند، و حافظانش [معنا و عمل به] آن را به فراموشى مى‏ سپارند و [مردم نیز] از قرآن [چیزى] جز خطّش نمى‏ شناسند... پس قرآن و اهل قرآن در آن زمان، رانده‏ شدگانِ حذف‏ شده [از جامعه، امّا] همراهانى همگام [با هم] در یک راه هستند. [ولى] هیچ پناه‏ دهنده ‏اى، آن دو را پناه نمی‏ دهد».

*****

این مطلب، دل نوشته ای بود که بعد از مطالعه و شنیدن جسله چهارم از درس تفسیر موضوعی قرآن کریم، توسط استاد سفر کرده مان، آیت الله صادقی تهرانی(ره)، در دلم جوشید و افسوس خوردم بر این همه تباعدی که از حقیقت داریم. و الی الله المشتکی.

این جلسه تفسیر را مانند سه جلسه قبل تقدیم می کنیم خدمت شما همراهان همگام در این راه قرآنی.

و توضیح آنکه عنوان انتخابیم برای این مطلب: «قدم اول، عقلانیت برمبنای فطرت است، با توجه کامل به قرآن» مربوط به محتوای جلسه تفسیر، و یک جمله از آن است.

تفسیر موضوعی قرآن توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره)، جلسه چهارم

برای دریافت فایل صوتی درس تفسیر به لینک فوق مراجعه کنید


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،دروس تفسیری
آیا توهین به پیامبر اکرم (ص) حاصل مسلمانی ما نیست ؟!
ارسال در تاريخ جمعه ٢٤ شهریور ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

﴿وَلا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ
و أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ
(آل عمران،۱۰۵)

آیا توهین به پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) حاصل مسلمانی ما نیست ؟!

چقدر سخت و اسفناک است دیدن و نظاره گر بودن توهین های پی در پی به پاک ترین و نورانی ترین و والاترین قله های بشریت.

آیا مگر نه این است که اگر هر مسلمانی در دنیا یک سطل آب روی اسرائیل بریزد، آن را آب می برد؟ پس چه شده است که هم اینک مقدسات ما را آب و لجن دشمنان با خود می برد؟ شاید آنها هم فهمیده اند که اگر هر کدامشان یک سطل آب یا لجن روی ما بریزند ما را نیز آب می برد. یک روز کاریکاتور، یک روز توهین به قرآن کریم، یک روز به امامان معصوم (علیهم السلام)، و امروز باز هم به ساحت مقدس اشرف الخلائق و سید المرسلین محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلم).

دشمنان همیشه در طول تاریخ بوده اند اما امروز توان این را یافته اند که اینگونه گستاخانه زبان دراز کنند و از چیزی هم بیمی نداشته باشند و حتی نگران بدنامی خود نیز نباشند. به راستی آیا این توهین ها محصول «کِشش» دینداران است یا «کوشش» دین ستیزان؟ آیا اینها محصول آزمایشگاه های غرب است و دانشگاه های اروپا و آمریکا؟ یا محصول همین منابر تبلیغی خودمان؟

اگر کسی بیمار شود آیا باید میکروب ها را سرزنش کرد یا خودش را که از بدن خود مراقبت نکرده و آنقدر آلوده و ضعیف شده که عوامل بیماری بر او غلبه یافته اند؟ عوامل بیماری همیشه اطراف ما هستند، اما کسی که قوی باشد و اصول را رعابت کند و از راه درست سلامتی پیروی کند هرگز بیماری به او راه پیدا نمی کند.

نمی خواهم در اینجا تنها، این عمل آنان را محکوم کنم، که محکومیت آنان نه تنها بین مسلمین بلکه در محکمه فطرت انسانی همه جهانیان عیان و آشکار است. و یقینا به تیغ مجازات مسلمانان غیور از پای درخواهند آمد. چرا که، کسی که این چنین پیامبر را توهین و سب کند یقینا خونش هدر است و انشاء الله با جرأت مراجع و صدور حکم قتلشان، به زودی آن هتاکانِ مزدور، گرفتار مجازات خواهند شد، تا کسی دیگر، جرأت چنین عملی را به خود راه ندهند. ان شاء الله.

و نمی خواهم در اینجا فقط از دسیسه های دشمنان و صهیونیسم جهانی و سیاست های شیطانی آنها بگویم و دشنام دهم و لعنت کنم بر آنها و بر ابزارهای تبلیغاتی و اعوان و انصارشان، که لعنت خدا و رسول و جمیع ملائکه و مومنین بر آنهاست و بیش باد این لعنت ابدی و نزدیک باد عذاب دردناک برایشان.

که بسیارند کسانی که پرده از جنایات آنها و سیاست هاشان برداشته اند. کافی است یک جستجوی ساده در اینترنت انجام دهید تا ببینید که این پیروان شیاطین جن و انس چگونه در دنیا سیاست های شیطانی شان را دنبال می کنند و می کنند آنچه می کنند.

بلکه می خواهم در این مقال از ضعف خودمان که چه شده است که به این بلا مبتلا شده ایم بگویم:

***

چگونه است که دشمنان دیرینه اسلام در اوج اقتدار و سرافرازی این «امّ القرای اسلام» به یاد توهین به پیامبر اسلام افتاده اند؟ آیا کسانی که خود را در مقام سخنگویان خدا و دینش!! قرارداده اند و از همه امتیازات آن بهره مندند، آیا چهره دین حق و رسول او را با اعمال و رفتار خود به درستی و کمال نمایاندند؟ یا اینکه تصویر زشت و کریه آنان به عنوان چهره دین معرفی شد و آن چه که نباید؛ اتفاق افتاد؟ آیا زمانی که همه دنیا چشم به دهان ما دوخت تا اسلام و پیامبر خدا (ص) را از زبان ما بشناسد، آیا با زبان راستین و صالحانه مواجه شد یا ...؟

جهانیان پیشکش، در کشور خودمان چه؟ آیا «افت اخلاقی» موجود در جامعه و رشد «دین گریزی»، نتیجه مرور زمان است و سپری شدن دوره ی دینداری؟ یا پاسخی است به جنایت هایی که مدعیان در حق «اخلاق» کرده اند و بهره کشی هایی که از «دین» نموده اند؟ و آیا اینها همه نتیجه خالی شدن خزانه دینی نیست که از حساب آن بسیار خرج شده است تا عده ای ...؟

بارالها همه ما در پیش گاه سبحانت شرمنده ایم و روسیاه که مسلمانان زمانه ما بودیم و چنان شد. وا اسفاه! اما ای رحیم، اگر از ما کسی هر آنچه برعهده داشت انجام داد و به عمل آنان راضی نشد، او را از آنان منزه بدار و با آتش آنان مسوزان.

و آیا اگر مسلمانان روی زمین بایکدیگر متحد و یکپارچه بودند هرگز اینچنین می شد؟ آیا فضای چنین عمل قبیحی فراهم می گشت؟ یا جرأت آنرا کسی می یافت؟

حال واقعا باید به این پرسشها پاسخ داد. چگونه؟ اتحاد بر چه مبنا؟ از کجا باید شروع کرد؟ مشکل کدام است؟

و پاسخ آنکه،

آیا هیچ محوری برای اتحاد مسلمانان مهمتر و اصلی تر از قرآن هست؟

ولی متأسفانه همه فِـرَق مسلمانان جهان بدون استثنا قرآن را مهجور کرده اند و از آن جز رسم و خطش نمی دانند. خوب آنرا حفظ می کنند و با صدای خوش می خوانند و هر روزه مسابقات بین المللی برگزار می کنند. اما عالمان و اندیشمندانشان، یکی با تکیه بر کتب فرقه ای اش، و دیگری با افکار التقاطی و روشنفکر نمایانه اش؛ کتاب خدا را تعطیل کرده است. از حوزه های شیعی که کاری با قرآن ندارند تا دیگرانی که توقعی از آنها نیست.

کسانی که با تهمت «ظنی الدلالة» بودن قرآن را از کار انداخته اند، با کسانی این گونه به ساحت دین حمله می کنند، هر دو در صحرای قیامت مورد سوال اند چرا که هر دو اسباب اذیت و آزار رسول را فراهم کرده اند «إن الذین یؤذون الله ورسوله لعنهم الله فی الدنیا والآخرة وأعدّ لهم عذاباً مهیناً»

و تا زمانی که اوضاع و احوال اینچنین باشد، و اختلافات به این شکل باقی باشد هرگز راه برونرفتی وجود ندارد چرا که طبق آیه قرآن « وَلا تَکُونُوا کَالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَأُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ : شبیه و مانند نباشید به کسانی که تفرقه و اختلاف کردند بعد از آنکه برای آنها [آیات] روشنگر آمد و همانها برایشان عذاب بزرگ است»

آری کسانی که بعد از هدایت و آیات بینات راه تفرقه پیش بگیرند هر چه بر سرشان بیاید از خودشان است.

کار به فرق دیگر نداریم. از خود شروع کنیم. چرا علمای شیعه با هم متحد نمی شوند و با محوریت و مبنای کتاب خدا، شور و مشورت را مبنای کار خود قرار نمی دهند و مکلفان را از این همه سردرگمی نجات نمی دهند؟ این خنده دار نیست که ده ها مرجع هر یک ساز خود را می زنند و امت اسلام اینگونه در اختلاف به سر می برد؟!

آیا کسی خبر دارد که بین علمای شیعه انجمن و تشکلی و تصمیم گیری جمعی و شورایی رسمی و واقعی وجود داشته باشد؟! ارتباطی در ابعاد مرجعیت نه دوستانه و احوالپرسانه و گاهی هم بحثک علمی برای خالی نبودن عریضه! که شاید دو عالم آن هم به علت دوستی و هم مباحثه بودن در دوران تحصیل هنوز رابطه ای با هم داشته باشند.

 چرا عامه مردم را با رساله ای واحد که حاصل شورای فقیهان، با محوریت قرآن است، پذیرا نیستند؟ و چرا بحث ها و حیات علمی و نقد و نظر ها و اختلافاتشان را برای جمع طلاب و فضلایشان و در فضای علمی ادامه نمی دهند و دکان ها را جمع نمی کنند؟

و آیا این خنده دار تر نیست که بشنویم امکان ندارد که علمای ما بتوانند چنین کاری کنند که هرکدام نظری دارند و اعلم اند و ...؟

حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام هنگامی که اختلاف بین حکم دو قاضی را ملاحظه کرد و دید که ناصب آنها هردوی آنها را تأیید می کند خروشید و فرمود:

«أفَأمرهم اللّه تعالی بالاختلاف فاطاعوه؟ ام نهاهم عنه فعصوه؟ ام انزل اللّه دینا ناقصا فاستعان بهم علی اتمامه؟ ام کانوا شرکاه فلهم ان یقولوا و علیه ان یرضی؟ ام انزل اللّه سبحانه دینا تاما فقصر الرسول صلی اللّه علیه و آله عن تبلیغه و ادائه؟ و اللّه سبحانه یقول: «ما فرطنا فی الکتاب من شییء» و قال «فیه تبیان کل شیء» و ذکر ان الکتاب یصدق بعضه بعضا، و انه لا اختلاف فیه فقال سبحانه: «و لو کان من عند غیر اللّه لوجد وافیه اختلافاً کثیراً». و ان القران ظاهره انیق و باطنه عمیق. لا تفنی عجائبه و لا تکشف الظلمات الابه»

: «آیا خدای تعالی به اختلاف امر نموده و آنها اطاعتش کرده اند؟ یا آنها را از اختلاف نهی فرموده و آنها سرپیچی کرده اند؟ یا آنکه خدا دین را ناقص فرو فرستاده و برای تکمیلش از آنها کمک خواسته؟ یا اینکه اینها شریکان خدایند که هر چه خواهند بگویند و خدا بگفته آنها رضایت دهد؟ یا آنکه خدای سبحانه دینی کامل فرو فرستاده ولی پیغمبر (ص) در تبلیغش تقصیر نموده و کامل نرسانیده؟ در حالی که که خدای سبحان می گوید «ما در این کتاب از چیزی فروگذار ننموده ایم» و نیز فرموده است: «در آن بیان هرچیزی است» و متذکر شده که این کتاب، بعضی از آن بعض دیگرش را تصدیق می نماید و اینکه هیچگونه اختلافی در آن نیست. پس فرموده است: «اگر از جانب غیر خدا بود بی شک اختلافات بی شماری در آن می یافتید». به راستی قرآن ظاهرش آراسته و پیراسته و باطنش دریائی ژرف و عمیق است عجایبش فنا ناپذیر است، و تاریکی و ظلمت جز به آن برطرف نمیگردد».

آری این است سخن مولای متقیان و امام ما امیر مؤمنان. پس کسانی که این اختلاف را به رسمیت بشناسند مورد عتاب حضرت امیر خواهند بود.

آری، کسانی که بعد از آنکه آیات بینات برایشان آمده است، اختلاف کنند و کفران هدایت الهی را نمایند عذاب بزرگی در انتظارشان است. قسمتی در دنیا و اصل آن در آخرت.

آری، دست برداریم از اینکه همه چیز را به گردن دشمنان بیندازیم و قبل از آنکه روز حساب فرار رسد خود را محاسبه کنیم. که «حاسبوا قبل از تحاسبوا» تا ببینیم که چه می کنیم و چه کرده ایم که اینچنین شده ایم و با سردادن چند شعار و چند فریادی که تا چند متر بیشتر نمی رود وجدان خود را آسوده نکنیم. فتأمل.

***

و در آخر خطاب به مؤمنان راستین و پیروان حقیقی رسول خاتم و امیرالمؤمنین و معصومان محمدی (صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین)، جهت التیام قلب زخم دیده شان از این وقایع موحش، آیات ذیل را متذکر می شویم، که با ظهور منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر ارواح العالمین له الفداء محقق خواهد شد:

﴿یریدوُنَ لِیطفِئـُوا نورَ اللّهِ بِأفواهِهِم و اللّهُ مُتِمُّ نورِهِ وَ لَو کَرِهَ الکافرونَ،
هُوَ الّذی أرسَلَ رَسولَهُ بِالهـُدی و دینِ الحَقِّ لِیـُظهِرَهُ علی الدّینِ کـُلِّهِ
وَ لَو کَرِهَ المـُشرِکوُنَ
(صف/٨و۹).

﴿وَ نُریدُ أن نَّمُنَّ عَلَى الّذینَ استُضعِفُوا فِی الأرضِ وَ نَجعَلَهُم أئِمَةً
وَ نَجعَلَهُمُ الوَارِثین
(قصص/۵)


برچسب ها : انقلاب قرآنی
تفسیر کردن قرآن کفر علمی است!
ارسال در تاريخ شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

تذکر:

«و لقد یسّرنا القرآن للذکر، فهل من مدکر». «ذکری لمن کان له قلب». «ذکری» یادواره است. قرآن یادواره ای است معصوم، معصومانه ترین یادواره ها در میان کل یادواره های وحیانی، در کل زمانها و زمینهای تکلیفی.

چطور این یاد واره ظنی است؟! چطور مجهول است؟ چطور نامفهوم است؟ من چه عرض کنم؟ بدترین خیانتی که مخصوصا شرعمداران ما احیانا به قرآن کرده اند، ظنی الدلالة قمداد کردن قرآن است. من در کتاب غوص فی البحار نوشته ام: و القول القرآن ظنّی الدلالة، قطعی الحماقة.

حالا. تذکر از «ذکری» بودن قرآن است. تذکر یاد کردن، بوسیله چیه؟ بوسیله یادواره. قرآن آن چنان یادواره ای است که برای کل مکلفان دارای هر زبانی باشند تذکر است. یعنی غفلت ها را، نادانی ها را، نافهمی ها را، بی راهی ها را، بی حالی ها را، نفی انسانیت را به طور کلی، از بین می برد و اثبات می کند انسانیتِ در بعدِ اعلایِ وحیانی را. مخصوصا در بعد علمی که عرض کردیم «واعتصموا بحبل الله جمیعا». حداقل ما می توانیم عصمت و نگهبانی صد در صد علمی را در بعد نصوص و ظواهر مستقر قرآنی بدست بیاوریم...

تدبّر:

تدبر یعنی پشت هم اندازی، باید برای فهم مطالب قرآنی، فهم بیشتر، کاملتر، متکاملتر، باید که آیات را به مناسبت یکدیگر، پشت هم قرار دادن. اگر در یک موضوعی انسان گیر است، آیات مربوط به موضوع را پشت هم به ترتیب قرار دهد که منتج به نتیجه شود.

«أفلا یتدبرون القرآن، ولو کان من عند غیر الله، لوجدوا فیه اختلاف کثیرا» از جمله ادله وحیانی بودن قرآن این است که اگر «من عند غیر الله» بود، اختلاف زیاد داشت. نمی فرماید کم داشت. چون غیر الله در علم مطلق نیستند، در علم، در حکمت، در معارف، در احاطه لفظی، احاطه ادبی، مطلق نیستند، متدرج اند، چون غیر الله متدرج در کمال اند، و کمالِ مطلق نیستند، بنابرین حرفهایشان هم کمال مطلق نیست، گاه متضاد است، گاه متناقض است.

این آیات که بر قلب نبی امی صلوات الله علیه نازل شد، نبی ای که هرگز پهلوی کسی درس نخوانده، در جنگ، در صلح، گرفتاری، راحتی، در حالت فرار، در حالت قرار، در کل حالات متضاد، چون، انسان غیر خدا، در حالات متضاد، متضاد فکر می کند، در حالات متکامل، متکامل فکر می کند، در حالت متناقض، متناقض فکر می کند، ولو بزرگترین علما باشد.

حالا، این قرآن که در زمان بیست و سه سال بر پیغمبر نازل شد، در جنگ و صلح و حالات و متضاد و ناآرامی و آرامش و جنگ و صلح، یکسان است، در لفظ و در معنا. اختلاف نه در لفظ دارد، نه در معنا دارد، نه در هیچ جهتی از جهات، بنابرین این ربانی است. چون رب است که مطلق است. مربوبین که مطلق نیستند، غیر مطلق، هرچه باشد، هر که باشد، هر منطقی باشد حداقل اختلاف تکاملی دارد.

عرض می شود که خوب اینها، مراحلی است که از برای استفسار از قرآن، و نه تفسیر قرآن، استفسار است، دیروز عرض کردم، ما تفسیر خود باید بکنیم، خود را تفسیر کنیم، خود را نجات بدهیم، از افکار غلط، افکار غیر مطلق، افکاری که احیاناً غلط دارد، خود را نجات دهیم، و با ابزار درونیِ صحیحِ خودی و قرآنی، قرآن را استفسار کنیم، بپرسیم، نه اینکه تفسیر کنیم.

چون تفسیر کردن خودش کفر علمی است. تفسیر قرآن کردن به این معناست که، قرآن مجهول است، غبار دارد، حجاب دارد آیاتش، مفهوم نیست، ظنی است، چون ظنی است، چون محتمل است، چون ایراد دارد، ما از خودمان بگذاریم! از خود روی قرآن گذاشتن یعنی از خود به خدا دادن، خدا نیازمند است!؟ آیا خدا نیازمند است که ما به خدا خدایی بدهیم؟!

قرآن نیازمند در تذکیر و در تفهیم و در روشن بیان بودن نیست. ما باید خود را از تاریکی های خود بینی و خود راهی و خود خواهی و تسلسل خواطر این و آن نجات بدهیم. کسانی که می گویند ممکن نیست، این حرفشان ممکن نیست...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن فوق قسمتی از جلسه دوم درس تفسیر موضوعی قرآن است که مرحوم آیت الله صادقی تهرانی«قدس الله تربته الزّکیّة» آن را ایراد فرموده اند. دوستان عزیز می توانند متن کامل را به همراه فایل صوتی در این آدرس ملاحظه بفرمایند:

تفسیر موضوعی قرآن توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره)، جلسه دوم

برای دریافت فایل صوتی درس تفسیر به لینک فوق مراجعه کنید


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،دروس تفسیری ،دانلودها
ما وظیفه داریم از قرآن عصمت بگیریم!
ارسال در تاريخ پنجشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

اولین روز است که بعد از ماه مبارک رمضان بحث قرآنی را آغاز می کنیم.

این بحث موضوعی است و نه تسلسلی. قبلاً مقدماتی را باید حضور برادران عرض کنیم و بعداً مشغول تفسیر موضوعی بشویم.

اصولاً هر گوینده ای و هر کتابی که در برابر انسان قرار می گیرد، موقعیت آن گوینده و کتاب، شخصیتش، علمش، عدالتش، عصمتش، مراتب عصمتش مدخلیت کامل دارد در مقدار دقت، کوشش، کاوش و بررسی در مطالب او.

گاهی اوقات انسان باید دو بررسی کند چون گوینده معصوم نیست، اشتباه می کند، خطا می رود و درست و نادرستش مخلوط است، باید دقت کرد درست را پذیرفت و نادرست را رد کرد.

لکن اگر ما در برابر کتاب وحیانی قرار گرفتیم، آن هم وحی صد در صد، آن هم وحی کلی که قرآن است، که شامل و حامل تمام وحی های ربانی است، از آغاز تلکیف انسان تا انقراض عالم، و خدا بر مبنای رحیمیت کامله و شامله اش، هر آنچه را ما نیازمندیم از علوم، معارف، عقاید، اخلاق، اعمال، فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، همه را بیان فرموده، گرچه در جزییات زیاد وارد نشده، اما کلیاتی را قرآن القا فرموده، و در حقیقت قرآن خلاصه ای است از کل وحی های ربانی.

...

آیا عصمت در انحصار معصومین نیست؟ چرا.

آیا ما وظیفه داریم از قرآن عصمت بگیریم یا نه؟ آری وظیفه داریم.

لکن عصمت دارای سه بعد است: بعد علمی، عقیدتی، عملی. جمع مثلث عصمت علمی و عقیدتی و عملی در انحصار معصومین محمدی صلوات الله علیهم اجمعین است.

آیا پله اول عصمت یعنی عصمت علمی، که مقدمه است از برای عدالت و طهارت معنویِ عقیدتی و اخلاقی و عملی برای ما امکان دارد یا نه؟ بله. مورد امر است. مثلا در سوره آل عمران می فرماید: «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» امر است. امر به دریافت عصمت است. اعصموا نیست، اعتصموا.

اعصموا یعنی عصمت گرفتن. اعتصموا باب افتعال یعنی با کوشش، کاوش، بینش، دقت، و آنچه را که عرض کردیم تلاوت، ترتیل و تذکر، تدبر و .. با بررسی کامل، با بی حجاب شدن قرآن را بی حجاب بفهمیم، با کنار زدن گرد و غبارهای غیر مطلق، قرآن را ببوئیم و دقیق دریافت کنیم.

...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن فوق قسمتی از جلسه درس تفسیر موضوعی قرآن است که مرحوم آیت الله صادقی تهرانی«قدس الله تربته الزّکیّة» آن را ایراد فرموده اند. دوستان عزیز می توانند متن کامل را به همراه فایل صوتی در این آدرس ملاحظه بفرمایند:

تفسیر موضوعی قرآن توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره)، جلسه اول

برای دریافت فایل صوتی درس تفسیر به لینک فوق مراجعه کنید


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،دانلودها ،دروس تفسیری
اصول و مبانی تفسیر الفرقان (۲)
ارسال در تاريخ پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیرالفرقان که نام کامل آن «الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن والسّنة» است، به وسیله مفسّر معاصر (مرحوم) دکتر شیخ محمد صادقی تهرانی تدوین یافته است. این تفسیر که در ۳۰ مجلّد تنظیم شده است، دوره کامل تفسیرقرآن کریم می باشد که از آغاز تا انتهای قرآن به تفسیر آیه به آیه آن پرداخته است. مفسّر درآغاز چنانکه خود می گوید از تفسیر چند جزء آخر قرآن شروع کرده است و درادامه از ابتدای قرآن اقدام به تفسیر کرده وتا انتها ادامه داده است.

این تفسیر هم از نظر محتوا وهم ازجهت سبک، یکی از تفاسیر بدیع امامیه به شمار می آید، چه این که ازنظر محتوا ـ برخلاف بیشتر تفاسیر که غالب محتوای آنها تکرار حرفهای گذشتگان است ـ دارای مطالب ونکات بکر و تازه است که خواننده را درفهم قرآن و استدلال به آن درفضای تازه ای ازمفاهیم و معانی قرار می دهد. ازنظر سبک و شیوه تفسیری نیز، ویژگیها وبرجستگیهایی درآن وجود دارد که تفاسیر موجود کم تر ازآن برخوردارند.

دراین مقاله می کوشیم با تبیین محورهایی چند در زمینه خصوصیات این تفسیر، گامی هرچند کوتاه در شناساندن آن به جامعه فرهنگی برداریم. این محورها عبارتند از:

۱. سبک تفسیر ۲. ویژگیهای سبک؛ که دراین بخش با خطوط کلی حرکت مفسّر آشنا می شویم ۳. مبانی و دیدگاههــای مفسر نسبت به قرآن وعناصر مؤثر در فهم آن.

سبک تفسیر

عنوان تفسیر چنین می نماید که مفسّر از دو سبک تفسیر قرآن با قرآن و تفسیر قرآن با سنّت، سود برده است. امّا درمقدمه تفسیر اظهار می دارد که بایسته ترین روش تفسیری، شیوه تفسیر قرآن با قرآن است.

وی می نویسد:

«همه شیوه های تفسیری نادرست است، جز شیوه تفسیر قرآن با قرآن واین همان شیوه تفسیر پیامبر(ص) و امامان (ع) است. بر مفسّران لازم است که این روش تفسیری را از معلمان معصوم فراگیرند و در تفسیر آیات به کار بندند

درمجالی دیگر می نویسد:

«روشهای تفسیری از دوحالت بیرون نیستند: یا تفسیر قرآن با قرآن هستند ویا تفسیر قرآن با رأی.»

مفسّر در تحلیل و تأیید این شیوه پیشنهادی، به آیه هایی استدلال می کند که قرآن را نور و برهان و بیان وهدایت معرفی می کند و می گوید:

«چیزی که خود، بیان وهدایت است ومرجع و تکیه گاه غیرخود به شمار می آید، پیش ازاین که روشن گر غیر باشد، باید خود مبیّن و روشن گر خود باشد.»

این سخنان چنان می نماید که نوعی تناقض و ناهمسازی درگفتار و رفتار تفسیری مفسّر ونیز عنوان کتاب وجود دارد! آیا به واقع چنین است؟

ظاهر سخن گرچه نوعی ناسازگاری بین شیوه پیشنهادی و شیوه به کار رفته را نشان می دهد، ولی با مطالعه تصوّرات و برداشتهای مفسر از دو سبک یاد شده ونمونه های عملی تفسیر، پاسخ چیزی دیگری است.

مفسّر براین باور است که برایند تفسیر قرآن با قرآن، دستیابی به نخستین مفاهیم ومعارف قرآنی است، مرتبه ای ازمعنا که درچارچوب دلالت مطابقی آیه قرار دارد. درحالی که روایات تفسیری بیشتر درصدد نشان دادن نمونه ها ومعانی پنهان آیات است و چنانکه خود می گوید نگاه روایات تفسیری به معانی ژرفتر کلام وحی است، با این ویژگی که مفاهیم ژرف، ریشه در معانی ومنطوق دارد و در پرتو آن شکل می گیرد به گونه ای که درستی و نادرستی آن ها در گرو برابری و نابرابری با منطوق آیات است. چه این که به مقتضای محوریت قرآن در ارزشیابی روایات و درستی و نادرستی آنها، منطوق آیات، معیار سازگاری و ناسازگاری روایات با قرآن است. ودرنتیجه تفسیر مأثور چیزی جدا از آیه نیست، بلکه برخی ازمراتب معنایی آن است که درپرتو سطح ظاهر آیه با یاری جستن از آیات دیگر به دست آمده است. بنابراین تفسیر قرآن با سنّت گونه ای از تفسیر قرآن با قرآن است. دکتر صادقی در مقدمه تفسیر خود می نویسد:

«کم ترین چیزی که باید نسبت به آن اقدام کرد، فهم عبارت است که همان معنای مطابقی وظاهر آیه می باشد. پس این معنای مطابقی، پایه واساس کشف زوایای دیگر ازمعنا قرار می گیرد، چه این که تفسیر دارای چهار مرتبه است: تفسیر عبارت. تفسیر اشارت. تفسیر لطائف و تفسیر حقایق؛ پس همین معنای ظاهر، معیار عرضه حدیث بر قرآن است

نمونه های عملی تفسیر نیز گویای همین واقعیت است که مفسّر در پذیرش تفسیر مأثور، پیش از هرچیز به سازگاری آن با مراتب مختلف معنایی آیه می اندیشد و دستیابی به هرمعنای تازه را در پرتو مفهوم ظاهر آیه و سازگاری با آن جست وجو می کند.

به این ترتیب شیوه مفسّر درحقیقت همان شیوه پیشنهادی تفسیر قرآن با قرآن است. هرچند از سنّت نیز بهره برده است.

مشاهده متن کامل مقاله
« اصول و مبانی تفسیر الفرقان »

_____________________
پی نوشت ۱: این مقاله از آقای محمد رضا امین می باشد که مجله پژوهش های قرآنی، پاییز و زمستان ۱۳۷۵، شماره ۷ و ۸  از صفحه ۲۸۲ تا ۳۰۵ آن را چاپ نموده است.


برچسب ها : مقالات، نقد و مصاحبه ،انقلاب قرآنی
پیرامون تصحیح کتاب شریف اصول الاستنباط
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم
والحمد لله رب العالمین

 ضمن تسلیت مجدد سالروز رحلت مرجع قرآنیان حضرت آیت الله العظمی صادقی تهرانی در روز اول فروردین سال 1390 ، مطلبی بسیار مهم که مدتهای مدیدی است قصد ارائه آنرا به حقیقت جویان و یاران قرآنی داریم به مناسبت چنین روزی خدمت شما عرضه می کنیم تا تسلیتی باشد بر دل رنج دیده اهل قرآن در این یک سالی که گذشت و چراغی باشد برای پیروان راستین و ادامه دهندگان راه قرآن که حضرت آیت الله صادقی «قدس سره» احیا کننده آن در عصر غیبت بوده اند.

بعد از آنکه ما مطلب «مهم : شبهاتی پیرامون اجماع، شهرت، خبر واحد» را منتشر نمودیم که حاوی شرحی بود بر «بیانیه معروف سال 1386 آیت الله العظمی صادقی تهرانی (قدس سره) پیرامون اجماع، شهرت و خبر واحد»، بحث های حاشیه ای درگرفت و منجر به مسائلی شد که نتیجه آن این نوشته و مطالب آن است:


از جمله آن مسائل تهمت ها و دروغ هایی بود که از سوی عده ای از افراد نسبت به نگارنده آن شرح و وبگاه «فقیه قرآنی» صورت گرفت و متأسفانه در یک سایت هم منتشر شد. اگر چه نویسنده شرح، که از شاگردان خبره فقیه قرآنی هستند و همه قرآنیان، با بزرگواری از حق شخصی خود راجع به تهمتها گذشت خواهند نمود اما با تمام توان در مقابل مطالب خلاف حق و حقیقت ایستادگی می نمایند.

از جمله مطالبی که جدای از همه دروغ ها و تهمتها موجب کدورت خاطر همه قرآنیان شد و درد آور بود سانسور نظرات فقهی و اصولی مرجع عالیقدر جهان تشیع از سوی سایت فرقان بود که چون متأسفانه این سایت جایگاه خاصی در شناساندن چهره مهجور و قرآنی آیت الله العظمی صادقی تهرانی داشت موجب ضربه خوردن جریان انقلاب قرآنی گردید و همه تلاشهایی که در این زمینه صورت گرفت تا این امر اصلاح شود با در بسته روبرو شد. و نتیجه اختلافاتی که بوجود آمده بود به ضربه خوردن مبنای فقهی و اصولی آن مرجع مظلوم قرآنی انجامید.

از جمله این تحریفات و سانسورها حذف برخی بیانیه ها و مطالب از سایت فرقان بود. من جمله:

  • زندگینامه آیت الله العظمی صادقی تهرانی «ره» به قلم خود آن مرحوم که حاوی مباحث مهم علمی قرآنی و مناظرات با علمای بزرگ بود. (آرشیو)
  • متن نامه آیة الله العظمی صادقی تهرانی در پاسخ به دادخواهی عده ای از مسلمین راجع به حمله وحشیانه به مسجد قبای شیراز و آیت الله سید علی محمد دستغیب(دامت برکاته) و همچنین جریان جهانی هتک مقدّسات اسلامی و قرآن سوزی اخیر. (رجوع شود به اینجا)
  • پیام تسلیت به مناسبت رحلت حضرت آیت الله منتظری(ره). (رجوع شود به اینجا)
  • موضع گیری آیت الله صادقی تهرانی در قبال سخنان رحیم مشایی. (رجوع شود به اینجا
  • سیری در فتاوای فقهی، سیاسی و اجتماعی مفسّر بزرگ قرآن کریم، آیة الله العظمی صادقی تهرانی. (آرشیو)

(با کلیک بر روی (آرشیو) در انتهای هر کدام از موارد فوق صفحه ی آرشیو شده مربوطه را می توانید مشاهده نمایید که قبلا در سایت فرقان موجود بوده و اکنون حذف گردیده است)

در پی این جریان گمراه کننده و این نفاق خانمانسوز که در ظاهر تبلیغات گسترده ای برای شناساندن فقیه قرآنی می شود اما در واقع با خدشه وارد شدن بر مبنای فقهی و علمی آن عالم گرانسنگ؛ موجب حذف تاریخی جریان فقه قرآنی می گردد؛ برخود لازم و واجب دیدیم به دور از هر هیاهویی، «دفاعیه علمی» و «دفاعیه شرعی» خود را از مبنای قرآنی مرجع مظلوممان آیت الله العظمی صادقی تهرانی «رحمة الله علیه» برای روشن شدن حق و حقیقت ارائه دهیم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد:

موضوعات مورد دفاع:

1- صحت و اتقان «بیانیه سال 1386 فقیه قرآنی پیرامون اجماع شهرت و خبر واحد»

2- ویرایش کتاب شریف «اصول الاستنباط» به دستور آیت الله العظمی صادقی تهرانی توسط شاگرد برجسته شان به منظور درج مفاد بیانیه فوق الذکر در کتاب، که در زمان حیات فقیه قرآنی صورت گرفت و به تأیید ایشان رسیده بود اما فرصت چاپ نیافت و از سوی وارثان نسبی بایکوت شد.

دفاعیه علمی: همانطور که قبلا در مطلب «مهم : شبهاتی پیرامون اجماع، شهرت، خبر واحد» آورده ایم مطلب ذیل دفاعیه علمی از بیانیه مذکور است که از تاریخ انتشار آن تاکنون نقد یا ردی از سوی قرآن پژوهان و قرآنیان بر آن دریافت نکرده ایم:

شرح بیانیه صاحب تفسیر الفرقان «آیت الله صادقی تهرانی»
درباره اجماع، شهرت، خبر واحد

دفاعیه شرعی: بدون مقدمه ای خاص نه نامه از طرف تعدادی از شاگردان و ارادتمندان فقیه قرآنی را که برای ما ارسال شده است به عنوان حجتی شرعی خدمت عزیزان ارائه می کنیم:

1- نامه حجة الاسلام حمید رضا محمدیان:

شهادت حجت الاسلام محمدیان

بسم الله الرّحمن الرّحیم
به اطلاع مشتاقان قرآن کریم و علوم قرآنی، شاگردان و مقلدان فقیه عالی قدر حضرت آیت الله العظمی صادقی تهرانی می رساند
در آبان ماه سال 1388 بعد از نماز مغرب و عشاء حضرت آقا به آقای نورانی امر فرمودند اصول من را تصحیح کنید ایشان عرض کردند حضرت آقا بنده فرصت ندارم اگر صلاح بدانید این امر را به حاج آقای محمدیان (اینجانب) محوّل کنید ایشان فرمودند خیر؛ این کار را انجام دهید که مقدم بر تمام کارهای دیگر است؛ و جناب آقای نورانی اقدام به این کار (تصحیح اصول استنباط) نمودند.
ضمناً در صداقت، علمیّت و تقوای جناب مستطاب حضرت حجة الاسلام و المسلمین حاج آقای نورانی هیچ شکّی ندارم.
« و لا تکتموا الشّهادة و من یکتمها فانّه آثم قلبُه» (بقره/ 283)
دعاگو حمید رضا محمدیان
۱۳۹۰/۷/۷

2- نامه حجة الاسلام مهدی عباس زاده:

شهادت آقای مهدی عباسزاده

3- نامه آقای سید محمد ساداتی:

4- نامه آقای مجتبی نورانی (استاد دانشگاه):

نامه دکتر مجتبی نورانی

5- نامه حجة الاسلام محمود جوادی:

شهادت آقای جوادی

6- نامه حجة الاسلام علی چراتیان (مسئول دفتر آیت الله صادقی تهرانی در زمان حیات):

نامه حجت الاسلام علی چراتیان

 

7-نامه حجة الاسلام ایمان ضرابی (از شاگردان فقیه قرآنی و استاد حوزه و دانشگاه):

نامه حجة الاسلام ایمان برادران ضرابی

 

8- نامه حجة الاسلام سیف الله نورانی:

نامه حجت الاسلام سیف الله نورانی

9- نامه حجة الاسلام محمدرضا الصیمری:

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

اینجانب اعلام میدارم که محور اصلی مرحوم آیت اله العظمی دکتر صادقی تهرانی (قدس سره) در مبانی فقهی و غیره همانطور که خود آنمرحوم در کتب خویش ذکر فرمودند کتاب و در هامش کتاب سنت جامعه غیر متفرقه پیامبر اعظم اسلام (ص) می باشد و بس.

اما اجماع،شهرت و خبر واحد اگر مخالف قرآن باشد هیچ اعتباری ندارد و بدون مخالفت با قرآن و سنت مورد قبول آنمرحوم می باشد. آنحضرت همچنین علم رجال را قبول نداشته و می فرمودند:هر خبری که موافق قرآن و سنت قطعیه پیامبر باشد گرچه راوی آن شمر باشد مورد قبول است.

محمدرضا الصیمری
۱۲ جمادی الاول ۱۴۳۳ هجری قمری ۱۳۹۱/۱/۱۶ هجری شمسی

شواهد کتبی: در این بین شواهد کتبی نیز موجود است از جمله:

1- خود بیانیه که توسط معظم له در سال 1386 صادر گردیده و توسط آن مرحوم به کسانی که به ملاقات ایشان می رفتند به همراه سایر کتب داده می شد و صدها نفر میتوانند راجع به آن شهادت بدهند و هم اکنون از طرف رؤسای سایت فرقان مورد  تکذیب است:

بیانیه سال 86 آیت الله صادقی پیرامون اجماع و شهرت و خبر واحد

2- کتاب نظرات نوین از دیدگاه قرآن که توسط معظم له در زمان حیاتشان در دفتر جامعة علوم القرآن در سال 1388 منتشر گردید. در صفحات 118 و 117 این کتابچه عین متن بیانیه فوق درج گردیده است:

جلد کتاب نظرات نوین از دیدگاه قرآن
کتاب نظرات نوین از دیدگاه قرآن ص117

 کتاب نظرات نوین از دیدگاه قرآن ص118

3- جزوه سیری در فتاوا صفحه 31 مسأله 124 :

جلد جزوه سیری در فتاوای فقهی سیاسی

جزوه سیری در فتاوای فقهی سیاسی صفحه 31

پشت جلد جزوه سیری در فتاوای فقهی سیاسی

در ادامه عرض می کنیم که دو مطلب نیز که مرتبط با این بحث می باشد در وبگاه «انقلاب قرآنی» با عناوین ذیل درج گردیده است:

1- «اطلاعیه : روش حقیقی آیت الله صادقی در دین پژوهی و فقاهت»

2- «دانلود ویرایش کتاب اصول الإستنباط و فایل های صوتی تدریس آن»: توضیح: یک فرد ناشناس که تا به حال خود را نیز به ما معرفی نکرده اند متن اصلاح شده کتاب شریف «اصول الاستنباط بین الکتاب و السنة» را که تنها در اختیار شاگردان و فرزندان آن عالم گرانسنگ بود و عموم به آن دسترسی نداشتند، در سایتی با عنوان «اصول الاستنباط بین الکتاب و السنة آیت الله العظمی صادقی تهرانی (ره)ـ» برای دانلود به همراه فایلهای صوتی درس خارج اصول، قرار داده اند که محققان می توانند آن را ملاحظه فرمایند. هداه الله سواء السبیل.

 و موارد و شواهد دیگری هم هست که امیدواریم نیازی به ارائه آنها نباشد و همین مطالبی که عنوان شد برای جویندگان حقیقت راه گشاست ان شاء الله، که العاقل یکفیه الاشاره.

و می دانیم در این دنیای دنی هیچ حقیقتی خالی از تلخی و رنج نیست که به فضل الهی در راه رضای خدا از ملامت هیج ملامت گری، هراسی نداشته و این راه را ادامه خواهیم داد، والسلام علی عباد الله الصالحین.

در پایان به درگاه حضرت احدیت با عجز و ناتوانی شکایت میبریم که:

اَللّهُمَّ اِنّا نَشْکوُ اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَالِهِ وَغَیْبَهَ وَلِیِّنا
وَکَثْرَهَ عَدُوِّنا وَقِلَّهَ عَدَدِنا وَشِدّهَ الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَیْنا
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَعِنّا عَلى ذلِکَ بِفَتْحٍ مِنْک تُعَجِّلُهُ
وَ بِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ وَسُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ
وَرَحْمَهٍ مِنْکَ تَجَلِّلُناها وَعافِیَهٍ مِنْکَ تُلْبِسُناها
بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،اخبار و اطلاع رسانی ،اسناد و گزارشات
اصول و مبانی تفسیر الفرقان (۱)
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

بهره گیری از ظرفیت مفهومی واژه ها (در تفسیر الفرقان)

پدیده دیگری که در سبک مفسّر به صورت کاملاً برجسته رخ می نماید ومی توان گفت از ویژگیهای این تفسیر به شمار می آید. بهره گیری از ظرفیت مفهومی واژه هاست. نخستین چیزی که مفسّر در تفسیر یک آیه بدان توجه نشان می دهد حدود و گستردگی مفهومی کلمات است، سعی او برآن است که مفاهیم واژه ها را بدون هرگونه محدودیتی وبا همان گستردگی طبیعی که در خود کلمه وبا توجه به موقعیت کاربردی آن درآیه وجود دارد، به عنوان پایه و سرآغاز تفسیر قرار دهد، وتا اندازه ای که توانایی ذهنی وفکری مفسر اجازه می دهد به گستردن مفهوم آیه و شناخت مصداقها وواقعیتهای قابل انطباق درآن بپردازد وهرگونه محدودسازی را تا آن جا که ازخود آیه در پرتو آیات تفسیری دیگر پدید نیامده باشد به کنار گذارد. ازهمین رو حجم مواردی که تفسیرهای روایی تحدیدگرا، دراین تفسیر حمل بر جری و تطبیق شده است، به مراتب بیش تر از دیگر تفاسیر است.

بخشی ازنکته های تازه ای که دراین تفسیر دیده می شود برخاسته از همین خصوصیت است. ازآن جا که این ویژگی تقریباً در تفسیر تمام آیات وجود دارد، نیازی به نمونه آوردن احساس نمی شود و تنها برای آن که ویژگیهای یاد شده تبیین شود به چند نمونه اشاره می کنیم:

درباره توبه مرتد فطری پس از طرح این سؤال که آیا توبه او همان گونه که در باطن پذیرفته می شود درظاهر نیز مانند توبه مرتد ملی، پذیرفتنی است یا نه، می نویسد:

«اطلاق آیه: ﴿فان اللّه غفور رحیم اقتضا دارد که توبه مطلقاً در هر دو زمینه پذیرفته شود.» (تفسیر الفرقان، ۵/ ۲۴۲)

ذیل آیه : ﴿إنّ أوّل بیت وضع للنّاس (آل عمران/۹۶) می نویسد:

«نخستین بودن دراین جا مطلق است، هم اول بودن در زمان را در برمی گیرد وهم در مکان وهم در رتبه را.» (تفسیر الفرقان، ۵/ ۲۵۶)

درآیه: ﴿فان خفتم ألّاتعدلوا فواحدة (نساء/۳) می نویسد:

«این عدالت، تنها عدالت فردی و در زمینه تأمین حقوق همسران نیست، بلکه عدالت اجتماعی را نیز شامل می شود؛ بنابر این، اگر درجامعه شمار زنان و مردان مساوی بود، ازدواج متعدد برای یک مرد جایز نیست، زیرا موجب ظلم و رعایت نکردن عدالت می شود.» (تفسیر فرقان، ۶/ ۱۷۲)

ذیل آیه: ﴿قل یا أهل الکتاب لم تصدّون عن سبیل الله (آل عمران/۹۹) درابعاد مفهوم ﴿صدّمی نویسد:

« صدّاً بکفرکم وآخر بایمانکم ثمّ کفرکم ـ وثالثاً بدعایاتکم الباطلة الخواء یعنی: جلوگیری ومانع تراشی در راه حرکت مردم به سوی خدا، زمینه های گوناگونی دارد که درمفهوم ﴿صدّ نهفته است، کفرورزیدن، ایمان آوردن و سپس اظهار کفر کردن ونیز ادعاهای نادرست، همه وهمه مصادیق ﴿صدّ است. »

درآیه :﴿انّ یوم الفصل کان میقاتاً (النباء/۱۷) می نویسد:

« این جدایی، فیصله یافتن اختلافات، فاصله افتادن بین اختلاف کنندگان، جدا شدن دوستان و نزدیکان و بریدن از آرزوها واعمال، جدا شدن حقّ از باطل و حقّ گرا از باطل گرا و بالآخره آشکار شدن هرگونه امر مبهم و ناشناخته را شامل می شود. » (تفسیر الفرقان، ۳۰/۳۲)

به عنوان آخرین نمونه به تفسیر ﴿نبأ درآیه: ﴿عمّ یتسائلون. عن النّبأ العظیم(النبأ/۱،۲) اشاره می کنیم که بیش تر مفسران آن را به مورد مشخصی تفسیر کرده اند، ولی «الفرقان» براساس سبک ویژه خود مفهوم آن را جنس خبر می داند وواقعیتهایی چون توحید، نبوت، معاد، قرآن، پیامبر و ولایت اهل بیت «علیهم السلام» را از نمونه های آن به شمار می آورد. یعنی همه اینها آن خبر بزرگی هستند که مورد پرسشند.

این نمونه ها به روشنی تمایل شدید مفسّر را در بهره جویی از اطلاق و ملاحظه مفهوم طبیعی کلمات نشان می دهد. بلکه مفسّر بر این باور است که محدود کردن مفاهیم آیات در محدوده فکری مردم یک زمان، آیات را متشابه می کند که باید ازآن پرهیز کرد. (تفسیر الفرقان، ۱/۵۰)

ازآن جا که بنابر اختصار است، از مقایسه نمونه های فوق دراین تفسیر با تفاسیر دیگر صرف نظر می کنیم، خواننده خود می تواند این ویژگی سبک مفسّر را در مقایسه با تفاسیر دیگر به خوبی دریابد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت ۱: متن فوق قسمتی از مقاله آقای محمد رضا امین می باشد که مجله پژوهش های قرآنی، پاییز و زمستان ۱۳۷۵، شماره ۷ و ۸  از صفحه ۲۸۲ تا ۳۰۵ آن را چاپ نموده است و ادامه آنرا در پستهای بعدی خدمتتان ارائه خواهیم کرد.

پی نوشت ۲: ضمن تشکر از همه دوستان و یارانی که در مراسم صمیمی «سالگرد ارتحال فقیه قرآنی(قدس سره)» (که اطلاعیه آنرا در پست «سالروز ارتحال مرجع قرآنیان آیت الله صادقی تهرانی(ره)» خدمتتان ارائه کرده بودیم) شرکت کردند، با رؤیت مطلبی تأسف انگیز در یکی از سایتهای قرآنی بدون اشاره بیشتر به آن، در جواب ؛ خدمت همه یاران انقلاب قرآنی عرض می کنیم که:

«هرگونه مراسم یادبود، بزرگداشت، سخنرانی، تقریر و تبلیغ در جهت شناساندن انقلاب قرآنی و فقه قرآن محور و نیز عالم بزرگ قرآنی آیت الله العظمی صادقی تهرانی بأی نحو ٍ کانَ، لازم و ضروری است و نیازی به اعلام سایت فوق الذکر و یا کسب تکلیف و امثال آن نمی باشد»


برچسب ها : مقالات، نقد و مصاحبه ،انقلاب قرآنی
انتخابات و انتخاب اصلح
ارسال در تاريخ شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

در این ابام بسیاری از دینداران به دنبال جوابی بر مبنای شرع و عقل به سوالات درباره انتخاب هستند؛ تا بتوانند در پیشگاه خدای سبحان و اهل بیت رسالت صلوات الله علیهم اجمعین سربلند باشد.

در این راستا بر آن شدیم تا دیدگاه فقیه قرآنی مرحوم آیت الله صادقی تهرانی «قدس سره» درباره انتخابات و انتخاب اصلح را برای یاران قرآنی بیان کنیم:

قبلا هم در پست «سیری در فتاوای فقهی، سیاسی، اجتماعی آیت الله صادقی» دو مسأله زیر خدمت شما ارائه شده بود:

۱۲۹- رأی و نظر دادنِ غیر متخصّص، در امری تخصّصی که سر رشته ای در آن ندارد، حرام است.

۱۳۰- در هر انتخاباتی ـ برای انتخاب اصلح ـ فقط رأی دادن متخصّص امین در همان امر خاص به متخصّص امینِ هم صنف آن متخصّص، جایز است.

ودر این پست قصد داریم که اطلاعیه ای که در سال ۱۳۸۶ توسط دفتر جامعة علوم القرآن صادر شده بود را خدمت دوستان ارائه کنیم. متن اطلاعیه اینجنین است:


هو الحق المبین

قرآن و انتخاب اصلح

از منظر فقه قرآنی، تنها راه منحصر در انتخاب فرد اصلح برای سامان دادن امور دینی یا دنیویِ مردم، رأی دادن متخصصِ امین در امری خاص، به متخصصِ امین در همان امر است که در حقیقت اکثریت آراء متخصصینِ با تقوا، معرّف شخص اصلح خواهد بود.

و بر اساس آیاتی از قرآن مجید، پیروان طریق فوق، هدایت یافتگان از جانب خدا و واجد عقل خالص هستند.

اقتباس مختصر از مباحث فقهی آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی.
«جامعة علوم القرآن» قم - اسفند ۱۳۸۶

دریافت تصویر اطلاعیه انتخاب اصلح


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،اخبار و اطلاع رسانی ،نظرات فقهی و فقه گویا
قبسی از حکمت قرآن
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

«شصت سال تفکر قرآنی» عنوان مصاحبه ای است که در هفته نامه ی سلام با آیت الله العظمی صادقی تهرانی(قدس الله تربته الزکیة) توسط آقای سجّاد واعظی (نویسنده، پژوهشگر، حافظ کل قرآن کریم و شاگرد قرآنی مرحوم آیت الله صادقی تهرانی) انجام گرفته است و این بار سایت «فقیه قرآنی» با ویرایش و تطببق آن با «بیانیه سال ۱۳۸۶ حضرت آیت الله صادقی تهرانی» آنرا با عنوان «قبسی از حکمت قرآن» در اختبار قرآن پژوهان گرانقدر قرار می دهد.

از آنجا که آغاز تفکرات قرآنی حضرت استاد علامه، آیة الله العظمی صادقی تهرانی «قدّس سره» از سن ۱۴ سالگی بوده است بنابراین تا هنگام مصاحبه حدوداً شصت و شش سال و تا پایان عمر قریب به هفتاد و یکسال در قرآن تدبر و تفکر نموده اند، هنیاً له عاش سعیداً و مات سعیداً.

این مصاحبه پربار حاوی «خلاصه مباحث فلسفی قرآنی در نقد فلسفه مرسوم حوزوی» می باشد که به سوالات زیادی پاسخ می دهد در باره مسائل مختلف فلسفی نظراتی نوین بر مبنای قرآن و سنت ارائه میدهد که حاصل عرضه کردن همه اقوال و نظرات بر کتاب خداست.

در این مصاحبه سوالاتی مانند ذیل پاسخ داده می شود:

* مگر درباره خدا - شکافنده (پدیده آورنده) آسمان ها و زمین - شکی است؟ پس شک های فراوانی که در طول تاریخ از جانب منکران در اصل وجود خدا شده، را چگونه پاسخ گوییم و چگونه با مفاد کریمه ی یاد شده سازگار خواهد بود؟

* شما برخلاف دیدگاه بسیاری از فلاسفه و حکمای اسلامی حقیقت «روح» را مادی می دانید و نه مجرد، حکمای مشّاء و اشراق بر این باورند که روح در بدو پیدایش مجرّد است. (رسالة الطّیر ابن سینا و اشارات وی) از سوی دیگر پیروان حکمت متعالیه (فلسفه صدر المتألهین) می گویند: روح «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» است. اما حضرتعالی بر این باورید که: ۱. روح «مادی الحدوث و البقاء» است. ۲. روح هر قدر تکامل یابد به حد تجرّد نمی رسد. ۳. نظرگاه ملاصدرا (انتقال روح از مادیت به سوی تجرد) را مستلزم تناقض می دانید: چگونه ممکن است روح با ماهیت حدوثش به مجرد مطلق تبدیل شود (فکیف إذاً بالامکان انتقاله عن مادیته الی تجرد، تحولاً لنقیض الی نقیض آخر) ۴. اختلاف میان جسم و روح را در شفافیت و کَدارت آن دو می دانید. روح شفاف تر، رقیق تر و لطیف تر است. در صورت امکان ضمن شرح آیه ی شریفه ی ۸۵ از سوره ی مبارکه ی اسراء در این باره توضیحاتی ارائه فرمایید؟

* در ادامه همین بحث، سؤال من این است که چه تفاوتی میان «خلق» و «امر» وجود دارد؟ چون کریمه ی (أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ) (سوره ی اعراف، آیه ی ۵۴) هر دو را مختصّ به خدا دانسته است؟

* از نظریات مهم کلامی و قرآنی شما، مسأله عدم خلود بی نهایت اهل نار (عدم جاودانگی در جهنم) می باشد، که در کتاب عقائدنا با عنوان «المخلدون فی النار و مشاکل الخلود اللانهایی» و همچنین در ذیل آیات متناسب با این موضوع در تفسیر شریف «الفرقان» صفحات زیادی را به خود اختصاص داده است. حضرتعالی اگرچه خلود و ابدیت را در مورد اصحاب الجنّة به معنای همیشگی و جاودانگی نعمت های بهشتیان و اهل فردوس می دانید، اما همین معنا را در مورد اهل نار صادق نمی دانید و تفسیر خلود (و ابدیت) به «بقاء لانهایی حقیقی در آتش دوزخ» را تفسیری ناصحیح می دانید. به راستی چه ایرادات و مشاکلی بر خلود الی غیر النهایةِ دوزخیانی که هرگز استحقاق ورود به بهشت را نداشته و ندارند وارد است و تفسیر شما از واژه های خلود و ابدیت چیست؟

* چرا نظرگاه ها و آراء علمی، کلامی، فلسفی و بویژه فقهی شما بسیار با دیگران متفاوت است. تحلیل حضرتعالی از اینهمه، اختلافات فقهی و سپس تا حدودی کلامی و فلسفی با دیگر فقها و دانشمندان اسلامی چیست؟

 ....

 متن کامل مصاحبه را مطالعه بفرمایید:

«قبسی از حکمت قرآن»

دریافت نسخه Size: (225 KB) - PDF

___________________
تولد وبگاه «انقلاب قرآنی| وبلاگ شاگردان راستین آیة الله العظمى دکتر محمد صادقى تهرانى» را به همه دوستان و یاران قرآنی تبریک گفته و حضورشان را در عرصه ارتباطات تبریک می گوییم. امید آنکه با تلاشی همه گیر و توفیقات و عنایات ربانی بتوانیم قدمی در راستای گسترش انقلاب قرآنی در همه عرصه ها برداریم و مقدمه ای باشیم برای ظهور مصلح حقیقی حضرت بقیة الله الاعظم «روحی و ارواح العالمین له الفداء و عجل الله فرجه».


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،مقالات، نقد و مصاحبه
شیوه برخورد قرآن با تحریف ، تشابه و نسخ
ارسال در تاريخ جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

مجله بینات در شماره های ۳۰ تا ۳۳ چهار مصاحبه ارزشمند و بسیار مفید و خواندنی را با فقیه قرآنی آیت الله العمظمی محمد صادقی تهرانی انجام داد که مطالعه آنرا به همه دوستان عزیز بدون هیچ مقدمه ای اکیدا توصیه می نماییم. از این چهار مقاله سه مقاله را قبلا خدمتتان ارائه کرده بودیم و امروز نیز مقاله چهارم را خدمت قرآن پژوهان و جویندگان حقیقت عرضه می کنیم:

بخش نخست: شماره ۳۰ تابستان ۸۰

قرآن تنها معیار در تفسیر
در گفتگو با آیت الله صادقی تهرانی

بخش دوم: شماره ۳۱ پاییز ۸۰

مبانی برداشت معصومانه از معارف قرآن
در گفتگو با آیت الله صادقی تهرانی

بخش سوم: شماره ۳۲ زمستان ۸۰

چگونگی خلافت آدم
در گفتگو با آیت الله صادقی تهرانی


بخش چهارم: شماره ۳۳ بهار ۸۱

شیوه برخورد قرآن با تحریف ، تشابه و نسخ
در گفتگو با آیت الله صادقی تهرانی


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،مقالات، نقد و مصاحبه
مبانی برداشت معصومانه از معارف قرآن
ارسال در تاريخ شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

قرآن کتاب هدایت، بیان، نور و حکمت است و مورد اعتصام و حبل الله است.

بر خلافِ خلافی که بسیاری گفته اند ؛ که قرآن قابل فهم نیست ؛ بر جمیع مسلمین ؛ به امر کتاب خدا و رسول الله و اهل بیت معصومینش علیهم السلام ؛ تدبر و تفکر در قرآن واجب عینی است. و بایستی که آن حبل الهی را درآویزیم، در همه ابعاد محور اصلی کار خویش قرار دهیم، در فهم، تفکر، علم، دین، عرفان، فقه، ادبیات، منطق، اصول و همه و همه ی عرصه ها ! وگرنه قدم در بیراهه گذاشته ایم و ثقل اکبر را از دست داده ایم. چیزی که در طول ۱۴ قرن سران استکبار و طاغوت و شیاطین توانسته اند مسلمین را تا حد زیادی از آن دور نگه دارند و عصر غیبت و محرومیت بشریت را رقم رنند.

و وا اسفا که در این بین عده ای با توجیه دفاع از ثقل اصغر، ثقل اکبر را رها کرده اند و از شیعه بودن فقط نامش را یدک کشیده اند که شیعه بی قرآن، از شیعه بودن چیزی ندارد. مگر نه اینست که اهل بیت رسول علیهم السلام، معدن الرسالة و محبط الوحی اند و اینها اولین و بارزترین صفاتشان است. و حاصل رسالت رسول وحی است و سنتش که بر مبنای وحی است، و پاسدارانش علی و زهرا و اولاد کرامش علیهم السلام اند. پس کسانی که قرآن را رها کرده اند و آن را با نظرات باطلشان چون «ظنی الدلالة» بودن از کار انداخته اند اصل رسالت رسول را نفی کرده اند و در صحنه محشر مورد شکایت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اند که :

«وقال الرسول یارب إن قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا»

امید آنکه با همه گیر شدن انقلابی قرآنی در همه ابعادش، وعده حتمی الهی ؛ هرچه زودتر محقق گردد که:

﴿وَ نُریدُ أن نَّمُنَّ عَلَى الّذینَ استُضعِفُوا فِی الأرضِ وَ نَجعَلَهُم أئِمَةً
وَ نَجعَلَهُمُ الوَارِثینَ
(قصص/۵)

و این مقاله شریف که حاصل مصاحبه مجله بینات با آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی در پاییز سال ۱۳۸۰ می باشد به مبانی برداشت صحیح و معصومانه از قرآن و معارف روشن و روشنگرش می پردازد.

در این مقاله به سؤالات و مباحثی چون ذیل پرداخته شده است:

- روش استفاده و بهره گیری از مفهوم واژه ها
- آیا روایات مخصّص و یا مقیّد اند ؟
- تفسیر به رأی
- تکیه به سند روایات ؟!
- استفاده قرآنی از عهدین در تفسیر قرآن
- علم خدا ، عصمت پیامبران ، مجرّد بودن و مادّی بودن ملائکه
- قرائات قرآن یا قرائت واحد ؟!
- تحریف، اسرائیلیات
- تفسیر علمی


متن کامل مقاله را مطالعه بفرمایید:

مبانی برداشت معصومانه از معارف قرآن
در گفت و گو با آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،مقالات، نقد و مصاحبه ،نظرات فقهی و فقه گویا
قرآن تنها معیار در تفسیر
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

نشستن در محضر عالمان و هم سخنی با آنان و استفاده از تجربیّات گرانبهای آنان ، بسیار مغتنم و به یاد ماندنی و گاه شور آفرین است ، به ویژه عالمانی که همراهی و همدلی با قرآن گرامی را از دوران نوجوانی و جوانی فراروی خود داشته اند و لحظه ای از این اُنس غفلت نکرده اند و همواره کوشیده اند نماد علمی و عملی آیات قرآن باشند .

آیت اللّه دکتر محمّد صادقی تهرانی ـ از عالمان و دین باوران معاصر، که سالیانی است در کنج تنهایی و عُزلت به پژوهشها و نوآوریهای خود در زمینة قرآن و معارف آن پرداخته اند ـ از جمله کسانی است که هم صحبتی با آن بزرگوار ، سختی را از تن انسان بیرون می کند و روح تلاش و پرکاری به آدمی می بخشد .

سخنان این عالم استاد دیده و اُنس و الفت آن بزرگوار با قرآن کریم ، انسان را به یاد سخن گهربار امام سجّاد علیه السّلام می اندازد که فرمود : اگر همة مردم که ما بین مشرق و مغرب هستند ، بمیرند ، من از تنهایی هراس نکنم ، مادامی که قرآن با من باشد . ( کافی ، ۲ / ۶۰۲ )

آری این عالم بزرگوار و مفسّر سختکوش قرآن که در زمان معاصر به تفسیری بدیع از جهت محتوا و سبک دست زده است و « الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنّة » را ابداع کرده است ، از هر دری که با او سخن می گویی ، به قرآن ختم می شود .

در این نشست طولانی که چندین جلسه مصاحبت و همدلی یاران بیّنات(*) را به همراه داشت تقریباً به تمام زوایای زندگی علمی و اندیشه های قرآنی ایشان پرداخته شده ، که در چندین بخش از نظر شما خوانندگان گرامی می گذرد .

امید آنکه تجربیّات عالمان و مفسّران ، گامی در راه شناخت قرآن کریم و عمل به این کتاب بزرگ الهی باشد . ان شاء الله .

بیّنات: حضرت آیت اللّه صادقی ، ضمن تشکّر از فرصتی که در اختیار ما نهادید ، در ابتدا ...

متن کامل مقاله را مطالعه بفرمایید:

قرآن تنها معیار در تفسیر
در گقتگو با آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی

__________________
(*) این متن عینا طلیعه مجله بینات شماره ۳۰ سال ۱۳۸۰ است که مقاله قرآن تنها معیار در تفسیر در آن شماره از مجله قرآنی بینات به چاپ رسیده است. این متن را پژوهشگر ارجمند و کارشناس ارشد علوم قرآنی جناب مهدی یاقوتیان پس از ویرایش و استخراج مصادر در اختیار سایت «فقیه قرآنی» قرار داده است.


برچسب ها : نظرات فقهی و فقه گویا ،مقالات، نقد و مصاحبه ،انقلاب قرآنی
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه
ارسال در تاريخ شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

والذین اجتنبوا الطاغوت ان یعبدوها وانابوا الی الله لهم البشری
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه
اولئک الذین هداهم الله واولئک هم اولوا الالباب (زمر، ۱۷، ۱۸)

روز گذشته متوجه شدیم که مقاله منتشر شده در پست قبلی سایت فقیه قرآنی موجبات عصبانیت عده ای از دوستان را فراهم آورده است که از تریبون یک سایت قرآنی با ادبیاتی غیر قرآنی - متأسفانه - اقدام به نشر تهمت هایی علیه پیروان مکتب انقلاب قرآنی نموده اند.

از آنجا که شیوه برخورد سایت فقیه قرآنی حتی با مخالفان خود همواره - بحمدالله - بر مبنای قول نیکو و دوری از تهمت زدن ها و هتاکی کردن ها بوده است (شاهد این سخن در بخش نظرات سایت فراوان به چشم میخورد) و عقیده دارد که پرده دری و هتاکی از صفات ناپسند بوده و مقتضای ایمان به خدای سبحان و کتب آسمانی و پیامبران الهی و اوصیای آنها(ع) نمی باشد، در این مقطع حساس نیز از مسلمانان عزیز دعوت به عمل می آوریم که همگی آیات ۱۷ و ۱۸ سوره زمر را سرلوحه قرار دهیم و فارغ از هر سیاه نمایی و تهمت، با مطالعه دقیق مقاله مذکور حق را از باطل تشخیص داده و احسن القول را که خدای سبحان خواسته است پیروی کنیم.

در نهایت باز هم عزیزان همراه را به خواندن مقاله اخیر سایت فقیه قرآنی راجع به رفع شبهه اجماع و شهرت و خبر واحد دعوت میکنیم، و منتظر جواب علمی و منطقی از سوی منتقدان عزیز هستیم.

شرح بیانیه صاحب تفسیر الفرقان «آیت الله صادقی تهرانی»
درباره اجماع، شهرت، خبر واحد

(122 KB) PDF دانلود نسخه


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،مقالات، نقد و مصاحبه
مهم : شبهاتی پیرامون اجماع، شهرت، خبر واحد
ارسال در تاريخ جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

 در پی انتشار مجدد متن اسکن شده بیانیه مهم فقیه قرآنی، حضرت آیت الله العظمی صادقی تهرانی «قدس سره»، منتشر شده در سال ۱۳۸۶ ؛ پیرامون  اجماع، شهرت و خبر واحد، شرحی درباره آن بیانیه از سوی یکی از شاگردان برجسته ایشان، به درخواست سایت «فقیه قرآنی» تهیه شده است که ذیلا به ملاحظه دوستان قرآنی می رسد:

 شرح بیانیه صاحب تفسیر الفرقان «آیت الله صادقی تهرانی»
درباره اجماع، شهرت، خبر واحد

(122 KB) PDF دانلود نسخه

موضوع بحث راجع به اجماع و شهرت و روایت از دیدگاه «فقه گویا» و فقیه مصلح قرآنی آیت الله صادقی تهرانی است.

در ضمن بیانیه مذکور را قبلا در آدرس زیر خدمت قرآن پژوهان ارائه کرده بودیم:

روش فقهی آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی

تصویر اطلاعیه مهم جامعة علوم القرآن
در رفع شبهه از مباحث نظری پیرامون اجماع، شهرت
و روایت (متواتر، متظافر، خبر واحد)


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،مقالات، نقد و مصاحبه
شفاعت شافعین
ارسال در تاريخ شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

در جهان امروز شاهد هستیم که هر روزه حملاتی به اعتقادات ما مسلمانان می شود و در این میان بر عهده دینمداران و دینداران و عالمان دینی است که سعی کنند جامعه اسلامی را نسبت به این حملات و هجمه شبهات حفظ کنند و در رد و پاسخ به شبهات کوشش نمایند.

از این دست است مطلبی که چندی پیش در رابطه با رد شفاعت در روز قیامت طی یک سخنرانی در دانشگاه ونکوور کانادامطرح شده که یکی از شاگردان برجسته آیت الله العظمی صادقی طهرانی در مقام پاسخ برآمدند و جوابیه ای را برای آن منتشر نمودند.

حجة الاسلام و المسلمین حاج محسن نورانی که قریب به 18 سال توفیق شاگردی مستمر فقیه قرآنی را داشته اند در پاسخ به مقاله «جدال دکتر با مدعی»، مقاله ی «شفاعت شافعین» را نگاشته اند که توسط سایت «فقیه قرآنی» منشر می شود:

بسم الله الرحمن الرحیم

در این مدّعا به طور خلاصه سه ادّعا مطرح شده که هر سه باطل است. و مبتنی است بر انکار ضروریات دینی مورد اتفاق شیعه و سنی و انکار آیاتی از قرآن مجید و سنت قطعیه نبویه(صلّی الله علیه و آله و سلّم) از ابتدا تاکنون. بنابراین پاسخی که به مدّعای ایشان ارائه می شود در حد تنبّه به تدبّر صحیح در قرآن و ضروریات دینی است که خلفاً عن سلف در امت اسلام دست به دست گردیده تا به امروز رسیده است.

از ادّعای سوم آغاز میکنم! چرا که ترتیب منطقی میان این سه ادعا وجود ندارد.

پاسخ مدّعای سوم:

...


متن کامل مقاله را در اینجا ببینید:

« شفاعت شافعین »

(244 KB) PDF دانلود نسخه


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،مقالات، نقد و مصاحبه
قرآن کتابی عالمانه است!
ارسال در تاريخ دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

در سال ۱۳۸۱ مجله گلستان قرآن در شماره ۱۱۸ مصاحبه ای جذاب با آیت الله صادقی تهرانی به چاپ رساند که حاوی مباحثی پیرامون خلقت آسمانها و زمین، انفجار بزرگ، ماده نخستین، قوانین فیزیک حاکم بر جهان هستی و رابطه بین دین و دانش است.

در طلیعه آن مصاحبه آمده است:

مناسبت بین دین و دانش همواره یکی از مباحث مطرح در جامعه دینی و علمی در طول تاریخ بوده است. در این میان گاه دینداران و اهل دانش با تعصب، یکسره در پی ردّ دیگری بوده‏ اند و گاه با درک اهمیت دین و دانش راه‏ هایی را برای نمودار ساختن ضرورت تعامل بین این دو جسته‏ اند.

در این میان قطعاً معتبرترین و منسجم‏ترین نظرات از سوی کسانی مطرح شده است که همزمان به دو حوزه دین و دانش اشراف لازم و کافی داشته‏ اند. آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی یکی از معدود کسانی است که می‏تواند در مورد وجوه مشترک دین و دانش اظهار نظر کند.

مصاحبه‏ای که متن آن را پیش رو دارید، به مناسبت انتشار کتابی از ایشان با عنوان ستارگان از دیدگاه قرآن صورت گرفته است.

از این عالم و محقق بنام، تا کنون نزدیک به ۱۲۰ جلد کتاب در حوزه‏های مختلف دینی به زبان‏های فارسی و عربی منتشر شده است. از جمله کتاب‏های دیگر ایشان که در آن به طرح رابطه بین دین و دانش پرداخته شده، کتاب آفریدگار و آفریده است که پیش از انقلاب تا چند سال پس از انقلاب و تا زمان حاضر نیز انتشار یافته تاکنون ۵۰ بار تجدید چاپ شده است.

گفتنی است، آیت الله دکتر صادقی تهرانی دارای درجه عالی اجتهاد در کلیه علوم اسلامی و دکترای ممتاز الهیات از دانشگاه تهران است.

متن کامل مصاحبه را در اینجا ببینید:

« قرآن کتابی عالمانه است، نباید از آن برداشتی خرافی داشت »


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،مقالات، نقد و مصاحبه
چگونگی خلافت آدم (علیه السلام)
ارسال در تاريخ جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

در تفسیر شریف الفرقان بدایع و نکات ناب و بی نظیر بسیار است!

بدون مقدمه خاصی دعوت می کنم مقاله زیر را که در مجله بینات، زمستان ۱۳۸۰ به چاپ رسیده است، مطالعه نمایید:

«چگونگی خلافت آدم در گفت و گو با آیت الله صادقی تهرانی»

(735KB) PDF دریافت نسخه


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا
رحلت ملکوتی مرجع عزیزمان، آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی
ارسال در تاريخ پنجشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٠ توسط محمّد طاها

بسم الله الذی هو یحیی و یمیت

« الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَ یخَشَوْنَهُ وَ لَا یخَشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا الله » (احزاب،٣٩)

«کسانی که رسالت های الهی را ابلاغ می کنند و از او (خدا) می هراسند
و از احدی جز الله بیم ندارند»

آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی

 

با قلبی آکنده از درد و چشمانی اشکبار و سینه ای داغدار، رحلت ملکوتی مرجع عزیزمان، صاحب تفسیر شریف الفرقان و فقیه مصلح قرآنی، حضرت آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی قدس الله تربته الزکیه را به اطلاع دوستداران و محبان قرآن و انقلاب قرآنی می رسانیم.

 

 

و به این مناسبت در نگاهی گذرا ابعاد علمی این مفسر کبیر، فقیه مجاهد قرآنی و مرجع عالیقدر جهان تشیع را برای علاقمندان بیان می کنیم:


  •  مصداقی عینی برای آیه کریمه «الّذینَ یُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللهِ وَ یَخشَونَهُ وَ لایَخشَونَ اَحداً إلّا اللهَ»
  • جامع معقول و منقول
  • مصداق کامل وحدت حوزه و دانشگاه
  • مؤلّف تفسیر شریف الفرقان، کامل‌ترین تفسیر قرآن به قرآن و سنّت، که مرحوم علامه طباطبایی(ره) نیز درباره آن فرموده‌اند: «تفسیر شریف فرقان که زیارت شد موجب روشنی چشم و مایه افتخار ماست...»
  • احیاگر قانون «عرضه بر کتاب» به صورت تحلیلی و غیر تحمیلی در کلّ علوم حوزوی
  • متفکری آزاداندیش در چارچوب تفسیر قرآن به قرآن و سنّت
  • نافی بیش از پانصد فتوای فقهیِ خلاف قرآن
  • ناقد اکثر مباحث اصول فقه سنتی
  • متذکر به شصت و شش تناقض در منطق ارسطویی
  • نافی ارکانی اصلی از فلسفه التقاطی یونانی ـ اسلامی
  • ناقد بعضی از مبانی عرفان نظری حوزوی
  • منتقد به علم نحو و حتی برخی از لغات عربی

 خلاصه ای از زندگینامه آیت الله العظمی
محمد صادقی تهرانی (قدس الله تربته الزکیه)

وَ سَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا
(مریم،١۵)

ولادت: ۱ فروردین  ۱۳۰۵             رحلت: ۱ فروردین  ۱۳۹۰

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: پیش بینی میکردیم بعد از رحلت مرجع مهجور عزیزمان، افرادی یادداشت، مصاحبه یا هرگونه اطلاع رسانی نادرست مرتبط به معظم له را در فضاهای حقیقی یا مجازی انتشار دهند. لذا از محبان انقلاب قرآنی تقاضا داریم اخبار صحیح مربوط به این علامه مجاهد را -فقط- از طریق همین سامانه: «فقیه قرآنی: www.albalaq.com»، و یا سامانه رسمی «جامعة علوم القرآن» جویا شوند.

و سَیعلم الّذین ظلموا ایَّ مُنقلب یَنقلبون ... والعاقبة للمتقین
و صلی الله علی حبیبنا محمد و آله المعصومین، سیّما بقیة الله فی الارضین،
و انّه هو المنتقم للمظلومین و المستضعفین


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،انقلاب قرآنی
قرآن، با قرائت واحد، یا قرائت های مختلف ؟!
ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٩ توسط محمّد طاها

« بسم الله الذی جمع القرآن و علیه قرءانه »

یکی از بحث های مطرح در بین مسلمانان، بحث «قرائات قرآن» به معنای خواندن کلام الله به شیوه ها، سبک ها و لحن های مختلف است، تا جایی که گاهی  می بینیم آنچه خوانده می شود با نص آیه همخوانی ندارد! نکته ی قابل توجه آنست که هر چند خواندن قرآن به شیوه های مختلف و نیز شنیدن تلاوت آن به شیوه های مختلف ممکن است ظاهرا دلنشین باشد اما باید ببینیم آیا این سبک های متفاوت برای قرائت قرآن ریشه ای قرآنی دارد یا خیر ؟!

برای رسیدن به پاسخ این سوال مقاله ای پیرامون این موضوع، از مرجع عالیقدر، دکتر صادقی تهرانی که در زیر آورده شده است را می خوانیم :

ادامه مطلب...


بسم الله الرحمن الرحیم

چرا قرائات قرآن؟!

درباره ی ضرورت طردِ فنونِ قرآئات در برابر یگانه قرائت فوق حدّ تواتر قرآنِ موجود نزد مسلمانان جهان، در این سطور سخن با آن دسته از برادران و خواهران ایمانی است که در تلاشند قرآن را با الفاظی دیگر که در متن آن نیست، قرائت کنند!! در حالی که قرآن می فرماید: ﴿انّا نحن نزّلنا الذّکر و انّا له لحافظون (حجر،٩) در این آیه چنان که مشاهده می شود، خدای تعالی با ده لفظ ذیل: ﴿ان، نا، نحن، نزّل، نا، ان، نا، له، ل، حافظون تأکید نموده است که قرآن را خودش حفظ خواهد فرمود و در مورد هیچ یک از کتب آسمانی چنین تأکیدی بکار نبرده است. بنابرین قرآن، همان گونه که به پیامبر گرامی نازل شده بی کم و کاست در دسترس همگان است. ما به نحوه حفظ آن کاری نداریم و بحث تاریخی هم نمی کنیم، زیرا جز هدر رفتن اوقات خود و شما فایده ی دیگری ندارد، تنها برای رفع اختلاف برخی از مسلمانان درباره ی قرآئتِ قرآن، با دقّت و تدبّر بیشتری در قرآن، به آیه ی 18 و 19 سوره ی قیامت نظر می افکنیم:

﴿إنّ علینا جمعه و قرآنه. فإذا قرأناه فأتبع قرآنه
محققاً تنها بر ماست گردآوری قرآن و [شیوه ی] خواندنش، پس هنگامی که آن را خواندیم در نتیجه پیروی کن خواندنش را

در اینجا بسیار واضح و روشن است که ضمیر ﴿هُ در ﴿قرأناه  تنها به یک قرآئت اشاره می کند نه به چند قرائت، و گرنه، باید آیه این گونه نازل می شد: «فإذا قرأناه بقرائاته المختلفه فاتّبع قرائآته»!! اینجا پس از تأملی مختصر، می بینیم که خدای متعال در این آیه فرموده است:

﴿فإذا قرأناه فأتبع قرآنه : پس هنگامی که آن قرائت واحد را بر تو خواندیم، پس همان قرائت و خواندن واحد را پیروی کن!

و نفرموده است که «قرائات گوناگون و متعددش را پیروی کن». اگر خدای متعال اراده کرده بود که از چندین قرائت پیروی شود، آیه را این گونه نازل می فرمود: «فاتّبع قرائآتِه»!!

از بحث گذشته دریافتیم که نحوه ی قرائت قرآن، تنها یک گونه است نه چند گونه!! و آن هم تنها به وسیله ی قرآنی که خدای تعالی، خود آن را حفاظت فرموده و در دسترس مردم قرار داده، میسّر است؛ و نام این قرائت قرآن نیز «قرائت به روایت رسول الله  صلی الله علیه و آله و سلم از خدای متعال» است، اگرچه به نامی دیگر مشهور شده؛ ولی خدای سبحان با حفص و عاصم، قرآن و قرائتش را حفظ نکرده، بلکه با قدرت لایزال خویش، خود محافظ قرآن و نحوه ی قرائت آن بوده و خواهدبود.

حال اگر پرسیده شود: پس قرائآت دیگر چیست؟

ما با سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پاسخ می دهیم، زیرا به هنگام ایراد خطبه ای در سرزمین مُنا بنا بر نقل متواتر شیعه و سنّی، چنین فرمود: «ایّها النّاس ما جائکم عنّی فَوافقَ کتابَ الله فأنا قلته، و ما جائکم یُخالفُ القرآن فلم أقله» (بحار الانوار،ج2، باب29، ح29). رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ای مردم! آنچه آمد شما را از طرف من که موافق کتاب خدا بود، پس من آن را گفته ام و آنچه آمد شما را [که] مخالف قرآن است، پس من آن را نگفته ام.

اکنون به دستور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) عمل می کنیم و قرائآت اختلافی همچون قرائت: نافع، ابن کثیر، حمزه، کسائی، ابوعمرو، ابن عامر، خَلَف، یعقوب، یزید مخزومی، قالون و ...! و یا روایاتی که به جای ﴿مالِک، «مَلِک»! را هم در سوره ی حمد مورد تأیید قرار داده، و یا روایاتی دیگر همانند این روایت که در لفظ و یا معنا با قرآن متواتر مخالف است، کلاً با قرآن محک زده و همه ی اقوال یاد شده را به قرآن عرضه می داریم و چون مخالف قرآن می باشند، آن ها را ردّ می کنیم.

و اگر گفته شود که شما قرائت حفص را محور قرار داده اید و سایر قرائآت را ردّ می کنید، پاسخ این است که: اولاً قرائت منسوب به حفص، قرائت متواتر قرآنی از رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ ثانیاً این قرائت تنها از حفص هم نرسیده،  بلکه از عموم مسلمانان و حافظانی که در حفظ قرآن و نقل سینه به سینه ی آن تلاش کرده اند نیز رسیده است، گرچه نامی از سایر حافظان و قاریان متواتر در میان نیست، ولی در اصل، برحسب نقل متواتر این قرائت از رسول گرامی و ائمه ی اهل بیت او(صلوات الله علیهم اجمعین)، وارد و تصدیق شده است. پس این قرائت متواتر قرآنی، چه به کسی نسبت داده شود و یا هرگز منسوب به کسی نباشد، به دلیل تواتر فوق تصور آن، همان قرائت اصلی قرآنی است.

ثالثاً قرائت های دیگر نه تنها بین خود اختلاف، تناقض و تضادّ دارند، بلکه حتی آیات خود قرآن را نیز با آیات دیگر دارای تناقض نشان می دهند، با این که در قرآن هیچ تناقض و تضادّی نیست. بنابرین در قرائآت مختلف قرآنی، افزون بر اختلاف لفظی، تضاد معنوی نیز هست و این خود سر از تضاد وحیانی قرآن برون آورده و آن را از حجیت و قاطعیت می اندازد که برخلاف صیانت کلی ربانی نسبت به قرآن از نظر آیاتی چند است.

ذکر این نکته نیز لازم است که اگر کتاب خدا، آن هم با یک قرائت، برای مردم مجهول باشد و بر فرض محال، قرآن چندین قرائت داشته باشد، قاعده ی "عرض اقوال و اخبار بر کتاب" نیز مفهومی نخواهد داشت و کاری است عبث که هیچگاه به نتیجه نمی رسد، یعنی عرض منقولِ از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و نیز عرض بقیه ی اقوال بر قرآن با قرائآت مختلف به ویژه از نظر اختلاف معنوی، بی ثمر خواهد بود.

بنابرین فقط عرض بر یگانه قرائتِ موجودِ قرآن که همان قرائت رسالتی که فوق حدّ تواتر است، نتیجه بخش می باشد و این قرائت یگانه در میان میلیاردها مسلمان در طول تاریخ اسلام تا عصر حاضر وجود داشته و تا قیامت نیز همین یک قرائت محفوظ خواهد بود و مسلمین آن را نسل به نسل به یکدیگر انتقال می دهند و به اتفاق کل مسلمین هرگز تحریفی به عنوان زیاد شدن لفظ یا آیه ای در آن راه نیافته و نخواهد یافت؛ و چنانکه بیان شد، خدای متعال خود، امر حفظ آن را به عهده گرفته است؛ بنابرین بسیار واضح است که آن روایات و قرائآت چندگانه ی مذکور: دروغ، جعل، کذب و تهمتی ناشایسته نسبت به رسولِ صادقِ اسلام است.

زیرا: قرائآت مختلف در بسیاری موارد، تضادّ و تناقض در معنای آیات به وجود می آورند، مثلاً آیا ﴿مِن در آیه ی 24 سوره ی مریم، موافق با "مَن" است؟! و یا معنای ﴿لِاَهَبَ در آیه ی 19 همان سوره، مخالف با "لِیَهَبَ" نیست؟! اینها که در لفظ با یکدیگر متفاوتند، از نظر معنا هم از زمین تا آسمان با هم فرق دارند و حتی چنانکه ملاحظه می شود بعضی از قرائآت، تمسخر قرآن است؛ مانند اینکه به جای ﴿جِئتَ شیئاً در آیه ی 27 سوره ی مریم معاذالله می گویند: "جیشیّاً"!؟ یا به جای ﴿قالَ ربُّکدر آیه ی 21 از این سوره، معاذالله می گویند: "قارَّب‍ُک"!؟

واقعاً به جای خنده باید گریست بر این ظلمی که بر قرآن می شود، ببینید کار مسلمانان به کجا رسیده است که به جای تدبّر در قرآن ﴿أفلا یتدب‍ّرون القرآن أم علی قلوبٍ اقفالُها (محمد،24) بعضی اشخاص ناآگاهانه یا آگاهانه، با تشکیل جلساتی و خواندنِ الفاظی مختلف به جای الفاظِ اصلی آیات قرآن، عمر عزیز خود را به هدر داده و تباه می کنند و به اختلاف _ آن هم در متن و محور اصلی اسلام _ دامن می زنند؛ در اینجاست که شکایت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از مسلمانان را به یاد می آوریم:

﴿و قالَ الرّسولُ یا ربِّ انَّ قومی اتخذوا هذا القرآنَ مهجوراً (فرقان، 33)

آری! قوم پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) این قرآن را مهجور نموده و به جای تمسّک به معارف بیکران و احکام نورانی اش تنها به قرائت آن، و متأسفانه بعضی هم به قرائآت مختلف جعلی، اکتفا کرده، قلب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را آزرده اند، تا آن که شکایت خویش را به پروردگار متعال عرضه داشت:

﴿... والّذین یوذونَ رسولَ الله لهم عذابٌ ألیم (توبه،61)

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
قم المشرفه_ جامعه علومِ القرآن
 محمد صادقی تهرانی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت : حدیثی از حضرت معصومه، سلام الله علیها :

« همانا هر که با محبت آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) بمیرد،
شهید مرده است
»

منبع حدیث


برچسب ها : مقالات، نقد و مصاحبه ،نظرات فقهی و فقه گویا ،انقلاب قرآنی
واکاوی دلایل گمنام بودن آیت الله صادقی تهرانی (۱)
ارسال در تاريخ یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٩ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

بحار الأنوار: ج ۵۲، ص ۱۹۱ :
عن الرضا(علیه السلام)، عن آبائه (علیهم السلام) قال:
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):
«إنّ الإسلام بَدَءَ غریبا ً و سیـَعودُ غریبا ً فطوبیٰ للغُرباء»(١)

خیلی از دوستان بعد از مدتی آشنایی با آیت الله صادقی تهرانی، وقتی که به ابعاد علمی و عملی این فقیه قرآنی، پی می برند با تعجب می پرسند: چگونه است که ایشان با این همه فعالیت علمی و سیاسی و جایگاهی که در بین علمای بزرگ نیم قرن اخیر داشته اند این گونه گمنام هستند؟

این گونه سئوالات ما را بر آن داشت تا سعی کنیم تا حدی به واکاوی دلایل گمنام بودن و مهجوریت این مرد خدا، و به گفته آیت الله خویی، «علامه مجاهد»، بپردازیم.

این روزها سالروز رحلت مرجع بزرگ عالم اسلام، حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله علیه است.

آیت الله صادقی تهرانی در سالگرد ارتحال آیت الله بروجردی در مسجد اعظم قم در سال ١٣۴١ سخنرانی تاریخی علیه حکومت شاه انجام می دهند. در طی آن سخنرانی شجاعانه، ایشان اقدام به رسواگری بی مانندی می زنند و در توضیح اینکه این حکومت باطل است و ضد دین است و نیز در جهت آبروریزی شاه، داد سخن سر می دهند.

شاه ملعون بعد از رحلت آیة الله بروجردی در یک سخنرانی در صحن بزرگ حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) به علمای اسلام توهین و فحاشی می کند و می گوید که زیر این عمامه ها گچ و پهن است و این بی شعور ها...

ادامه مطلب...


ایشان هم در آن سخنرانی از جان و زندگی خود دست می شوید و در آن فضایی که هیچ کس جرأت نکرده بود در مقابل این عمل شاه عکس العملی نشان دهد یا حرفی بزند، یک به یک جواب فحاشی های شاه را می دهد که «توی مغز کسی گچ و پهن است که نمی داند چه می گوید، گچ و پهن زیر آن تاجی است که به علمای اسلام توهین می کند و ...» ایشان سخن را به آنجا می رسانند که این جمله را روی منبر در مقابل آن جمعیت عظیم می گویند که: «... خوب، اگر این تاج را بر سر یک خر بگذاریم ؛ شاه خر می شود یا خر شاه می شود ؟!! ... ».

به قول خود معظم له: «هر آنچه که امروزه شما جرأت می کنید درباره شاه بگویید من آن موقع در آن فضای بسته و خفقان روی آن منبر گفتم ! و جواب فحاشی های آن ملعون به علمای اسلام را دادم ! ».

آن مرد خدا بعد از پایان منبر بین آیت الله گلپایگانی و امام خمینی که به همراه همه مراجع  آن موقع در مجلس حضور داشتند می نشینند و  با همراهی امام به  منزل ایشان می روند و شبانه با امامه سیاه رنگی که از مرحوم امام گرفتند به تهران می روند و از آنجا معجزه وار به قصد حج عازم مکه می شوند و خلاصه اینکه در غیاب ایشان تا زمان انقلاب اسلامی ساواک ۵ بار حکم اعدام ایشان را صادر می کند...

غیبت ۱۷ ساله ایشان از خاک وطن یکی از دلایلی است که برای ناشناخته بودن این عالم گرانقدر می توان برشمرد. به موجب این غیبت، عامه مردم  در زمان انقلاب نسبت به ایشان شناختی نداشتند، اما خواص علما و مبارزین همگی ایشان را به خوبی می شناسند...

فایل صوتی حضرت آیة الله العظمی محمد صادقی تهرانی
خاطره سخنرانی سال ۱۳۴۱ در مسجد اعظم قم (٨۶٠KB : ١١min)

این مطلب ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) حقا که اسلام غریبانه آغاز شد و به غربت نیز بازخواهد گشت. پس خوشا به حال غریبان.


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،اسناد و گزارشات ،مقالات، نقد و مصاحبه
موضع گیری آیت الله صادقی تهرانی درمورد حمله به مسجد قبای شیراز
ارسال در تاريخ پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٩ توسط سید صابر

بسم الله الرحمان الرحیم

با عرض سلام به همه دوستان و عزیزان همراه.

مطلع شدیم که آیت الله العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی(حفظه الله تعالی) درباره حمله اخیری که به مسجد قبای شیراز، معروف به آتشیها، از طرف نیروهای خودسر!!  شده و هتک حرمت صورت گرفته به مسجد و آیت الله سید علی محمد دستغیب(دامت برکاته) و نیز ماجرای قرآن سوزی و هتک حرمت مقدسات اسلامی که در سطح جهان صورت می گیرد، نامه ای را مرقوم فرموده اند.

این نامه در جواب نامه ای است که عده ای از خانواده های شهدا، ایثارگران و جانبازان و عموم مردم مؤمن و نمازگزار مسجد قبای شیراز برای معظم له ارسال نموده  و در آن فریاد یاللمسلمین و دادخواهی سرداده بودند.

فقیه قرآنی، ایت الله صادقی تهرانی که خودشان همیشه در طول حیاتشان مظلوم قرار گرفته اند و ظلم های اینچنینی بسیاری بر ایشان رفته است، به این فریاد اینگونه پاسخ داده اند:

﴿ بسم الله الرحـمان الرحیم
﴿ إنّا لِلّهِ وَ إنّا إلَیهِ راجِعوُن
﴿ وَ مَنْ أَظلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَساجِدَ اللّهِ أَن یذْکَرَ فِیهَا اسمُهُ وَ سعَی فى خَرَابِهَا
أُولئِک مَاکانَ لَهُمْ أَن یدْخُلُوهَا إِلّا خَائِفِینَ، لَهُمْ فى الدُّنْیا خِزْىٌ
وَ لَهُمْ فى الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ
(بقره/۱۱۴)

پس از عرض سلام و تسلیت به محضر مبارک حضرت بقیة الله الأعظم(عجل الله تعالی فرجه الشّریف) و همچنین برادر عزیزم جناب مستطاب آیت الله آقای حاج سید علی محمد دستغیب(دامت برکاته) و نیز به همه برادران و خواهران مؤمن و دیندار، خصوصاً خانواده های شهداء، ایثارگران و نمازگزاران مسجد قبای شیراز  (آتشیها).

نامه دادخواهی شما را رؤیت نمودم. مدتی اسفقیه قرآنی آیت الله صادقی تهرانیت هر از چند گاه، فتنه ای با نام دیانت و ولایت، در گوشه و کنار ایران برپا می شود، و به یک عالِم، مسجد یا یک مجلس درس و وعظ اسلامی ـ که در آن کلمه حقّی گفته شده است ـ حمله و یورش می برند و... ! عجیب است که رنگ و بوی اسلامی هم به آن می دهند، و در نهایت اسلام عزیز را وارونه جلوه می دهند!

آنجا که جایگزیـن عــدالت ستـم شود
مرد خدا به حق طلبی متّهم شود

با نام دین به ریشه دین  تیشه می زنند
جمعی که کاش ریشه آنان قلم شود

ادامه مطلب...


آیا اینها خود را شیعه مؤمن می دانند و آنها را منافق؟! آیا اینها اصلاً معنای ایمان و نفاق را دریافته اند، یا اینکه در فتنه سقوط کرده اند ؟! آیا منطق قرآن و سنّت و سیره معصومان(علیهم السلام) این است ؟!

آیا واقعاً پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلی الله علیه و آله سلم) و مولای متّقیان علی بن ابی طالب(صلوات الله علیه) و سایر معصومان محمدی(علیهم السلام) این نوع حرکات را تأیید می کنند ؟!

اینجانب که حدود هفتاد سال تدبّر و تفکّر در قرآن کریم و سنّت قطعیه را روش زندگی خود قرار داده  ام و همواره خود را خادم کوچک قرآن می دانم و عمر خود را صرف این راه نموده ام، هرگز توجیهی برای این قبیل کارها نیافته ام.

به فرموده مولایمان امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) این اعمال را جز پیروی از هواهای نفسانی نمی دانم که:

«إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ، یُخَالَفُ فِیهَا کِتابُ اللهِ، وَیتَوَلَّى عَلَیهَا رِجَالٌ رِجَالاً عَلَى غَیرِ دِینِ اللهِ... شروع فتنه ها تنها، هواهایی [نفسانی] است که پیروی می گردد و احکامی است که بدعت گذاشته می شود، که بدانها با کتاب خدا مخالفت می شود، و بر [اجرای] آن مردانی، مردان دیگر را ـ بر غیر دین خدا ـ یاری می دهند...»

آری، قطعاً این اعمال نتیجه دوری از قرآن کریم و عمل نکردن به فرامین الهی است و از همین روست که قرآن کریم شکایت رسول الله(صلی الله علیه و آله سلم) به درگاه خدای متعال را این گونه بیان می کند:

﴿وَقَالَ الرَّسولُ یا رَبِّ إنَّ قَومِی إتـَّخَذوُا هذَا القرآنَ مَهجُوراً (فرقان/۳۰)

آیا زمان آن نرسیده است که دست از آزار و اذیت رسول و آل رسول(صلوات الله علیهم اجمعین) برداشته شود و تفکّر و تعقّل، جایگزین تحجّر و تحمّق گردد؟ آیا براستی آقا و مولایمان، ولی أمر مسلمین جهان حضرت بقیة الله الأعظم(روحی له الفداء) اهل خشونت و درگیری و خونریزی اند، یا اهل منطق و موعظه ؟!

آنچه براساس سنّت قطعیه به دستمان رسیده، خلاف این بوده و بیانگر آن است که منجی عالَم(علیه السلام) طبق روش جدّشان رسول الله(صلی الله علیه و آله سلم) عمل می کنند و روش موعظه را در پیش می گیرند و در نهایت که معاندان علیه آنحضرت(صلوات الله علیه) سلاح برمی گیرند؛ آنحضرت هم سلاح برمی دارند و به دفاع برمی خیزند.

ناله را هرچند می خواهم که پنهان سرکشم
سینه می گوید که من تنگ آمدم، فریاد کن

جریان اسفناک حمله به مسجد قبای شیراز مرا به یاد خاطره تلخ و دردناک حمله وحشیانه، در دو مرحله در سالهای ۱۳۶۶ و ۱۳۶۹ به مسجد امام رضا(علیه السلام) در شهر مقدس قم که محل تدریس و تفسیر قرآن کریم اینجانب بوده، انداخت. در مرحله اوّل، آن مهاجمان دست نشانده با حمله به طلاب علوم قرآن، با سیلی و مشت و لگد به آنان توهین نموده و قرآن‌ها را پایمال کردند. حسابشان برای روز واپسین: ﴿یوْمَ تَشْهَدُ عَلَیهِم أَلْسِنَتُهُم وَأَیدِیهِم وَأَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا یعْمَلُونَ (نور/۲۴).

حال که مسلمان و بلکه بالاتر از آن، کسی که خود را شیعه و محبّ اهل بیت(علیهم السلام) می داند؛ اینچنین به قرآن و مقدّسات بی  حرمتی و دهن کجی می کند؛ از کشیش  آمریکایی و شخصی که اصلاً اعتقادی به قرآن ندارد چه انتظاری می رود؟! آنها قبل از این هم به مقدّسات ما توهین کرده اند. لعنت الله علیهم.

اینجانب فاجعه دردناکی را که اخیراً در کشور آمریکا اتفاق افتاده، لکّه ننگی برای سردمداران آن می دانم، و در مورد آن، اعلام می کنم:

کسی که اقدام به آتش زدن و توهینِ قرآن و دیگر مقدّسات نموده  مانند سلمان رشدی و اعظم طارق، به اعدام محکوم بوده و قتل او بر مسلمین واجب است. و بر همه مسلمین واجب است که با تمام توان خود، روشنگری کرده و حقانیت قرآن مجید ـ این حجت بالغه الهی ـ را به همگان نشان دهند ﴿یریدوُنَ لِیطفِئـُوا نورَ اللّهِ بِأفواهِهِم و اللّهُ مُتِمُّ نورِهِ وَلَو کَرِهَ الکافرونَ، هُوَ الّذی أرسَلَ رَسولَهُ بِالهـُدی و دینِ الحَقِّ لِیـُظهِرَهُ علی الدّینِ کـُلِّهِ وَلَو کَرِهَ المـُشرِکوُنَ (صف/٨و۹).

و اما بعدپس از پرداختن به آن کفار که تکلیفشان مشخص است؛ سؤال دردناکی وجود دارد و آن این است که چرا اینگونه اعمال، در کشور ما نیز انجام می شود؛ آن هم به دست عده ای مسلمان و شیعه  نما، ولی به سادگی از کنار آن عبور می شود؟

اگر واقعاً این هیاهو و راهپیمایی ها در کشورمان برای دفاع از قرآن مظلوم است؛ پس چرا در برابر این اعمال وقیح در کشور سکوت می شود و نه علما و نه مردم هیچ اعتراضی نمی کنند و فریاد «وا اسلاما» سر نمی دهند ؟!

آری، کماکان قرآن در بین مسلمین مهجور مانده و شکایت نبی(صلی الله علیه و آله سلم) بی پاسخ، و إلی الله المشتکی !

در پایان اینجانب تمام حرکاتی را که به هر نحو منجر به اهانت ظاهری و یا عملی به قرآن کریم، هتک مقدّسات و علمای راستینِ حق بین و حق گوی قرآنی، و وارونه جلوه دادن اسلام شود، محکوم نموده و به درگاه الهی از آن شکوه می کنم و همه دردمندان از این حوادث شوم را به صبر و پایداری بر عقاید و اعمال حقه دعوت می کنم که ﴿إنَّمَا یوَفَّی الصَّابِروُنَ أجرَهُم بِغَیرِ حِسَابٍ (زمر/١٠)  و إن شاء الله با تلاش صادقانه و خالصانه مجاهدان فی سبیل الله هر چه سریعتر زمینه ظهور مولایمان ولیّ عصر، حجة بن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشّریف)  فراهم شده و وعده الهی محقق خواهد شد:

﴿وَ نُریدُ أن نَّمُنَّ عَلَى الّذینَ استُضعِفُوا فِی الأرضِ وَ نَجعَلَهُم أئِمَةً
وَ نَجعَلَهُمُ الوَارِثینَ
(قصص/۵)

والسلام علیکم و علی إخواننا المؤمنین و رحمة الله و برکاته
قم المقدسة، محمد صادقی تهرانی
هفتم شوّال ١۴٣١ هـ.ق
٢۵ / ۶ / ١٣٨٩

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: متن نامه فوق عینا از سایت جامعة علوم القرآن که سایت رسمی آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی(دامت برکاته) است، نقل شده است:

متن نامه آیة الله العظمی صادقی تهرانی در پاسخ به دادخواهی عده ای از مسلمین راجع به
حمله وحشیانه به مسجد قبای شیراز و آیت الله سید علی محمد دستغیب(دامت برکاته)
و همچنین جریان جهانی هتک مقدّسات اسلامی و قرآن سوزی اخیر


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،اخبار و اطلاع رسانی
روش تفسیری آیت الله صادقی تهرانی در تفسیر «الفرقان»
ارسال در تاريخ شنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٩ توسط محمّد طاها

بسم الله الذی هو اعلم بالمهتدین

با عرض سلام به همراهان عزیز فقیه قرآنی

و اما بعد...
چند روز پیش یکی از دوستانم که وبلاگ را خوانده بود انتقادی به من کرد و گفت: «وبلاگ شما نسبت به آیت الله صادقی موضعی یک طرفه و کاملا مثبت داشته و فضای انتقادی در آن وجود ندارد و ...» هر چند که اخیرا دوستانی از انتقاد عبور کرده و حتی در قسمت نظرات مطالبی توهین آمیز می نویسند! البته منظور دوست بنده این بود که ما (نویسندگان وبلاگ) نیز باید پست هایی که مستقیماً به ایشان مرتبط نمی شود و یا حتی انتقادی است را هم در وبلاگ قرار دهیم تا دیگران خودشان قضاوت کنند.

خوب این هم پیشنهادی است. اما به نظر ما فقیه قرآنی به قدری مهجور و ناشناخته هست و همین شناخت اندک از ایشان در جامعه هم به اندازه کافی تهمت آلود هست که ما در این وبلاگ حداقل برای مدتی به انتقاد نپردازیم گرچه دوستان عزیزی که انتقاداتی دارند می توانند آن را در قسمت نظرات آزادانه بیان کنند.

برای این پست وبلاگ، در مشورتی که با سید صابر داشتیم به این نتیجه رسیدیم که مقاله ای با عنوان «روش تفسیری آیت الله صادقی تهرانی در تفسیر الفرقان» نوشته ی آقای «امیر حسین مطلق» را برای مطالعه ی قرآن دوستان روی وبلاگ قرار دهیم. در این مقاله سعی شده که با دیدگاهی علمی به تفسیر شریف الفرقان پرداخته شود و شاید مانند مطالب ما ارادتمندانه نوشته نشده است !

خواندن این مقاله را به سه دسته از دوستان پیشنهاد می کنیم :

ادامه مطلب...


١- دوستانی که آشنایی چندانی با فقیه قرآنی ندارند و می خواهند کلیاتی راجع به ایشان، فعالیت ها و تالیفاتشان بدانند.

٢- عزیزانی که به دلیل فتاوای بعضاً متفاوت آیت الله صادقی با قاطبه علمای معاصر، موضع مخالفت نسبت به ایشان را در پیش گرفته اند و بُعد علمی و قرآنی ایشان را نادیده می گیرند.

٣- همراهانی که دوست دارند با تفسیری قرآن به قرآن آشنا شوند که حضرت علامه طباطباییرضوان الله تعالی علیه در مورد آن فرموده است :  «... تفسیر شریف "فرقان" که زیارت شد، کتابی است که موجب روشنی چشم و مایه افتخار ماست. ان شاء الله با تمام قوا مساعی خود را در همین رشته تفسیر یعنی تفسیر قرآن بقرآن مبذول داشته، در خدمت به معارف قرآنی و پرده برداری از روی ذخایر این کتاب مکنون آسمانی، خسته و ملول نباشید، توفیق و تأیید جنابعالی را از خدای "عزّ اسمه" خواستارم...»

و این طلیعه آن مقاله:

روش تفسیری آیت الله صادقی تهرانی در تفسیر «الفرقان»

امیرحسین مطلق

دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم

چکیده:

«الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنة» ، یکی از تفاسیر معاصر شیعه است که مفسر، طی مدت چهارده سال آن را به زبان عربی و در سی جلد به رشته تحریر درآورده است و تا کنون هیچ ترجمه‌ای از آن به زبان فارسی منتشر نشده است*. همان‌گونه که از نامش پیداست منهج تفسیری آن ، قرآن به قرآن و در ضمن، استناد به سنت قطعیه است. اما آشنایی مفسر با علوم مختلفی از قبیل ادبیات عرب، فقه، کلام، اخلاق، فلسفه، علوم اجتماعی و سیاسی و حتی بعضی از علوم طبیعی؛ پیش ادراک های تفسیری او را تشکیل می‌دهند. البته استفاده گسترده وی از براهین عقلی به این تفسیر جامعیت قابل توجهی بخشیده است گرچه برخی نیز آن را در زمره تفاسیر ادبی اجتماعی به حساب آورده‌اند، اما مفسر معتقد است که هر آیه متناسب با موضوع خود مورد بحث قرارگرفته است.

در این تفسیر ، مفسر سعی کرده که مفاهیم آیات را مستقلاً استنباط کرده و عقاید مذهب خود را بر آیات تحمیل نکند.

آن چه که پیش رو دارید کاوشی است مختصر پیرامون مفسر و روش تفسیری وی، همراه با بررسی نمونه‌هایی از تفاسیر ایشان در حوزه‌های گوناگون.
...

برای دریافت متن کامل مقاله اینجا را کلیک کنید: Download PDF [210 KB]o

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* :  البته حجت الاسلام آقای محمد حسین اسلامی تبار، در حال ترجمه این تفسیر به زبان فارسی است که تا اسفند ماه 1388، به ترجمه جلد دهم رسیده‌اند.

پی نوشت: چند حدیث از مولانا صاحب العصر و الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

وحدت و وفاى به عهد:

«لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا»
اگر شیعیان ما ـ که خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد و اتّفاق مى داشتند و عهد و پیمان را محترم مى شمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمى افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى شدند

بیزارى از غالیان:

«انـَا بَرىءٌ إِلَى اللّهِ وَ إِلى رَسُولِهِ مِمَّنْ یَقُولُ إِنّا نَعْلَمُ الْغَیْبَ وَ نُشارِکُهُ فىمُلْکِهِ أَوْ یُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَى الْمحَلِّ الَّذى رَضِیَهُ اللّهُ لَنا»
من از افرادى که مى گویند: ما اهل بیت [مستقلاًّ از پیش خود و بدون دریافت از جانب خداوند] غیب مى دانیم و در سلطنت و آفرینش موجودات با خدا شریکیم، ما را از مقامى که خداوند براى ما پسندیده بالاتر مى برند، نزد خدا و رسولش، بیزارى مى جویم

نماز، طرد کننده شیطان:

«ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّیْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیْطانِ»
هیچ چیز مثل نماز، بینى شیطان را به خاک نمی مالد، پس نماز بخوان و بینى شیطان را به خاک بمال.

منبع احادیث : هیئت بلاگ


برچسب ها : انقلاب قرآنی
اثبات وجود وارثان معصوم پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٩ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم، العزیز الحکیم

چندی پیش مطلبی در وبلاگ قرار دادیم با عنوان «قرآن، منشور وحدت اسلامی» و طی آن، جزوه ای با همین عنوان را که از طرف دفتر جامعة علوم القرآن منتشر شده بود، خدمت عزیزان معرفی کردیم.

این جزوه همانطور که توضیح دادیم حاوی «اثبات وجود وارثان معصوم پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) تنها با یک آیه از قرآن مبین» به انضمام «مصاحبه‌ی روزنامه توسعه با آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی» است.

مدتی پیش یکی از خوانندگان مطالب وبلاگ که ظاهراً از عزیزان اهل سنت هستند کامنتی را برایمان نوشتند که بهانه نوشتن این پست شد! ایشان نوشته بودند:

«بنده در عجبم که آیه 31 و 32 سوره مبارکه فاطر چه ربطی به خلافت دارد. آیه اشاره به امت اسلام دارد که بعضی از این امت گناهکارند وبعضی از لحاظ بدی وخوبی میانه اند وبعضی بسیار به اعمال خیر سبقت گیرنده اند. سپس می فرماید این برتری بزرگی است. برادران اهل تشیع همواره از هر فرصتی برای پیش کشیدن موضوع خلافت بعد از پیامبر استفاده می کنند امری که به نص صریح قرآن که می فرماید: «امرهم شوری بینهم» به شکل مشورتی است. آیا معنی وحدت با استفاده از قرآن تحمیل نظرات خودمان بر قرآن است؟ البته اگر صحبت از وحدت نمی شد بنده هیچ وقت کامنت نمی گذاشتم این سایت را هم یکی از دوستان به بنده معرفی نمودند شاید هدف ایشان هم شیعه نمودن بنده بوده ولی در جواب ایشان هم می گویم: برو این دام بر مرغی دگر نه که عنقا را بلند است».

و جوابی که بنده برای این دوست گرامی نوشتم:

«هو السلام
به نظرم مطلب گویاست.
شما یک بار دیگر به دقت آیه و استدلال های مربوطه را مطالعه بفرمایید.
این آیه بحث وراثت قرآن را مطرح میسازد که گویا شما به این موضوع اصلا دقت نکرده اید چرا که در این تفسیر درباره خلافت صحبتی به میان نیامده است. من از شما تعجب میکنم! بحث در اینجا وجود وارثان معصوم برای پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) است نه اثبات خلیفه گری!
طبق این آیات وجود دارند افرادی از امت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) که عصمت داشته و علم کتاب در نزد آنها به ودیعه نهاده شده است. مسئله ای که باید بدان دقت شود این است که این افراد والا و معصوم که خدا آنها را وارثان قرآن قرار داده چه کسانی هستند. اینجا بحث خلافت نیست بحث عصمت است!!!
یهدی الله لنوره من یشاء
موفق باشید».

و به این بهانه دوستان عزیز را دعوت میکنم که مطلب زیر را که توضیح و استدلال پیرامون آیات 31 و 32 سوره مبارکه فاطر است مطالعه کنند.

در این استدلال بدون نیاز به تاریخ و روایات - که ممکن است برای همه مسلمین مقبول نباشد - تنها با استناد به قرآن که تنها منشور وحدت همه مسلمانان جهان است، وجود وارثان معصوم بعد از حضرت ختمی مرتبت(صلی الله علیه و آله و سلم) اثبات می شود:

اثبات وجود وارثان معصوم پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) تنها با یک آیه
از قرآن مبین

دانلود جزوه «قرآن، منشور وحدت اسلامی» (PDF ~263 KB)

_______________________________________
پی نوشت: چند روز پیش خدمت فقیه قرآنی بودم. به حمدالله وضعیت جسمانی ایشان بسیار بهتر از گذشته است. خدایش نگهدارد.


برچسب ها : مقالات، نقد و مصاحبه ،انقلاب قرآنی
گویایی در احکام ، پویایی در موضوعات
ارسال در تاريخ یکشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٩ توسط محمّد طاها

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ یکشنبه هشتم دیماه ١٣٨٧ در ویژه نامه روزنامه اعتماد، مصاحبه ای فقهی - حقوقی با آیت الله صادقی تهرانی به چاپ رسید که اخیرا (بهار ١٣٨٩) توسط معاونت فرهنگی جامعة علوم القرآن منتشر شد. در اینجا سعی کردیم خلاصه ای از پاسخ هایی که ایشان در جواب سوالات خبرنگاران داده اند را به عنوان معرفی بخشی از مبانی فکری این علامه مجاهد و مرجع عالیقدر بیان کنیم. انشاءالله قدمی باشد در مسیر رهایی قرآن از انزوایی که در طول تاریخ همواره دشمنان فرصت جو و دوستان مصلحت طلب آن را خوش داشته اند!

**************************

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت و گو با آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی
گویایی در احکام، پویایی در موضوعات

گزیده ای از پاسخ های دکتر صادقی تهرانی به سوالات خبرنگاران پیرامون مبانی فقه، آزادی، ولایت فقیه، عدالت، مصلحت و ...

...حکم قرآن، گویا است و این گویایی برای همیشه است. «احکام خدا گویا و ثابت هستند الی یوم القیامه.»

... آزادی مطلق در بشر انحراف کلی است و مورد تأیید نیست. بشر آزاد نیست تا بر خلاف عقل و فطرت عمل کند...

اگر بشر درست فکر کند به وسیله‌ی وحی قرآن ، تکمیل می‌شود. در غیر این صورت، قرآن، آن (فکر) را نفی می‌کند ... اسلامی که ما در حال حاضر در کشورهای اسلامی داریم کاملاً طبق قرآن و سنّت نیست. یعنی اسلام فعلی ، اسلام قرآنی نیست.

متأسفانه سنی‌ها و شیعیان در مواردی متعدد به محوریت قرآن توجه نکرده‌اند. اسلام سنی‌ها و حتی شیعیان با اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) فاصله دارد.

این اسلام ناب، اسلام مشهوری نیست که کاملاً از فقه سنتی برداشت شده ، بلکه اسلام ناب محمدی ـ در تعریف صحیح ، بدون نگرش تفریطی سنتی یا افراطی بدعت‌آلود ـ اسلامی است که با محوریت قرآن و عرضه احادیث بر آن بدست می‌آید...

مفتیان سنی و فقهای شیعه بیش از پانصد فتوا دارند که مخالف قرآن یا سنّت است و این خادم کوچک قرآن،‌ به عنایت و توفیق الهی،‌ این فتاوا را نقد نموده و فتوای مستند به کتاب یا سنت را بیان کرده‌ام.

 ادامه مطلب...


قرآن «تبیاناً لکل شیء» است و همه نیاز‌های اصلی بشر را از هر جهت بیان کرده است. ولی از جهت به‌ روز نبودن ترجمه‌ی متون دینی، قصور از ماست و ما در احتیاجات بشر به (معیاری) غیر از «قرآن و سنّت» هیچ نیازی نداریم.

و البته اولین کسی که در سایه کتاب و سنت، به تدوین بیانیه‌ای درباره حقوق بشر همت گماشته ، حضرت امام علی امیرالمؤمنین(علیه السلام) است که با نوشتن عهدنامه‌ای برای مالک اشتر(رضوان‌الله‌علیه) این کار مهم را به انجام رساند و ما فقط باید ترجمه‌ی متن مدوّن را به‌ روز کنیم.

حکومت راستین اسلامی ـ هنگامی که تحقق یافت ـ جان، مال، حیثیت و آبروی غیر مسلمین را حفظ می‌کند...

آزادی شامل تبلیغ بر ضد شریعت خاتم نمی‌شود چون پس از بیان دلایل روشن قرآنی و عدم جواب مستدل غیر مسلمین به آن، ضدیت با قرآن به معنای لجاجت و عناد است.

بنابرین فقط در امور انسانی، آزادی هست. آزادی در امور عادلانه و فاضلانه صحیح است، نه اموری که برای مسلمین انحراف ایجاد کند.

زیستن غیر مسلمان، در جامعه اسلامی باید مسلمان وار باشد. حجاب در انجیل هم هست. کسانی که مسلمان نیستند باید در ظاهر مسلمان وار زندگی کنند...

—متأسفانه برخی گمان می کنند که تساوی یعنی تشابه و پیروان آنان هم در ایران و دیگر کشورها از تشابه حقوق زن و مرد، به عنوان تساوی یاد می‌کنند و حتی یکی از مفتیان حوزوی را با فریب پویایی در فقه ، با خود همراه کرده‌اند.

حکم اسلام، همیشه، به‌روز و ثابت است و تنها موضوعات، تغییر می‌کنند. پس هرگز زمان و مکان،‌ حکم خدا را پویا نمی‌کنند؛ زمان و مکان سبب پویایی موضوعات می‌شوند. موضوع که عوض شد حکمش گویاست. یعنی از قبل در اسلام وجود داشته است.

... در مواردی مثل وضعیت امروز که اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) از دسترس جامعه به دور و مهجور است، اگر کسی موجب بر هم زدن نظم عمومی نشود، مشکلی ندارد، ولی اگر کسی کلاً با نظام معصومین(علیهم السلام) مخالف باشد مرتد است.البته در اختلاف عقیدتی مادامی که شخصی موجب انحراف مردم از مسیر حق نشود، آزاد است – که اسلام اجازه نداده مرتدی که موجب انحراف نیست، اعدام شود – و فقط روش حکومتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت امیر(علیه السلام) باید الگوی مصلحان باشد.

... مصلحتی را که ما تشخیص می‌دهیم، هرگاه خارج از چارچوب کتاب و سنّت باشد، نه تنها قابل طرح نیست بلکه شرکی است بنام دین؛ زیرا خدای متعال، احدی را در حکم (تکوینی یا تشریعی)اش شریک نمی کند، «...وَ لا یشْرِک فی حُکمِهِ اَحَدًا» (کهف،26).

نوآوری در احکام بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و در آتش است . ما نوآوری که بر خلاف حکم الهی باشد یک نمونه هم نداریم. نوآوری فقط در موضوعات است، در احکام نیست. حلال همیشه حلال و حرام همیشه حرام است.

...ولایت فقیه، مطلقه نیست یعنی در چارچوب شرع است. ولایت فقها بر مبنای قرآن صحیح است. بنابراین موضوع تغییر می‌کند اما حکم خدا ثابت است. ولایت به معنای اولویت، موضوعی است که تنها در باره معصومان(علیهم السلام) محکوم به وجوب مطلق است ولی همین ولایت درباره فقهای غیر معصوم، محکوم به وجوب مقید یا غیر مطلق است، به شرطی که محوریت قرآن را در عمل قبول داشته و بر مبنای آن فتوا دهند. پس ولایت را فقیهی دارد که خطا نکند اما هنگامی که خطا کرد دیگر ولایت ندارد و هیچ توجیهی برای خطایش نمی‌توان نمود مگر اینکه صریحاً اعتراف به خطا نماید و به درگاه خدا نیز استغفار و توبه و سپس اصلاح کند. «فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله یتوب علیه...» (مائده،39)

فقه یا گویاست یا پویا و یا سنّتی. نه فقه سنتی مورد قبول است نه فقه پویا . فقط فقه قرآنی، گویا است برای تمامی زمان‌ها.

فقه پویا احکام را بر مبنای مصالحِ خیالی عوض می‌کند. فقه سنتی احکام را نوعاً بر مبنای سند رجالی روایات ـ بدون عرضه بر قرآن ـ می‌شناسد. اما در فقه گویا هیچ کدام از این پیش فرضها نیست ، نه احکام عوض می‌شود و نه صرفاً مبنا، سند روایات است. شالوده احکام بر مبنای قرآن و سنّت قطعیه است و گویایی قرآن، گویایی اصل و گویایی سنّت، گویایی فرع است.

تشخیص مصلحت در غیر مورد عُسر یا حرج ، توهّم و مفسده است. چون حکم چنان مصالحی تماماً در کتاب و سنّت موجود است.

مثال دیگر اینکه از جهت حکم سلبی ثانوی هیچ مصلحت واجب یا راجحی و یا هیچ اضطراری مصاحبه تلویزیونی با زنان آرایش کرده یا حضور چنان زنانی در فیلمهای سینمایی و تلویزیونی وجود ندارد و هر نامحرمی که به واسطه دیدن چنین فیلمهایی، گناه کند، گناه مضاعفش بر عهده تهیه کنندگان و اجازه دهندگان نمایش آن فیلمها است و هر کسی به هر نحوی مقدمه انجام این حرام باشد گناهکار بوده و از عدالت ساقط است. مگر آنکه استغفار ، توبه و اصلاح کند....

و اینکه بعضی از افراد تا بحث از شیوه‌ی حکومتی حضرت امیر(ع) در تقسیم عادلانه بیت‌المال میان مردم پیش می‌آید فوراً می‌گویند: آن حضرت فرمود: «اَلا و اِنّکُم لاتَقدرون عَلی ذلک» (آگاه باشید که همانا شما بر [انجام] این کار، قادر نیستید). (نهج‌البلاغه شرح فیض‌الاسلام،‌ص957)

پاسخ می‌‌دهیم که اصل این کلام از امام(ع) صحیح است. اما نحوه‌ی استنادش به صورت فوق «کلمةُ حَقٍّ یرادُ بِهَا الباطل» است یعنی: «کلمه‌ی حقی است که از آن [توسط کج‌اندیشان] باطل اراده می‌شود». در حالی که حضرت علی(ع) این حدیث را درباره زندگی شخصی حاکم بیان فرمود که خود آن حضرت به دو دست جامه‌ی معمولی و دو قرص نان جو اکتفا کرده ‌بودند ولی هرگز درباره‌ی روش حکومت اسلامی برای اجرای عدالت و مساوات بین مردم و نحوه‌ی تعامل با آنان چنان سخنی را نفرمود بلکه به عکس، عهدنامه‌ای طولانی برای مالک اشتر(رضوان‌الله‌علیه) نوشت که احکام و آداب حکومت راستین اسلامی را به مالک، امر فرمود و اگر این عهدنامه، برای غیر معصومان قابل اجرا نباشد نوشتن آن بیهوده بود. پس تنها کسانی که می‌خواهند زر و زور و تزویر، حاکم باشد، با تفسیر به رأی کلام آن حضرت در امری فردی، شیوه‌ی حکومتی ایشان را در امور اجتماعی ـ برای عصر غیبت و خصوصاً زمان حاضر ـ غیر قابل اجرا جلوه می‌دهند.

فقه گویا مستمر و دائمی است ، بدون تعویض، اما فقه پویا احکام را عوض می‌کند. احکام در فقه گویا عوض نمی‌شود اما در فقه پویا حرام، گاه واجب می‌شود مانند رأی تشابه دیه مسلمان و کافر که در فقه قرآنی حرام است ولی در فقه پویا، واجب شده‌است....

—البته فتوای معروفِ انحصار ارث‌بَری زن از قیمت ابنیه و اشجار نیز برخلاف چندین نصّ قرآنی است زیرا قرآن ارث زن را ـ‌ با نصاب ویژه‌اش ـ از کل ماتَرَک شوهر می‌داند...

در پایان از خدای منّان درخواست می‌کنم که توفیق همگان را در نشر معارف قرآنی مستدام بدارد.

والسلام علیکم و على عباد الله الصّالحین
و سلام بر امام مصلحان «عجل الله تعالى فرجه الشریف»
اقلّ خدمة الامام المهدى علیه السّلام
محمّد صادقى تهرانی

_______________________________________
پی نوشت ١:
دوستان علاقه مند می توانند متن کامل این مصاحبه را با لینک زیر مشاهده کنند.

«گویایی احکام – پویایی موضوعات»
مصاحبه ای فقهی حقوقی با آیت الله العظمی صادقی تهرانی

پی نوشت ٢:

کتب فقیه قرآنی در نمایشگاه کتاب تهران نیست!

انتشارات امید فردا - که تنها ناشری است که کتب فقیه مصلح قرآنی را منتشر میسازد - گویا از شرکت در نمایشگاه کتاب محروم شده است و در نتیجه در نمایشگاه هم حضور ندارد و لذا کتب فقیه قرآنی را هم نمیتوان در نمایشگاه یافت !

پی نوشت٣:

از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ یاسمنی !


برچسب ها : نظرات فقهی و فقه گویا ،انقلاب قرآنی
اجازه نامه اجتهاد آیت الله صادقی از طرف آیت الله خویی
ارسال در تاريخ پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

چندبار خوانندگان عزیز درخواست کرده بودند که تصویر اجازه نامه اجتهاد آیت الله العظمی صادقی تهرانی را اینجا روی وب قرار دهیم. که درنهایت بنده به یکی از عزیزان قول دادم  که در این هفته حتما این کار را انجام دهم. (با تشکر از ایشان که بانی خیر شدند!)

بنده از دفتر معظم له پی گیر شدم تا آن را تهیه کنم و نتیجه این شد که «سایت جامعة علوم القرآن» تصویر آن را در اختیار عموم قرار داد.

تصویر اجازه نامه اجتهاد از آیت الله خویی(ره)

آیت الله خویی در این نامه آیت الله صادقی تهرانی را با عبارت «ولدنا فضیلة العلامة المجاهد» خطاب کرده است.

***********

نامه جالبی هم از علامه طباطبایی هست که راجع به تفسیر گران سنگ الفرقان نوشته شده که از همه دعوت می کنم آنرا حتما بخوانند. علامه در فرازی از نامه گفته اند:

«... تفسیر شریف «فرقان» که زیارت شد، کتابی است که موجب روشنی چشم و مایه افتخار ماست. ان شاء الله با تمام قوا مساعی خود را در همین رشته تفسیر یعنی تفسیر قرآن بقرآن مبذول داشته، در خدمت به معارف قرآنی و پرده برداری از روی ذخایر این کتاب مکنون آسمانی، خسته و ملول نباشید، توفیق و تأیید جنابعالی را از خدای «عزّ اسمه» خواستارم...»

تصویر نامه علامه طباطبایی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت ۱: قسمتی از آیه ۳۳ سوره اسراء اینچنین است:

« وَ مَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا ... إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا »

و هر کس مظلومانه کشته شود، بى چون براى خونخواهش (ولی دم) سلطه اى [بر جان قاتلش] قرار داده ایم... همواره او [از طرف خدا] یاری شده بوده است.

امام باقر(علیه السلام) درباره نام های حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در ذیل این آیه شریفه فرموده اند: خدا مهدی را منصور نامیده است چنانکه (رسول الله را) احمد و محمد و محمود نامیده و چنان که عیسی را مسیح نامیده است.
به نظر شما این آیه چه ارتباطی با حضرت حجت
(علیه السلام) دارد؟

پی نوشت ۲:

* السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره و الوتر الموتور *

أین الطالب بدم المقتول بکربلا
أین المنصور علی من اعتدی علیه و افتری
أین
المضطر الذی یجاب اذا دعی
...


برچسب ها : اسناد و گزارشات ،انقلاب قرآنی ،دانلودها
اعتکاف در کل مساجد جایز است
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

خوشحالم که بعد از مدت زیادی دوباره سایت «جامعة علوم القرآن» بروز میشه. «عکس های آیت الله صادقی» هم که در «پست قبلی» آوردم، قبلاً روی سایت نبود و اخیراً گذاشته شده بود.

تازگی هم مطلبی در این سایت دیدم مبنی بر اینکه حضرت آیة الله صادقی تهرانی بر خلاف مشهور، اعتکاف را در همه مساجد جایز می دانند و برای اعتکاف در «مساجد جامع» تنها استحباب قائل هستند.

این هم از فتاوای زیبا و معقول ایشان است. که نه از روی مصلحت سنجی و اینکه هرچه به نظر ایشان منطقی برسد فتوا دهند، بلکه از زیبا و منطقی بودن خود دین حنیف نشأت می گیرد. ایشان با عرضه کردن احادیث مربوطه به قرآن این حکم را دریافته اند. و این حکم فتوای خدا و قرآن است:

هو الهادی

پیامى قرآنی:
«اعتکاف در کل مساجد جایز است»

استدلالِ قرآنى:
﴿...و َأَنتُمْ عاکِفُونَ فِى الْمَساجدِ... (سورة البقرة ـ الآیة ۱۸۷)

در آیه مبارکه، ﴿المساجد جمعِ محلّى باللام و مفید استغراق است، بنابراین نصِّ در شمولیّت بر کلّ مساجد مى باشد و اصطلاحا نصِّ در عموم و آبی از تخصیص است، و اگر هم بر فرض محال، قابل تخصیص باشد، تخصیص اکثر، مستهجن است.(*)

شیعیان حقیقى و پیروان راستین پیامبر(صلى الله علیه و آله) و اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) مطابق با اوامر مبارک آن حضرات، اقوال و روایات را به قرآن، عرضه مى کنند و به هیچ وجهى با قرآن کریم، مخالفت نخواهند کرد.

بالنّتیجه، روایاتى که اعتکاف را در انحصار مسجد جامع مى دانند، به استحباب، توجیه مى شوند؛ زیرا وسعت و امکانات مساجد جامع براى معتکفین، بیشتر از مساجد دیگر است وگرنه چون روایات مذکوره، با نصّ قرآن مخالفند، مردودند.

اعلان این فتواى قرآنى، مایه مسرّتِ مؤمنان مشتاق اعتکاف خواهد بود و طبعا هر حکمى که از متن قرآن اتّخاذ گردد، مورد قبول همه علماى اسلام خواهد بود و هرگز فتواى مشهور نمى تواند تبعیت از آن را منتفى سازد.

این بیانیه، از رجب المرجّب سال ۱۴۲۲ (هـ . ق) متناوباً در آستانه ایّام البیض و سالروز میلاد مسعود امام امیرالمؤمنین على(علیه السلام) منتشر مى شود. و از پیروان واقعىِ قرآن و عترت انتظار مى رود، در انتشار وسیع آن همّتِ شایسته، مبذول دارند.

والسّـلام علـى عبـاداللّه الصّالحـین
قم ـ جامعةُ علومِ القرآن

دریافت تصویر اصل اطلاعیه جامعة علوم القرآن در باب
جواز اعتکاف در کل مساجد

اصل فایل (۷۳۶KB)
فایل کوچکتر (۳۴۷KB)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(*) متن فتوای فقیه مصلح قرآنی حضرت آیه اللّه العظمی صادقی تهرانی دامت برکاته اقتباس از رساله فقهی استدلالی «تبصرة الفقهاء»

پی نوشت:

من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
تو می روی به سلامت سلام ما بـرسان


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا
قرآن، منشور وحدت اسلامی
ارسال در تاريخ دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

اخیراً جزوه ی جالبی تحت عنوان:

«قرآن، منشور وحدت اسلامی»

حاوی:
«اثبات وجود وارثان معصوم پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)
تنها با یک آیه از قرآن مبین
»

به انضمام:
«مصاحبه‌ی روزنامه توسعه با آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی
»

توسط:
معاونت
فرهنگى جامعةُ علوم القرآن

منتشر شده است

دانلود کنید:
قرآن، منشور وحدت اسلامی (PDF ~263 KB)


برچسب ها : مقالات، نقد و مصاحبه ،انقلاب قرآنی
زندگینامه آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

زندگینامه ى علمى سیاسى فقیه مجاهد و مفسّر محقّق
حضرت آیة اللّه العظمى صادقى تهرانى «قدس الله تربته الزّکیّة»

آیت الله العظمی محمد صادقى تهرانى(قدّس الله تربته الزّکیّة) در خاندانى روحانى، در روز اول فروردین ۱۳۰۵ (هجرى شمسى) در تهران چشم به جهان گشود و پدر ایشان مرحوم حاج شیخ رضا لسان المحقّقین از وعّاظ و خطیبان معروف تهران بود. این علامه مجاهد و مفسر کبیر کتاب الله العظیم، مرجع عالیقدر جهان تشیع و فقیه مصلح قرآنی، در روز اول فروردین ۱۳۹۰ (هجری شمسی) پس از هشتاد و پنج سال عمر پر برکت خود در راستای اعتلای اندیشه ناب قرآنی، فراگیر کردن انقلاب قرآنی در همه ابعاد علوم دینی و حوزوی و عرصه های اجتماعی، دفاع از حریم ولایت معصومان محمدی(صلوات الله علیهم اجمعین)، پیشتازی در مبارزه علیه ظلم و ستم و بیداری امت اسلامی، تلاش خستگی ناپذیر در زمینه تألیف آثار ارزشمند قرآنی بر مبنای فقه گویا، و دفاع از احکام مهجور قرآنی که در نهایت به مهجوریت خویش انجامید، در شهر مقدس قم در منزل شخصی اش، با حالاتی عرفانی، بلافاصله پس از اعاده نماز عصر و با گفتن یک «یا الله»، دعوت حق را لبیک گفت و روح بلندش به دیدار یار شتافت.

و سَلامٌ عَلَیهِ یَومَ وُلِدَ وَ یَومَ یَموتُ وَ یَومَ یُبعَثُ حَیّاً.

خورشید مرجعیت و مرد کلام حق
در اولین طلوع بهاران غروب کرد

زین پس من و تحیّر و ذهن پر از سؤال
ای وای، یار صادق یاران غروب کرد

(مهبد، فروردین
۹۰)

ابعاد علمی این عالم گرانسنگ، که مصداقی عینی برای آیه کریمه «الّذینَ یُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللهِ وَ یَخشَونَهُ وَ لایَخشَونَ اَحداً إلا اللهَ» بود و ملامت هیچ ملامتگری او را از راه حق بازنداشت، را اینگونه می توان بیان داشت:

- جامع معقول و منقول
- مصداق کامل وحدت حوزه و دانشگاه
- مؤلّف تفسیر شریف الفرقان، کامل‌ترین تفسیر قرآن به قرآن و سنّت، که مرحوم علامه طباطبایی(ره) نیز درباره آن فرموده‌اند: «تفسیر شریف فرقان که زیارت شد موجب روشنی چشم و مایه افتخار ماست...»
- احیاگر قانون «عرضه بر کتاب» به صورت تحلیلی و غیر تحمیلی در کلّ علوم حوزوی
- متفکری آزاداندیش در چارچوب تفسیر قرآن به قرآن و سنّت
- نافی بیش از پانصد فتوای فقهیِ خلاف قرآن
- ناقد اکثر مباحث اصول فقه سنتی
- متذکر به شصت و شش تناقض در منطق ارسطویی
- نافی ارکانی اصلی از فلسفه التقاطی یونانی ـ اسلامی
- ناقد بعضی از مبانی عرفان نظری حوزوی
- منتقد به علم نحو و حتی برخی از لغات عربی

در ادامه گوشه هایى از زندگی ایشان به درخواست بنیاد تاریخ انقلاب اسلامى ایران، در خردادماه ۱۳۷۳ (هـ .ش) به قلم خود ایشان اینگونه نگاشته شده است:

« بسم الله الرحمن الرحیم »

... تا سن سیزده سالگى که پدرم در قید حیات بود سیکل دوم دبیرستان را به پایان رساندم. سپس به حَلَقات دروس عرفانى، اخلاقى و تفسیرى مرحوم آیه اللّه العظمى میرزا محمّدعلى شاه آبادى استاد بزرگ مرحوم امام خمینى پیوستم و در ضمن یک سالى هم به دروس مقدماتى (ادبیات عرب) پرداختم، سپس در سال ۱۳۲۰ عازم قم شده، طىّ سه سال دروس سطح را پایان دادم.

ادامه مطلب...


در سال ۱۳۲۳، مرحوم آیه اللّه العظمى بروجردى به قم آمدند. در دروس ایشان شرکتى فعّال داشتم، به گونه اى که در مسائل فقهیه، خود اتخاذ رأى مى کردم. طبعا از دروس فقه، فلسفه، عرفان و سایر علوم اسلامى اساتیدى دیگر بهره مند مى شدم. ولى محور اصلىِ تحوّل فکرى ام، همان جنبش آغازین علمى نزد مرحوم آیه اللّه العظمى آقاى شاه آبادى بود که حرکتِ قرآنى مرا از آغاز کرده و تاکنون استمرار داد و تمامى تحصیلات حوزوى ام و تمامى مؤلفاتم تحت الشّعاع آن بود و هست؛ پس از آن مرحوم آیه اللّه العظمى علّامه ى طباطبائى نقشى عظیم در استمرار درجات تفسیرى، عرفانى، فلسفى و اخلاقى ام داشت.

در دروس این دو بزرگوار هفت سال شرکت کردم، و در سفرهاى بسیارى که از قم به تهران داشتم از دروس فلسفى مرحوم آیه اللّه العظمى میرزامهدى آشتیانى و میرزا احمد آشتیانى بهره ى وافرى مى بردم اگرچه استفاده هاى علمى از مرحوم آقاى شاه آبادى، نقش نخستینِ محورى داشت.

پس از ده سال توقف مستمر در قم، به تهران مراجعت کرده و در دو بُعدِ علمى و سیاسى به فعّالیت شدید پرداختم، با مرحوم آیه اللّه العظمى سیّدابوالقاسم کاشانى در قیام نفت و علیه شاه، و با مرحوم آیه اللّه العظمى حاج سیداحمد خوانسارى و مرحوم آیه اللّه العظمى حاج شیخ محمّدتقى آملى از نظر استمرار مراحل فقهى ارتباط داشتم، و همچنین در طى مدت اقامت ده ساله در تهران، در دانشکده ى معقول و منقول (معارف اسلامى) بدون شرط حضور در کلاس درس و تنها با شرکت در امتحانات، چهار لیسانسِ حقوق، علوم تربیتى، فلسفه و فقه؛ و سپس دکتراى عالى معارف اسلامى را دریافت داشتم. همان جا سه سال به تدریس حکمت ( فلسفه ى اسلامى ) برمبناى قرآن و سنت از روى متن کتاب «آفریدگار و آفریده» پرداختم، جلساتى هم بر دو محور علمى و سیاسى علیه حکومت شاهنشاهى در هفت نقطه ى تهران داشتم که بیشتر قشر دانشجو در آن جلسات شرکت مى کردند. منبر هم مى رفتم که آن هم، داراى نوآورى هاى علمى و سیاسى بود، و کلاً مورد تعقیب و تهدید و تحدید دستگاه ستمشاهى بودم.

در سال ۱۳۴۱ هـ . ش در اثر مبارزات شدید بر ضد رژیم طاغوتى، خصوصا به جهت سخنرانى در سالگرد ارتحال مرحوم آیه اللّه العظمى بروجردى در مسجد اعظم قم که براى نخستین بار افشاگرى هایى علیه شاه را در برداشت، از سوى ساواک محکوم به اعدام شدم و ایران را مخفیانه به قصد حجّ ترک نمودم، در مکه و مدینه با سخنرانى ها و اعلامیه هایى به زبان فارسى و عربى علیه طاغوت، بین عمره و حجّ دستگیر شدم، حج را در حصار مأموران دولتى انجام دادم، ولى بر اثر استدلالات قاطع اینجانب در برابر حکومت سعودى و اجتماع بزرگ و تحصن علماى عِراقَین در مسجدالحرام، آزاد شده و تحت الحفظ به عراق رفتم، نهضت علمى قرآنى و سیاسى را در نجف اشرف ـ به مدت ده سال ـ با تدریس تفسیر، فقه، اخلاق، سخنرانى و تألیف ادامه دادم.

درضمن برحسب درخواست دولت ایران، حکومت عراق تصمیم گرفت مرا به ساواک ایران تحویل دهد، ولى در اثر مخفى شدن در بیت مرحوم آیه اللّه العظمى خویى، با فعّالیت هاى ایشان، توطئه آنان خنثى شد.

با آغاز اخراج ایرانیان از نجف اشرف و کل شهرهاى عراق، به بیروت هجرت کردم، جریان دو نهضت قرآنى و سیاسى به مدّت پنج سال در لبنان ادامه داشت.

با تشکیل نماز جمعه در سراسر لبنان، سخنرانى هایى بر محور قرآن در جلسات مذهبى، که نهضت سیاسى ضد شاه را هم براى تشکیل حکومت اسلامى دربر داشت، و نیز با تألیفاتى نوین، زمینه اى مناسب براى گفت وگو با علماى ادیانِ دیگر براى اثبات حقّانیت اسلام قرآنى ایجاد شد. به گونه اى که در مناطق مختلف لبنان، ضمن گفتمان قرآنى با علماى شیعى، به مباحثه و مناظره با علماى سنّى، مسیحى، یهودى، و دُرزى پرداخته و با ملحدین و مشرکین هم بحث مى نمودم و آنان یا سکوت مى کردند و یا محکومِ استدلالات قرآنى مى شدند.

با شدت گرفتن جنگ داخلىِ لبنان، آن جا را به قصد حجاز ترک نمودم، دو سال متمادى در مکّه ى مکرّمه با تماسى مستمر با شخصیت هاى علمى و سیاسى اسلامى سراسر جهان، بر مبناى دو نهضت قرآنى و سیاسى، فعالیت هاى پیگیر و دامنه دارى براى رشد تفکر انقلاب قرآنى در میان مسلمانان انجام شد.

در آنجا نیز اضافه بر مناظره هایى قرآنى با علماى وهّابى، و عدم محکومیت اینجانب در هیچ یک از مناظرات، حدود یک صد خانوار سنّى را در مرکز حکومت آل سعود (مکه ى مکرمه)، تنها با ادلّه ى قرآنى و گاه با استناد به یک آیه از قرآن (آیه ى مبارکه ى ۳۲ از سوره ى فاطر) به مذهب اهل البیت علیهم السلام راهنمایى نمودم و بحمداللّه تعالى همگى آنان شیعه شدند.

براى دومین بار به فاصله ى هفده سال، دستگیر شدم و پس از آزادى به لبنان بازگشتم. در هر دو مرحله ى بازداشت در مکه ى مکرمه زندانى شدم به ویژه در دوّمین زندان، ابتدا در مدینه، سپس مکّه و در پایان در «سجن التّرحیلِ» جدّه بودم، در دستگیرى نخست در کلانترى حرم و سپس در «شرطة العاصمة» که شهربانى مکه است در بازداشت بودم، در زندان دوّم بود که شنیدم مرحوم امام خمینى به پاریس هجرت نموده اند.

پس از گذشت دو هفته از زندان دوّم به بیروت بازگشته و از آنجا براى دیدار امام و قرار جریان انقلاب به پاریس رفتم. در اقامت ده روزه ى پاریس و شرکت شبانه روزى در جلسات مرحوم امام، در چندین دانشگاه سخنرانى هاى ممتدى بر هر دو مبناى قرآنى و سیاسى داشتم. پس از بازگشت به بیروت به فاصله ى چندین روز از بازگشت امام به ایران، پس از هفده سال هجرت ـ که در طى آن چهار بار غیابا توسط ساواک شاه، محکوم به اعدام شده و دائما تحت تعقیب ساواک بودم ـ به ایران بازگشتم، و پس از پایه ریزى جمهورى اسلامى که در حرکات بنیادینش، نقشى مؤثر داشتم، در قم اقامت کرده و تاکنون بر محور معارف قرآن، دروس و تألیفات و خطابات خود را ادامه مى داده ام، و به جهت مشورت هایى با مرحوم امام، و براى ریشه دار کردن نهضت و انقلاب قرآنى، در کارهاى اجرائى شرکت نکردم. مگر چند روزى در آغاز انقلاب که برحسب خواسته ى مرحوم امام، مراجعات اصلى مردم را پاسخگو بودم و پیش از تشکیل نمازهاى جمعه بطور رسمى، اضافه بر سخنرانى هایى در سراسر ایران، نماز جمعه را در مراکز استان ها و بعضى از شهرهاى دیگر، تشکیل دادم.

سرآمدش نمازجمعه اى بود که در پارک ملّت مشهد مقدّس در حضور حدود نیم میلیون نفر نمازگزار انجام شد، از تانک به عنوان منبر نماز جمعه و از تیربار ضدهوایى بعنوان سلاح و از لباس کفن کامل استفاده کردم. در همین نخستین نمازجمعه ى مشهد، مردم طومارى طولانى را تهیه کردند که صدها هزار امضاء داشت و با اکثریت امضاها خواستار انتصاب رسمى اینجانب به امامت جمعه ى مشهد مقدّس شدند، و سپس طومار را به دفتر امام ارسال کردند ولى به دست ایشان نرسید. نمازجمعه ى مستمرّى هم در مسجد مقدّس جمکران، و در ضمن در دانشگاه صنعتى شریف، و چند جمعه هم در مسجد دانشگاه تهران اقامه کردم، سپس مرحوم امام مرحوم حجّه الاسلام والمسلمین آقاى طالقانى را به عنوان امام جمعه ى تهران مقرّر نمودند.

با ترکِ نمازجمعه در قم به علتِ اذیت هاى فراوان عدّه اى از متحجّرین حوزوى و تهمت هاى کذب دیگران تمام اوقاتم صرف تدریس و تألیف شد، که ۲۵ جلد از تفسیر سى جلدىِ «الفرقان» را به مدت ده سال در قم، ضمن دو تدریس عربى و فارسى تألیف کردم.

به یاد دارم که مرحوم آیه اللّه العظمى علّامه ى طباطبائى به من فرمودند تا این تفسیر پایان نیافته کتاب دیگرى ننویسم و چنان هم شد، بالاخره در رشته هاى تفسیرى، فلسفى، فقهى و... بیش از ۱۱۳ اثر تحقیقى قرآنى که بسیارى از آنها به چاپ رسیده یا زیراکس شده و کتاب هایى هم که فعلاً خطى است تألیف نمودم.

برخى از بزرگان علماى اسلام در عصر حاضر نکاتى را پیرامون تألیفات اینجانب متذکّر شده اند، مِن جمله مرحوم آیه اللّه العظمى حکیم مى فرمودند: شما در عین حرکات زیاد انقلابى، کتاب هایى تألیف نموده اید که در مدتى کم از تمامى مؤلفین با سابقه ى نجف از نظر تعداد و محتوى سبقت گرفته، و نیز مرحوم امام و مرحوم آقاى خوئى درباره ى کتاب «المقارنات» در نجف فرمودند: بهترین کتابى است که علیه یهود و نصارى نوشته شده، و بالاخره بر حسب تصدیق مؤلَّفاتى گوناگون، درجه ى عالى اجتهاد اینجانب در تمامى علوم اسلامى مورد تأیید مراجعى عظیم الشّأن بوده است. جز آنکه با گذشت مراحل تحقیقاتى تفسیرى، و برمبناى آنها، نظرات فقهى، اصولى، فلسفى، عقیدتى، عرفانى و سیاسىِ اینجانب اختلافات زیادى با سایر علما دارد.

در تفسیرِ کمتر آیه اى است که نکته اى مغفول و یا خطایى مشهود نسبت به آن آیه ى مبارکه را در میان تفاسیر شیعه و سنى متذکر نشده باشیم، و در فقه با بسیارى از نظرات مشهور علماى شیعى و سنّى و احیانا با تعدادى از نظرات هر دو فرقه اختلاف داریم، که بیش از پانصد فتوى برمبناى قرآن و سنّت و مخالف با نظرات مشهور را در «تبصره الفقهاء» آورده ایم؛ و مبناى این اختلاف وسیع در کلّ علوم اسلامى، آزاد اندیشى و تدبّرِ بدون پیش فرض در قرآن مبین است، حال آنکه اگر علماى اسلام قرآن را درست بررسى کنند درصد اختلافاتشان با هم بسیار کم مى گردد گرچه این گونه فتاواى آنان برخلاف اجماع و روایاتى هم باشد.

ارکان اوّلیه ى فلسفه ى مرسوم حوزوى را مانند قِدمت زمانى جهان و حدوث ذاتى آن، سنخیت خدا و آفریدگان بر مبناى ضرورت سنخیت علت و معلول، قاعده ى «الواحد لا یَصدُرُ منه الا الواحد» و... را برخلاف برداشت هاى درست عقلى و قرآنى دانسته و طبعا بسیارى از نظرات فلسفى را قبول ندارم. در منطق بشرى اضافه بر اعتراضاتى چند، تعداد شصت و شش تضاد ـ طبق حساب ابجدى «اللّه» ـ میان نظرات منطقیان موجود است که در حاشیه ى تفسیر «الفرقان» در سوره ى اعراف (جلد دهم، صفحات ۳۷ تا ۴۸) یادداشت کرده ام.

و بالاخره در علم اصول، بحث و تحقیق در مباحث الفاظ را نادرست مى دانم ـ چنانکه هیچ یک از علماى علوم تجربى نیز در بدیهیات لفظى بحث نمى کنند ـ و اصول عملى هم از نصوص کتاب و سنت پیداست و در کتاب «اصول الاستنباط» پیرامون آن مباحثى را ارائه کرده ایم.

اختلاف ما با اکثر علما در مسائل فقهى از سایر علوم بیشتر است، و تمامى اینها مبناى قرآنى دارد، در تفسیر سى جلدى «الفرقان» در همه ى این موارد به تفصیل سخن رفته است. و از نظر فقهى نیز علاوه بر تفسیر، در کتاب هاى «تبصرة الفقهاء»، «اصول الاستنباط»، «تبصرة الوسیلة»، «على شاطى ء الجمعة» و... به زبان عربى، و نیز در «رساله ى توضیح المسائل نوین»، «فقه گویا»، «اسرار، مناسک و ادلّه ى حجّ»، «مفت خواران» و... مباحث مهم فقهى قرآنى را مطرح کرده ایم. تمامى این اختلافات برمبناى اصالتِ دلالت قرآنى است که آن را «ظنّىّ الدّلالة» تلقّى کرده اند! با آن که در فصاحت و بلاغت، در بالاترین اوج است.

این خادم کوچک قرآن، تمامى علوم حوزوى منتسب به اسلام را ـ که نزد بزرگ ترین علماى نیم قرن اخیر دریافته ام ـ از آغاز در حاشیه ى قرآن قرارداده و رفته رفته به اختلاف وسیع این علوم با قرآن پى برده ام، «و بسیار شده که با علماى بزرگ گفت وگو کرده ام و حتى یک بار هم محکوم نشده ام»، و نوعا معترفند که علوم و معارف قرآنى در حوزه ها چندان اصالتى ندارد. و معتقدم که مهمتر از انقلاب سیاسى مرحوم امام، بایستى انقلاب قرآنى در همه ى ابعاد علمى، سیاسى و... تحقّق یابد.

اینجانب ادلّه ى اسلامى را ویژه ى قرآن و سنّت دانسته، ولى عقل و اجماع را نه به عنوان دلیل مستقل در مقابل قرآن بلکه تنها به عنوان کاشف از شرع قبول دارم. یعنى عقل مطلق یا سلیم، در کلیات مى تواند به عنوان کاشف، وسیله اى براى شناخت حکم الهى باشد. مثلاً قرآن مى فرماید: «و لاتقل لهما اُف» سپس عقل مطلق بر اساس قیاس اولویت قطعیه نتیجه مى گیرد که: «لاتضربهما». و اجماع و شهرت نیز درصورت عدم مخالفت با قرآن و عدم معارضه با اجماع یا شهرتى دیگر، مشروط به اینکه امامیه آن را نقل کرده باشند مقبول است زیرا کاشف از سنت محسوب مى شود.

درنهایت محور اصلى در همه عرصه هاى دینى «قرآن» است، زیرا خداى متعال مى فرماید: «و اتلُ ما اوحى الیک من کتاب ربّک لا مبدّل لکلماته و لن تجد من دونه مُلتحدا»: «و بخوان، و پیروى کن آن چه را از کتاب پروردگارت: (قرآن) به سویت وحى شده، هرگز هیچ تبدیل کننده اى براى آن نیست و هرگز به جز قرآن پناهگاهى (رسالتى و وحیانى) نتوانى یافت» (کهف/۲۷).

بنابرین آیه ى مبارکه، مسلمانان نیز به پیروى از وحى الهى به پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله هیچ مرجع و پناهگاهى به جز قرآن نخواهند داشت. پس هر حدیثى چه متواتر و یا غیر متواتر در صورت مخالفت با نصّ و یا ظاهرِ مستقرِّ قرآن مردود است، اما حدیثى که اکثر امامیه آن را نقل کرده باشند و معارضى هم نداشته باشد و قرآن هم نفى و یا اثباتى درباره ى آن نداشته باشد از باب «اطیعواالرّسول و أولى الأمر منکم» پذیرفته است. و چنین احادیثى هم برگرفته از حروف مقطعه و رمزى آیات قرآن است، که آیه ى ۲۷ کهف، منشأ همه ى احکام را از قرآن مى داند و بس؛ در نتیجه سنّت، برداشتى از رموز قرآن و همان وحى قرآنى در مرحله حقایق یا تأویل است لذا سنت به هیچ وجه در عرض قرآن نیست تا ناسخ آن باشد. و نص و ظاهر مستقر قرآن جز با نص و ظاهر مستقر آن نسخ نمى شود.

در ضمن دلیل ظنّى هم از دیدگاه قرآن مطرود است که آیه ى «لاتقف ما لیس لک به علم»: «آنچه را که نسبت به آن، برایت علمى نیست پیروى مکن»، نیز هرگز ویژه ى اصولِ دین نیست، زیرا این ممنوعیتِ غیر علم، پس از احکامى فرعى آمده است، بنابرین ظنّ و گمان هرگز نقشى در احکام الهى ندارد که: «انّ الظّنّ لایغنى من الحق شیئا»؛ اگر هم کتاب هایى اسلامى در حوادثى از میان رفته، علم و قدرت و رحمت الهیّه در بیان حجّت بالغه اش از میان نرفته است.

نقش علم رجال هم، بیشتر در موضوعات است. زیرا جاعلان متونى از احادیث، سندهایى را هم ساخته اند و در نتیجه، احادیثى صحیح السّند!! برخلاف نصّ یا ظاهرِ پایدار قرآن، به دست ما داده اند. چنان که در کتاب «غَوصٌ فى البِحار» حدود یکصد و هشتاد جلد کتاب حدیثىِ شیعى و سنّى را برمبناى کتاب و سنّت نقد کرده ایم.

البته چون عده اى از پژوهشگران قرآنى اختصار گفتار اینجانب در برخى مباحث نظرى را سبب ایجاد شبهه تعارض بین ادله اصولى قرآنى دانسته اند، تذکر این نکته ضرورى است که اگرچه سخن مذکور صحیح است ولیکن حداقل براى شخص اینجانب در عمل، مسبب نقص فتاوا در ابواب مختلف فقهى نشده است. بنابرین به جهت رفع ابهام صریحاً عرض مى شود که:

«ضرورت، اجماع، شهرت و هر روایتى که مخالف قرآن باشد مردود است اما اجماع، شهرت و هر روایتى که خلاف قرآن نباشد در صورتى که معارضى نداشته و از طریق علماى امامیه به ما رسیده باشد، طبق آیه ى «قل فللّه الحجة البالغة» مقبول است زیرا اگر شارع مقدس با آن مخالف بود حتماً حجتى رسا بر ضد آن براى مکلفان ارسال مى فرمود. و در تعارض دو روایت نیز مرجّحات منقول در مقبوله ى عمر بن حنظله مقبول است».

نکات فوق الذکر، نظر قطعى اینجانب درباره نحوه بدست آوردن احکام الهى است. و اما اگر نظراتى فقهى بین فِرَق اسلامى موجود است که برخلاف عقل سلیم، حسّ، عدل و علم مى باشد، هرگز پایه ى قرآنى ندارد، و مگر ممکن است اسلامى را که برمبناى دلیل قاطع عقلى پذیرفته ایم، با خود این مبناى نخستین مخالفتى کند؟!

مثلاً درباره ى مناظره ى امام صادق علیه السلام باابوحنیفه روایت جعل کرده اند که فرضا آن حضرت ضمن نهى از قیاس باطل (قیاس تمثیل) مبادرت به رد قیاس اولویت قطعیه نموده! و مثلاً به راوى فرموده باشند: اگر یک انگشت زن بریده شود دیه اش یک دهم دیه ى کامله ى مرد است (یعنى صد مثقال طلا) و دو انگشت زن، دو دهمش و سه، سه دهمش، ولى دیه ى چهار انگشتش مساوى با دیه ى دو انگشت اوست!

حال آن که اولاً قیاس اولویت قطعیه، قیاسى کاملاً صحیح است و مطابق با کتاب و سنت و عقل همه ى عقلاست، ثانیا آیا مى توان پنداشت که چهار، از نظر حساب و ارزش از سه کمتر و با دو برابر باشد!؟ قرآن هم پس از بیان تفاوت دیه ى زن و مرد با آیه ى «وَالجروحَ قصاص» دیه ى اعضاى زنان را متناسب با دیه ى کامله ى آنان و دیه ى اعضاى مردان را نیز متناسب با دیه ى کامله ى آنان مقرّر فرموده است، و نیز در باب ارثِ زنان از شوهران، اکثر قریب به اتفاق فقهاى شیعى، زنان را از اموال غیر منقوله به جز قیمت بناى خانه ى مسکونى محروم نموده اند، با آن که بر حسب نصوصى قرآنى هرگز چنان محرومیتى وجود ندارد، زیرا آیه ى ۱۱ و ۱۲ سوره ى نساء، تنها وصیّت و دَین را از «ما تَرَکِ» مورِّث استثنا کرده و این حکم را براى میراث مرد و زن مکرّرا بیان فرموده است که: «... من بعد وصیّة یوصى بها أو دَین...»، «...من بعد وصیة یوصین بها أو دَین، و لهنّ الرّبع مما ترکتم ان لم یکن لکم ولد فان کان لکم ولد فلهنّ الّثمن ممّا ترکتم من بعد وصیّة توصون بها أو دَین ... من بعد وصیة یوصى بها أو دَین غیر مضارّ وصیةً من اللّه واللّه علیم حلیم» که مکررا تنها مورد وصیت و دین را ـ براى زنان همچون مردان ـ استثنا زده است و دیگر هیچ.

روایات اسلامى هم دراین باره گوناگون است، اکثریت فقهاى ما در اینجا تنها به روایاتى استناد کرده اند که هم بر خلاف قرآن است و هم برهان موجود در آنها برخلاف کل موازین عقلى و شرعى است. مثلاً در روایاتى براى محرومیت فوق الذکر چنین استدلالى آورده اند: «چون زن، داخل نسب اصلى مرد نشده پس از اصل میراث ارث نمى بَرَد!» در حالى که عکسش نیز چنان است. یعنى چون مرد هم داخل اصل نسب زن نیست پس مانند او از اصل میراث ارث نمى بَرَد!

و در روایاتى دیگر این گونه آمده: «چون زن بیوه ممکن است ازدواج کند و سپس با شوهر دوّمش به خانه ى میراثىِ شوهر اوّل برود و حق دیگران را غصب کند از عین خانه محروم است!» حال آن که مگر مرد پس از فوت همسرش، در ازدواج بعدى فعّال تر از بیوه نیست؟ و در غصب هم مگر از زن نیرومندتر نیست؟ وانگهى چرا در صورتى که شوهر نکند همچنان ازین بخش میراث محروم است. پس برمبناى دلیل این روایت، اگر زن با آن دو احتمال از قسمت هاى اصلى «میراث» محروم باشد، مرد باید محرومیتى بیشتر داشته باشد.

و یا در قضیه ى «عاقله» که بر مبناى فتاوا، اگر شخصى بالغ بدون تعمّد کسى را کشت، خونبهاى مقتول بر عهده ى عموها و دایى هاى قاتل است هر چند اینان نوجوان بى ثروت و وى مسنّ و ثروتمند باشد! این فتوا هم صد در صد مخالف عقل و بر خلاف نصوص آیاتى از قرآن است.
و نیز در باب قصر نماز و افطار روزه، همان سفر هشت فرسنگى گذشته، مبناى فتواى مشهور است با آنکه لااقل «مسیرةُ یومٍ» میزان است یعنى مسافت یک روز مسافرت با وسایل نقلیه ى امروزى که خیلى بیشتر از هزار کیلومتر است، وانگهى این هم ملاک نیست، بلکه بر حسب آیه ى قصر: «إن خفتم أن یفتنکم الّذین کفروا» تنها به شرط خوف بر جان و مانند آن، تنها از کیفیت نماز کاسته مى شود، که امروزه در سفر، هرگز نماز شکسته نمى شود و روزه نیز افطار نمى گردد.

و درباره ى فتواى مشهور لزوم طهارت از جنابت براى ورود روزه دار به صبح رمضان، با رجوع به قرآن مى بینیم که بر حسب نص قرآنى هرگز چنان قیدى وجود ندارد، زیرا «فالآن باشروهنّ..و کلوا و اشربوا حتّى یتبیّن لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر» مباشرت با زنان را همچون خوردن و آشامیدن، تا لحظه اى پیش از طلوع فجر جایز دانسته، که دیگر وقتى براى غسل جنابت نخواهد ماند، روایاتى شیعى و روایات سنّى هم موافق نصّ آیه است و تنها چند روایت شیعى که با یکدیگر تناقض هم دارند این طهارتِ پیش از طلوع فجر را یا واجب و یا شرط صحت روزه مى دانند.

با بزرگان علما پیرامون علوم رایج حوزوى به ویژه فقه گفت وگوهایى داشته ام، از جمله با مرحوم آیه اللّه العظمى حاج سیداحمد خوانسارى درباره ى ازدواج با زناکارى که توبه نکرده و نمى کند، فرمودند: به احتیاط واجب نباید با او ازدواج ـ اگر چه موقت ـ کرد، زیرا بدون مانع بودن زن، از شروط صحّت ازدواج است، و گفته ى زناکار هم پذیرفته نیست، گفتم: بنابراین حرمت ازدواج با او اَقوى است و نه به احتیاط واجب، وانگهى «حرّم ذلک على المؤمنین» آن را تحریم کرده است و اگر هم روایات دراین باره مختلف باشند، تنها آن که با نصّ آیه موافق است مقبول است؛ فرمودند: شاید اَئمّه علیهم السلام آیه اى را درنظر داشته اند که این حرمت را نسخ کرده، گفتم: اوّلاً آیات ناسخ و منسوخ قرآن معلوم است، ثانیا در آیه ى پنجم سوره ى مائده که آخرین سوره ى نازله مى باشد، نصّ «والمحصنات من المؤمنات و...» پاکدامنى زنان را شرط اصلىِ ازدواج با آنان دانسته، که یا این آیه شرط مهمترى درباره ى عفاف آنان دارد، و یا لااقل دستى به «حرّم ذلک على المؤمنین» نزده است، بنابراین تا هنگامى که زنى زِنایش ثابت نشده حکم عفاف براى وى جاریست. در این جا بود که ایشان طبق نصِّ آیه ى تحریم، فتواى قطعى به حرمت ازدواج ناهمسان دادند.

همچنین با مرحوم آیه اللّه العظمى گلپایگانى دراین باره بحث شد؛ فرمودند: در حاشیه ى خطّى «عروه» احتیاط واجب کرده ام ولى پس از بررسى دیدیم که فتواى ایشان احتیاط مستحب بود. گفتم: بر مبناى نصِّ آیه ى تحریم این احتیاطات هم بى جاست و طبق دو نص قرآنى این ازدواج ناهمسان حرام است.

مرحوم آیه اللّه العظمى خویى هم مى فرمودند: «لاینکحُ» خبر است و نه انشاء پس حرمت نیست، گفتم اگر خبر است قطعا دروغ است، زیرا هرگز مرد زناکار براى ازدواج به دنبال زن زناکار نمى رود، و زن زناکار هم در تکاپوى ازدواج با مرد زناکار نیست، پس «لاینکحُ» انشاء است به لفظ خبر، و چون «حرّم»و «ذلک» مذکّرند، مرجع و مشارٌالیه آن دو فقط «نکاح» است و نه «زنا» که لفظا مؤنّث مجازى است. و اگر هم بر فرض محال، مرجع «ذلک» زنا بود! مى پرسیم: آیا زنا تنها بر مؤمنان حرام است؟! و نه بر کافران و فاسقان؟! بنابراین «حرّم ذلک على المؤمنین» نصّ بر حرمت است! فرمودند: از این «حُرِّمَ» غفلت شده و دلیل اول هم درست است.

در باب مسئله ى مشهوره ى «رِضاع»: شیرخوارگى، نوعا فتواى اکثریت فقها بر این است که اگر پسرى از زن شما شیر خورْد پسر رضاعى شماست، پس اگر او ازدواج کرد، و سپس همسرش را طلاق داد یا پسر فوت کرد، ازدواج با این زن بر شما حرام است!! در این باره با «مرحوم آیه اللّه العظمى خمینى» در نجف اشرف گفت وگویى داشتم، ایشان فتواى مشهور را مى پذیرفتند!! گفتم: اولاً پسر رضاعى هیچ معنایى ندارد، زیرا حرمت رضاعى فقط در چهارچوب ازدواج است، و آیا ازدواج میان پدر و پسر رضاعى هم ممکن است؟ تا پسر، حرمت رضاعى داشته باشد!! وانگهى «و حلائل ابنائکم الّذین من اصلابکم» حرمت ازدواج را ویژه ى زنان پسران صُلبى و اصلى دانسته، که در نتیجه چنان پسرانى و «ادعیاء» (فرزندخواندگان) از این حکم برونند، اگر هم بر فرض محال پسران رضاعى وجود داشتند، ازدواج با زنان آنان حرام نیست؛ ایشان پس از گفتن جملاتى کوتاه فرمودند: فتواى مشهور محترم و پذیرفته است، با آن که برخلاف آیه است و روایتى هم نیست که آن را تأیید کند!! بالاخره ما مبتلا به اجماع و شهرتیم.

گفتم: ولى در کلّ، موافق با نصِّ قرآن و برخلاف فتاواى دیگران، حرمت شیرخوارگى در انحصار مادران و خواهران رضاعى است.

در باب وجوب اطاعت مطلق از سنّت پیامبر و سیره ى ائمه ى معصومین علیهم السلامبه مرحوم آیه اللّه العظمى خویى متذکّر شدم که از جهت اشاره ى کتاب و صراحت سنّت، قطعاً غسل جمعه واجب است. پس چرا در این حکم، اجماع و شهرت فقها بر استحباب است!؟ فرمودند: ما گرفتار شهرت و اجماعیم! گفتم: این گرفتارى، خلاف کتاب و سنّت است.

در باب زکاتِ «الزّیتون و الرمّان» که در آیه ى ۱۴۱ سوره ى انعام در مورد اموال زکویّه آمده، به دلیل «آتوا حقّه یوم حصاده» نیز مرحوم آیه اللّه العظمى خویى عرض کردم: بنابرین زکات به بیش از نُه چیز تعلق مى گیرد. فرمودند: این آیه مکّى است و زکات حکمى مدنى است. گفتم: از سى آیه ى مکّى و مدنى درباره ى زکات، شانزده آیه اش مکّى است. فرمودند: این فقهِ جدید است! گفتم: این فقهِ قرآن است و قدیمى تر از فقه شماست.

با مرحوم آیه اللّه العظمى میرزامهدى آشتیانى درباره آیه ى «ان من شى ءٍ الاّ یسبّح بحمده» گفت وگویى شد، فرمودند: این تسبیح، تکوینى است، یعنى نگرش درست در وجود اشیاء ما را به وجود خداى سبحان راهنمایى مى کند، گفتم: تسبیحِ تکوینى قابل فهمِ تمام مکلّفان بوده و به آن امر شده است مانند: «قل انظروا ماذا فى السّماوات والارض» و همچنین در آیاتى دیگر مانند: «افلم ینظروا فى ملکوت السّماوات والارض» نگرش نکردن و نیاندیشیدن در حقیقتِ وجودىِ آسمان ها و زمین - که ذاتا نیازمند مطلق و فقر مَحضَند - توبیخ شده است بنابراین تسبیح در آیه ى «ان من شى ءٍ الاّ یسبّح بحمده» صرفا تسبیح تکوینى نیست زیرا خداى متعال در ادامه ى آیه مى فرماید: «ولکن لا تفقهون تسبیحهم» «لیکن تسبیحاتشان را درنمى یابید» و این پاسخ گوى شماست، چون خداى بزرگ هرگز مکلّفان را به چیزى امر نمى کند که «لاتفقهون»: نمى فهمید، پیامد آن باشد ؛ پس با دقت در معناى آیه، این نکته را در مى یابیم که همه ى اشیاء ـ اعمّ از جمادات، نباتات و حیوانات ـ علاوه بر تسبیح تکوینى، هر یک به زبانِ ویژه ى خود، آگاهانه و با اختیار به تسبیح خداى سبحان مشغول هستند ولى ما نحوه ى آن تسبیح را نمى فهمیم. این فیلسوف بزرگوار در آخر کار نظر مرا پذیرفت.

با مرحوم آیه اللّه العظمى حاج سیّد ابوالحسن رفیعى قزوینى درباره تجرّد و عدم تجرد روح گفتگویى به میان آمد، گفتم: اضافه بر سایر ادلّه بر انحصار تجرّد به خدا، چرا فیلسوفان به آیه ى «قل الرّوح من امر ربّى» براى تجرّد روح تمسّک بدین گونه جسته اند، که روح از عالم امر است، و امر هم ایجاد مجرّدات است!! با آنکه (امر) در لغت تنها به معنىِ فرمان، کار و چیز است و آیه ى «اَلاله الخلق والأمر» هم پس از خلقت و عرش آمده، که به معنىِ آفرینش و تدبیر است، پس «الخلق» کلّ آفرینش، و «الامر» کل کار تدبیر آفریدگان است، چنانکه «کل شى ءٍ خلقناه بقدر» خلق و آفرینش را مربوط به تمامى اشیاء دانسته، پس در اختصاص خلق مادّیات نیست. بعد از سخنانى چند فرمودند: آرى آن گونه استدلال به قرآن، تعدّى و تفسیر به رأى است، اگر اینان از پیش خود با ادلّه اى که قانعشان کرده به تجرّد روح اعتقاد دارند چرا این عقیده را بر قرآن تحمیل مى کنند!!

و بالاخره، حتّى با صَرف نظر از این مباحثات و مناظرات، اگر قرآن محور اصلى علوم اسلامى باشد! بسیارى از نظریات حوزوى مخدوش است. این یک ایراد بزرگ بر علوم اسلامى! است که یا پایه ى قرآنى ندارد و یا بر ضدّ قرآن است! و اشکال دیگر این است که اگر هم احیانا در اکثر محافل حوزوى، نظرى صحیح با بررسى دقیق، مطابقِ دلیلِ قرآن و سنّت مطرح گردد، چون برخلاف مشهور است، در کتب منتشره و یا به هنگام اعلان فتوا در رساله هاى علمیه، چهره ى دیگرى بخود مى گیرد، از جمله در بحث با مرحوم آیه اللّه العظمى مرعشى نجفى درباره اینکه دخانیات روزه را باطل مى کند یا نه، در جلسه اى خصوصى فرمودند: به دلیل حدیثى موثّق، دود مبطل روزه نیست. گفتم: نخست به دلیل قرآن، که فقط خوردن و آشامیدن و مباشرت را مبطل روزه مى داند و سپس به دلیل روایت؛ ـ البته بر مبناى قرآن، استعمال دخانیات قطعا حرام است ولى روزه را باطل نمى کند ـ بعد از آن گفتم: آیا در رساله هم اینگونه مرقوم فرموده اید؟ فرمود: به ملاحظه ى مردم نه، بلکه آنرا نیز در رساله از مبطلات برشمرده ام !

آنچه نوشتم اندکى از بسیار و مختصرى از تلاش مستمرّ نگارنده براى گسترش نهضت قرآنى در سطح جهان است، و البته مشروح این خاطرات و زندگینامه مفصّلاً در مصاحبه اى هشتصد صفحه اى در حال تنظیم است که ان شاءاللّه به چاپ خواهد رسید.

به انتظار روزى که معارف قرآن جهانگیر شود، با قیام منتَظَر منتظِران امام مهدى (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف).

قم ـ محمّد صادقى تهرانى
۱۵ / خرداد / ۱۳۷۳ هـ .ش


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،مقالات، نقد و مصاحبه ،اسناد و گزارشات

رسولان - برترین مرجع دانلود آثار آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی
درباره سایت:
آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی

در طول چهارده قرن گذشته همواره قرآن، کنار گذاشته شده و مظلوم بوده است و عالمان دینی کمتر قرآن را محور کار خویش قرار داده اند.

در این میان آیة الله صادقی تهرانی«ره»، از معدود فقیهانی بوده است که کتاب خدا را در همه ابعاد محور اصلی کار خود قرار داده و روایات را نیز در صورت تطابق یا عدم مغایرت با کلام خدا پذیرفته نه صرفا بر مبنای علم رجال و حدیث و...

ایشان بیان کننده فقه گویا در برابر فقه سنتی و فقه پویا می باشند.

این فقه قرآن محور، همان روش معصومان محمدی علیهم السلام می باشد که برمبنای روایات فوق حد تواتر، بر همه مسلمین نیز عمل به آن واجب است.

در این سایت از مبانی، افکار، فتاوای فقهی، زندگینامه و احیانا خبرهای مربوط به صاحب تفسیر شریف الفرقان خواهیم نوشت.

إن شاء الله

...