خانه عناوین سایت بانک مقالات «جلسات درس تفسیر موضوعی»

احکام ماه مبارک رمضان + مطلبی نو در تشخیص اول ماه قمری
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩٦ توسط سید صابر

« بسم الله الرحمن الرحیم »

عرض سلام و ادب خدمت خوانندگان عزیز

ضمن تبریک فرارسیدن ماه ضیافت الله، بر همه مؤمنان طبق سنوات گذشته قصد داریم مطالب و نکات مورد نیاز در این ماه مبارک را خدمت دوستان تقدیم کنیم.

در لینک «احکام روزه در بیان آیت الله العظمی صادقی تهرانی(ره)» می توانید عناوین ذیل را مطالعه بنمایید:

  • سن تکلیف برای روزه
  • روزه مسافر
  • مبطل نبودن آشامیدن آب و استعمال دخانیات در حالت اضطرار
  • کارهایی که موجب باطل شدن روزه می شوند و یا حرام اند
  • جواز باقی ماندن بر جنابت تا اذان صبح
  • مبطل نبودن دود و غبار غلیظی که به حلق می رسند
  • کفاره ی روزه

و نیز در لینک «احکام رویت هلال، زکات فطره یا فطریه، کفاره و نماز عید فطر» نیز عناوین ذیل قابل دسترسی است:

  • رؤیت هلال ماه نو و احکام آن
  • زکات فطره یا فطریه
  • کفاره نگرفتن روزه
  • نماز عید سعید فطر

و جهت اطلاع عزیزان لینک کلیه مطالبی که تاکنون راجع به ماه مبارک رمضان و نیز درباره عید سعید فطر و احکام مروبوطه منتشر کرده ایم را خدمت شما تقدیم می کنیم:


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت۱ :
«بحثی نو پیرامون ملاک تشخیص اول ماه قمری»: امسال قصد داریم مطلب تحقیقی جدیدی را خدمت پژوهشگران قرآنی تقدیم کنیم. در ابتدا و برای مقدمه اولین عبارات رساله توضیح المسائل نوین آیت الله صادقی تهرانی(ره) را برای عزیزان متذکر می گردم:

«اجتهاد و تقلید مسائل شرعیه چند قسم است: الف) عقاید اصلى: اصول دین، که خود اجتهادى و به دوگونه است: 1- نوعى که به گونه اى خودکفا خودتان آن ها را با دلیل هایشان مى دانید و بدان ها قانعید. 2- نوعى دیگر که با پرسش از شرعمداران با ادله ى قانع کننده به آن ها در حد توان و امکانتان قانع مى شوید. ب) احکام فرعى که این نیز بر دو قسم است: 1- احکامى که هم چون عقاید نیازمند به دلایل قانع کننده است. 2- احکامى که در هرصورت یا باید درباره ى آن ها اجتهاد خودى و یا غیرى کرد. و یا در صورت عدم توان اجتهاد نوبت به احتیاط یا تقلید مى رسد. مسائل اجتهاد و تقلید و احتیاط، و تقلید اعلم از قبیل مسأله ی اخیرند که تقلید بى دلیل در آن ها باطل است».

لذا طبق مبنای فوق ما وظیفه داریم که ادله قانع کننده راجع به احکام را در حد توان استماع نماییم و در صورت اقناع شدن بدان عمل نماییم.

بعد از مقدمه فوق نوبت به طرح بحث می باشد که می توانید آن را در لینک ذیل دنبال نمایید:

«آیا رؤیت هلال ماه نو با چشم مسلح برای اثبات اول ماه قمری حجبت دارد یا خیر؟»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت۲:
با توجه به بحث جدید فوق الذکر، اگر کسی نسبت به بحث بالا اقناع شد، به اطلاع می رسانیم با توجه به وضعیت نجومی، ممکن است ابتدای 🌙ماه مبارک رمضان 1438🌙 دیگر در روز شنبه 6 خرداد 1396 نباشد بلکه آغاز ماه مبارک روز یکشنبه 7 خرداد ماه 1396 باشد که منوط به رؤیت با چشم غیر مسلح است چون شرایط رؤیت در ایران با چشم غیر مسلح در غروب جمعه کمی دشوار می باشد و احتمال عدم رؤیت وجود دارد.
اما خوشبختانه در روز 💚عید سعید فطر💚 اختلافی نیست و هم عزیزانی که قائل به چشم مسلح هستند و هم آنهایی که نیستند در روز دوشنبه 5 تیرماه 1396 عید سعید فطر را جشن خواهند گرفت. إن شاء الله ولا حول ولا قوة الا بالله.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت۳: نقشه رؤیت پذیری هلال ماه مبارک رمضان 1438 در غروب روز جمعه 29 شعبان المعظم، 5 خرداد 1396:

وضعیت رؤیت هلال ماه رمضان 1438 در روز جمعه 5 خرداد 1396
برای بزرگ شدن تصویر روی آن کلیک کنید

توضیح رنگها:


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،اخبار و اطلاع رسانی
تبیان، ردّ جزوه اعتراضی «شیخ حسن میلانی»
ارسال در تاريخ شنبه ۳ آبان ۱۳٩۳ توسط سید صابر

«بسم الله وبالله والحمدللّـه»

دانلود کتاب:

 « تبیان » (ویرایش اول)
«تحقیقی روان در مبانی صحیح برداشت از قرآن»
در قالب ردّ جزوهٔ اعتراضی «شیخ حسن میلانی» علیه «فقه گویای قرآنی»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چرا این کتاب؟

مدّتها بود که دنبال بهانه‌ای برای نوشتن چنین کتابی بودیم اما شرایط مهیا نمی‌شد تا آنکه آقای «شیخ حسن میلانی» جزوه‌ای در اعتراض به مبانی فقه قرآنی منتشر کرد.

در ابتدا وقتی متوجه نشر چنین جزوه‌ای شدیم، نه تنها ناراحت نبودیم، بلکه با خود گفتیم شاید از خلال بحثهای ایشان ما هم مطلب جدیدی یاد بگیریم و به علم ما افزوده شود. اینگونه بود که با اشتیاق اعتراضات ایشان را دنبال کردیم.

اما وقتی به طور کامل آن جزوه را مطالعه کردیم...


بعد از مطالعه احساسمان کاملاً عوض شد. شاید خواننده بعد از خواندن این کتاب متوجّه منظور ما بشود. برداشت ما این بود که جریانی قصد دارد یک اندیشه و مبنای صحیح را بدون انگیزه علمی و با روش غیر علمی مورد هجمه قرار دهد.

بعد از کمی بررسی متوجه شدیم که منتقد کلاً نظر مساعدی با «تفسیر قرآن با قرآن» نداشته و حتّی در جایی علامه طباطبایی(ره) را که شناخته‌شده‌ترین چهره این اندیشه می‌باشند؛ کافر خطاب کرده است. همین لحن تند را نسبت به بسیاری از علمای دیگر هم دارد. وقتی موضوع با برخی اعضای «مرکز مطالعات فقه قرآنی» مطرح شد؛ نظرشان این بود که چنین جزوه‌ای ارزشی برای وقت گذاشتن ندارد چون نقد علمی در آن نبوده و به وضوح چیزی جز جدل و مغالطه نیست.

اما افسوس؛ به هر حال چنین جزوه‌ای می‌توانست خیلی مؤثر باشد. به خصوص آنکه این جزوهٔ اعتراضی، در قالب تخریبِ چهرهٔ عالمی نگاشته شده است که پرچمدار «فقه قرآن محور» است و افرادی که آشنایی چندانی با مبانی فقه صحیح قرآنی ندارند؛ ممکن است با خواندن آن دید کاملاً منفی پیدا کرده و دیگر به سمت مطالعه و تحقیق بیشتر نروند و به یک قضاوت اشتباه برسند، و چه بسا که خواست منتقد هم همین بوده‌باشد.
لذا نشر جزوه مذکور بهانه خوبی شد تا این کتاب در بیان مبانی اصیل و مهجوری که مورد امر اهل بیت(ع) است و علّامه طباطبایی(ره) در شیوه تفسیر قرآن به قرآن آن را احیا نموده و آیت الله صادقی تهرانی(ره) با ارائه مبانی فقهی آن را ادامه داده و تکمیل کرده‌اند، به زبانی ساده نگاشته شود و خوانندگان از سطوح مختلف جامعه این امکان را بیابند که بدون هیاهو از مجرای مطمئن و قابل دستیابی، واقعیت را درباره «تفسیر قرآن به قرآن» و به خصوص «فقه گویای قرآنی» آنگونه که هست ببینند و در فضای سالمی قضاوت کنند. چرا که متأسّفانه برخی جریان‌های فکری با جدیّت بدنبال عقب نگاه داشتن جامعه مسلمین از معارف اصیل قرآن و عترت(ع) هستند و از این کلام حق که: «اهل بیت(ع) قرآن را بهتر از دیگران می‌فهمند»؛ اراده باطل کرده و به این نتیجه می‌رسند که: «قرآن برای ما قابل فهم نیست»! و این‌گونه دربِ فهم و علمِ قرآن را می‌بندند و تا آنجا پیش می‌روند که از روش‌های غیر اخلاقی نیز برای اهداف خود استفاده کرده و ظلم‌ها روا می‌دارند. البته این کتاب کامل نیست اما برای ورود به بحث و ملاحظه اجمالی مبانی می‌تواند مفید باشد به خصوص آنکه مطالب به شکل مناظره و پرسش و پاسخ مطرح گشته و سعی شده به تمامی شبهات احتمالی نیز پاسخ داده شود.

این کتاب برای افراد ذیل می‌تواند مفید باشد:

  • محققان: آنهایی که قصد دارند نظری اجمالی بر چالش‌ها و نقاط مهم مبانی فقه گویای قرآنی داشته باشند و یا پاسخ شبهات منتقد را بدانند.
  • پیروان فقه قرآنی: آنهایی که از انتشار چنان جزوه‌ای ناراحت شده و منتظر این جوابیه بودند.
  • پیروان منتقد: برای اینکه بیشتر با نحوه کار استاد خود آشنا شوند و بصیرت بیشتری بیابند.
  • علاقمندان به مباحث قرآنی: تا مطالبی ناب و بکر قرآنی بیاموزند.
  • سایرین: برای آنکه مطالبی از دین خود یاد بگیرند و عقایدشان را محکم کرده و به بینشی جامع نسبت به معارف اسلام و تشیّع دست یابند و بتوانند از عقاید خود به خوبی و مستدل دفاع کنند.


« فَبَشِّر عِبادِ الَّذینَ یَستَمِعونَ القَولَ فَیَتَّبِعونَ أَحسَنَهُ
أُولـٰئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّـهُ وَأُولـٰئِکَ هُم أُولُو الأَلبابِ »

«مرکز مطالعات فقه قرآنی»
محرّم الحرام 1436


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،دانلودها ،مقالات، نقد و مصاحبه ،نظرات فقهی و فقه گویا
طلاب، علما، مجتهدان و مردم بخوانند
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩۳ توسط سید صابر

بسم الله الرّحمن الرّحیم

در وانفسای عصر غیبت جز پناه بردن به قرآن چه باید کرد؟ مگر رسول خدا نفرمود:

«اِذا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ، کَقِطَعِ الَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ»
اگر فتنه ها همچون تکّه های شب تار بر شما چیره گشتند،
پس بر شما باد قرآن!

پس چرا علمای ما و حوزه های ما و طلاب ما و در نتیجه مردم مسلمان این همه از قرآن دورند؟

زمانی که حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور نمایند، در اخبار است که «یأتی بکتابٍ جدیدٍ و دینٍ جدیدٍ»! آیا واقعا اندیشیده ایم که چرا؟ خوب معلوم است وقتی قرآن هیچ نقشی در معارف و مبانی ما نداشته باشد کسی که بخواهد بر مبنای قرآن حرکت کند پر از بدایع و مطالب جدید خواهد بود که ما آنها را متروک کرده ایم.

الآن متأسفانه اسلام شده است یکی فقه جواهری و دو عرفان ابن عربی. ما مسلمان به دین پیامبر خاتم و اوصیای او نیستیم بلکه مومن به دین صاحب جواهر و ابن عربی هستیم!

بر هر کسی که معنای این سخنان را درک می کند واجب است که خود را از این اسارت برهاند و با چشم راست و درست به اصول و مبانی و تمام اعتقادات و باورهای خود بنگرد و قرآن را یگانه محور و محک کار خویش قرار دهد و یقین بداند که هرگز معصوم سخنی خلاف قرآن نگفته است و اطمینان داشته باشد که اگر هزار عالم بزرگتر از شیخ انصاری و آخوند خراسانی اجماع کنند و هزار روایت بیاورند که خلاف قرآن باشد، هرگز آن سخن و قول، قول معصوم و حکم شارع مقدس نبوده است ولو همگان ما را کافر و ... خطاب کنند.

این است دین جدیدی که بر همه واجب است در عصر غیبت بدان متدین باشند.

در بیانات درخشان فقیه أعلم قرآنی، آیت الله صادقی تهرانی(ره) می توان شمّه و رایحه ای از این دین جدید را دید:

از همه مردم و طلاب و فضلا و مجتهدان دعوت ویژه می نمایم که حتما این چهار مصاحبه را که نشریه قرآنی بیّنات با آیت الله صادقی تهرانی انجام داده و به چاپ رسانده است مطالعه و تأمل بنمایند، وفّقنا الله لما یحبه و یرضی.

مجلّه قرآنی بیّنات، گفتگو با آیت الله صادقی تهرانی(ره)

(برای دانلود روی عنوان مقاله راست کلیک نموده و گزینه Save Link as را انتخاب نمایید)


برچسب ها : دانلودها ،انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،مقالات، نقد و مصاحبه
سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۳ عید سعید فطر است
ارسال در تاريخ شنبه ٤ امرداد ۱۳٩۳ توسط سید صابر

« بسم الله الرحمن الرحیم »

« یا ذا المنّ والجود، یا ذا المنّ والطَّول، یا مصطفیَ محمّدٍ و ناصره صلّ علی محمد وآل محمد واغفر لی کل ذنب أذنبته وکلّ ذنب أحصیته وهو عندک فی کتاب مبین »

عید سعید فطر مبارک باد

« الله اکبر وللّـه الحمد، الحمد للّـه علی ما هدینا وله الشکر علی ما اولینا »

برمبنای فتوای فقیه أعلم قرآنی، آیت الله صادقی تهرانی(ره)، از آنجا که طبق نظر منجمان در روز و شامگاه یکشنبه ظاهراً امکان رؤیت هلال ماه شوال وجود ندارد(1)، لذا دوشنبه عید نبوده و إن شاء الله سه شنبه ۷ مردادماه ۱۳۹۳ عید سعید فطر خواهد بود. بفضل الله وبرحمته(2). [در هر صورت خبر قطعی را نیز متعاقباً اعلام خواهیم نمود].

نکته دیگر راجع به زکات فطریه که، با محاسبه ای که انجام دادیم، امسال (۱۳۹۳زکات فطریه برای قشر متوسط جامعه، مبلغی حدود ۱۲ تا ۱۷ هزار تومان خواهد بود.

برای اطلاع دقیقتر از میزان و نحوه محاسبه زکات فطره دعوت می کنیم تا حتماً مطلب ذیل را مطالعه بنمایید:

« میزان و نحوه محاسبه زکات فطره یا فطریه »

در ادامه هم برای توضیح و اطلاع بیشتر درباره موارد مصرف زکات فطره، و نیز راجع به نماز عید سعید فطر و سایر احکام مربوطه، مطلب ذیل را که قبلا خدمت عزیزان تقدیم شده بود را مطالعه نمایید:

« احکام رویت هلال، زکات فطره یا فطریه، کفاره و نماز عید فطر »

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) جهت اطلاع بهتر از وضعیت هلال های ماه می توانید به این منابع رجوع کنید: ugcs.ir  و  helalemah.ir

(2) به فضل و رحمت الهی در عید سعید فطر امسال، بین مراجع مختلف اختلافی در اعلام روز عید نخواهد بود. چرا که در روز اول بعد از مقارنه، نه با چشم مسلح و نه غیر مسلح ماه قابل رؤیت نخواهد بود. و فردای آن روز یعنی روز و شامگاه دوشنبه 6 مرداد، ماه هم با چشم مسلح و هم با چشم غیر مسلح به راحتی رؤیت خواهد شد ما شاء الله ولا قوة الّا بالله.

پی نوشت: ای کاش عید امسال که مسلمین در یک روز افطار می کنند و برای یک روز اختلافی ندارند دیگر هرگز به دامن اختلافات بازنگردند. و این جز با وعده ربّانی در فرج مولایمان و ولیّ امر مسلمین جهان، مهدی صاحب زمان(صلوات الله علیه) ممکن نمی باشد. إن شاء الله.


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،نظرات فقهی و فقه گویا
میزان و نحوه محاسبه زکات فطره یا فطریه
ارسال در تاريخ شنبه ٤ امرداد ۱۳٩۳ توسط سید صابر

«بسم الله الرّحمن الرّحیم»

زکات فطریه سه کیلوگرم از متوسط قوت فرد است. فقیه أعلم قرآنی، آیت الله صادقی تهرانی(ره) در رساله توضیح المسائل نوین، مسأله ۴۸۷ نوشته اند:

« اندازه فطریه عبارت است از سه کیلوگرم از قوت غالب خودش و عیالش که اگر بیشتر برنج مى خورد برنج است و اگر گوشت مى خورد گوشت و بالاخره آن چه غالبا مصرف مى کند، که اگر غالبا مخلوطى از برنج و گوشت و نان و... است سه کیلوگرم از این مخلوط را بایستى فطریه بدهد، و اگر قوت غالبى ندارد، که تعدادى از غذاها را یکسان مصرف مى کند، همان تعداد را بایستى منظور کند و بالاخره «مِنْ أوْسَطِ ما تُطْعِمُونُ أهْلیکُمْ» (مائده،۸۹) گرچه موردش کفاره قسم است، ولکن برمبناى مناط یگانه اصلى کلى ـ اضافه بر دلالت این آیه شریفه ـ روایاتى هم در این زمینه دالّ بر این مطلب است ».

طبیعی است که طبقات اقتصادی مختلف بایستی مبلغ دقیقتر آن را با توجه به متوسط قوتی که به طور معمول دارند و نوع تغذیه خود محاسبه نمایند. مثلاً میزان مصرفی گوشت و برنج و نان و... و مبلغ آن باید متناسب باشد با قیمتی که برای تهیه آنها پرداخت می گردد.

***

ما دو روش را برای محاسبه خدمت عزیزان پیشنهاد می کنیم:

روش اول: برای راحتی مؤمنین، فایل ذیل را تهیه نموده ایم که با دانلود آن و جایگزاری مقادیر متناسب با شرایط خانواده خویش می توانید مقدار زکات فطریه را برای خود محاسبه نمایید:

دانلود فایل محاسبه میزان زکات فطره برای افراد مختلف

روش دوّم: این روش برای کسانی که مخارج خوراکشان زیاد است و می خواهند زکات خود را دست بالا حساب کنند مناسب است. از آنجا که مقدار زکات فطره در اصل «یک صاع» و معادل «چهار مُد» می باشد، و مُد نیز در اصل طبق آیه شریفه «فِدیَةٌ طَعامُ مِسکینٍ»(بقره،184)، مقدار غذایی است که در یک وعده خورده می شود؛ لذا افراد می توانند مقدار فطریه را از این راه نیز حساب کنند. یعنی ببینید که به طور متوسّط برای چهار وعده غذا چقدر هزینه می نمایند.

لذا اگر بخواهیم دست بالا حساب نماییم از نظر محاسباتی راحت تر آن است که خرج خوراک یک روز کلّ خانواده را حساب کرده و عدد حاصل را ضرب در چهار و تقسیم بر سه نموده تا کلّ زکات پرداختی برای خانواده محاسبه گردد. یعنی:

  3 / (خرج خوراک یک روز خانواده * 4 ) = زکات فطریه کل خانواده

که البته مبلغ بدست آمده از این روش نباید از مبلغ روش اوّل کمتر شود. لذا خانواده های صرفه جو و کم خوراک نمی توانند از این روش استفاده کنند و بایستی همان سه کیلو را از روش اول محاسبه نمایند.

***

نکته اول: دو روش فوق پیشنهاد و نظر ماست و از موضوعات می باشد. و موضوع و حکم با هم متفاوت است. حکم با مرجع می باشد اما تشخیص موضوع بر عهده خود مکلّف است. فتوا و حکم آیت الله صادقی همان است که در رساله عملیه آمده است اما روش محاسبه آن از موضوعات است که خود مکلّف باید آن را حساب نماید. لذا شما به هر روشی که آن را درست تر تشخیص می دهید بایستی عمل نمایید.

نکته دوّم: احکام مالی اسلام از جمله خمس و زکات و صدقات و انفاق و غیره بعد از نماز از برترین عبادات است و بایستی با قصد قربت انجام شود یعنی اگر کسی مثلا از روی ریا خمس یا زکات بدهد، وظیفه خود را انجام نداده و بایستی دوباره قربة الی الله خمس یا زکات مالش را بدهد.

و نیز خوب و شایسته است که انسان مقداری بیش از حداقلّ شرعی که واجب است را برای پاک شدن مال و جان و زندگی خویش در راه خدا برای مستمندان پرداخت نمایند و از ثواب عظیم آن بهره بیشتری ببرد. ما شاهدیم  برخی مؤمنین که توانایی مالی زیادی هم ندارند با این حال چیزی حدود 2 برابر مبلغ تعیین شده را برای رضای خدای تعالی به عنوان زکات فطریه به فقرا می دهند. ومن الله التوفیق.


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،دانلودها
احکام ماه مبارک رمضان و نماز و روزه مسافر
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۳ توسط سید صابر

« بسم الله الرحمن الرحیم »

با توجه به ورود به ماه مبارک رمضان طبق سنّت هر ساله مسائل و احکام مربوط به این ماه عزیز را خدمت شما یاران قرآنی اطلاع رسانی می نماییم.

نمودار ذیل از کتاب «نگرشی جدید بر نماز و روزه مسافران» از فقیه أعلم قرآنی، آیت الله صادقی تهرانی(ره) است.

بر این مبنا نماز تنها در حالت خوف و فقط به صورت کیفی و نه کمّی کاسته می گردد. و در سفرهای امروزی هرگز نماز شکسته نمی شود.

و روزه نیز تنها در حالت ضرر و زیان حرام است و گرفته نمی شود، چه در سفر و چه در وطن. و در حالت یسر و آسانی در هر جا که باشیم بایستی روزه را بگیریم.

نمودار نماز و روزه مسافر(برای بزرگتر شدن روی تصویر کلیک کنید)

در ادامه، احکامی دیگر مربوط به این ماه مبارک را ذکر می کنیم از جمله:

  • سن تکلیف برای روزه
  • روزه مسافر
  • مبطل نبودن آشامیدن آب و استعمال دخانیات در حالت اضطرار
  • کارهایی که موجب باطل شدن روزه می شوند و یا حرام اند
  • جواز باقی ماندن بر جنابت تا اذان صبح
  • مبطل نبودن دود و غبار غلیظی که به حلق می رسند
  • کفاره ی روزه

این احکام را در لینک ذیل مطالعه بنمایید:

احکام روزه در بیان آیت الله العظمی صادقی تهرانی(ره)

 

و نیز این مطلب زیبا را در باب ماه مبارک رمضان به همراه دعاهای این ماه عزیز ملاحظه نمایید:

بزرگترین میهمانی عالم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: از آنجا که طبق فتوای فقیه قرآنی(ره)، رؤیت هلال ماه نو با چشم مسلح و نیز رؤیت هلال در روز نیز ملاک حلول ماه نو می باشد، لذا در صورتی که هلال روزگاهی یا شامگاهی رؤیت شود فردای آن روز اول ماه خواهد بود.

امسال به فضل الهی وضعیت رؤیت پذیری هلال ماه به گونه ای است که هیچ اختلافی در آغاز ماه مبارک رمضان نبود و در عید فطر هم اختلافی نخواهد بود ان شاء الله. یعنی هم علمایی که چشم مسلّح را ملاک میدانند و هم علمایی که فقط چشم غیر مسلح را ملاک میدانند همه ابتدا و انتهای ماه مبارک رمضان امسال را یکسان اعلام مینمایند! ان شاء الله که امسال سال پایان همه اختلافات درون جهان اسلام و اتحاد همه مسلمین و ظهور منجی بشریت ولی امر مسلمین جهان حضرت بقیّة الله الأعظم باشد.


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،نظرات فقهی و فقه گویا
پنجشنبه عید فطر است
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٢ توسط سید صابر

« بسم الله الرحمن الرحیم »

« یا ذا المنّ والجود، یا ذا المنّ والطَّول، یا مصطفیَ محمّدٍ و ناصره صلّ علی محمد وآل محمد واغفر لی کل ذنب أذنبته وکلّ ذنب أحصیته وهو عندک فی کتاب مبین »

عید سعید فطر مبارک باد

« الله اکبر وللّـه الحمد، الحمد للّـه علی ما هدینا وله الشکر علی ما اولینا »

برمبنای فتوای فقیه أعلم قرآنی، آیت الله صادقی تهرانی(ره)، سه شنبه، ۱۸ تیر ۱۳۹۲، اول ماه مبارک رمضان بوده است ولذا امروز چهارشنبه سی‌ام ماه مبارک رمضان، و فردا یعنی پنجشنبه ۱۷ مردادماه ۱۳۹۲، عید سعید فطر خواهد بود. بفضل الله وبرحمته.


نکته دیگر راجع به زکات فطریه که، سه کیلوگرم از متوسط قوت غالب است. با توجه به محاسبه ما، امسال (۱۳۹۲زکات فطریه برای قشر متوسط جامعه، مبلغی حدود ۱۵ هزار تومان خواهد بود. طبیعی است که طبقات اقتصادی مختلف بایستی مبلغ دقیق آنرا با توجه به قوت غالب و تغذیه خود محاسبه نمایند.

برای توضیحات بیشتر راجع به این موضوع، و نیز نماز عید سعید فطر و سایر احکام مربوطه، مطلب ذیل را مطالعه بنمایید:

رویت هلال، زکات فطره یا فطریه، عید سعید فطر

 

امیر مومنان علی مرتضی(صلوات الله علیه) می فرمایند:

« یأتی علی الناس زمان...
وَالخِیَانَةُ بِالأمَانَةِ وَیَتَشَبَّهُ الرِّجَالُ بِالنِّسَاءِ وَالنِّسَاءُ بِالرِّجَالِ
وَیُستَخَفُّ بِحُدُودِ الصَّلَاةِ وَیُحَجُّ فِیهِ لِغَیرِ اللَّه
فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ الزَّمَانُ انتَفَخَتِ الأهِلَّةُ تَارَةً
حَتَّى یُرَى هِلَالُ لَیلَتَینِ وَخَفِیَت تَارَةً حَتَّى یُفطَرُ شَهرُ رَمَضَانَ فِی أوَّلِهِ وَیُصَامُ العِیدُ فِی آخِرِهِ
فَالحَذَرَ الحَذَرَ حِینَئِذٍ مِن أخذِ اللَّهِ عَلَى غَفلَةٍ
فَإنَّ مِن وَرَاءِ ذَلِکَ مَوتَ ذَرِیعٍ یَختَطِفُ النَّاسَ اختِطَافاً...
»

«زمانی خواهد رسید که... خیانت در امانت را جایز خواهند شمرد،
مردها شبیه به زنها و زنها شبیه به مردها شوند.
به حدود و احکام نماز اعتنا نمی‌کنند،
در آن زمان برای غیر خدا (سیاحت، تجارت، ریا، سیاست و غیره) حج انجام می‌دهند.
در آن زمان گاهی ماه شب اول آن قدر بزرگ (دیده) شود که به نظر، دو شب آید و گاهی در شب اول دیده نشود، پس چون ماه دیده نشود روز اول ماه رمضان را روزه نگیرند و روز عیدفطر را روزه بگیرند.
در آن زمان مراقب باشید، مراقب باشید، مبادا خداوند ناگهان انتقام گیرد، همانا در پس آن زمان مرگ سریع و عجیبی خواهد بود...»(1)

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت (۱۷ مردادماه): هلال شوال در عصر روز چهارشنبه رؤیت شده است. قابل توجه دوستان عزیز، جهت قوت قلب بیشتر اعلام می شود که هلال ماه شوال دیروز بعد از ظهر توسط تعدادی از افراذ خبره و معتمد که عضو تیم ستاد استهلال کشور هم هستند رؤیت شده است: ugcs.ir  و  helalemah.com

(1): این کلام، قسمتی از حدیثی طولانی، از امیرالمومنین علی(علیه السلام) درباره اوضاع آخر الزمان است که قبلا آن را در پایان مطلب «در محضر وصی رسول امین، امیر مؤمنین علی(علیه السلام)» به طور کامل با ترجمه و آدرس آن ذکر کرده ایم. شما را دعوت می کنم حتما حدیث کامل را نیز مطالعه بفرمایید.


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،نظرات فقهی و فقه گویا
اعتراض به حکمی برای روزه‌داران
ارسال در تاريخ جمعه ٤ امرداد ۱۳٩٢ توسط سید صابر

« بسم الله الرحمن الرحیم »

« فَبَشِّر‌ عِبادِ الَّذینَ یَستَمِعونَ القَولَ فَیَتَّبِعونَ أَحسَنَهُ أُولـٰئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللّهُ وَأُولـٰئِکَ هُم أُولُو الأَلبابِ » (زمر،١٧-١٨)

در پی فتوای شرعی آیت الله بیات زنجانی مبنی بر جواز نوشیدن آب در حد ضرورت برای روزه‌داری که به عسر و حرج(1) افتاده است، متأسفانه شاهد بودیم که برخی افراد به این فتوای صحیح اعتراض کرده و مطالبی خلاف واقع بیان داشتند.

با این توضیح که طبق فتوای فقیه أعلم قرآنی، آیت الله صادقی تهرانی(ره)، این حکم شامل مواردی است که خود فرد باعث بوجود آمدن این عسر و حرج نباشد(2)؛ با کمال تعجب، یکی از علما برای مقابله با این مطلب گفت:


«با دین مردم بازی نکنید... در این فتوا استناد به روایتی شده که هم از نظر سند و هم از نظر دلالت زیر سؤال است و اگر هم فرض بر صحّت حدیث باشد در میان فقها، احدی چنین فتوایی نداده است و این گفته خلاف اجماع فقهای اسلام است و بالاتر از آن احتمال دارد خلاف ضرورت دین باشد» !!

و شخص دیگری نیز گفته است: «این فتوا، خرق اجماع کل علمای عالم اسلام است. اگر قولی در میان اقوال مطرح شود که در طول تاریخ هیچ قولی با او همراهی نکند؛ مثل همین حالتی که اکنون به وجود آمد. به آن خرق اجماع مرتّب میگویند، چون نه علمای شیعه و نه علمای سنی تاکنون چنین اظهار نظری نداشتند... ممکن است کسی بخواهد حرف جدیدی بزند تا دیگران بگویند: او نوپرداز است؛ و معروف شوم، به تعبیر آیة ‌الله فاضل لنکرانی قول مخالف بگو تا معروف شوی، اگر این گونه باشد بحث مبنای دینی ندارد...» !!

در این بین یکی از اعضای «مرکز مطالعات فقه قرآنی»، جناب حجة الاسلام والمسلمین شیخ علی چراتیان، که در زمان حیات آیة الله صادقی تهرانی(ره)، مسئول دفتر ایشان نیز بوده‌اند، بنا به وظیفه شرعی و قرآنی خود، جوابیه‌ای به این سخنان داده‌اند که حقیقتِ مطلب را برای جویندگان حق آشکار می‌کند.

در این جوابیه نشان داده شده است که:

اولاً: روایات مورد استناد برای این فتوا موثق هستند.
ثانیاً: در میان گذشتگان و معاصرین علمایی چون آیت الله علامه حلی، شیخ بهایی، آیت الله صادقی تهرانی، و آیت الله سبحانی، و برخی دیگر از علما به این مطلب، فتوا داده‌اند و لذا خرق اجماعی صورت نگرفته است.
ثالثاً: چنین مطلبی هرگز ضروری دین نیست، بلکه منطبق بر کتاب و سنت می باشد.

و برای ما جای بسی تعجب و شگفتی است که چرا عالمی صاحب رساله چنان مطالب خلافی را آن هم در جمعی که به گوش عامه مردم میرسد عنوان داشته و شرط علم و تقوای خویش را مورد خدشه قرار داده‌اند. و در هر حال انگیزه بیان چنان نظراتی برای ما مجهول مانده است. والله العالم.

از شما دعوت می کنیم تا متن جوابیه حجة الاسلام علی چراتیان به این سخنان را مطالعه بفرمایید:

«دانلود متن جوابیه علمی حجة الاسلام چراتیان به یکی از علماء
پیرامون فتوای نوشیدن آب در حال روزه
»
(حجم فایل: 277kB)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت (۱۸مهر ماه ۱۳۹۲): بیش از دو ماه از این متن اعتراضی می گذرد و علیرغم پیگیری برای دریافت پاسخی از سوی معترض گرامی، ایشان پاسخی ندادند و جالب آنکه... (دانلود متن توضیحی حجّة الاسلام چراتیان).

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1): عسر یعنی سختی که همراه ضرر؛ و زیان آور باشد، مانند بیماری، گرچه سختی آن کم باشد یا فی الحال سخت و دشوار نباشد و تنها زیان آور باشد. و حرج یعنی سختی و مشقتی که ضرری به همراه ندارد و تنها انجام آن با دشواری همراه است و طاقت‌فرساست.

(2): بر مبنای فقه قرآنی و فتوای فقیه قرآنی آیت الله صادقی تهرانی(ره)، مقدمه‌ی واجب، واجب است و نیز مقدمه‌ی حرام، حرام است. یعنی اگر کاری مقدمه‌ی یک حرام است، بدون آنکه شرع تصریحی بر حرمت آن کار بکند، انجام آن حرام خواهد بود. ونیز اگر برای انجام یک واجبِ شرعی، مقدماتی لازم است تا بتوان آن واجب را انجام داد، بدون آنکه شرع تصریحی بر وجوب آن مقدمات بنماید، انجام آن مقدمات واجب است.

لذا از آنجا که روزه‌ی ماه مبارک رمضان واجب است، بایستی فرد مسلمان تمام مقدماتی را که برای روزه‌داری وی لازم است، از قبل فراهم کند. مثلاً اگر کسی شغلی دارد که با روزه‌داری منافات دارد و باعث عسر و حرج برای روزه‌دار می‌گردد، واجب است در صورت توان، در طول سال به گونه‌ای کار و تلاش مضاعف انجام دهد که نیازی نداشته باشد تا در ماه مبارک رمضان کار کند، یا بتواند ساعت کاری خود را به اندازه‌ای بکاهد که به روزه‌ی او آسیبی نرسد. و این کار بر او واجب است مگر آنکه از توان او خارج باشد. یا ضرورت مهمتر یا برابری در انجام چنان کاری وجود داشته باشد. مانند سربازی که از دین و ناموس و مملکت خویش دفاع می‌کند و یا فرد عائله‌مندی که اگر کار نکند یا کمتر کار کند، عائله او گرسنه می‌مانند و در عسر و حرج قرار می‌گیرند.

و نیز  روزه‌داری که می‌داند اگر در معرض آفتاب و گرما قرار بگیرد عسر یا حرجی برای او پیش خواهد آمد که قادر نخواهد بود روزه‌ی خود را ادامه دهد، حرام است که خود را در معرض گرما و آفتاب قرار دهد مگر آنکه ضرورت مهمتر یا برابری در بین باشد.

و نیز در سفری که عسرآور باشد، اگر روزه‌دار می‌تواند سفر را ترک کند، واجب است که آن را ترک کند، و اگر ضرورتی برای این سفر وجود ندارد جایز نیست که به اینگونه سفر عسرآوری که روزه‌ی ماه رمضان را ضایع می‌کند برود. (مسأله410و413و414)، و توضیح آنکه طبق آیات قرآن کریم و فتوای آیت الله صادقی تهرانی سفری که عسرآور نیست موجب ترک روزه نمی‌گردد و فرد مسلمان بایستی روزه خود را بگیرد. و تنها شرط خوردن روزه، عسر و حرج است. (مسأله411)

و کلاً اگر فردی در ماه رمضان خودش را بدون ضرورت، و به صورت اختیاری به عسر بیندازد، روزه‌ی او باطل است و بایستی قضای آن را بجا بیاورد حتی اگر آن روز امساک کند و روزه‌ی خود را نخورد، که این روزه‌ی در حالِ عسر، حرامی مضاعف است. و در صورتی که نیت او از این که خود را به عسر انداخته است، این باشد که روزه‌اش را بشکند، در این حالت علاوه بر آنچه ذکر شد کفاره‌ی عمد نیز بر او واجب است. (مسأله413).

همین‌طور اگر فرد روزه‌دار خود را به حرج بیندازد حق ندارد روزه خود را بخورد و بایستی امساک نماید و خوردن روزه بر او حرام است. و اگر روزه خود را بشکند باید قضای آنرا هم بجا بیاورد. و در صورتی که نیت او از این که خود را به حرج انداخته است، این باشد که روزه‌اش را بخورد، در صورت شکستن روزه، علاوه بر آنچه ذکر شد کفاره‌ی عمد نیز بر او واجب است. (مسأله410).

بنابرین احکام عسر و حرج برای کسانی است که به ناچار و ضرورت، به عسر یا حرج دچار شده‌اند نه آنکه فرد خود را دچار عسر و حرج نماید چرا که عذر مقبول در قرآن «ما اضطُرِرتُم» (أنعام،119) است و نه «ما اضطَرَرتُم».

پس از این مقدمات:

اگر کسی در حال روزه‌ی ماه مبارک رمضان، به قدری تشنه شد که روزه برای او طاقت‌فرسا و موجب حرج گردید (به شرطی که خودش عامل این تشنگی مفرط و حرج نبوده باشد) می‌تواند، مقدار کمی در حد ضرورت آب بنوشد و روزه‌ی او صحیح است و قضا هم ندارد. گرچه تحمل این حالتِ سختی و حرج بهتر و مستحب است «فمن تطوع خیر‌ا فهو خیر‌ له، وأن تصوموا خیر‌ لکم، إن کنتم تعلمون» (بقره،184).

ونیز  آن کسی که از روزه‌ی ماه رمضان، فقط نیاشامیدن آب برای وی ضرر داشته و عسرآور باشد، واجب است در حد ضرورت آب بنوشد و روزه‌ی خود را هم بگیرد و روزه‌ی او صحیح است و قضا هم ندارد. (مسأله416). و این حکم شامل خوردن قرص و امثال آن نمی شود یعنی بیماری که ضرورت دارد تنها قرص یا داروی خاصی را در طول روز بخورد، نمی تواند روزه بگیرد.

و این حکم صحیح شرعی بر مبنای روایات موثق از اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) است که مخالف قرآن هم نیستند. و آیت الله صادقی تهرانی و نیز بزرگانی از قدما مانند آیت الله علامه حلّی و شیح بهایی(رحمة الله علیهم) نیز به همین حکم فتوا داده‌اند.


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،مقالات، نقد و مصاحبه
دانلود کتابچه سیری در فتاوای آیت الله صادقی تهرانی(ره)
ارسال در تاريخ جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢ توسط سید صابر

« بسم الله الرحمن الرحیم »

« وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا »
و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) [در قیامت] گفت: «پروردگارا ! قوم من بی‌گمان
این قرآن را بس دور و مهجور برگرفتند». (فرقان/٣٠)

ضمن سلام، از همه دعوت می‌کنم تا کتابچه‌ای خواندنی که در ادامه، خدمت شما معرفی می‌کنیم، را با عنوان «چشمه تشنگان»، با دقت مطالعه نمایید؛ چرا که این کتابچه سیری است در برخی از فتاوای فقهی، تفسیری، سیاسی، اعتقادی و اجتماعی مفسّر بزرگ قرآن کریم و فقیه أعلم قرآنی آیة الله صادقی تهرانی(ره).

این عالم شجاع و خدا ترس، منتقد به بیش از ۵۰۰ فتوای مشهورِ مخالف قرآن بوده و با ارائه کردن «فقه گویا» ــ که با محور قرار دادن قرآن در تمام ابعاد علوم دینی بدست می‌آید ــ در برابر «فقه سنتی» و «فقه پویا» ــ که قرآن محور نیستند ــ از احکام قرآنی دفاع کرده است.

ضمن هدیه‌ی یک آیه از قرآن شریف، شما را میهمان مطالعه این کتابچه می‌نماییم:

« الَّذینَ یُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّـهِ وَیَخشَونَهُ وَلا یَخشَونَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ وَکَفیٰ بِاللَّـهِ حَسیبًا »
« [حاملان سنّت ربّانی] کسانی هستند، که پیام‌های خدا را به خوبی ابلاغ می‌کنند و از سر تعظیم از او هراس دارند و از احدی جز خدا نمی‌هراسند. و خدا برای حسابرسیِ سریع و دقیق، کافی است». (احزاب،۳۹)

کلیک کنید:
سیری در فتاوای فقهی، تفسیری، سیاسی، اعتقادی و اجتماعیِ آیت الله صادقی تهرانی(ره)

دانلود حجم محتوا
nazarat-far92.pdf 1.08 MB نسخه pdf - قطع جیبی ( 84صفحه)
nazarat-far92-A4.pdf 972 KB نسخه pdf - قطع A4 (سه صفحه در هر برگ)
nazarat-far92-fonts.zip 429 KB فونت های مورد نیاز
nazarat-far92.zip 2.54 MB


همه فایل ها + طرح جلد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: می‌توانید کسانی را که دوست دارید و فکر می‌کنید خواندن این کتابچه و سایر مطالب این پایگاه قرآنی برایشان مفید است، از طریق خبرنامه سایت یا ایمیل، به ما معرفی نمایید.


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،اخبار و اطلاع رسانی ،دانلودها
بیانیه سال ۸۶ و جایگاه اجماع و خبر واحد در روش فقهی آیت الله صادقی(ره)
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٢ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد للّـه الذی جعل الحمد مفتاحاً لذکره

با توجه به فضای مطلوبی که به فضل الهی، نسبت به گسترش بینش قرآنی در حال وقوع است، شاید یکی از سؤالاتی که به ذهن محققان گران‌قدر درباره روش فقهی آیت الله صادقی تهرانی(ره)؛ متبادر می‌شود؛ نحوه‌ی برخوردِ «فقه قرآنی» یا همان «فقه گویا» با اجماع، شهرت، اخبار و سایر مواردی است که مکتب‌های مختلف اسلامی به عنوان حجت و دلیل آن را می‌شناسند.

در اینجا لازم است این نکته را متذکر شویم که دریافتنِ همه‌ی ریزه‌کاری‌ها و پیچ و خم‌های روشِ فقهی کار ساده‌ای نیست و نیاز به دانش و کوشش خاصّ خود دارد. و فقیه قرآنی روش خویش را در کتب مختلف خود از جمله «تفسیر الفرقان»، «تبصرة الفقهاء»، «تبصرة الوسیلة» و «اصول الاستنباط» بیان داشته‌اند، لذا به محققان توصیه می‌شود برای تحقیق کامل به این کتب رجوع نمایند.

اما مطلبی که شاید به سختی بتوان از لابلای این کتب یافت، نکته‌ای است که استاد (چهار سال قبل از رحلتشان) در بیانیه‌ی سال ۱۳۸۶ به آن تصریح نموده‌اند، و ما آن را از کتاب «نظرات نوین از دیدگاه قرآن» صفحه ۱۱۷ برای شما نقل می‌کنیم تا راهنمای محققان در دریافت حقیقت باشد:

متن بیانیه سال ۱۳۸۶ پیرامون اجماع، شهرت و خبر واحد :

بسمه تعالی
جوابیه صاحب تفسیر الفرقان
در رفع شبهه از مباحث نظری پیرامون اجماع، شهرت و روایت

از آنجا که عده‌ای از پژوهشگران قرآنی، از متقدّمین حاضر در مباحثِ قرآنی در نجف اشرف،بیانیه مهم سال 86؛ پیرامون اجماع، شهرت، خبر واحد تا متأخرینِ حاضر در مباحث قرآنی در قم، اختصار گفتارِ اینجانب در برخی از مباحث نظری را سبب ایجاد شبهه‌ی تعارض بین ادلّه‌ی اصولیِ قرآنی دانسته و خواستار توضیحات بیشتری هستند؛ با اجابت دعوت این برادران عزیز، عرض می‌شود که:

اگرچه سخن مذکور صحیح است ولیکن حداقل برای شخص اینجانب در عمل، مسبّب نقض فتاوا در ابواب مختلف فقهی نشده است. بنابرین به جهت رفع ابهام، صریحاً عرض می‌شود که: اِطباق، ضرورت، اجماع، شهرت و هر روایتی که مخالف قرآن باشد مردود است. اما اجماع، شهرت و هر روایتی که خلاف قرآن نباشد؛ در صورتی که مُعارضی نداشته و از طریق علمای امامیّه، به ما رسیده باشد طبق آیه «قل فللّه الحجّة البالغة» مقبول است، زیرا اگر شارع مقدّس با آن مخالف بود؛ حتماً حجّتی رسا بر ضدّ آن برای مکلّفان ارسال می‌داشت. و در تعارض دو روایت نیز مرجّحات منقول در مقبوله‌ی عمر بن حنظله مقبول است.

نکات فوق الذکر، نظر قطعیِ اینجانب درباره‌ی نحوه‌ی بدست آوردن احکام الهی است.

والسّلام علی عباد الله الصالحین
قم ـ المشرّفة : محمد صادقی تهرانی
۲۳ / ۲ / ۱۳۸۶ هجری شمسی

 

توضیحات آیت الله صادقی درباره برخورد با اخبار، در طی جلسات درس :

 در ادامه برای روشن‌تر شدن بحث ابتدا بخش‌هایی از سخنان فقیه قرآنی به همراه فایل صوتی آن‌ها را که حاوی مطالبی نظیر متن بیانیه است؛ خدمتتان عرضه می‌کنم و بعد توضیحاتی را در ادامه خواهم داد. و قابل توجّه است که این سخنان مربوط به حدود ۱۰ سال قبل از تاریخ بیانیه می باشد:


(برای دریافت متن کامل دروس و شنیدن فایل صوتی روی لینکی که ابتدای هر متن آمده است کلیک کنید)

«درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه ۲۹»، از دقیقه ۶ :

«.... پیغمبر بزرگوار با اینکه در اعلا درجات مقام عصمت و مقام وحیانی است، محال است غیر از قرآن ملتحدی داشته باشد. پس پیغمبر هرگز تمایلی به غیر قرآن ندارد. هرگز پناهگاهی غیر از قرآن ندارد.

روی این اصل، سنّت رسول الله(ص) مستفاد از قرآن است؛ زیرا اگر سنّت رسول الله وحیی غیرِ قرآنی بود، آیا وحیِ غیر قرآنی مِن دونِ قرآن هست یا نه؟ آیا وحی تورات مِن دون قرآن هست یا نه؟ وحی انجیل هست یا نه؟ وحیِ سنّتِ رسول الله(ص) اگر غیر از وحی قرآنی باشد داخل «وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِ مُلتَحَداً» هست.

با اتّکا به نصّ این آیه، چنان‌که دیروز هم تفاسیری عرض کردیم، ما مطمئنّیم صد درصد، بدون شک، بدون تردید، که تمام اعمال، گفته‌ها، اشارات، ایجابها، سلبها، تَرک‌ها و فعل‌های رسول در بُعدِ رسالتی مستفاد از همین قرآن است. و این سؤال که پیش می‌آید آیا احکامی که در سنّت ثابت است و در قرآن نه نفی شده است و نه اثبات شده است، آن احکام از کجای کتاب رب است. عرض می‌کنیم: کتاب رب دارای سه بخش است: یک بخش محکمات است. یک بخش متشابهات است. یک بخش حروف مقطّعه است. اگر از محکمات و متشابهاتِ قرآن مثلاً نصابهای مدنی زکات که ۲/۵، ۵ و ۱۰ درصد است مستفاد نیست، از محکمات مستفاد نیست، از متشابهات مستفاد نیست پس بُعدِ سوم است، حتماً از حروف رمزی، حروف مقطّعه‌ی چهارده‌گانه در ۲۹ سوره‌ی قرآن مستفاد است. بنابرین محور اختصاصی رمزی پیغمبر بزرگوار صلوات الله و سلامه علیه در احکامی که در قرآن نه نفی شده است و نه اثبات شده است، مسلّماً، تنها، منحصراً از حروف رمزی، حروف مقطّعه‌ی قرآنی است.

... روی این اصل همین حروف رمزی است مبدأ کل روایات که ثابت است و سنّت قطعیه است در احکامی که در قرآن نه نفی شده است و نه اثبات شده است؛ و در موضوعاتی که در قرآن نه نفی شده و نه اثبات شده است. در سیاساتی که احیاناً در قرآن نه نفی شده است نه اثبات شده است.

...روی این اصل، اگر به استناد حروف رمزی، البته رسول بزرگوار یا حکمی را که می‌فرماید، این حکم را مستند به حروف رمزی می‌کند یا نمی‌کند. اگر حکمی است که خود حکم، در نصوص و یا ظواهر مستقر آیات مبیَّن است؛ استناد لازم نیست. ولیکن اگر حکمی را مانند ۱۷ رکعت بودن نماز پنج‌گانه و یا نصاب‌های زکات و یا ترتیب خصوصیات حج، ترتیب خصوصیات عمره، و این خصوصیاتِ فرعیِ جزئیِ هیئتی، که اصل الأصول در قرآن ذکر شده، اصل الأصولِ عقائد ثلاثه کلاً، اصل الأصولِ احکام اصلی کلاً، اصل الأصولِ احکام فرعی هم مقدار زیاد، می‌ماند مقداری از احکام که کیفیت است. خصوصیت است. ترتیب است. نصاب زکات است. ترتیب حج است. ترتیب عمره است، اینها. اینکه درصد کمی است، این درصد کم را پیغمبر بزرگوار، در صورتی که مخالف قرآن باشد که نیست، موافق قرآن باشد که محتاج به استناد نیست. امّا اگر نه موافق قرآن است و نه مخالف قرآن است، وجه‌اش چیست؟ آنچه که نه موافق قرآن است و نه مخالف قرآن است باید سنجید با آیاتِ قرآن. اگر با آیاتِ غیر رمزی قرآن موافق است، قبول. اگر مخالف است لاقبول. اگر نه موافق است و نه مخالف است، اگر قطعی است قبول. بر مبنای چه؟ برای اینکه پیغمبر از قرآن استفاده کرده است و مستفاد از حروف رمزی است...»

 «درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه ۳۰» از دقیقه ۳۲ :

«... روی این اصل، آنچه را قرآن تبیین کند، حتماً همان است و آنچه را قرآن برای مکلفان تبیین نکرده و برای رسول خدا به صورت رمز تبیین کرده است یا رمزِ در حروف خاصه‌ی رمزی یا رمزِ در حروفِ وضعی که هر دو رمز است. پس پیغمبر، چهار بُعدی قرآن را می‌فهمد. یک بُعد: رمز لیلة القدر. بُعد دوم: رمز حروف رمزی. بُعد سوم: رمز حروف کلمات وضعی. بُعد چهارم: دلالت کتابی.

دلالت کتابی، دلالت قرآنی که «عَرَبِیّ مُبِین» (نحل،۱۰۳ و شعراء،۱۹۵) است، این دلالت در بُعد نص و ظاهر مستقرش همگانی است. ولیکن در سه بُعدِ قبلی در اختصاص رسول گرامی است. بنابرین روایاتی که از پیغمبر بزرگوار قطعی الصدور باشد و مخالف با قرآن نباشد، نه مخالف و نه موافق می‌پذیریم. به این معنی که پیغمبر استفسار کرده است ۱۷ رکعت نماز را. استفسار کرده است ۲/۵، ۵ و ۱۰ درصد زکات را، استفسار کرده است کیفیت و ترتیب حج را، استفسار کرده است رکعات نماز را، استفسار کرده است چیزی که قرآن نه تصریح به نفی دارد، نه تصریح به اثبات. نه تصریح به نفی، نه دلالت به نفی، چه ظاهراً و چه نصاً، و نه دلالت نصاً یا ظاهراً به اثبات، اینها را قبول می‌کنیم...»

«درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه ۴۶» از دقیقه ۱۹:

«... بنابرین اگر در قرآن مطلبی بود؛ خلافش هزاران روایت هم قابل قبول نیست؛ چون ملتحد منحصر است به قرآن. بنابرین متواتر و مستفیض و صحیح و موثق، اگر مخالف قرآن است قبول نیست و اگر موافق قرآن است قبول است. اگر نه مخالف و نه موافق است، اگر قطعی باشد و اختلافی نباشد؛ این مستفادِ رسول گرامی از رموزِ قرآن است. یا رموز صد درصد یا رموزِ چند درصد، بنابرین وقتی می‌گوییم سنت، منظور سنت قطعیه است نه روایت.

روایت، چند قسم است؛ روایتِ واحد، مستفیض‌، متواتر. چه واحد، چه مستفیض، چه متواتر سه حال دارد: یا موافق قرآن است که قبول است، ولو این‌که روایتش ضعیف باشد. یا مخالف قرآن است که قبول نیست ولو متواتر باشد. اگر نه موافق است نه مخالف است؛ اگر چند روایت که مخالف ندارد، این چند روایت که اصلاً مخالفی در روایت ندارد و در قرآن نه مخالف و نه موافق است؛ این را ما قبول داریم. چرا؟ چون «قُل فللَّهِ الحُجّة البالِغة» (انعام،۱۴۹) اگر این روایات غلط بود؛ و بر مبنای وحیانیت قرآن نبود باید مخالفش بیاید، چون حجت بالغه است. پس حجت بالغه بودنِ سنت، در زمینه‌ای است که مخالفِ قطعیِ نصِّ قرآن یا مخالف قطعیه ظاهر مستقر قرآن نباشد...»

 توضیح:

از این مباحث استفاده می‌کنیم که منبع تمامی احکام اصلی و فرعی فقط و فقط قرآن است. اصولِ اصلی احکامی، عقائدی، سیاسی، اجتماعی و... همه در سه بُعد قرآن (عبارت، اشاره، لطیفه) آمده است؛ اما جزئیات و کیفیّاتِ بسیاری از این احکام، در بُعد چهارمِ قرآن، یعنی حقایق و رموزِ قرآن است، که دریافتِ این رموز در انحصارِ معصومین محمدی(صلوات الله علیهم) می‌باشد. لذا بیان معصومان(علیهم السلام) در زمانِ حیات و حضورشان، به طور مطلق؛ حجّتی قرآنی است. و در زمان غیبتِ ایشان؛ اخبارِ وارده از آن‌ها به عنوان بیانِ رموز قرآن برای مسلمین، پس از عرضه‌ی آن بر سه بُعدِ اول قرآن (عبارت، اشاره، لطیفه)، حجّتی قرآنی خواهد بود.

و اصولاً در «فقهِ قرآنی»؛ سند روایت چندان موضوعیت ندارد؛ چرا که در عرضه‌ی احادیث بر قرآن؛ اگر روایتی مخالفِ قرآن باشد ولو این‌که متواتر هم باشد؛ باز در مخالفت با کتابِ خدا مردود شمرده خواهد شد. و اگر روایتی موافقِ قرآن باشد؛ حتی اگر واحد باشد و ضعیف‌ترین سند را داشته باشد و از طریقِ فرد غیر مطمئن حتی شمر ملعون هم نقل شده باشد؛ آن روایت مورد قبول خواهد بود.

دسته بندی اخبار به سه گروه:

لذا با توجه به مطالبی که استاد بیان فرموده‌اند؛ در روشِ فقهی آیت الله صادقی تهرانی(ره) بدیهی است که بگوییم: هر خبری از جمله خبر واحد از سه حال خارج نیست:

۱ـ موافق قرآن: [مقبول است]

۲ـ مخالف قرآن: [مردود است]

۳ـ نه موافق و نه مخالف: [؟]

با توجه به متن سخنان بالا و بررسی نظرات فقیه قرآنی در کتبی که ذکر کردیم درمی‌یابیم که دسته سوم از خبر، (که نه موافق قرآن است و نه مخالف قرآن)؛ گاهی مقبول و گاهی مردود است. چرا که ما حتّی خبر متواتر را هم در عمل نمی‌توانیم بگوییم قطعی است، (هر چند در تعریف آن یقین فرض شده است اما در عمل اینطور نیست و تنها تعداد روایات ملاک قرار میگیرد) و اصولاً تواتر یا واحد و مستفیض بودنِ یک خبر، در مبنای فقهی آیت الله صادقی(ره) چندان موضوعیتی ندارد.

خبری که مخالف یا موافق کتاب نیست، صِرفِ اینکه (طبق تعریفِ رایج) به آن واحد یا ضعیف بگویند این دلیل کافی برای کنار نهادن آن، و غیر قطعی و ظنّی دانستن آن نیست. کما این‌که صِرفِ متواتر بودن یک خبر به معنی قطعی الصدور بودن آن و موجب پذیرش آن نیست.

و لذا باید بگوییم که دسته سوّمِ خبر (حتی اگر واحد و ضغیف باشد) در صورتی که:

  • نه موافق قرآن و نه مخالف است
  • و معارضی هم ندارد
  • و خلافِ فطرت، عقل مطلق، و علم مطلق، و حس مطلق، هم نیست
  • و موضوعِ عام البلوی هم نیست (در اخبار واحد و ضعیف)
  • و ......................................

در چنین حالتی، طبق روش آیت الله صادقی(ره) این خبر قطعی بوده، و بر مبنای آیه «قل فللّه الحجّة البالغة»، این همان حجت الهی است که بدست ما رسیده است و سنّتِ مستفاد از رموز قرآن است. چون اگر غیر از این بود شارع مقدس حجّتی رسا بر ضد آن ارسال می‌داشت. و این مطلب بر مبنای قرآن است و اگر آیه «قل فللّه الحجة البالغة» نبود ما نمی‌توانستیم به این دسته از اخبار فتوا دهیم.

اگر دسته سوم از اخبار را آیت الله صادقی کلاً مردود می‌دانستند، دیگر در بسیاری از ابوابِ فقهی نمی‌توانستند فتوی بدهند از جمله نصاب‌های زکات، ترتیب حجّ و عمره، کیفیات نماز و... که اخبار آن اکثراً خبر واحد است و خود آیت الله صادقی(ره) نیز در متن بالا مثال زدند، و به آن‌ها فتوا نیز داده‌اند. و همان‌طور که ملاحظه نمودید ایشان نسبت به این مطلب توضیح لازم را داده‌اند.

و کلّ این مطلب بر شاگردان آن عالم بزرگ روشن و بدیهی است؛ اما برای کسانی که در محضر ایشان نبوده‌اند؛ شاید این نکته غیر از بیانیه سال ۸۶، به سختی از مطالب دیگر به این صراحت قابلِ وصول باشد (البته فایل‌های صوتی که شاهد آورده‌ایم نیز گویای مطلب هستند). ایشان در سخنان خود همیشه خبرِ واحدِ ظنّی را مطرود دانسته‌اند و خیلی اوقات هم قید ذکر نکرده و کلّی بیان کرده‌اند؛ که اگر کسی دقت نکند این شبهه برای وی حاصل می‌شود که در مبنای ایشان خبر واحد کلاً مردود است! در صورتی که اگر به کتاب «تبصرة الوسیله» و امثال آن ؛ رجوع کنید که شاید بیست سال؛ کم و بیش؛ از نگارشِ آن می‌گذرد؛ می‌بینید که فقیه قرآنی به خبر واحد و اجماع و شهرت فتوا داده‌اند. کما این‌که حجة الاسلام محسن نورانی در مقاله «شرح باب ثانی از روش فقهی صاحب تبصرة الفقهاء» در همایش بیداری قرآنی، دیماه ۹۱، به موارد آن اشاره کرده‌اند.

و متأسفانه افرادی که در محضر استاد نبوده‌اند اگر دقت کافی نکنند و بیانیه سال ۸۶ را مدّ نظر نداشته باشند، مانند دوست عزیزمان صاحب مقاله «ضرورت‌ها و ظرفیت‌های تفسیر قرآن به قرآن با نظر به الفرقان، همایش بیداری قرآنی، دیماه۹۱»*، به این نتیجه می‌رسند که بر مبنای روش فقهی آیت الله صادقی(ره)، خبر واحد کلاً مردود است!! و همین موضوع باعث شد که این مطالب را خدمت شما ارائه کنیم و امیدواریم که مورد استفاده محققان قرار بگیرد. در پایان درخواست دارم که از نظرات انتقادی خود حتماً ما را مطلع نمایید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*ـ این مقاله بلند از فاضل ارجمند آقای رضا بابایی؛ بسیار مفید و خواندنی است و تنها همین نقد را ما بر آن داریم و خواندن آن را برای همه توصیه می‌کنیم.


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،انقلاب قرآنی ،اسناد و گزارشات
تفسیر کردن قرآن کفر علمی است!
ارسال در تاريخ شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

تذکر:

«و لقد یسّرنا القرآن للذکر، فهل من مدکر». «ذکری لمن کان له قلب». «ذکری» یادواره است. قرآن یادواره ای است معصوم، معصومانه ترین یادواره ها در میان کل یادواره های وحیانی، در کل زمانها و زمینهای تکلیفی.

چطور این یاد واره ظنی است؟! چطور مجهول است؟ چطور نامفهوم است؟ من چه عرض کنم؟ بدترین خیانتی که مخصوصا شرعمداران ما احیانا به قرآن کرده اند، ظنی الدلالة قمداد کردن قرآن است. من در کتاب غوص فی البحار نوشته ام: و القول القرآن ظنّی الدلالة، قطعی الحماقة.

حالا. تذکر از «ذکری» بودن قرآن است. تذکر یاد کردن، بوسیله چیه؟ بوسیله یادواره. قرآن آن چنان یادواره ای است که برای کل مکلفان دارای هر زبانی باشند تذکر است. یعنی غفلت ها را، نادانی ها را، نافهمی ها را، بی راهی ها را، بی حالی ها را، نفی انسانیت را به طور کلی، از بین می برد و اثبات می کند انسانیتِ در بعدِ اعلایِ وحیانی را. مخصوصا در بعد علمی که عرض کردیم «واعتصموا بحبل الله جمیعا». حداقل ما می توانیم عصمت و نگهبانی صد در صد علمی را در بعد نصوص و ظواهر مستقر قرآنی بدست بیاوریم...

تدبّر:

تدبر یعنی پشت هم اندازی، باید برای فهم مطالب قرآنی، فهم بیشتر، کاملتر، متکاملتر، باید که آیات را به مناسبت یکدیگر، پشت هم قرار دادن. اگر در یک موضوعی انسان گیر است، آیات مربوط به موضوع را پشت هم به ترتیب قرار دهد که منتج به نتیجه شود.

«أفلا یتدبرون القرآن، ولو کان من عند غیر الله، لوجدوا فیه اختلاف کثیرا» از جمله ادله وحیانی بودن قرآن این است که اگر «من عند غیر الله» بود، اختلاف زیاد داشت. نمی فرماید کم داشت. چون غیر الله در علم مطلق نیستند، در علم، در حکمت، در معارف، در احاطه لفظی، احاطه ادبی، مطلق نیستند، متدرج اند، چون غیر الله متدرج در کمال اند، و کمالِ مطلق نیستند، بنابرین حرفهایشان هم کمال مطلق نیست، گاه متضاد است، گاه متناقض است.

این آیات که بر قلب نبی امی صلوات الله علیه نازل شد، نبی ای که هرگز پهلوی کسی درس نخوانده، در جنگ، در صلح، گرفتاری، راحتی، در حالت فرار، در حالت قرار، در کل حالات متضاد، چون، انسان غیر خدا، در حالات متضاد، متضاد فکر می کند، در حالات متکامل، متکامل فکر می کند، در حالت متناقض، متناقض فکر می کند، ولو بزرگترین علما باشد.

حالا، این قرآن که در زمان بیست و سه سال بر پیغمبر نازل شد، در جنگ و صلح و حالات و متضاد و ناآرامی و آرامش و جنگ و صلح، یکسان است، در لفظ و در معنا. اختلاف نه در لفظ دارد، نه در معنا دارد، نه در هیچ جهتی از جهات، بنابرین این ربانی است. چون رب است که مطلق است. مربوبین که مطلق نیستند، غیر مطلق، هرچه باشد، هر که باشد، هر منطقی باشد حداقل اختلاف تکاملی دارد.

عرض می شود که خوب اینها، مراحلی است که از برای استفسار از قرآن، و نه تفسیر قرآن، استفسار است، دیروز عرض کردم، ما تفسیر خود باید بکنیم، خود را تفسیر کنیم، خود را نجات بدهیم، از افکار غلط، افکار غیر مطلق، افکاری که احیاناً غلط دارد، خود را نجات دهیم، و با ابزار درونیِ صحیحِ خودی و قرآنی، قرآن را استفسار کنیم، بپرسیم، نه اینکه تفسیر کنیم.

چون تفسیر کردن خودش کفر علمی است. تفسیر قرآن کردن به این معناست که، قرآن مجهول است، غبار دارد، حجاب دارد آیاتش، مفهوم نیست، ظنی است، چون ظنی است، چون محتمل است، چون ایراد دارد، ما از خودمان بگذاریم! از خود روی قرآن گذاشتن یعنی از خود به خدا دادن، خدا نیازمند است!؟ آیا خدا نیازمند است که ما به خدا خدایی بدهیم؟!

قرآن نیازمند در تذکیر و در تفهیم و در روشن بیان بودن نیست. ما باید خود را از تاریکی های خود بینی و خود راهی و خود خواهی و تسلسل خواطر این و آن نجات بدهیم. کسانی که می گویند ممکن نیست، این حرفشان ممکن نیست...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن فوق قسمتی از جلسه دوم درس تفسیر موضوعی قرآن است که مرحوم آیت الله صادقی تهرانی«قدس الله تربته الزّکیّة» آن را ایراد فرموده اند. دوستان عزیز می توانند متن کامل را به همراه فایل صوتی در این آدرس ملاحظه بفرمایند:

تفسیر موضوعی قرآن توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره)، جلسه دوم

برای دریافت فایل صوتی درس تفسیر به لینک فوق مراجعه کنید


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،دروس تفسیری ،دانلودها
ما وظیفه داریم از قرآن عصمت بگیریم!
ارسال در تاريخ پنجشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

اولین روز است که بعد از ماه مبارک رمضان بحث قرآنی را آغاز می کنیم.

این بحث موضوعی است و نه تسلسلی. قبلاً مقدماتی را باید حضور برادران عرض کنیم و بعداً مشغول تفسیر موضوعی بشویم.

اصولاً هر گوینده ای و هر کتابی که در برابر انسان قرار می گیرد، موقعیت آن گوینده و کتاب، شخصیتش، علمش، عدالتش، عصمتش، مراتب عصمتش مدخلیت کامل دارد در مقدار دقت، کوشش، کاوش و بررسی در مطالب او.

گاهی اوقات انسان باید دو بررسی کند چون گوینده معصوم نیست، اشتباه می کند، خطا می رود و درست و نادرستش مخلوط است، باید دقت کرد درست را پذیرفت و نادرست را رد کرد.

لکن اگر ما در برابر کتاب وحیانی قرار گرفتیم، آن هم وحی صد در صد، آن هم وحی کلی که قرآن است، که شامل و حامل تمام وحی های ربانی است، از آغاز تلکیف انسان تا انقراض عالم، و خدا بر مبنای رحیمیت کامله و شامله اش، هر آنچه را ما نیازمندیم از علوم، معارف، عقاید، اخلاق، اعمال، فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، همه را بیان فرموده، گرچه در جزییات زیاد وارد نشده، اما کلیاتی را قرآن القا فرموده، و در حقیقت قرآن خلاصه ای است از کل وحی های ربانی.

...

آیا عصمت در انحصار معصومین نیست؟ چرا.

آیا ما وظیفه داریم از قرآن عصمت بگیریم یا نه؟ آری وظیفه داریم.

لکن عصمت دارای سه بعد است: بعد علمی، عقیدتی، عملی. جمع مثلث عصمت علمی و عقیدتی و عملی در انحصار معصومین محمدی صلوات الله علیهم اجمعین است.

آیا پله اول عصمت یعنی عصمت علمی، که مقدمه است از برای عدالت و طهارت معنویِ عقیدتی و اخلاقی و عملی برای ما امکان دارد یا نه؟ بله. مورد امر است. مثلا در سوره آل عمران می فرماید: «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» امر است. امر به دریافت عصمت است. اعصموا نیست، اعتصموا.

اعصموا یعنی عصمت گرفتن. اعتصموا باب افتعال یعنی با کوشش، کاوش، بینش، دقت، و آنچه را که عرض کردیم تلاوت، ترتیل و تذکر، تدبر و .. با بررسی کامل، با بی حجاب شدن قرآن را بی حجاب بفهمیم، با کنار زدن گرد و غبارهای غیر مطلق، قرآن را ببوئیم و دقیق دریافت کنیم.

...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن فوق قسمتی از جلسه درس تفسیر موضوعی قرآن است که مرحوم آیت الله صادقی تهرانی«قدس الله تربته الزّکیّة» آن را ایراد فرموده اند. دوستان عزیز می توانند متن کامل را به همراه فایل صوتی در این آدرس ملاحظه بفرمایند:

تفسیر موضوعی قرآن توسط آیت الله صادقی تهرانی(ره)، جلسه اول

برای دریافت فایل صوتی درس تفسیر به لینک فوق مراجعه کنید


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،دانلودها ،دروس تفسیری
احکام رویت هلال، زکات فطره یا فطریه، کفاره و نماز عید فطر
ارسال در تاريخ جمعه ٢٧ امرداد ۱۳٩۱ توسط سید صابر

 بسم الله الرحمن الرحیم

« اللهم بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیداً و لمحمد صلی الله علیه و آله »
« ذخراً و شرفاً و کرامةً و مزیداً أن تصلی علی محمد و آل محمد »
« و أن تدخلنی فی کلّ خیر أدخلت فیه محمداً و آل محمد »
« و أن تخرجنی من کلّ سوء أخرجت منه محمداً و آل محمد »
« صلواتک علیه و علیهم اجمعین »

 ضمن عرض سلام و تهنیت به همه مسلمانان عالم به مناسبت قرار گرفتن در آستانه عید سعید فطر و جشن روزه. طبق روال سال های گذشته نکاتی راجع به هلال ماه شوال امسال، احکام رویت هلال ماه نو، زکات فطره یا فطریه و نماز عید سعید فطر خدمت دوستان عرض می کنیم:



مزرع سبز فلک دیدم و داس مه
نو
یادم از کِشته خویش آمد و هنگا
م درو


رؤیت هلال ماه نو و احکام آن

ابتدا یکی از فتاوای آیت الله صادقی تهرانی(ره) در باره رویت هلال ماه نو:

اجماع منجمین مبنی بر عدم امکان رؤیت هلال ماه نو حجت است

به این معنی که اگر از نظر علمی دانشمندان علم نجوم بگویند که به عنوان مثال، هلال ماه شوال در فلان روز آخر ماه رمضان قابل رؤیت نیست، یقین حاصل می شود که ماه رمضان به پایان نرسیده است و عید نخواهد بود.

و زمان رؤیت هلال می تواند قبل از غروب نیز باشد. چنانچه بتوان در طی روز هلال روزگاهی ماه نو را به هر شکلی رؤیت نمود، فردای آن روز عید خواهد بود.

با بررسی که برای امسال (۱۳۹۱) انجام دادیم؛ منجمین و کارشناسان علم نجوم اعلام کرده اند که رؤیت هلال ماه شوال در هنگام غروب خورشید مورخ شنبه ۲۸ مرداد ماه ۱۳۹۱ حتی با چشم مسلح، میسر نبوده و بسیار سخت خواهد بود. اما رؤیت آن قبل از غروب خورشید البته با چشم مسلح محتمل است.
لذا در صورتی که در روز شنبه ۲۹ ماه رمضان تا اندکی پس از غروب خورشید، هلال ماه نو به هر طریقی رویت شود، روز یکشنبه عید خواهد بود در غیر این صورت دوشنبه ۳۰ مرداد ماه روز عید فطر خواهد بود. ما شاء الله.

و در رساله توضیح المسائل نوین آمده است:

مسأله ى ۳۹۹ ـ دیدن هلال، و یا اطمینان به قول کسانى که ادعاى دیدن آن را کرده اند، و یا حکم حاکم عادل شرع، و یا گذشتن سى روز از شعبان، این ها همه گواه بر اول ماه است، و دیدن هلال در انحصار چشم عادى نیست، که چشم مسلح یا محاسبات نجومى نیز همین حکم را دارد زیرا شهر رمضان در قرآن در صورت آگاهى کامل بر آغاز و انجامش مى باشد که از هر راهى باشد درست است و حدیث «صُمْ لِلرُّؤیِة وَ أفْطِر لِلرُّؤیَةِ» رؤیت را در انحصار وسیله اى خاص ننهاده، بلکه اگر دیدى یا دیده شد به هرگونه و به هر وسیله اى که با آن مى توان هلال ماه را دید و یا دانست کافى است، و در جمع تنها با دانستن این که اول ماه است روزه هم واجب مى شود چه با چشم غیر مسلح و عادى یا مسلح یا با تلسکوپ و یا با تولید نجومى قمر به وسیله ى ژئوفیزیک در صورتى که امکان رؤیت با نبودن موانعى سطحى باشد.

بنابراین تلسکوپ که از بهترین وسایل دیدن ماه است راه را براى اثبات اول ماه براى همگان باز و آسان مى کند، و جلوى همگى اختلافات را در افق دیدارش مى گیرد، که اگر این مسأله مورد توجه و عمل قرار گیرد، دیگر همه ساله شاهد چند عید فطر و چند نماز عید ـ در یک افق ـ نخواهیم بود.

مسأله ى ۴۰۰ ـ میزان در دیدن هلال همان افقى است که شما در آن هستید، و نفى یا اثبات افقهاى دیگر براى شما کافى نیست. (*به عنوان مثال افق مکه مکرمه دست بالا یک روز از ایران جلوتر است*)(1)

 


زکات فطره یا فطریه

و از آنجا که بسیاری از همراهان عزیز و مقلدان مرجع عالیقدر جهان تشیع آیت الله صادقی تهرانی «قدس الله تربته الزکیة» از میزان و چگونگی زکات فطره از ما سؤال کرده اند لذا مطالعه دقیق مسائل ذکر شده در ادامه متن از رساله توضیح المسائل نوین را پیشنهاد می کنیم.

مسأله ى ۴۸۵ـ فطریه برعهده ى هر مسلمان مکلفى است که مخارج سالیانه و ماهیانه و یا روزانه اش را دارد، چه روزه رمضان را گرفته باشد یا نه، چه با عذر نگرفته و چه بى عذر، در هر صورت فطریه ى خود و کسانى را که برعهده ى اویند باید بپردازد.

مسأله ى ۴۸۷ـ اندازه ى فطریه عبارت است از سه کیلوگرم از قوت غالب خودش و عیالش که اگر بیشتر برنج مى خورد برنج است و اگر گوشت مى خورد گوشت و بالاخره آن چه غالبا مصرف مى کند، که اگر غالبا مخلوطى از برنج و گوشت و نان و... است سه کیلوگرم از این مخلوط را بایستى فطریه بدهد، و اگر قوت غالبى ندارد، که تعدادى از غذاها را یکسان مصرف مى کند، همان تعداد را بایستى منظور کند و بالاخره «مِنْ أوْسَطِ ما تُطْعِمُونُ أهْلیکُمْ» (مائده،۸۹) گرچه موردش کفاره ى قسم است، ولکن برمبناى مناط یگانه ى اصلى کلى ـ اضافه بر دلالت این آیه ى شریفه ـ روایاتى هم در این زمینه دالّ بر این مطلب است.

(* و طبق بررسی مختصری که انجام دادیم مقدار زکات فطره امسال (۱۳۹۱)
برای سطوح متوسط جامعه چیزی بین ۷ و ۱۲ هزار تومان خواهد بود
که کمتر یا بیشتر بودن این مقدار را خود افراد بایستی با توجه به
متوسط قیمت غذایی که در سه وعده و طول یک ماه مصرف می کنند
محاسبه نمایند *)

مسأله ى ۴۸۶ـ آن چه موجب پرداختن فطریه دیگران است این است که آن ها معمولاً از نظر مخارجشان زیر پوشش شما باشند و بنابه روایت «مَن تَعول» کسى که عائله  شما بحساب آید، که میهمانان بى نیاز را هرگز شامل نیست ، و این جا اصل زکات فطره خود شما و کسانى که از عیالات و زیر پوشش شما هستند بر شما واجب مى باشد و دیگر هیچ، که اگر بى نیازى مدتى هم میهمان شما باشد زکات فطره اش بر شما نیست، و اگر نیازمندى شب عید فطر نزد شما میهمان باشد فطریه اش بر شما واجب است چه از نفقه خواران همیشگى شما باشد یا نباشد مشروط با این که قدرت پرداخت فطریه او را داشته باشى والاّ اگرنه شما و نه مهمان شما هیچ کدام تمکّن مالى ندارید زکات فطره بر هیچ کدام واجب نیست و اگر نفقه خوار شما شب عید فطر میهمان شما نباشد هر کجا باشد هم چنان فطریه اش بر شما واجب است.

شرط هایى که در دهنده فطریه است درباره‌ى کسانى که فطریه آن ها را باید بدهى نیست که نه عاقل بودنشان شرط است و نه مکلف یا حتى مسلمان بودنشان.

مسأله ى ۴۸۸ـ مصرف زکات فطره همان مصرف زکات معمولى است، و چنان که در میان خویشان و بستگانش و همسایگان مستمندانى به خصوص آبرومند باشند حق تقدم با آن‌ها است.

و همان‌طور که در کتاب «تبصرة الفقهاء» و «تبصرة الوسیلة» آمده است(2): اصل در مقدار زکاتی که به هر مستحق باید برسد، این است که به هر مستحق، حداقل به اندازه یک صاع (که همان سه کیلوگرم می‌شود) پرداخت شود و در صورتی که فقیر دیگری نیست، می‌توان به هر فقیر بیشتر از آن پرداخت کرد تا حدی که نیاز او رفع شود، اما نمی‌توان همزمان یک فقیر را بی‌نیاز کرد و دیگری را رها نمود. لذا در صورتی که مقدار زکات موجود به اندازه کافی نباشد، باید آن را بین فقرا توزیع کرد و به هر کدام کمتر از آن حداقل (یک صاع) پرداخت نمود.

مسأله ى ۴۸۹ـ در زکات عمومى و زکات فطره لازم نیست به گیرنده گفته شود زکات است و بلکه در صورتى که اهانت باشد جایز هم نیست و کافى است به صورت هدیه و به نیت زکات بپردازد و خویشاوندان آبرومند مستمند بر دیگران تقدّم رُتْبى دارند.

(* بنابرین اولیت بر این است که افراد زکات فطریه را به فامیل، نزدیکان،
همسایگان و آشنایانی که نیازمندند به هر شکلی که ممکن است
و حتی در قالب هدیه پرداخت نمایند *)

 


کفاره نگرفتن روزه

 چند مسأله از رساله توضیح المسائل نوین را خدمت شما تقدیم می داریم:

مسأله‏ 408ـ روزه‏ واجب را به‏ هیچ وجهى نمى توان ترک کرد، که اگر عمدا ترک کردى اضافه بر آن که هم‏چنان بر امساک خود تا پایان روز بایستى باقى بمانى، پس از رمضان باید ـ بعد از قضاى آن دو ماه پیاپى روزه بگیرى، و یا شصت گرسنه را سیر کنى، و اگر افطارت به‏ حرام باشد کفاره‏ جمع واجب مى‏ شود، که این هر دو را بایستى انجام دهى، و کفاره‏ سوم که آزاد کردن یک بنده است، اکنون که بنده‏ زر خریدى وجود ندارد، به‏ آزاد کردن مؤمنى که در گیر و دار گرفتارى مال و مانند آن در بند است، انتقال مى‏ یابد.
کفاره‏ روزه در صورتى است که با تعمدى آگاهانه روزه‏ واجب را ترک کند، ولى در عمدهاى جاهلانه و ناآگاهانه تنها قضاى روزه‏ های ترک‏ شده واجب است، و این خود تعمد نیست تا مشمول ادله‏ تعمد باشد.

مسأله‏ 410ـ اگر خویشتن را در مورد روزه به «حرج» یا «عسر» اندازى، در صورت اول روزه‏ ات را واجب است در همان رمضان انجام دهى و در صورت دوم، واجب است پس از رفع عسر و مرض آن را انجام دهى، و اگر هم این مرض اختیارى تا رمضان دیگر ـ یا بیشتر ـ طول کشید، هرگز روزه از شما ساقط نیست، زیرا احکام تخفیفى در زمینه‏ عسر یا حرج در مواردى است که بدون اختیار شما عسر یا حرج به‏ وجود آید که هرگز در هیچ بُعدى از احکام اسلامى بهانه‏ اى براى ترک واجب محسوب نمى‏ گردد زیرا عذر از فعل حرام «ما اْضُطرِرْتُمْ» است که اضطرارى پیش آید نه «مَا اْضَطَررْتُم» که خود خویشتن را به‏ اضطرار افکنى، و در آیه‏ دیگر مى‏ فرماید: «فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلاَ إِثْمَ عَلَیْهِ»(بقره،173) که هر دو آیه شریفه دلالت بر عُسْرِ غیر اختیارى دارند و نه عُسْرِ اختیارى که اگر با اختیار خودت خود را به‏ اضطرار و عُسْر اندازى گرچه روزه‏ ات را افطار نکنى لکن به‏ جهت همین عمل معصیت کرده‏ اى و روزه‏ ات نیز باطل مى‏ باشد و در این صورت بعد از رمضان علاوه بر قضا کفارّه نیز بر شما واجب است.

مسأله‏ 413ـ مسافرتى که روزه در آن حرام است مانند مسافرى که میداند در آن گرفتار عُسر و اضطرار مى‏ شود و قهرا توانایى انجام روزه از او سلب مى‏ گردد چنین مسافرتى در ماه مبارک رمضان براى مکلف جایز نیست، مگر در صورتى که ضرورتى برابریا برتر پیش آید، بنابراین مسافرتى که روزه‏ اش عسرآور است براى فرار از روزه و یا هر مقصد دیگرى که ضرورى نیست و یا ضرورتى کم‏تر دارد در ماه رمضان کلاً حرام است، و اگر روزه در سفرى غیر ضرورى طاقت‏ فرسا هم باشد این روزه واجب است، زیرا خودش بدون ضرورت موجب طاقت‏ فرسایى شده، و اگر روزه‏ اش در این حالت زیان آور شود حرام است ولى با این‏که در این صورت معذور است و باید روزه را افطار کند در عین حال گناهکار نیز هست و در این صورت اضافه بر قضا در صورت تعمد کفاره هم ـ چنان‏که گذشت ـ واجب است.

مسأله‏ 415ـ روزه‏ طاقت‏ فرسا در هر صورت واجب نیست ـ مگر این‏که خودت موجب طاقت‏ فرسایى شده باشى و در صورت حرج غیر اختیارى چه به‏ علت سالخوردگى باشد یا ضعف مزاج و یا طولانى بودن روزهاى رمضان و یا هر علت دیگر اضطرارى، روزه هم مستحب است و اگر روزه براى زن بچه شیرده طاقت‏ فرساست چه مادرش باشد و چه دایه، چه مزد شیر دادن را بگیرد و چه مجانى ـ در این مورد نیز در صورت ضرورت ـ روزه بر او واجب نیست و تنها کفاره‏ ده سیر کردن فقیر با طعام بر او واجب است، و از این‏جا به‏ خوبى پیداست که اگر روزه براى او یا شیرخوارش ضرر داشته باشد حرام است، و آیا اگر بتواند پس از رمضان قضاى این‏گونه روزه را بگیرد واجب است یا نه؟ این‏جا «عِدَّةٌ مِنْ أیّامٍ أخَرَ»که درباره‏ مسافر و بیمار آمده، نسبت به‏ کسى که نه بیمار بوده و نه مسافر بلکه روزه برایش طاقت‏ فرسا بوده روشن‏تر و بایسته‏ تر است.

مسأله‏ 418ـ عمل جنسى یا بیرون آوردن منى به ‏هر صورت و در هر حال مگر آن‏که بدون اختیار و یا در خواب باشد ـ حلال و حرامش ـ روزه را باطل مى‏ کند، ولى در حرامش اضافه بر قضا کفاره‏ جمع هم دارد.

مسأله‏ 419ـ اگر کارى کند که او را در عمل جنسى و یا بیرون دادن منى بى‏ اختیار کند روزه‏ اش باطل است و قضا و کفاره واجب مى‏ شود و در صورت حرام بودنش اضافه بر قضا کفاره جمع هم دارد. و در هر صورت بایستى تا مغرب از مبطلات روزه نیز خوددارى کند.

مسأله‏ 431ـ کفاره‏ روزه در صورتى است که بدون عذر روزه‏ واجب را تعمدا ترک کند و یا عمدا موجب حرام شدن روزه شود، که اکنون یکى از سه کفاره: سیر کردن شصت تهى‏دست گرسنه، یا روزه داشتن شصت روز پیاپى و یا آزاد کردن مؤمنى که دربند است.
و اگر تعمدا افطار به‏ حرام کند علاوه بر قضا کفاره‏ جمع نیز واجب مى‏ شود، که این هر سه را بایستى انجام دهد، و این‏جا بدل از آزاد کردن یک بنده بایستى بهاى یک انسان زرخرید را هم با ارزش آن زمان و با محاسبه قیمتش در این زمان به‏ مستمندان بپردازد، و یا مؤمنى درگیر و دار بدهى را از این گیر و دار نجات بخشد، چه با پرداختن بدهیش و یا با وسیله‏ اى دیگر که این‏هم آزاد کردن مؤمن دربند است.
 
و اگر بیمار، بیماریش تا رمضان دیگر ادامه یابد قضاى روزه از او ساقط نمى‏شود خصوصا در صورتى که در عدم بهبودیش مقصر باشد. زیرا «فَعِدَّةٌ مِنْ ایّامٍ أخَرَ» با اطلاقش زمان‏هاى سلامتى او را تا پایان عمر دربر دارد و روایات هم در نفى و اثبات متضاد است، و احتیاطا کفاره‏ اطعام هم اضافه‏ ی بر قضا واجب است.

 


نماز عید سعید فطر

آیت الله محمد صادقی تهرانیاللهم أهل الکبریاء و العظمة

و أهل الجود و الجبروت و أهل العفو
و الرحمة و أهل التقوی و المغفرة

الله اکبر، الله اکبر،
لا اله الا الله ُ و الله ُ اکبر،
و لله الحمد،
الحمد لله علی ما هدانا،
و له الشکر علی ما أولانا

بر مبنای فقه گویای قرآنی، نماز عید فطر و قربان واجب است. و واجب است که به جماعت خوانده شود که در این صورت دو خطبه بعد از آن هم واجب است. و در صورتی که به جماعت دسترسی نباشد بدون خطبه باید خوانده شود. و زمان آن تا قبل از ظهر است.

 

_________________________
پی نوشت: امام محمد باقر علیه السلام نقل فرموده اند: پدرم، علی بن الحسین علیهما السلام شب عید فطر را در مسجد می ماند و تا سپیده صبح به نماز و نیایش و تهجد می پرداخت و می فرمود: فرزندم ارزش این شب کمتر از شب قدر نمی باشد.

(۱): مطالبی که در بین (* و *) لابلای متن های مسائل رساله آورده شده است از ماست.

(۲): فی تبصرة الوسیلة: «والأحوط الاقتصار علی دفعها للفقراء المؤمنین وأطفالهم بل المساکین منهم وإن لم یکونوا عدولاً؛ ویجوز اعطاؤها للمستضعفین من المخالفین عند عدم وجود المؤمنین وإن لم نقل به فی زکاة المال، ویوزع الصاع بین المحتاجین إن لم یکن لکل صاع، ویجوز أن یعطی الواحد أصواعاً بل ما یغنیه إذا لم یکن هناک فقیر آخر، فلا یجوز أن یغنی فقیر و یُحرم آخر علی فقره. ویستحب اختصاص ذوی الأرحام والجیران وأهل الهجرة فی الدین والعفة والعقل وغیرهم ممن یکون فیه أحد المرجحات، و لا یشترط العدالة فیمن یدفع إلیه. نعم الأحوط بل الأقوی أن لا یدفع إلی شارب الخمر و المتجاهر بالمعصیة و الهاتک لجلباب الحیاء لیصرفه فی شرب الخمر وما أشبه من معصیة، وإلاّ فلا أحوط کما لا أقوی».

وفی تبصرة الفقهاء: «ولا یعطى الفقیر أقل من صاع إلا إذا إقتضت الحال ولا حد لأکثره بل له حد کما أسلفناه ویستحب إختصاص القرابة بها ثم الجیران شرطُ رعایة عزهم و مکانتهم أن تکون کهدیة أما هی من عطیات محترمة ویستحب للفقیر إخراجها إن أمکن إلى من هو أفقر منه وأسکن»


برچسب ها : نظرات فقهی و فقه گویا ،اخبار و اطلاع رسانی
احکام روزه در بیان آیت الله العظمی صادقی تهرانی
ارسال در تاريخ چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الذی لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر

به خود میگویم:
ماه رجب آمد و رفت... چه کردی؟!... شعبان را هم گذراندی و درک نکردی...

به خدا میگویم:
تو مهربانی، تو میدانی و میپوشانی... تو میشنوی... ماه رمضان از راه رسیده و من همچنان غافل از خویشتنم... مرا سعادتی عطا کن که در پایان این میهمانی پر برکت، توشه ای بردارم از حکمت و معرفت...

--------------------

ضمن تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان، تعدادی از فتاوای قرآنی
آیت الله صادقی تهرانی
(قدس الله تربته الزّکیّة) را پیرامون مسئله ی روزه
به نظر شما میرسانیم:

 سن تکلیف برای روزه

١- روزه‏ ماه مبارک رمضان بر مکلفان پسر و دختر بطور میانگین در سیزده سالگى واجب است.(۱)

اگر مکلفی در سن کم تر از سیزده سالگى توان انجام روزه را دارد بر او واجب است که روزه بگیرد. ولی کسی که سیزده سالش هم بگذرد و قدرت گرفتن روزه را نداشته باشد نه درحالت عسر و نه در حال حرج روزه بر او واجب نیست که «لا یکلف الله نفسا الا وسعها».

و بالاخره قانون کلى در روزه و هر عبادت بدنى واجب، علاوه بر داشتن تمکن عقلانى «که دیوانه یا صغیر نباشد» داشتن قدرت و تمکّن جسمانى و دیگر تمکن های مربوط به آن واجب، شرط اساسى است.

نیت

٢- روزه مانند هر عبادتى دیگر واجب است با نیت قربت باشد و نه نیتى دیگر و همین اندازه که از تو بپرسند در چه حالى بگویى براى خدا روزه دارم همین نیت قربت است و بس.

روزه مسافر

٣- روزه براى مسافران مانند دیگران در صورت امکان بدون عسر یا حرج واجب است.

سفر هم مانند مرض، که مورد استثنایى براى ترک روزه است، فقط به عنوان عسر و زیان موجب ترک روزه مى شود و بس.

پیوند سفر به‏ مرض بدین جهت است که سفرهاى گذشته با حالت روزه موجب مرض یا عسر و حرج مى‏ شده وگرنه هر سفرى ملحق به عسر و حرج نمى شود. و در سفرهاى کنونى چه بسا انسان از خانه ى خود هم راحت ‏تر است.

و مبناى این حکم آیه شریفه ى «یُریدُ اللّه‏ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُریدُ بِکُمُ الْعُسْرَ» (بقره، ۱۸۵) مى باشد که «خدا براى شما آسانى مى خواهد نه سختى»؛ بنابرین سختى در وطن مانع روزه و آسانیش در هر سفرى موجب روزه است. اصولاً مرض و سفر که عذرى براى روزه مقرر شده؛ تنها به علت حرج و یا عسرى است که در این دو حالت پیش مى آید، روى این اصل تنها در این دو حالت است که روزه واجب نیست. البته در صورتى که حرج یا عسر اختیارى نباشد، و یا در صورت اضطراریش توان و امکان برطرف کردنشان درکار نباشد.

مبطل نبودن آشامیدن آب و استعمال دخانیات در حالت اضطرار

۴- اگر در اثر بیمارى ویژه اى و یا گرمى استثنایى هوا فقط نیازمند به‏ آشامیدن آب است که تنها نیاشامیدن آب براى این بیمارى ویژه زیان آور و یا تنها طاقت فرسا است، فقط به اندازه رفع ضرورت مى تواند آب بیاشامد و روزه اش درست است و قضا هم ندارد. و همچنین در مورد افراد معتاد به ‏سیگار و یا تریاک و چیزهاى دیگر گرچه این اعتیادها کلاً حرام است و مصرف سیگار و مواد مخدر از نظر شرع ممنوع و حرام می باشد، در عین حال اگر اتمام روزه اش بستگى به مصرف این مواد دارد ؛ مى تواند فقط به‏ اندازه رفع ضرورت مصرف نماید و روزه اش را بگیرد.

کارهایی که موجب باطل شدن روزه می شوند و یا حرام اند

۵- این کارها به‏ دو بخش تقسیم مى شوند: یکى کارهایى که روزه را باطل مى کنند شامل عمل جنسى یا بیرون آوردن منى، خوردن و آشامیدن و کذب عمدى بر خدا و رسول، و بخش دوم کارهایى که تنها حرامند و روزه را باطل نمى کنند، مانند سر زیرِ آب کردن و اماله کردن و استعمال دخانیات که در عین حرام بودنشان در حال روزه دلیلى بر این‏ که روزه را باطل کنند در دست نیست.

باقی ماندن بر جنابت تا اذان صبح

۶- آیا عمل جنسى تا لحظاتى به طلوع فجر و اذان صبح مانده، و یا عمدا باقى ماندن بر جنابت تا اذان صبح روزه را باطل می ‏کند؟

قرآن کریم جنابت و عمل جنسى را هم چون خوردن و آشامیدن تا لحظه اى به طلوع فجر مانده حلال دانسته، و روایاتى هم از پیامبرصلی الله علیه وآله و ائمهعلیهم السلام در این مورد موافق آیه می باشد که این حکم را تایید مى کند، و روایاتى هم که برخلاف این حکم وارد شده چون مخالف با آیه و روایات دسته ى اول است و تناقضى درونى هم دارد قابل پذیرش نیست.

بنابراین جنب شدن نزدیک طلوع فجر و یا عمدا بر جنابت ماندن تا طلوع فجر هرگز نه روزه را باطل مى کند و نه حرام است. غسل حیض و نفاس و به ‏ویژه استحاضه هم محکوم به همین حکم است.

مبطل نبودن دود و غبار غلیظی که به حلق می رسند

٧- آن چه خوردنى و آشامیدنى است برحسب این نص قرآنى تعمدش روزه را باطل می کند، بنابراین اگر ریگى را ببلعد چیزى نخورده تا روزه‏ اش باطل شود، و اگر نخى را در دهان گذارد تا مثلاً با رطوبت آن سوزنى را نخ کند، و آن را با همان رطوبت مجددا داخل دهانش کند روزه اش باطل نیست، زیرا چیزى ـ به ویژه برونى را ـ نیاشامیده و روى این اصل ـ و به طریق اولى ـ داخل کردن هر دود یا غبارى در حلق موجب باطل شدن روزه نیست زیرا نه هرگز خوردنى است و نه آشامیدنى، به ویژه درباره ى دود و غبار اضافه بر اینکه دلیلى هم بر ممنوعیتش براى روزه نیست اضافه بر قرآن در خبرى معتبر هم حکم به تجویز شده است.

قضای روزه میت

٨- همانطور که قضاى نماز کسى پس از مرگش هرگز بر فرزند ارشد و کسان دیگر  واجب نیست، قضاى روزه هم‏، پس از مرگ بر عهده فرزند ارشد و یا دیگران نیست. و آیاتى مانند «و ان لیس للانسان الا ما سعى» (نجم، ۳۹) بر این حقیقت گواه اند.

کفاره ی روزه

٩- کفاره ى روزه در صورتى است که بدون عذر، روزه ى واجب را تعمداً ترک کند، و یا عمداً موجب باطل شدن روزه شود.

و کفاره روزه یکی از این سه مورد است: ۱- سیر کردن شصت تهی دست گرسنه ۲- روزه داشتن شصت روز پیاپى ۳- آزاد کردن مؤمنى که دربند است.

و اگر تعمدا کسی افطار به حرام کند (روزه ی خود را با عملی حرامی باطل کند)، علاوه بر روزه ی قضا، کفاره جمع نیز بر او واجب مى شود، و باید هر سه کفاره را انجام دهد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت ۱:
لازم می دانیم با توجه به رحلت فقیه قرآنی این فتوای قرآنی را نیز به نظر خوانندگان عزیز برسانیم که:

... از دیدگاه «فَیَتَّبِعُونَ اَحْسَنَهُ» تقلید ابتدایى از میِّتى که عالم‏ تر و باتقواتر در راستاى فقاهت است بر همه‏ مقلدان واجب است، اگر بدانیم که او بر تمامى مجتهدان زنده و مرده که ما مى‏ شناسیم برترى دارد. (چنان‏که صاحب حدائق از متأخران و آقایان حکیم، خمینى و خوئى، از معاصران به ‏آن تصریح کرده‏ اند که بقاى بر تقلید مرده‏ اى که نسبت به‏ زندگان اعلم و اتقا است کلاً واجب است گرچه در مسائلى که به‏ آنها عمل نکرده ‏اى... برای مطلب کاملتر رجوع کنید به اینجا.

پی نوشت ۲:

«ناداها (عیسی) بعد مَا دُفِنَتْ فَقَالَ یَا أُماهُ هَلْ تُرِیدِینَ أَنْ تَرْجِعِى إِلَى الدنْیَا قَالَتْ نَعَمْ لِأُصَلىَ لله فِى لَیْلَةٍ شَدِیدَةِ الْبَـرْدِ وَ أَصُومَ یَوْمـاً شَدِیدَ الْـحَر یَا بُـنَى فَـإِن الطرِیقَ مَخُوفُ»

 حضرت مریم سلام الله علیها بعد از آنکه توسط پسرش حضرت عیسی علیه السلام دفن شد در پاسخ به این سوال فرزندش که «مادر آیا دوست داری به دنیا برگردی؟» جواب می دهد: آری دوست دارم برگردم و در شب های بسیار سرد نماز بگزارم و در روزهای بسیار گرم روزه بگیرم که ای پسرم راه بسیار ترسناک و دلهره آور است.


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،نظرات فقهی و فقه گویا
انتخابات و انتخاب اصلح
ارسال در تاريخ شنبه ٦ اسفند ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

در این ابام بسیاری از دینداران به دنبال جوابی بر مبنای شرع و عقل به سوالات درباره انتخاب هستند؛ تا بتوانند در پیشگاه خدای سبحان و اهل بیت رسالت صلوات الله علیهم اجمعین سربلند باشد.

در این راستا بر آن شدیم تا دیدگاه فقیه قرآنی مرحوم آیت الله صادقی تهرانی «قدس سره» درباره انتخابات و انتخاب اصلح را برای یاران قرآنی بیان کنیم:

قبلا هم در پست «سیری در فتاوای فقهی، سیاسی، اجتماعی آیت الله صادقی» دو مسأله زیر خدمت شما ارائه شده بود:

۱۲۹- رأی و نظر دادنِ غیر متخصّص، در امری تخصّصی که سر رشته ای در آن ندارد، حرام است.

۱۳۰- در هر انتخاباتی ـ برای انتخاب اصلح ـ فقط رأی دادن متخصّص امین در همان امر خاص به متخصّص امینِ هم صنف آن متخصّص، جایز است.

ودر این پست قصد داریم که اطلاعیه ای که در سال ۱۳۸۶ توسط دفتر جامعة علوم القرآن صادر شده بود را خدمت دوستان ارائه کنیم. متن اطلاعیه اینجنین است:


هو الحق المبین

قرآن و انتخاب اصلح

از منظر فقه قرآنی، تنها راه منحصر در انتخاب فرد اصلح برای سامان دادن امور دینی یا دنیویِ مردم، رأی دادن متخصصِ امین در امری خاص، به متخصصِ امین در همان امر است که در حقیقت اکثریت آراء متخصصینِ با تقوا، معرّف شخص اصلح خواهد بود.

و بر اساس آیاتی از قرآن مجید، پیروان طریق فوق، هدایت یافتگان از جانب خدا و واجد عقل خالص هستند.

اقتباس مختصر از مباحث فقهی آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی.
«جامعة علوم القرآن» قم - اسفند ۱۳۸۶

دریافت تصویر اطلاعیه انتخاب اصلح


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،اخبار و اطلاع رسانی ،نظرات فقهی و فقه گویا
قبسی از حکمت قرآن
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

«شصت سال تفکر قرآنی» عنوان مصاحبه ای است که در هفته نامه ی سلام با آیت الله العظمی صادقی تهرانی(قدس الله تربته الزکیة) توسط آقای سجّاد واعظی (نویسنده، پژوهشگر، حافظ کل قرآن کریم و شاگرد قرآنی مرحوم آیت الله صادقی تهرانی) انجام گرفته است و این بار سایت «فقیه قرآنی» با ویرایش و تطببق آن با «بیانیه سال ۱۳۸۶ حضرت آیت الله صادقی تهرانی» آنرا با عنوان «قبسی از حکمت قرآن» در اختبار قرآن پژوهان گرانقدر قرار می دهد.

از آنجا که آغاز تفکرات قرآنی حضرت استاد علامه، آیة الله العظمی صادقی تهرانی «قدّس سره» از سن ۱۴ سالگی بوده است بنابراین تا هنگام مصاحبه حدوداً شصت و شش سال و تا پایان عمر قریب به هفتاد و یکسال در قرآن تدبر و تفکر نموده اند، هنیاً له عاش سعیداً و مات سعیداً.

این مصاحبه پربار حاوی «خلاصه مباحث فلسفی قرآنی در نقد فلسفه مرسوم حوزوی» می باشد که به سوالات زیادی پاسخ می دهد در باره مسائل مختلف فلسفی نظراتی نوین بر مبنای قرآن و سنت ارائه میدهد که حاصل عرضه کردن همه اقوال و نظرات بر کتاب خداست.

در این مصاحبه سوالاتی مانند ذیل پاسخ داده می شود:

* مگر درباره خدا - شکافنده (پدیده آورنده) آسمان ها و زمین - شکی است؟ پس شک های فراوانی که در طول تاریخ از جانب منکران در اصل وجود خدا شده، را چگونه پاسخ گوییم و چگونه با مفاد کریمه ی یاد شده سازگار خواهد بود؟

* شما برخلاف دیدگاه بسیاری از فلاسفه و حکمای اسلامی حقیقت «روح» را مادی می دانید و نه مجرد، حکمای مشّاء و اشراق بر این باورند که روح در بدو پیدایش مجرّد است. (رسالة الطّیر ابن سینا و اشارات وی) از سوی دیگر پیروان حکمت متعالیه (فلسفه صدر المتألهین) می گویند: روح «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» است. اما حضرتعالی بر این باورید که: ۱. روح «مادی الحدوث و البقاء» است. ۲. روح هر قدر تکامل یابد به حد تجرّد نمی رسد. ۳. نظرگاه ملاصدرا (انتقال روح از مادیت به سوی تجرد) را مستلزم تناقض می دانید: چگونه ممکن است روح با ماهیت حدوثش به مجرد مطلق تبدیل شود (فکیف إذاً بالامکان انتقاله عن مادیته الی تجرد، تحولاً لنقیض الی نقیض آخر) ۴. اختلاف میان جسم و روح را در شفافیت و کَدارت آن دو می دانید. روح شفاف تر، رقیق تر و لطیف تر است. در صورت امکان ضمن شرح آیه ی شریفه ی ۸۵ از سوره ی مبارکه ی اسراء در این باره توضیحاتی ارائه فرمایید؟

* در ادامه همین بحث، سؤال من این است که چه تفاوتی میان «خلق» و «امر» وجود دارد؟ چون کریمه ی (أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ) (سوره ی اعراف، آیه ی ۵۴) هر دو را مختصّ به خدا دانسته است؟

* از نظریات مهم کلامی و قرآنی شما، مسأله عدم خلود بی نهایت اهل نار (عدم جاودانگی در جهنم) می باشد، که در کتاب عقائدنا با عنوان «المخلدون فی النار و مشاکل الخلود اللانهایی» و همچنین در ذیل آیات متناسب با این موضوع در تفسیر شریف «الفرقان» صفحات زیادی را به خود اختصاص داده است. حضرتعالی اگرچه خلود و ابدیت را در مورد اصحاب الجنّة به معنای همیشگی و جاودانگی نعمت های بهشتیان و اهل فردوس می دانید، اما همین معنا را در مورد اهل نار صادق نمی دانید و تفسیر خلود (و ابدیت) به «بقاء لانهایی حقیقی در آتش دوزخ» را تفسیری ناصحیح می دانید. به راستی چه ایرادات و مشاکلی بر خلود الی غیر النهایةِ دوزخیانی که هرگز استحقاق ورود به بهشت را نداشته و ندارند وارد است و تفسیر شما از واژه های خلود و ابدیت چیست؟

* چرا نظرگاه ها و آراء علمی، کلامی، فلسفی و بویژه فقهی شما بسیار با دیگران متفاوت است. تحلیل حضرتعالی از اینهمه، اختلافات فقهی و سپس تا حدودی کلامی و فلسفی با دیگر فقها و دانشمندان اسلامی چیست؟

 ....

 متن کامل مصاحبه را مطالعه بفرمایید:

«قبسی از حکمت قرآن»

دریافت نسخه Size: (225 KB) - PDF

___________________
تولد وبگاه «انقلاب قرآنی| وبلاگ شاگردان راستین آیة الله العظمى دکتر محمد صادقى تهرانى» را به همه دوستان و یاران قرآنی تبریک گفته و حضورشان را در عرصه ارتباطات تبریک می گوییم. امید آنکه با تلاشی همه گیر و توفیقات و عنایات ربانی بتوانیم قدمی در راستای گسترش انقلاب قرآنی در همه عرصه ها برداریم و مقدمه ای باشیم برای ظهور مصلح حقیقی حضرت بقیة الله الاعظم «روحی و ارواح العالمین له الفداء و عجل الله فرجه».


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،مقالات، نقد و مصاحبه
شیوه برخورد قرآن با تحریف ، تشابه و نسخ
ارسال در تاريخ جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

مجله بینات در شماره های ۳۰ تا ۳۳ چهار مصاحبه ارزشمند و بسیار مفید و خواندنی را با فقیه قرآنی آیت الله العمظمی محمد صادقی تهرانی انجام داد که مطالعه آنرا به همه دوستان عزیز بدون هیچ مقدمه ای اکیدا توصیه می نماییم. از این چهار مقاله سه مقاله را قبلا خدمتتان ارائه کرده بودیم و امروز نیز مقاله چهارم را خدمت قرآن پژوهان و جویندگان حقیقت عرضه می کنیم:

بخش نخست: شماره ۳۰ تابستان ۸۰

قرآن تنها معیار در تفسیر
در گفتگو با آیت الله صادقی تهرانی

بخش دوم: شماره ۳۱ پاییز ۸۰

مبانی برداشت معصومانه از معارف قرآن
در گفتگو با آیت الله صادقی تهرانی

بخش سوم: شماره ۳۲ زمستان ۸۰

چگونگی خلافت آدم
در گفتگو با آیت الله صادقی تهرانی


بخش چهارم: شماره ۳۳ بهار ۸۱

شیوه برخورد قرآن با تحریف ، تشابه و نسخ
در گفتگو با آیت الله صادقی تهرانی


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،مقالات، نقد و مصاحبه
مبانی برداشت معصومانه از معارف قرآن
ارسال در تاريخ شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

قرآن کتاب هدایت، بیان، نور و حکمت است و مورد اعتصام و حبل الله است.

بر خلافِ خلافی که بسیاری گفته اند ؛ که قرآن قابل فهم نیست ؛ بر جمیع مسلمین ؛ به امر کتاب خدا و رسول الله و اهل بیت معصومینش علیهم السلام ؛ تدبر و تفکر در قرآن واجب عینی است. و بایستی که آن حبل الهی را درآویزیم، در همه ابعاد محور اصلی کار خویش قرار دهیم، در فهم، تفکر، علم، دین، عرفان، فقه، ادبیات، منطق، اصول و همه و همه ی عرصه ها ! وگرنه قدم در بیراهه گذاشته ایم و ثقل اکبر را از دست داده ایم. چیزی که در طول ۱۴ قرن سران استکبار و طاغوت و شیاطین توانسته اند مسلمین را تا حد زیادی از آن دور نگه دارند و عصر غیبت و محرومیت بشریت را رقم رنند.

و وا اسفا که در این بین عده ای با توجیه دفاع از ثقل اصغر، ثقل اکبر را رها کرده اند و از شیعه بودن فقط نامش را یدک کشیده اند که شیعه بی قرآن، از شیعه بودن چیزی ندارد. مگر نه اینست که اهل بیت رسول علیهم السلام، معدن الرسالة و محبط الوحی اند و اینها اولین و بارزترین صفاتشان است. و حاصل رسالت رسول وحی است و سنتش که بر مبنای وحی است، و پاسدارانش علی و زهرا و اولاد کرامش علیهم السلام اند. پس کسانی که قرآن را رها کرده اند و آن را با نظرات باطلشان چون «ظنی الدلالة» بودن از کار انداخته اند اصل رسالت رسول را نفی کرده اند و در صحنه محشر مورد شکایت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اند که :

«وقال الرسول یارب إن قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا»

امید آنکه با همه گیر شدن انقلابی قرآنی در همه ابعادش، وعده حتمی الهی ؛ هرچه زودتر محقق گردد که:

﴿وَ نُریدُ أن نَّمُنَّ عَلَى الّذینَ استُضعِفُوا فِی الأرضِ وَ نَجعَلَهُم أئِمَةً
وَ نَجعَلَهُمُ الوَارِثینَ
(قصص/۵)

و این مقاله شریف که حاصل مصاحبه مجله بینات با آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی در پاییز سال ۱۳۸۰ می باشد به مبانی برداشت صحیح و معصومانه از قرآن و معارف روشن و روشنگرش می پردازد.

در این مقاله به سؤالات و مباحثی چون ذیل پرداخته شده است:

- روش استفاده و بهره گیری از مفهوم واژه ها
- آیا روایات مخصّص و یا مقیّد اند ؟
- تفسیر به رأی
- تکیه به سند روایات ؟!
- استفاده قرآنی از عهدین در تفسیر قرآن
- علم خدا ، عصمت پیامبران ، مجرّد بودن و مادّی بودن ملائکه
- قرائات قرآن یا قرائت واحد ؟!
- تحریف، اسرائیلیات
- تفسیر علمی


متن کامل مقاله را مطالعه بفرمایید:

مبانی برداشت معصومانه از معارف قرآن
در گفت و گو با آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،مقالات، نقد و مصاحبه ،نظرات فقهی و فقه گویا
قرآن تنها معیار در تفسیر
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

نشستن در محضر عالمان و هم سخنی با آنان و استفاده از تجربیّات گرانبهای آنان ، بسیار مغتنم و به یاد ماندنی و گاه شور آفرین است ، به ویژه عالمانی که همراهی و همدلی با قرآن گرامی را از دوران نوجوانی و جوانی فراروی خود داشته اند و لحظه ای از این اُنس غفلت نکرده اند و همواره کوشیده اند نماد علمی و عملی آیات قرآن باشند .

آیت اللّه دکتر محمّد صادقی تهرانی ـ از عالمان و دین باوران معاصر، که سالیانی است در کنج تنهایی و عُزلت به پژوهشها و نوآوریهای خود در زمینة قرآن و معارف آن پرداخته اند ـ از جمله کسانی است که هم صحبتی با آن بزرگوار ، سختی را از تن انسان بیرون می کند و روح تلاش و پرکاری به آدمی می بخشد .

سخنان این عالم استاد دیده و اُنس و الفت آن بزرگوار با قرآن کریم ، انسان را به یاد سخن گهربار امام سجّاد علیه السّلام می اندازد که فرمود : اگر همة مردم که ما بین مشرق و مغرب هستند ، بمیرند ، من از تنهایی هراس نکنم ، مادامی که قرآن با من باشد . ( کافی ، ۲ / ۶۰۲ )

آری این عالم بزرگوار و مفسّر سختکوش قرآن که در زمان معاصر به تفسیری بدیع از جهت محتوا و سبک دست زده است و « الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنّة » را ابداع کرده است ، از هر دری که با او سخن می گویی ، به قرآن ختم می شود .

در این نشست طولانی که چندین جلسه مصاحبت و همدلی یاران بیّنات(*) را به همراه داشت تقریباً به تمام زوایای زندگی علمی و اندیشه های قرآنی ایشان پرداخته شده ، که در چندین بخش از نظر شما خوانندگان گرامی می گذرد .

امید آنکه تجربیّات عالمان و مفسّران ، گامی در راه شناخت قرآن کریم و عمل به این کتاب بزرگ الهی باشد . ان شاء الله .

بیّنات: حضرت آیت اللّه صادقی ، ضمن تشکّر از فرصتی که در اختیار ما نهادید ، در ابتدا ...

متن کامل مقاله را مطالعه بفرمایید:

قرآن تنها معیار در تفسیر
در گقتگو با آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی

__________________
(*) این متن عینا طلیعه مجله بینات شماره ۳۰ سال ۱۳۸۰ است که مقاله قرآن تنها معیار در تفسیر در آن شماره از مجله قرآنی بینات به چاپ رسیده است. این متن را پژوهشگر ارجمند و کارشناس ارشد علوم قرآنی جناب مهدی یاقوتیان پس از ویرایش و استخراج مصادر در اختیار سایت «فقیه قرآنی» قرار داده است.


برچسب ها : نظرات فقهی و فقه گویا ،مقالات، نقد و مصاحبه ،انقلاب قرآنی
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه
ارسال در تاريخ شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

والذین اجتنبوا الطاغوت ان یعبدوها وانابوا الی الله لهم البشری
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه
اولئک الذین هداهم الله واولئک هم اولوا الالباب (زمر، ۱۷، ۱۸)

روز گذشته متوجه شدیم که مقاله منتشر شده در پست قبلی سایت فقیه قرآنی موجبات عصبانیت عده ای از دوستان را فراهم آورده است که از تریبون یک سایت قرآنی با ادبیاتی غیر قرآنی - متأسفانه - اقدام به نشر تهمت هایی علیه پیروان مکتب انقلاب قرآنی نموده اند.

از آنجا که شیوه برخورد سایت فقیه قرآنی حتی با مخالفان خود همواره - بحمدالله - بر مبنای قول نیکو و دوری از تهمت زدن ها و هتاکی کردن ها بوده است (شاهد این سخن در بخش نظرات سایت فراوان به چشم میخورد) و عقیده دارد که پرده دری و هتاکی از صفات ناپسند بوده و مقتضای ایمان به خدای سبحان و کتب آسمانی و پیامبران الهی و اوصیای آنها(ع) نمی باشد، در این مقطع حساس نیز از مسلمانان عزیز دعوت به عمل می آوریم که همگی آیات ۱۷ و ۱۸ سوره زمر را سرلوحه قرار دهیم و فارغ از هر سیاه نمایی و تهمت، با مطالعه دقیق مقاله مذکور حق را از باطل تشخیص داده و احسن القول را که خدای سبحان خواسته است پیروی کنیم.

در نهایت باز هم عزیزان همراه را به خواندن مقاله اخیر سایت فقیه قرآنی راجع به رفع شبهه اجماع و شهرت و خبر واحد دعوت میکنیم، و منتظر جواب علمی و منطقی از سوی منتقدان عزیز هستیم.

شرح بیانیه صاحب تفسیر الفرقان «آیت الله صادقی تهرانی»
درباره اجماع، شهرت، خبر واحد

(122 KB) PDF دانلود نسخه


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،مقالات، نقد و مصاحبه
مهم : شبهاتی پیرامون اجماع، شهرت، خبر واحد
ارسال در تاريخ جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

 در پی انتشار مجدد متن اسکن شده بیانیه مهم فقیه قرآنی، حضرت آیت الله العظمی صادقی تهرانی «قدس سره»، منتشر شده در سال ۱۳۸۶ ؛ پیرامون  اجماع، شهرت و خبر واحد، شرحی درباره آن بیانیه از سوی یکی از شاگردان برجسته ایشان، به درخواست سایت «فقیه قرآنی» تهیه شده است که ذیلا به ملاحظه دوستان قرآنی می رسد:

 شرح بیانیه صاحب تفسیر الفرقان «آیت الله صادقی تهرانی»
درباره اجماع، شهرت، خبر واحد

(122 KB) PDF دانلود نسخه

موضوع بحث راجع به اجماع و شهرت و روایت از دیدگاه «فقه گویا» و فقیه مصلح قرآنی آیت الله صادقی تهرانی است.

در ضمن بیانیه مذکور را قبلا در آدرس زیر خدمت قرآن پژوهان ارائه کرده بودیم:

روش فقهی آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی

تصویر اطلاعیه مهم جامعة علوم القرآن
در رفع شبهه از مباحث نظری پیرامون اجماع، شهرت
و روایت (متواتر، متظافر، خبر واحد)


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،مقالات، نقد و مصاحبه
هلال ماه شوال، عید سعید فطر، زکات فطره یا فطریه
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو * یادم از کِشته خویش آمد و هنگام درو

اللهم بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیداً و لمحمد صلی الله علیه و آله ذخراً و شرفاً و کرامةً و مزیداً أن تصلی علی محمد و آل محمد و أن تدخلنی فی کلّ خیر أدخلت فیه محمداً و آل محمد و أن تخرجنی من کلّ سوء أخرجت منه محمداً و آل محمد صلواتک علیه و علیهم اجمعین

ضمن عرض سلام و تهنیت به همه مسلمانان عالم به مناسبت حلول عید سعید فطر

لازم دانستیم نکاتی راجع به هلال ماه شوال امسال و روز عید سعید فطر خدمت دوستان عرض کنیم.

در ابتدا این فتوای فقیه مصلح قرآنی آیت الله صادقی تهرانی که:

اجماع منجمین مبنی بر عدم امکان رؤیت هلال ماه نو حجت است

به این معنی که اگر از نظر علمی دانشمندان علم نجوم بگویند که در فلان شب هلال ماه نو رؤیت پذیر نخواهد بود بنابرین یقین حاصل می شود که فردای آن شب ماه جدید قمری آغاز نمی شود.

و این اتفاق امسال رخ داده است. با بررسی که انجام دادیم منجمین و کارشناسان علم نجوم اتفاق نظر داشتند که با توجه به ساعت مقارنه ماه و عمر کم هلال در شب سه شنبه (حدود ۱۲ ساعت)، رؤیت هلال ماه نو با چشم مسلح و غیر مسلح امکان پذیر نبوده است بنابرین یقینا امروز سه شنیه عید فطر نبوده و ان شاء الله با رؤیت هلال ماه نو در امشب، فردا چهارشنبه ۹ / ۶ / ۱۳۹۰ عید سعید فطر خواهد بود.

 

 

راه ثبوت هلال اول ماه

به نقل قول از رساله توضیح المسائل نوین

مسأله ى ۳۹۹ ـ دیدن هلال، و یا اطمینان به قول کسانى که ادعاى دیدن آن را کرده اند، و یا حکم حاکم عادل شرع، و یا گذشتن سى روز از شعبان، این ها همه گواه بر اول ماه است، و دیدن هلال در انحصار چشم عادى نیست، که چشم مسلح یا محاسبات نجومى نیز همین حکم را دارد زیرا شهر رمضان در قرآن در صورت آگاهى کامل بر آغاز و انجامش مى باشد که از هر راهى باشد درست است و حدیث «صُمْ لِلرُّؤیِة وَ أفْطِر لِلرُّؤیَةِ» رؤیت را در انحصار وسیله اى خاص ننهاده، بلکه اگر دیدى یا دیده شد به هرگونه و به هر وسیله اى که با آن مى توان هلال ماه را دید و یا دانست کافى است، و در جمع تنها با دانستن این که اول ماه است روزه هم واجب مى شود چه با چشم غیر مسلح و عادى یا مسلح یا با تلسکوپ و یا با تولید نجومى قمر به وسیله ى ژئوفیزیک در صورتى که امکان رؤیت با نبودن موانعى سطحى باشد.

بنابراین تلسکوپ که از بهترین وسایل دیدن ماه است راه را براى اثبات اول ماه براى همگان باز و آسان مى کند، و جلوى همگى اختلافات را در افق دیدارش مى گیرد، که اگر این مسأله مورد توجه و عمل قرار گیرد، دیگر همه ساله شاهد چند عید فطر و چند نماز عید ـ در یک افق ـ نخواهیم بود.

مسأله ى ۴۰۰ ـ میزان در دیدن هلال همان افقى است که شما در آن هستید، و نفى یا اثبات افقهاى دیگر براى شما کافى نیست. (*به عنوان مثال افق مکه مکرمه دست بالا یک روز از ایران جلوتر است*)

 

نماز عید سعید فطر

آیت الله محمد صادقی تهرانیاللهم أهل الکبریاء و العظمة

و أهل الجود و الجبروت و أهل العفو
و الرحمة و أهل التقوی و المغفرة

الله اکبر، الله اکبر،
لا اله الا الله ُ و الله ُ اکبر،
و لله الحمد،
الحمد لله علی ما هدانا،
و له الشکر علی ما أولانا

بر مبنای فقه گویای قرآنی، نماز عید فطر و قربان واجب است. و واجب است که به جماعت خوانده شود که در این صورت دو خطبه بعد از آن هم واجب است. و در صورتی که به جماعت دسترسی نباشد بدون خطبه باید خوانده شود. و زمان آن تا قبل از ظهر است.

 

 

زکات فطره یا فطریه

و از آنجا که بسیاری از همراهان عزیز و مقلدان مرجع عالیقدر جهان تشیع آیت الله صادقی تهرانی «قدس الله تربته الزکیة» از میزان و چگونگی زکات فطره از ما سؤال کرده اند لذا مطالعه دقیق مسائل ذکر شده در ادامه متن از رساله توضیح المسائل نوین را پیشنهاد می کنیم.

مسأله ى ۴۸۵ـ فطریه برعهده ى هر مسلمان مکلفى است که مخارج سالیانه و ماهیانه و یا روزانه اش را دارد، چه روزه رمضان را گرفته باشد یا نه، چه با عذر نگرفته و چه بى عذر، در هر صورت فطریه ى خود و کسانى را که برعهده ى اویند باید بپردازد.

مسأله ى ۴۸۷ـ اندازه ى فطریه عبارت است از سه کیلوگرم از قوت غالب خودش و عیالش که اگر بیشتر برنج مى خورد برنج است و اگر گوشت مى خورد گوشت و بالاخره آن چه غالبا مصرف مى کند، که اگر غالبا مخلوطى از برنج و گوشت و نان و... است سه کیلوگرم از این مخلوط را بایستى فطریه بدهد، و اگر قوت غالبى ندارد، که تعدادى از غذاها را یکسان مصرف مى کند، همان تعداد را بایستى منظور کند و بالاخره «مِنْ أوْسَطِ ما تُطْعِمُونُ أهْلیکُمْ» (سوره ى مائده، آیه ى ۸۹) گرچه موردش کفاره ى قسم است، ولکن برمبناى مناط یگانه ى اصلى کلى ـ اضافه بر دلالت این آیه ى شریفه ـ روایاتى هم در این زمینه دالّ بر این مطلب است.

(* و طبق بررسی مختصری که انجام دادیم مقدار زکات فطره امسال (۱۳۹۰) برای سطوح متوسط جامعه چیزی بین ۵ تا ۱۰ هزار تومان خواهد بود که خود افراد باید محاسبه دقیق آن را با توجه به متوسط قیمت غذایی که در سه وعده و طول یک ماه مصرف می کنند محاسبه نمایند *)

مسأله ى ۴۸۶ـ آن چه موجب پرداختن فطریه ى دیگران است این است که آن ها معمولاً از نظر مخارجشان زیر پوشش شما باشند و بنابه روایت من تعول کسى که عائله ى شما بحساب آید، که میهمانان بى نیاز را هرگز شامل نیست ، و این جا اصل زکات فطره خود شما و کسانى که از عیالات و زیر پوشش شما هستند بر شما واجب مى باشد و دیگر هیچ، که اگر بى نیازى مدتى هم میهمان شما باشد زکات فطره اش بر شما نیست، و اگر نیازمندى شب عید فطر نزد شما میهمان باشد فطریه اش بر شما واجب است چه از نفقه خواران همیشگى شما باشد یا نباشد مشروط با این که قدرت پرداخت فطریه او را داشته باشى والاّ اگرنه شما و نه مهمان شما هیچ کدام تمکّن مالى ندارید زکات فطره بر هیچ کدام واجب نیست و اگر نفقه خوار شما شب عید فطر میهمان شما نباشد هر کجا باشد هم چنان فطریه اش بر شما واجب است.

شرط هایى که در دهنده فطریه است درباره ى کسانى که فطریه آن ها را باید بدهى نیست که نه عاقل بودنشان شرط است و نه مکلف یا حتى مسلمان بودنشان خصوصا در صورت توجه دادن به اسلام که زیر پوشش المؤلفة قلوبهم اند.

مسأله ى ۴۸۸ـ فطریه ى یک نفر حداقل بایستى به یک نفر داده شود، و مصرف زکات فطره همان مصرف زکات معمولى است، و چنان که در میان خویشان و بستگانش مستمندانى به خصوص آبرومند باشند حق تقدم با آن ها است.

مسأله ى ۴۸۹ـ در زکات عمومى و زکات فطره لازم نیست به گیرنده گفته شود زکات است و بلکه در صورتى که اهانت باشد جایز هم نیست و کافى است به صورت هدیه و به نیت زکات بپردازد و خویشاوندان آبرومند مستمند بر دیگران تقدّم رُتْبى دارند.

(* بنابرین اولیت بر این است که افراد زکات فطریه را به فامیل، نزدیکان، همسایگان و آشنایانی که نیازمندند به هر شکلی که ممکن است و حتی در قالب هدیه پرداخت نمایند *)

_________________________
پی نوشت ۱: مطالبی که در بین (* و *) لابلای متن های مسائل رساله آورده شده است از ماست.

پی نوشت ۲: امام محمد باقر علیه السلام نقل فرموده اند: پدرم، علی بن الحسین علیهما السلام شب عید فطر را در مسجد می ماند و تا سپیده صبح به نماز و نیایش و تهجد می پرداخت و می فرمود: فرزندم ارزش این شب کمتر از شب قدر نمی باشد.


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،نظرات فقهی و فقه گویا
نمودار نماز و روزه مسافران!
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

 با سلام خدمت همه دوستان.

بدون مقدمه این نموداری است که در کتاب نماز و روزه مسافر تألیف آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی راحع به وضعیت نماز و روزه در سفر و حضر درج شده است:

 


برچسب ها : نظرات فقهی و فقه گویا
چگونگی خلافت آدم (علیه السلام)
ارسال در تاريخ جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

در تفسیر شریف الفرقان بدایع و نکات ناب و بی نظیر بسیار است!

بدون مقدمه خاصی دعوت می کنم مقاله زیر را که در مجله بینات، زمستان ۱۳۸۰ به چاپ رسیده است، مطالعه نمایید:

«چگونگی خلافت آدم در گفت و گو با آیت الله صادقی تهرانی»

(735KB) PDF دریافت نسخه


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا
تقلید از چه کسی ؟
ارسال در تاريخ یکشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الذی هو اعلم بالمهتدین

با توجه به اینکه پس از رحلت جانسوز فقیه قرآنی، دوستان بسیاری از ما درباره مسئله تقلید سؤال می کنند و می خواهند بدانند که پس از ایشان به چه کسی باید رجوع کنند، در اینجا چند حکم اساسی تقلید را از رساله خود ایشان بیان نموده و توضیحاتی ارائه خواهیم کرد:

مسئله ٣ از باب اجتهاد و تقلید - «تقلید» به‏ واژه‏ برترش «اِتّباعِ احسن‏ القول»: پیروى از بهترین سخن پیرامون احکام شرعیه است برحسب آیه‏ کریمه‏: «فَبَشِّرْ عبادِ. الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ أولئکَ ‏الَّذینَ هَداهُمُ‏ اللّه‏ وَ أولئکَ هُمْ أولُوا الألْبابِ»(سوره‏ زمر، آیه‏ 18) «پس به‏ بندگان من نوید ده، آنان که سخن[حق] را با کوشش و کاوش به‏گوش [دل] مى ‏شنوند و بهترینش را پیروى مى‏ کنند، اینانند کسانى که خدا هدایتشان کرده و هم اینان خردمنداند».

مسئله ١۴ از باب اجتهاد و تقلید - «تقلید» و به‏ عبارت بهتر و زیباتر «اتّباع از اَحْسَن ‏القول»، تنها پیروى از بهترین نظرات فقیهان متعهد است و فقط بدلیل این ‏که این فتاوا بهتر و به ‏حقیقت نزدیک‏ تر است، مورد اتباع مى‏ باشد،که اگر صاحب این نظر زنده یا مرده باشد، بالغ و یا نابالغ، مرد یا زن یا...  در هر شرائطى که برشمرده‏اند باشد یا نباشد، تنها اعلم و اتقى بودنش شرط است و دیگر هیچ، که فقط همین راه سالم‏ ترین و مطمین‏ ترین راه انتخاب براى بهترین رأى مى ‏باشد، و تنها همین اساس بایستگى و لزوم این پیروى است.

مسئله ١۵ از باب اجتهاد و تقلید - روى این اصل از دیدگاه «فَیَتَّبِعُونَ اَحْسَنَهُ» تقلید ابتدایى(١) از میِّتى که عالم‏ تر و باتقواتر در راستاى فقاهت است بر همه‏ مقلدان واجب است(٢)، که او بر تمامى مجتهدان زنده و مرده که ما مى‏ شناسیم برترى دارد. (چنان‏که صاحب حدائق از متأخران و آقایان حکیم، خمینى و خوئى، از معاصران به ‏آن تصریح کرده‏ اند که بقاى بر تقلید مرده‏ اى که نسبت به‏ زندگان اعلم و اتقا(٣) است کلاً واجب است گرچه در مسائلى که به‏ آنها عمل نکرده ‏اى)

همچنین دفتر آیت الله العظمی صادقی تهرانی، خلاصه ای از تعدادی فتاوای مهم ایشان در مسائل مختلف را با عنوان «سیری در فتاوای فقهی، سیاسی و اجتماعی آیت الله صادقی تهرانی» منتشر نموده که در باب اجتهاد و تقلید نیز حاوی مطالب مختصر و ارزشمندی است. مطالعه این جزوه را به همه دوستان توصیه می کنیم.

و من الله التوفیق

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(١): وجوب تقلید ابتدایی از مجتهد میّت، ولی اعلم و اتقا به این معنی است که اگر شخصی با مطالعه و تحقیق به عالم تر و باتقواتر بودن مجتهدی پی ببرد که از دنیا رفته، مادامی که مجتهدی عالم تر و با تقواتر از وی را نیافته است، بر آن شخص واجب است از همان مجتهد -با اینکه در قید حیات نیست- تقلید کند. (البته در احکامی که آن مجتهد به آنها فتوا داده است)

(٢): چه رسد به کسانی که قبل از فوت آن مجتهد اعلم و اتقا و در زمان حیاتش هم بر تقلید از ایشان بوده اند.

(٣): منظور از تقوا به عنوان شرط اساسی برای اجتهاد یعنی اینکه مجتهد در بیان حکم خدا مصلحت گرا و محافظه کار نباشد، که بی انصافی است اگر نام آیت الله صادقی را به عنوان نمادی برجسته برای این ویژگی بسیار مهم در اینجا ذکر ننماییم. نمونه بارز این ویژگی را در حکمی که ایشان پیرامون شرایط رأی دهندگان در مسائل مختلف نظام  اسلامی(خبرگان، ریاست جمهوری و ...) صادر کرده اند میتوان ملاحظه کرد. پس اتقا یعنی کسی که از بین تمامی فقها در بیان احکام خدا نترس تر و حق محورتر باشد.


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،نظرات فقهی و فقه گویا
قرآن، با قرائت واحد، یا قرائت های مختلف ؟!
ارسال در تاريخ یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٩ توسط محمّد طاها

« بسم الله الذی جمع القرآن و علیه قرءانه »

یکی از بحث های مطرح در بین مسلمانان، بحث «قرائات قرآن» به معنای خواندن کلام الله به شیوه ها، سبک ها و لحن های مختلف است، تا جایی که گاهی  می بینیم آنچه خوانده می شود با نص آیه همخوانی ندارد! نکته ی قابل توجه آنست که هر چند خواندن قرآن به شیوه های مختلف و نیز شنیدن تلاوت آن به شیوه های مختلف ممکن است ظاهرا دلنشین باشد اما باید ببینیم آیا این سبک های متفاوت برای قرائت قرآن ریشه ای قرآنی دارد یا خیر ؟!

برای رسیدن به پاسخ این سوال مقاله ای پیرامون این موضوع، از مرجع عالیقدر، دکتر صادقی تهرانی که در زیر آورده شده است را می خوانیم :

ادامه مطلب...


بسم الله الرحمن الرحیم

چرا قرائات قرآن؟!

درباره ی ضرورت طردِ فنونِ قرآئات در برابر یگانه قرائت فوق حدّ تواتر قرآنِ موجود نزد مسلمانان جهان، در این سطور سخن با آن دسته از برادران و خواهران ایمانی است که در تلاشند قرآن را با الفاظی دیگر که در متن آن نیست، قرائت کنند!! در حالی که قرآن می فرماید: ﴿انّا نحن نزّلنا الذّکر و انّا له لحافظون (حجر،٩) در این آیه چنان که مشاهده می شود، خدای تعالی با ده لفظ ذیل: ﴿ان، نا، نحن، نزّل، نا، ان، نا، له، ل، حافظون تأکید نموده است که قرآن را خودش حفظ خواهد فرمود و در مورد هیچ یک از کتب آسمانی چنین تأکیدی بکار نبرده است. بنابرین قرآن، همان گونه که به پیامبر گرامی نازل شده بی کم و کاست در دسترس همگان است. ما به نحوه حفظ آن کاری نداریم و بحث تاریخی هم نمی کنیم، زیرا جز هدر رفتن اوقات خود و شما فایده ی دیگری ندارد، تنها برای رفع اختلاف برخی از مسلمانان درباره ی قرآئتِ قرآن، با دقّت و تدبّر بیشتری در قرآن، به آیه ی 18 و 19 سوره ی قیامت نظر می افکنیم:

﴿إنّ علینا جمعه و قرآنه. فإذا قرأناه فأتبع قرآنه
محققاً تنها بر ماست گردآوری قرآن و [شیوه ی] خواندنش، پس هنگامی که آن را خواندیم در نتیجه پیروی کن خواندنش را

در اینجا بسیار واضح و روشن است که ضمیر ﴿هُ در ﴿قرأناه  تنها به یک قرآئت اشاره می کند نه به چند قرائت، و گرنه، باید آیه این گونه نازل می شد: «فإذا قرأناه بقرائاته المختلفه فاتّبع قرائآته»!! اینجا پس از تأملی مختصر، می بینیم که خدای متعال در این آیه فرموده است:

﴿فإذا قرأناه فأتبع قرآنه : پس هنگامی که آن قرائت واحد را بر تو خواندیم، پس همان قرائت و خواندن واحد را پیروی کن!

و نفرموده است که «قرائات گوناگون و متعددش را پیروی کن». اگر خدای متعال اراده کرده بود که از چندین قرائت پیروی شود، آیه را این گونه نازل می فرمود: «فاتّبع قرائآتِه»!!

از بحث گذشته دریافتیم که نحوه ی قرائت قرآن، تنها یک گونه است نه چند گونه!! و آن هم تنها به وسیله ی قرآنی که خدای تعالی، خود آن را حفاظت فرموده و در دسترس مردم قرار داده، میسّر است؛ و نام این قرائت قرآن نیز «قرائت به روایت رسول الله  صلی الله علیه و آله و سلم از خدای متعال» است، اگرچه به نامی دیگر مشهور شده؛ ولی خدای سبحان با حفص و عاصم، قرآن و قرائتش را حفظ نکرده، بلکه با قدرت لایزال خویش، خود محافظ قرآن و نحوه ی قرائت آن بوده و خواهدبود.

حال اگر پرسیده شود: پس قرائآت دیگر چیست؟

ما با سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پاسخ می دهیم، زیرا به هنگام ایراد خطبه ای در سرزمین مُنا بنا بر نقل متواتر شیعه و سنّی، چنین فرمود: «ایّها النّاس ما جائکم عنّی فَوافقَ کتابَ الله فأنا قلته، و ما جائکم یُخالفُ القرآن فلم أقله» (بحار الانوار،ج2، باب29، ح29). رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ای مردم! آنچه آمد شما را از طرف من که موافق کتاب خدا بود، پس من آن را گفته ام و آنچه آمد شما را [که] مخالف قرآن است، پس من آن را نگفته ام.

اکنون به دستور پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) عمل می کنیم و قرائآت اختلافی همچون قرائت: نافع، ابن کثیر، حمزه، کسائی، ابوعمرو، ابن عامر، خَلَف، یعقوب، یزید مخزومی، قالون و ...! و یا روایاتی که به جای ﴿مالِک، «مَلِک»! را هم در سوره ی حمد مورد تأیید قرار داده، و یا روایاتی دیگر همانند این روایت که در لفظ و یا معنا با قرآن متواتر مخالف است، کلاً با قرآن محک زده و همه ی اقوال یاد شده را به قرآن عرضه می داریم و چون مخالف قرآن می باشند، آن ها را ردّ می کنیم.

و اگر گفته شود که شما قرائت حفص را محور قرار داده اید و سایر قرائآت را ردّ می کنید، پاسخ این است که: اولاً قرائت منسوب به حفص، قرائت متواتر قرآنی از رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ ثانیاً این قرائت تنها از حفص هم نرسیده،  بلکه از عموم مسلمانان و حافظانی که در حفظ قرآن و نقل سینه به سینه ی آن تلاش کرده اند نیز رسیده است، گرچه نامی از سایر حافظان و قاریان متواتر در میان نیست، ولی در اصل، برحسب نقل متواتر این قرائت از رسول گرامی و ائمه ی اهل بیت او(صلوات الله علیهم اجمعین)، وارد و تصدیق شده است. پس این قرائت متواتر قرآنی، چه به کسی نسبت داده شود و یا هرگز منسوب به کسی نباشد، به دلیل تواتر فوق تصور آن، همان قرائت اصلی قرآنی است.

ثالثاً قرائت های دیگر نه تنها بین خود اختلاف، تناقض و تضادّ دارند، بلکه حتی آیات خود قرآن را نیز با آیات دیگر دارای تناقض نشان می دهند، با این که در قرآن هیچ تناقض و تضادّی نیست. بنابرین در قرائآت مختلف قرآنی، افزون بر اختلاف لفظی، تضاد معنوی نیز هست و این خود سر از تضاد وحیانی قرآن برون آورده و آن را از حجیت و قاطعیت می اندازد که برخلاف صیانت کلی ربانی نسبت به قرآن از نظر آیاتی چند است.

ذکر این نکته نیز لازم است که اگر کتاب خدا، آن هم با یک قرائت، برای مردم مجهول باشد و بر فرض محال، قرآن چندین قرائت داشته باشد، قاعده ی "عرض اقوال و اخبار بر کتاب" نیز مفهومی نخواهد داشت و کاری است عبث که هیچگاه به نتیجه نمی رسد، یعنی عرض منقولِ از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و نیز عرض بقیه ی اقوال بر قرآن با قرائآت مختلف به ویژه از نظر اختلاف معنوی، بی ثمر خواهد بود.

بنابرین فقط عرض بر یگانه قرائتِ موجودِ قرآن که همان قرائت رسالتی که فوق حدّ تواتر است، نتیجه بخش می باشد و این قرائت یگانه در میان میلیاردها مسلمان در طول تاریخ اسلام تا عصر حاضر وجود داشته و تا قیامت نیز همین یک قرائت محفوظ خواهد بود و مسلمین آن را نسل به نسل به یکدیگر انتقال می دهند و به اتفاق کل مسلمین هرگز تحریفی به عنوان زیاد شدن لفظ یا آیه ای در آن راه نیافته و نخواهد یافت؛ و چنانکه بیان شد، خدای متعال خود، امر حفظ آن را به عهده گرفته است؛ بنابرین بسیار واضح است که آن روایات و قرائآت چندگانه ی مذکور: دروغ، جعل، کذب و تهمتی ناشایسته نسبت به رسولِ صادقِ اسلام است.

زیرا: قرائآت مختلف در بسیاری موارد، تضادّ و تناقض در معنای آیات به وجود می آورند، مثلاً آیا ﴿مِن در آیه ی 24 سوره ی مریم، موافق با "مَن" است؟! و یا معنای ﴿لِاَهَبَ در آیه ی 19 همان سوره، مخالف با "لِیَهَبَ" نیست؟! اینها که در لفظ با یکدیگر متفاوتند، از نظر معنا هم از زمین تا آسمان با هم فرق دارند و حتی چنانکه ملاحظه می شود بعضی از قرائآت، تمسخر قرآن است؛ مانند اینکه به جای ﴿جِئتَ شیئاً در آیه ی 27 سوره ی مریم معاذالله می گویند: "جیشیّاً"!؟ یا به جای ﴿قالَ ربُّکدر آیه ی 21 از این سوره، معاذالله می گویند: "قارَّب‍ُک"!؟

واقعاً به جای خنده باید گریست بر این ظلمی که بر قرآن می شود، ببینید کار مسلمانان به کجا رسیده است که به جای تدبّر در قرآن ﴿أفلا یتدب‍ّرون القرآن أم علی قلوبٍ اقفالُها (محمد،24) بعضی اشخاص ناآگاهانه یا آگاهانه، با تشکیل جلساتی و خواندنِ الفاظی مختلف به جای الفاظِ اصلی آیات قرآن، عمر عزیز خود را به هدر داده و تباه می کنند و به اختلاف _ آن هم در متن و محور اصلی اسلام _ دامن می زنند؛ در اینجاست که شکایت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) از مسلمانان را به یاد می آوریم:

﴿و قالَ الرّسولُ یا ربِّ انَّ قومی اتخذوا هذا القرآنَ مهجوراً (فرقان، 33)

آری! قوم پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) این قرآن را مهجور نموده و به جای تمسّک به معارف بیکران و احکام نورانی اش تنها به قرائت آن، و متأسفانه بعضی هم به قرائآت مختلف جعلی، اکتفا کرده، قلب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را آزرده اند، تا آن که شکایت خویش را به پروردگار متعال عرضه داشت:

﴿... والّذین یوذونَ رسولَ الله لهم عذابٌ ألیم (توبه،61)

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
قم المشرفه_ جامعه علومِ القرآن
 محمد صادقی تهرانی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت : حدیثی از حضرت معصومه، سلام الله علیها :

« همانا هر که با محبت آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) بمیرد،
شهید مرده است
»

منبع حدیث


برچسب ها : مقالات، نقد و مصاحبه ،نظرات فقهی و فقه گویا ،انقلاب قرآنی
استفتاء: فرزندان تحت حضانت محرم اند!
ارسال در تاريخ چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٩ توسط محمّد طاها

بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین

ضمن عرض سلام به خوانندگان عزیز این وبگاه و تبریک اعیاد شعبانیه به همه ی مسلمانان عالم، بر آن شدیم تا برخی استفتاءات فقیه قرآنی آیت الله صادقی تهرانی را در وبلاگ قرار دهیم تا خوانندگان گرامی نیز امکان مطالعه ی آنها را داشته باشند.

استفتاء ذیل که به صورت اطلاعیه ای از جانب دفتر «جامعة علوم القرآن» صادر شده است، به حکمی قرآنی در بحث محرمیت اشاره دارد که شاید در میان عامه ی علما طرفدار زیادی نداشته باشد اما دارای اصالتی قرآنی است، بنابرین مطابق با سنت محمدیصلی الله علیه و آله و سلم است:

آیا کودکانی که توسط اشخاص یا خانواده ای بجز والدین خود
حضانت
می شوند، پس از بلوغ به آنان محرم اند؟

پاسخ :

بسمه تعالی

بعد الحمد لله و الصلوة علی رسوله و آله

به دلیل آیات شریفه ای مانند «والقواعد من النساء اللاتی لا یرجون نکاحاً...» و «أو التابعین غیر اولی الاربة من الرجال»(سوره نور) که حکمت محرمیت را اصل عدم تجاذب جنسی میان مرد و زن دانسته است، در صورتی که اطفال فوق الذکر از هنگام شیرخوارگی یا مدتی پیش از بلوغ - حداقل به مدت دو سال پیاپی - همواره تحت حضانت و تربیت مستمر باشند، با مراعات قطعی اصل مذکور که تجاذب جنسی کلاً مسلوب باشد، به هنگام بلوغ جنسی (پسران در سیزده سالگی و دختران در ده سالگی)، پسر حضانت شده به کلیه ی افراد اناث و دختر حضانت شده به همه ی افراد ذکور خانواده ای که متوالیاً با آنان زندگی کرده، محرم می باشد و در همین حال نیز ازدواج با آنان جایز است چرا که از محارم ذاتی نسبی یا سببی نیستند بلکه محرمیت فیمابین عرضی است.

ضمناً حکم مذکور در موارد استثنایی که جاذبه ی جنسی وجود داشته باشد جاری نیست و حفظ حجاب لازم است و هر حکمی که از قرآن اتخاذ شود طبعاً باید مورد قبول علمای اسلام باشد و هیچ چیزی مانع تبعیت از آن نیست. و الله الاعلم.

24 ذی قعدة الحرام 1420 هـ.ق
قم المشرفة: محمد الصادقی الطهرانی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: چند حدیث زیبا از امیرالمومنین علی بن ابیطالبعلیه السلام :

مردم را روزگارى رسد که در آن از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز نام آن، در آن روزگار ساختمان مسجدهاى آنان نو و تازه ساز است و از رستگارى ویران. ساکنان و سازندگان آن مسجدها بدترین مردم زمین اند، فتنه از آنان خیزد و خطا به آنان درآویزد. آن که از فتنه به کنار ماند بدان بازش گردانند، و آن که از آن پس افتد به سویش برانند. خداى تعالى فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه اى بگمارم که بردبار در آن سرگردان مانَد» و چنین کرده است، و ما از خدا می خواهیم از لغزش غفلت درگذرد.

دو تن به خاطر من هلاک شدند: دوستى که اندازه نگاه نداشت و دشمنى که بغض مرا در دل کاشت.

زمانى بر مردم خواهد آمد که در آن ارج نیابد، مگر فرد بی عرضه و بی حاصل، و خوش طبع و زیرک دانسته نشود، مگر فاجر، و امین و مورد اعتماد قرار نگیرد، مگر خائن و به خیانت نسبت داده نشود، مگر فرد درستکار و امین! در چنین روزگارى، بیت المال را بهره ی شخصى خود گیرند و صدقه را زیان به حساب آورند، صله ی رحم را با منّت به جاى آرند و عبادت را وسیله  بزرگى فروختن و تجاوز نمودن بر مردم قرار دهند و این وقتى است که زنان، حاکم و کنیزان، مشاور و کودکان، فرمانروا باشند!

منبع: چهل حدیث زیبا از امیرالمومنینعلیه السلام


برچسب ها : نظرات فقهی و فقه گویا
مقاله ای پیرامون داستان «رد الشمس»
ارسال در تاريخ یکشنبه ٦ تیر ۱۳۸٩ توسط محمّد طاها

بسم الله العلیّ العظیم، ذوالفضل الکبیر

الحمد لله لذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابیطالب(علیه السلام)
الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله

ضمن تبریک سالروز میلاد پر خیر و برکت امیر مؤمنان علی(علیه السلام) به همه عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، به بهانه ی این روز عزیز مقاله ای از علامه مجاهد، آیت الله صادقی تهرانی را بر روی وبلاگ قرار می دهیم که در آن به داستان «ردّ الشمس» پرداخته شده است.

«رد الشمس» به معنای «بازگشت خورشید» است. در روایاتی نقل شده که چند باری خورشید پس از غروب به خاطر امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) که نماز عصرش قضا شده بوده برگشته تا هوا دوباره روشن شود و حضرت نماز را ادا به جا بیاورند!!!

امید است همواره استدلال های اعتقادی و فقهی را بدون پیش زمینه ی فکری و با بینش و منطق قرآنی و عقل سلیم بررسی و در نهایت قبول یا رد کنیم. چرا که خدای کریم در قرآن مجید فرمود : «پس (ای پیامبر)، بشارت ده بندگان را، کسانی که به سخن (حق) گوش فرا میدهند، پس بهترینش را پیروی میکنند»(زمر،١٧-١٨)

 

« مقاله ی رَدّ ُ الشّمس » 

در میان شیعیان و سنّیان، افراط ها و تفریط هایی در عقاید و احکام فرعی اسلامی وجود دارد که بر محور قرآن و سنّت قطعیه رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) بایستی از چهره ی نورانی معصوم اسلام زدوده شود تا اسلام ناب محمدی برای مسلمانان و سایر جهانیان به راستی و درستی بازگو گردد.


 به مناسبت ١٣ رجب ١۴٢٣ هجری قمری که مصادف است با میلاد پربرکت مظلومترین انسان تاریخ - حتی در میان پیروانش - یعنی امام همام امیر مؤمنان علی بن ابیطالب(علیه السلام)، درباره «ردّ الشمس» منسوب به حضرتش که مجموعه ای از افراط و تفریط نسبت به ایشان(علیه السلام) می باشد مطالبی را به نظر خوانندگان محترم می رسانیم:

مهمترین مقام برای امامان(علیهم السلام) بالاترین مقام عصمت انحصاری پس از رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ که تمامی نفی و اثبات ها درباره ی آن بزرگواران بر محور این عصمت سنجیده می شود. بنابراین معجزه(!) یا داستان «ردّ الشمس» از نظر عقل و علم و شرع مقدس ربانی اصولاً محال و درباره امام امیرالمومنین علی(علیه السلام) از چند جهت محال است، زیرا در جمع اگر «ردّ الشمس» برای این بوده که نماز قضا شده ی آن حضرت ادا شود، اولاً تهمت ترک نماز به حضرت است و ثانیاً زمان هرگز برنمی گردد و برفرض محال اگر برگردد، زمانی است مشابه آن که در این صورت اضافه بر وجوب قضای نماز گذشته، نماز دیگری هم به عنوان ادا بایستی انجام گردد و اگر هم چنان جریانی امکان داشت در دو جهت دیگر باز محال بود:

١- ترک عمدی نماز عصر برای معصوم(علیه السلام)
٢- تجلیل از تارک الصلاة آن هم با چنان جریان اعجاز آمیز!!

وانگهی روایات ٢٢ گانه ی «ردّ الشمس» متعارض بوده وچند گونه است که ذیلاً بررسی و نقد می شود:

١- در حدیث(١) جلد(۴١) بحارالانوار باب (ردّ الشمس له و تکلم الشمس معه) از حنان روایت می کند که از حضرت صادق(علیه السلام) علت ترک نماز علی(علیه السلام) را جویا شدم در صورتی که آن حضرت جمع میان ظهرین را دوست می داشت، فرمود: پس از انجام نماز ظهرش با جمجمه ای گرم گفتگو بود تا آفتاب غروب کرد، سپس از خدا خواست که خورشید برگردد و خدا نیز هفتاد هزار فرشته را با هفتاد هزار زنجیر آهنین فرستاد که برگردن خورشید نهادند و آن را به عقب برگشت دادند تا به گونه ای درخشان برگشت و آن حضرت نماز عصرش را به جا آورد‍‍!!؟؟

٢ـ در خبر ٣ و ١٣ می گوید: علی(علیه السلام) در زمین ملعونی مستقرّ بود و فرمود: نباید پیامبری و یا وصیّ‍ش در اینجا نماز بخواند، نمازش را نخواند تا خورشید غروب کرد، سپس خورشید برگشت تا نمازش را انجام دهد!

٣ـ در خبر ٨ و ٢٠ و ٢١ آمده است که: علی(علیه السلام) با گروهی از مردم از فرات در بابِل عبور می کرد، نماز عصرش را با تعدادی از همراهان خواند ولی دیگران نخواندند تا خورشید غروب کرد، با درخواست آنان خورشید مجدداً برگشت تا با هم نماز را به جماعت برپادارند!

۴ـ در حدیث ٢و ۴ و ۶ و ١۴ و ١٨ گوید: پیامبرلی الله علیه و آله و سلم) نماز ظهر را خوانده بود، علی(علیه السلام) آمد، (پیامبر) فرمود: نماز عصرت را خوانده ای؟ گفت: مطلع شدم که شما هنوز آن را نخوانده اید. سپس به وحی خدا(؟) سر بر دامن علی(علیه السلام) نهادند و تا غروب آفتاب خوابیدند و نماز عصر علی(علیه السلام) قضا شد و چون پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پس از بیداری علت نماز نخواندن علی(علیه السلام) را پرسیدند، گفت: نشستن زیر سر شما از نماز بهتر است! پس پیامبر دعا کرد تا خورشید برگردد!

۵ـ در حدیث ١٣ آمده است: (صلی جالساً مومیاً...) نمازش را نشسته و با اشاره خواند. یعنی برگشت خورشید برای این بود که نمازش را به طور کامل و ایستاده انجام دهد.

۶- «ردّ الشمس» طبق بعضی احادیث دو مرتبه اتفاق افتاده که پیش و پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده و در بعضی از روایات نیز پانزده مرتبه، مانند روایت سلمان در یوم البساط، یوم الخندق، یوم حنین، یوم خیبر، یوم قرقیسینا، یوم ببراثا، یوم الغاضریه، یوم النهروان، یوم بیعه الرضوان، یوم صفین، فی النجف، فی بنی مازر، بوادی العتیق و بعد از أحد که در این صورت نماز آن حضرت پانزده مرتبه به گونه ای عمدی و یا مانندش، قضا شده است! و پانزده مرتبه هم «ردّ الشمس» اتفاق افتاده تا حضرتش نماز خود را ادا کند!!

این جریانات، اشکالات زیر را در بردارد:

- این برگشتن! نشاندهنده ی ترک عمدی نماز عصر توسط علی(علیه السلام) بوده است!

- مگر علی(علیه السلام) در نماز جماعت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شرکت نکرده بود که آن را ترک کرده باشد؟!

- جمع میان ظهرین، خلاف سنت مستحبی است و آیا علی(علیه السلام) برخلاف سنّت استحبابی جمع میان ظهرین را دوست می داشت؟!

- مگر بودن سر مبارک پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) روی زانوی علی(علیه السلام) افضل از نماز است؟!

- در صورت ترک نماز عصر این دو بزرگوار! چرا خورشید تنها برای قضای نماز عصر علی(علیه السلام) برگشت و نه برای هر دو و آیا پیامبر بزرگوار(صلی الله علیه و آله و سلم) نماز عصر را نه ادا کرد و نه قضا؟!

- اگر خورشید برگشته بود، تمامی مردمی که در آن افق رفت زندگی می کردند آن را می دیدند خصوصاْ اگر در وقت فضیلت نماز عصر برگشته باشد که سه ساعت مانده به غروب است!

- مگر با برگشتن خورشید، زمان گذشته هم برمی گردد؟

- در این برگشتن بر فرض امکان، نه تنها نماز قضا شده عصر ادا نخواهد شد و باید قضایش بجا آورده شود، بلکه پیش از آن به واسطه ی برگشت خورشید، نمازهای صبح، ظهر و عصر مجدداً واجب خواهد شد، چون وقت جدیدی پدید آمده است!

- در برگشتن خورشید، نظام موجود سیارات برهم می خورد و این برخلاف نظام تکوین و از جریانات انفجار رستاخیز است.

- و چگونه ممکن است حضرتش به عنوان هم سخنی با سر مرده ای، نماز عصر را فراموش کند، در حالی که یک مسلمان عادی که درجه ایمانش بسی پایین تر از آن حضرت است، چنین کار لغو و بیهوده ای را انجام نمی دهد.

- وچگونه پیامبر اینگونه غافل است که در موقع نماز می خوابد آن هم روی زانوی علی تا نماز هردوی آنها به تأخیر بیفتد؟

- و مگر زمین هم ملعون می شود که با ترک نماز در آن زمین لعنت دیگری بر آن زمین افزوده گردد و اگر در این زمین نماز خوانده شود، این نمازگزار مانند زمین ملعون گردد؟! حال آن که ترک نماز در هر حالی مورد لعنت است.

 

اینها مختصری از ایرادات قطعی بر خرافه ی «ردّ الشمس» است که آن را از چندین نظر محال می کند. و آیا عقیده به «ردّ الشمس» با این فضاحت که مجموعه ای از افراط و تفریط نسبت به آن حضرت است، مقتضای ولایت است یا جهالت؟

و آیا از نظر شرع این افترائات به حضرت قابل پذیرش است؟

اینان با تهمت ناروای ترک عمدی نماز به ساحت مقدس امام علی(علیه السلام) و تهمت هایی دیگر، مقام اعلای عصمت علوی، عدالت و حتی ایمان را از آن حضرت به دور داشته و با تعابیری از قبیل «دابة الارض» به معنای «حیوان زمین»، از انسانیت برونش کرده اند و حتی خدا را نیز به این گونه جاهل معرفی می کنند که دست به معجزه بزند، آن هم برای تشکر از تارک نماز!

اعوذ بالله من الجهالة و نستجیر به
قم المشرف - محمد صادقی تهرانی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت : قال الامام امیرالمؤمنین على(علیه السلام):

اوصیکم بالصلوة التى هى عمود الدین و قوام الاسلام
فلا تغفلوا عنها

سفارش تان میکنم به نمازى که ستون دین و قوام اسلام است
پس، از آن (نماز) غفلت مکنید!


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،مقالات، نقد و مصاحبه ،نظرات فقهی و فقه گویا
آیا عذاب گناهکاران در جهنم ابدیست؟
ارسال در تاريخ دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩ توسط محمّد طاها

الحمد لله الذی انزل علی عبده الکتاب و لم یجعل له عوجا

یا من ارجوه لکلّ خیر...
در ابتدا عرض تبریک داریم به جهت آغاز ماه رجب ، ماه رحمت و مغفرت الهی... انشاءالله این ماه بزرگ را آنچنان که شایسته است درک کنیم. چرا که سال عاشقان و عارفان و سالکان از رجب آغاز میشود. پس سال نو بر شما مبارک.

و اما بعد...

چند روز پیش با یکی از دوستان به پیاده روی مشغول بودیم که صحبت از «جاودانه ماندن در جهنم» برای گناهکاران مطرح شد و ایشان گفتند همین سوال را از محضر آیت الله صادقی تهرانی پرسیده و پاسخ را یادداشت کرده اند که لطف نموده و روز گذشته این مطلب را برایمان ایمیل کردند. خالی از لطف ندیدم که این سوال و جواب را برای استفاده دوستان عزیزم در اینجا قرار دهم. البته با کمی دستکاری و ویرایش!

سوال:
آیا ماندن در جهنم برای گناهکاران ابدیست ؟

پاسخ:

ادامه مطلب...


اولا: آیاتی مانند «جزاءً وفاقا» : [پاداش هم سنگ] و «جزاءُ سیئةٍ سیئةٌ مثلها» : [پاداش بدی، بدی ای مثل همان است]، از ادلّه ی قاطعه است که جزای گناه (کیفر گناه) حداکثر به اندازه خود گناه است و گناه - هر چه باشد و از هر که باشد - هم خود و هم اثرش و هم گنهکار محدود است. بر این مبنا، عقوبت اضافه بر گناه، خلاف عقل است تا چه رسد که این عقوبت بی‌نهایت باشد.

ثانیاً: آیاتی داریم مانند «قال عذابی اُصیب به من اشاء و رحمتی و سعت کل شیء» : [گفت عذاب من می رسد به هر کسی که بخواهم و بخشش - بی اندازه ام - تمام چیزها را در بر می گیرد] که این کل شیء شامل تمام گنهکاران و منحرفان، حتی شیطان است. بر مبنای این آیات عذاب گنهکاران، کمتر از استحقاق عذابشان خواهد بود. البته این امر مربوط به غیر ظلم است که عقوبت کمتر درباره ظلم، خودش ظلم است ولی ثواب بسیار زیاد و بی حساب برای ثواب کاران است.

در هر صورت رحمت خدا بی نهایت ولی عذابش محدود است.

ثالثاً: در مورد آیاتی که وعده جاودانگی در آتش را داده است باید به آیات شماره ١٢٨ سوره انعام و ١٠٧سوره هود نیز توجه کرد که خدای رحمتگر بر همگان فرموده است:

«قال النّار مثواکم خالدین فیها الاّ ماشاءَ الله انَّ ربّک حکیم علیم»(انعام،١٢٨)
[فرمود آتش پایگاهتان است که در آن ماندگارید مگر آنچه را خدا خواست (که خود تخفیف دهد) همانا پرودگارت فرزانه ای بسیار داناست]

«فامّا الذّین شقوا ففی النّار لهم فیها زفیر و شهیق * خالدین فیها مادامت السّماوات و الارض الّا ماشاء ربّک انّ ربّک فعّال لما یرید...» (هود،١٠۶-١٠٧ )
[پس اما کسانی که شقاوت کرده اند، برایشان در آتش، فریادی نفسگیرِ مرگبار و ناله ای بسیار سهمگین و پر بار است * تا آسمان ها و زمین بر جاست در آن ماندگارند مگر آنچه پروردگارت خواهد...]

پس این عذاب خـُلد، به معنای عذاب ابدی نیست! بلکه بنابر «الّا ماشاء ربّک» و «الاّ ماشاءَ الله» استثنایی هم دارد که یا مربوط به برخی از اهل عذاب است و یا مربوط به زمان و مدت عذاب. و بنابر آیه هود که «مادامت السّماوات و الارض» این خالد بودن در آتش با سقف زمانی داشتن منافات ندارد! میتوان در حالتی به عذابی که از نظر زمانی محدود است لقب خلد داد: به عنوان مثال برای کسی که جرم سنگینی مرتکب میشود در دادگاهها حکم حبس ابد میدهند. این به چه معناست؟ به این معناست که تا وقتی در قید حیات است در زندان خواهد بود نه اینکه تا ابد زندانی خواهد بود!

بنابر آن چه گفته شد، عذاب بی نهایت و ابدی خلاف قرآن و عدل الهی است، و از آنجا که برخی اهل عذاب بنا به تصریح قرآن هرگز از دوزخ خارج نخواهند شد و شایستگی بهشت را حتی پس از عقوبت زیاد پیدا نخواهند کرد، پس باید بپذیریم که خدای سبحان این گنهکاران(لعنة الله علیهم) را پس از آنکه به اندازه جرمشان (که بی نهایت نیست) تا زمانی معین عذاب نمود، آنها را نابود میکند و هستی از لوث وجودشان پاک می شود. إن شاء الله. والحمد لله الذی جعل النار مثواهم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت
: دو حدیث از معصومین(علیهم السلام):

قال علی(علیه السلام): اَکبَرُ العَیبِ اَن تَعیبَ ما فیک مِثلُهُ
بزرگترین عیب آن است که آنچه را
مانندش در خودت است
[از دیگران] عیب بگیری
!

قال الامام حسین(علیه السلام): مَن اَحَبَّکَ نَهاکَ وَ مَن اَبغَضَکَ اَغراکَ
کسی که دوستت بدارد، تو را [از خطا] نهی می کند و کسی که با تو دشمنی دارد [با تعریف و تمجید] مغرور و فریفته ات می نماید


برچسب ها : نظرات فقهی و فقه گویا ،اخبار و اطلاع رسانی
گویایی در احکام ، پویایی در موضوعات
ارسال در تاريخ یکشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٩ توسط محمّد طاها

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ یکشنبه هشتم دیماه ١٣٨٧ در ویژه نامه روزنامه اعتماد، مصاحبه ای فقهی - حقوقی با آیت الله صادقی تهرانی به چاپ رسید که اخیرا (بهار ١٣٨٩) توسط معاونت فرهنگی جامعة علوم القرآن منتشر شد. در اینجا سعی کردیم خلاصه ای از پاسخ هایی که ایشان در جواب سوالات خبرنگاران داده اند را به عنوان معرفی بخشی از مبانی فکری این علامه مجاهد و مرجع عالیقدر بیان کنیم. انشاءالله قدمی باشد در مسیر رهایی قرآن از انزوایی که در طول تاریخ همواره دشمنان فرصت جو و دوستان مصلحت طلب آن را خوش داشته اند!

**************************

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت و گو با آیت‌الله العظمی صادقی تهرانی
گویایی در احکام، پویایی در موضوعات

گزیده ای از پاسخ های دکتر صادقی تهرانی به سوالات خبرنگاران پیرامون مبانی فقه، آزادی، ولایت فقیه، عدالت، مصلحت و ...

...حکم قرآن، گویا است و این گویایی برای همیشه است. «احکام خدا گویا و ثابت هستند الی یوم القیامه.»

... آزادی مطلق در بشر انحراف کلی است و مورد تأیید نیست. بشر آزاد نیست تا بر خلاف عقل و فطرت عمل کند...

اگر بشر درست فکر کند به وسیله‌ی وحی قرآن ، تکمیل می‌شود. در غیر این صورت، قرآن، آن (فکر) را نفی می‌کند ... اسلامی که ما در حال حاضر در کشورهای اسلامی داریم کاملاً طبق قرآن و سنّت نیست. یعنی اسلام فعلی ، اسلام قرآنی نیست.

متأسفانه سنی‌ها و شیعیان در مواردی متعدد به محوریت قرآن توجه نکرده‌اند. اسلام سنی‌ها و حتی شیعیان با اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) فاصله دارد.

این اسلام ناب، اسلام مشهوری نیست که کاملاً از فقه سنتی برداشت شده ، بلکه اسلام ناب محمدی ـ در تعریف صحیح ، بدون نگرش تفریطی سنتی یا افراطی بدعت‌آلود ـ اسلامی است که با محوریت قرآن و عرضه احادیث بر آن بدست می‌آید...

مفتیان سنی و فقهای شیعه بیش از پانصد فتوا دارند که مخالف قرآن یا سنّت است و این خادم کوچک قرآن،‌ به عنایت و توفیق الهی،‌ این فتاوا را نقد نموده و فتوای مستند به کتاب یا سنت را بیان کرده‌ام.

 ادامه مطلب...


قرآن «تبیاناً لکل شیء» است و همه نیاز‌های اصلی بشر را از هر جهت بیان کرده است. ولی از جهت به‌ روز نبودن ترجمه‌ی متون دینی، قصور از ماست و ما در احتیاجات بشر به (معیاری) غیر از «قرآن و سنّت» هیچ نیازی نداریم.

و البته اولین کسی که در سایه کتاب و سنت، به تدوین بیانیه‌ای درباره حقوق بشر همت گماشته ، حضرت امام علی امیرالمؤمنین(علیه السلام) است که با نوشتن عهدنامه‌ای برای مالک اشتر(رضوان‌الله‌علیه) این کار مهم را به انجام رساند و ما فقط باید ترجمه‌ی متن مدوّن را به‌ روز کنیم.

حکومت راستین اسلامی ـ هنگامی که تحقق یافت ـ جان، مال، حیثیت و آبروی غیر مسلمین را حفظ می‌کند...

آزادی شامل تبلیغ بر ضد شریعت خاتم نمی‌شود چون پس از بیان دلایل روشن قرآنی و عدم جواب مستدل غیر مسلمین به آن، ضدیت با قرآن به معنای لجاجت و عناد است.

بنابرین فقط در امور انسانی، آزادی هست. آزادی در امور عادلانه و فاضلانه صحیح است، نه اموری که برای مسلمین انحراف ایجاد کند.

زیستن غیر مسلمان، در جامعه اسلامی باید مسلمان وار باشد. حجاب در انجیل هم هست. کسانی که مسلمان نیستند باید در ظاهر مسلمان وار زندگی کنند...

—متأسفانه برخی گمان می کنند که تساوی یعنی تشابه و پیروان آنان هم در ایران و دیگر کشورها از تشابه حقوق زن و مرد، به عنوان تساوی یاد می‌کنند و حتی یکی از مفتیان حوزوی را با فریب پویایی در فقه ، با خود همراه کرده‌اند.

حکم اسلام، همیشه، به‌روز و ثابت است و تنها موضوعات، تغییر می‌کنند. پس هرگز زمان و مکان،‌ حکم خدا را پویا نمی‌کنند؛ زمان و مکان سبب پویایی موضوعات می‌شوند. موضوع که عوض شد حکمش گویاست. یعنی از قبل در اسلام وجود داشته است.

... در مواردی مثل وضعیت امروز که اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) از دسترس جامعه به دور و مهجور است، اگر کسی موجب بر هم زدن نظم عمومی نشود، مشکلی ندارد، ولی اگر کسی کلاً با نظام معصومین(علیهم السلام) مخالف باشد مرتد است.البته در اختلاف عقیدتی مادامی که شخصی موجب انحراف مردم از مسیر حق نشود، آزاد است – که اسلام اجازه نداده مرتدی که موجب انحراف نیست، اعدام شود – و فقط روش حکومتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت امیر(علیه السلام) باید الگوی مصلحان باشد.

... مصلحتی را که ما تشخیص می‌دهیم، هرگاه خارج از چارچوب کتاب و سنّت باشد، نه تنها قابل طرح نیست بلکه شرکی است بنام دین؛ زیرا خدای متعال، احدی را در حکم (تکوینی یا تشریعی)اش شریک نمی کند، «...وَ لا یشْرِک فی حُکمِهِ اَحَدًا» (کهف،26).

نوآوری در احکام بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و در آتش است . ما نوآوری که بر خلاف حکم الهی باشد یک نمونه هم نداریم. نوآوری فقط در موضوعات است، در احکام نیست. حلال همیشه حلال و حرام همیشه حرام است.

...ولایت فقیه، مطلقه نیست یعنی در چارچوب شرع است. ولایت فقها بر مبنای قرآن صحیح است. بنابراین موضوع تغییر می‌کند اما حکم خدا ثابت است. ولایت به معنای اولویت، موضوعی است که تنها در باره معصومان(علیهم السلام) محکوم به وجوب مطلق است ولی همین ولایت درباره فقهای غیر معصوم، محکوم به وجوب مقید یا غیر مطلق است، به شرطی که محوریت قرآن را در عمل قبول داشته و بر مبنای آن فتوا دهند. پس ولایت را فقیهی دارد که خطا نکند اما هنگامی که خطا کرد دیگر ولایت ندارد و هیچ توجیهی برای خطایش نمی‌توان نمود مگر اینکه صریحاً اعتراف به خطا نماید و به درگاه خدا نیز استغفار و توبه و سپس اصلاح کند. «فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله یتوب علیه...» (مائده،39)

فقه یا گویاست یا پویا و یا سنّتی. نه فقه سنتی مورد قبول است نه فقه پویا . فقط فقه قرآنی، گویا است برای تمامی زمان‌ها.

فقه پویا احکام را بر مبنای مصالحِ خیالی عوض می‌کند. فقه سنتی احکام را نوعاً بر مبنای سند رجالی روایات ـ بدون عرضه بر قرآن ـ می‌شناسد. اما در فقه گویا هیچ کدام از این پیش فرضها نیست ، نه احکام عوض می‌شود و نه صرفاً مبنا، سند روایات است. شالوده احکام بر مبنای قرآن و سنّت قطعیه است و گویایی قرآن، گویایی اصل و گویایی سنّت، گویایی فرع است.

تشخیص مصلحت در غیر مورد عُسر یا حرج ، توهّم و مفسده است. چون حکم چنان مصالحی تماماً در کتاب و سنّت موجود است.

مثال دیگر اینکه از جهت حکم سلبی ثانوی هیچ مصلحت واجب یا راجحی و یا هیچ اضطراری مصاحبه تلویزیونی با زنان آرایش کرده یا حضور چنان زنانی در فیلمهای سینمایی و تلویزیونی وجود ندارد و هر نامحرمی که به واسطه دیدن چنین فیلمهایی، گناه کند، گناه مضاعفش بر عهده تهیه کنندگان و اجازه دهندگان نمایش آن فیلمها است و هر کسی به هر نحوی مقدمه انجام این حرام باشد گناهکار بوده و از عدالت ساقط است. مگر آنکه استغفار ، توبه و اصلاح کند....

و اینکه بعضی از افراد تا بحث از شیوه‌ی حکومتی حضرت امیر(ع) در تقسیم عادلانه بیت‌المال میان مردم پیش می‌آید فوراً می‌گویند: آن حضرت فرمود: «اَلا و اِنّکُم لاتَقدرون عَلی ذلک» (آگاه باشید که همانا شما بر [انجام] این کار، قادر نیستید). (نهج‌البلاغه شرح فیض‌الاسلام،‌ص957)

پاسخ می‌‌دهیم که اصل این کلام از امام(ع) صحیح است. اما نحوه‌ی استنادش به صورت فوق «کلمةُ حَقٍّ یرادُ بِهَا الباطل» است یعنی: «کلمه‌ی حقی است که از آن [توسط کج‌اندیشان] باطل اراده می‌شود». در حالی که حضرت علی(ع) این حدیث را درباره زندگی شخصی حاکم بیان فرمود که خود آن حضرت به دو دست جامه‌ی معمولی و دو قرص نان جو اکتفا کرده ‌بودند ولی هرگز درباره‌ی روش حکومت اسلامی برای اجرای عدالت و مساوات بین مردم و نحوه‌ی تعامل با آنان چنان سخنی را نفرمود بلکه به عکس، عهدنامه‌ای طولانی برای مالک اشتر(رضوان‌الله‌علیه) نوشت که احکام و آداب حکومت راستین اسلامی را به مالک، امر فرمود و اگر این عهدنامه، برای غیر معصومان قابل اجرا نباشد نوشتن آن بیهوده بود. پس تنها کسانی که می‌خواهند زر و زور و تزویر، حاکم باشد، با تفسیر به رأی کلام آن حضرت در امری فردی، شیوه‌ی حکومتی ایشان را در امور اجتماعی ـ برای عصر غیبت و خصوصاً زمان حاضر ـ غیر قابل اجرا جلوه می‌دهند.

فقه گویا مستمر و دائمی است ، بدون تعویض، اما فقه پویا احکام را عوض می‌کند. احکام در فقه گویا عوض نمی‌شود اما در فقه پویا حرام، گاه واجب می‌شود مانند رأی تشابه دیه مسلمان و کافر که در فقه قرآنی حرام است ولی در فقه پویا، واجب شده‌است....

—البته فتوای معروفِ انحصار ارث‌بَری زن از قیمت ابنیه و اشجار نیز برخلاف چندین نصّ قرآنی است زیرا قرآن ارث زن را ـ‌ با نصاب ویژه‌اش ـ از کل ماتَرَک شوهر می‌داند...

در پایان از خدای منّان درخواست می‌کنم که توفیق همگان را در نشر معارف قرآنی مستدام بدارد.

والسلام علیکم و على عباد الله الصّالحین
و سلام بر امام مصلحان «عجل الله تعالى فرجه الشریف»
اقلّ خدمة الامام المهدى علیه السّلام
محمّد صادقى تهرانی

_______________________________________
پی نوشت ١:
دوستان علاقه مند می توانند متن کامل این مصاحبه را با لینک زیر مشاهده کنند.

«گویایی احکام – پویایی موضوعات»
مصاحبه ای فقهی حقوقی با آیت الله العظمی صادقی تهرانی

پی نوشت ٢:

کتب فقیه قرآنی در نمایشگاه کتاب تهران نیست!

انتشارات امید فردا - که تنها ناشری است که کتب فقیه مصلح قرآنی را منتشر میسازد - گویا از شرکت در نمایشگاه کتاب محروم شده است و در نتیجه در نمایشگاه هم حضور ندارد و لذا کتب فقیه قرآنی را هم نمیتوان در نمایشگاه یافت !

پی نوشت٣:

از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ یاسمنی !


برچسب ها : نظرات فقهی و فقه گویا ،انقلاب قرآنی
اعتکاف در کل مساجد جایز است
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

خوشحالم که بعد از مدت زیادی دوباره سایت «جامعة علوم القرآن» بروز میشه. «عکس های آیت الله صادقی» هم که در «پست قبلی» آوردم، قبلاً روی سایت نبود و اخیراً گذاشته شده بود.

تازگی هم مطلبی در این سایت دیدم مبنی بر اینکه حضرت آیة الله صادقی تهرانی بر خلاف مشهور، اعتکاف را در همه مساجد جایز می دانند و برای اعتکاف در «مساجد جامع» تنها استحباب قائل هستند.

این هم از فتاوای زیبا و معقول ایشان است. که نه از روی مصلحت سنجی و اینکه هرچه به نظر ایشان منطقی برسد فتوا دهند، بلکه از زیبا و منطقی بودن خود دین حنیف نشأت می گیرد. ایشان با عرضه کردن احادیث مربوطه به قرآن این حکم را دریافته اند. و این حکم فتوای خدا و قرآن است:

هو الهادی

پیامى قرآنی:
«اعتکاف در کل مساجد جایز است»

استدلالِ قرآنى:
﴿...و َأَنتُمْ عاکِفُونَ فِى الْمَساجدِ... (سورة البقرة ـ الآیة ۱۸۷)

در آیه مبارکه، ﴿المساجد جمعِ محلّى باللام و مفید استغراق است، بنابراین نصِّ در شمولیّت بر کلّ مساجد مى باشد و اصطلاحا نصِّ در عموم و آبی از تخصیص است، و اگر هم بر فرض محال، قابل تخصیص باشد، تخصیص اکثر، مستهجن است.(*)

شیعیان حقیقى و پیروان راستین پیامبر(صلى الله علیه و آله) و اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) مطابق با اوامر مبارک آن حضرات، اقوال و روایات را به قرآن، عرضه مى کنند و به هیچ وجهى با قرآن کریم، مخالفت نخواهند کرد.

بالنّتیجه، روایاتى که اعتکاف را در انحصار مسجد جامع مى دانند، به استحباب، توجیه مى شوند؛ زیرا وسعت و امکانات مساجد جامع براى معتکفین، بیشتر از مساجد دیگر است وگرنه چون روایات مذکوره، با نصّ قرآن مخالفند، مردودند.

اعلان این فتواى قرآنى، مایه مسرّتِ مؤمنان مشتاق اعتکاف خواهد بود و طبعا هر حکمى که از متن قرآن اتّخاذ گردد، مورد قبول همه علماى اسلام خواهد بود و هرگز فتواى مشهور نمى تواند تبعیت از آن را منتفى سازد.

این بیانیه، از رجب المرجّب سال ۱۴۲۲ (هـ . ق) متناوباً در آستانه ایّام البیض و سالروز میلاد مسعود امام امیرالمؤمنین على(علیه السلام) منتشر مى شود. و از پیروان واقعىِ قرآن و عترت انتظار مى رود، در انتشار وسیع آن همّتِ شایسته، مبذول دارند.

والسّـلام علـى عبـاداللّه الصّالحـین
قم ـ جامعةُ علومِ القرآن

دریافت تصویر اصل اطلاعیه جامعة علوم القرآن در باب
جواز اعتکاف در کل مساجد

اصل فایل (۷۳۶KB)
فایل کوچکتر (۳۴۷KB)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(*) متن فتوای فقیه مصلح قرآنی حضرت آیه اللّه العظمی صادقی تهرانی دامت برکاته اقتباس از رساله فقهی استدلالی «تبصرة الفقهاء»

پی نوشت:

من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
تو می روی به سلامت سلام ما بـرسان


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،نظرات فقهی و فقه گویا
روش فقهی آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی
ارسال در تاريخ دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸ توسط سید صابر

به نام خدای رحمتگر بر آفریدگان، رحمتگر بر ویژگان

از آنجا که هر از چندگاهی شبهه یا اتهامی از سوی عده ای تنگ نظر درباره آیت الله صادقی و نظرات قرآنی ایشان در جامعه القا می شود، دفتر معظم له (جامعه علوم القرآن) در قالب جوابیه به این موارد پاسخ می گوید. از این دست اتهامات بحث کنار گذاشتن روایات، اخباری گری، حسبنا کتاب اللهی بودن و ... است.

لذا مطلب ذیل را دفتر جامعة علوم القرآن در پاسخ به مباحث مربوط به اجماع، شهرت و روایت اعم از متواتر، متظافر یا خبر واحد، منتشر کرده است که جهت اطلاع دوستان می آوریم:

جوابیه‌ی صاحب تفسیر الفرقان
در رفع شبهه از مباحث نظری پیرامون اجماع، شهرت و روایت

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجانب ادلّه اسلامى را ویژه قرآن و سنّت دانسته، ولى عقل و اجماع را نه به عنوان دلیل مستقل در مقابل قرآن بلکه تنها به عنوان کاشف از شرع قبول دارم.

یعنى عقل مطلق یا سلیم، در کلیات مى تواند به عنوان کاشف، وسیله اى براى شناخت حکم الهى باشد. مثلاً قرآن مى فرماید «و لاتقل لهما اُف» سپس عقل مطلق بر اساس قیاس اولویت قطعیه نتیجه مى گیرد که: «لاتضربهما». و اجماع و شهرت نیز درصورت عدم مخالفت با قرآن و عدم معارضه با اجماع یا شهرتى دیگر، مشروط به اینکه امامیه آن را نقل کرده باشند مقبول است زیرا کاشف از سنت محسوب مى شود.

درنهایت محور اصلى در همه عرصه هاى دینی «قرآن» است، زیرا خداى متعال مى فرماید «و اتلُ ما اوحى الیک من کتاب ربّک لا مبدّل لکلماته و لن تجد من دونه مُلتحداً» و بخوان، و پیروى کن آن چه را از کتاب پروردگارت: (قرآن) به سویت وحى شده، هرگز هیچ تبدیل کننده اى براى آن نیست و هرگز به جز قرآن پناهگاهی (رسالتى و وحیانى) نتوانى یافت» (کهف/۲۷).

بنابر این آیه مبارکه، مسلمانان نیز به پیروى از وحى الهى به پیامبر گرامى صلى الله علیه وآله هیچ مرجع و پناهگاهى به جز قرآن نخواهند داشت. پس هر حدیثى چه متواتر و یا غیر متواتر در صورت مخالفت با نصّ و یا ظاهرِ مستقرِّ قرآن مردود است، اما حدیثى که اکثر امامیه آن را نقل کرده باشند و معارضى هم نداشته باشد و قرآن هم نفى و یا اثباتى درباره آن نداشته باشد از باب «اطیعوا الرّسول و أولى الأمر منکم» پذیرفته است. و چنین احادیثى هم برگرفته از حروف مقطعه و رمزى آیات قرآن است، که آیه ۲۷ کهف، منشأ همه احکام را از قرآن مى داند و بس.

در نتیجه سنّت، برداشتى از رموز قرآن و همان وحى قرآنى در مرحله حقایق یا تأویل است لذا سنت به هیچ وجه در عرض قرآن نیست تا ناسخ آن باشد. و نص و ظاهر مستقر قرآن جز با نص و ظاهر مستقر آن نسخ نمى شود.

در ضمن دلیل ظنّى هم از دیدگاه قرآن مطرود است که آیه «لاتقف ما لیس لک به علم» آنچه را که نسبت به آن، برایت علمى نیست پیروى مکن»، نیز هرگز ویژه اصولِ دین نیست، زیرا این ممنوعیتِ غیر علم، پس از احکامى فرعى آمده است، بنابرین ظنّ و گمان هرگز نقشى در احکام الهى ندارد که «انّ الظّنّ لایغنى من الحق شیئا»؛ اگر هم کتاب هایى اسلامى در حوادثى از میان رفته، علم و قدرت و رحمت الهیّه در بیان حجّت بالغه اش از میان نرفته است.

نقش علم رجال هم، بیشتر در موضوعات است. زیرا جاعلان متونى از احادیث، سندهایى را هم ساخته اند و در نتیجه، احادیثى صحیح السّند!! برخلاف نصّ یا ظاهرِ پایدار قرآن، به دست ما داده اند. چنان که در کتاب «غَوصٌ فى البِحار» حدود یکصد و هشتاد جلد کتاب حدیثىِ شیعى و سنّى را برمبناى کتاب و سنّت نقد کرده ایم.

البته چون عده اى از پژوهشگران قرآنى اختصار گفتار اینجانب در برخى مباحث نظرى را سبب ایجاد شبهه تعارض بین ادله اصولى قرآنى دانسته اند، تذکر این نکته ضرورى است که اگرچه سخن مذکور صحیح است ولیکن حداقل براى شخص اینجانب در عمل، مسبب نقص فتاوا در ابواب مختلف فقهى نشده است. بنابرین به جهت رفع ابهام صریحاً عرض مى شود که:

ضرورت، اجماع، شهرت و هر روایتى که مخالف قرآن باشد مردود است اما اجماع، شهرت و هر روایتى که خلاف قرآن نباشد در صورتى که معارضى نداشته و از طریق علماى امامیه به ما رسیده باشد، طبق آیه «قل فللّه الحجة البالغة» مقبول است زیرا اگر شارع مقدس با آن مخالف بود حتماً حجتى رسا بر ضد آن براى مکلفان ارسال مى فرمود. و در تعارض دو روایت نیز مرجّحات منقول در مقبوله عمر بن حنظله مقبول است. نکات فوق الذکر، نظر قطعى اینجانب درباره نحوه بدست آوردن احکام الهى است.

والسّلام علی عباد الله الصّالحین
جامعة علوم القرآن
محمّد صادقی تهرانی

در ضمن این مضمون در قالب اطلاعیه ای در تاریخ ۲۳ / ۲ / ۱۳۸۶ هجری شمسی از سوی آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی و دفتر جامعة علوم القران منتشر شده است که عین تصویر آن را در اینجا می توانید ببینید.

عین تصویر اطلاعیه مهم جامعة علوم القرآن
در رفع شبهه از مباحث نظری پیرامون اجماع، شهرت
و روایت (متواتر، متظافر، خبر واحد)

__________________________
پی نوشت: در آرزوی زمانی که علمای اسلام با محور قرار دادن کتاب خدا به وحدت کلمه برسند و علی لعنة الله علی القوم الظالمین و السلام علی عباد الله الصالحین.


برچسب ها : مقالات، نقد و مصاحبه ،نظرات فقهی و فقه گویا
ابقای رحیم مشایی در هر سمتی شرعاً حرام است
ارسال در تاريخ جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۸ توسط سید صابر

بسمله

در پی سخنان آقای رحیم مشایی رئیس دفتر آقای احمدی نژاد در باره حضرت نوح (علیه السلام) و سایر پیامبران الهی(سلام الله علیهم)، آیت الله صادقی تهرانی جوابیه ای صادر کردند و در انتهای آن ابقای آقای رحیم مشایی را در هر سمتی شرعاً حرام دانستند که متن آن را عینا نقل می کنم.

ادامه مطلب...


بسمه تعالی
جوابیه به گزارشی تحت عنوان :
( مشایی : اگر هر پیامبر مدیریت درستی می کرد عدالت برقرار می شد!)
که در مورخۀ 21/10/88 در روزنامۀ خراسان ، صفحه15 به چاپ رسیده است.

پاسخ حضرت آیت الله العظمی صادقی تهرانی به سخنان توهین آمیز رحیم مشایی نسبت به پیامبران الهی در پانزدهمین جشنوارۀ تحقیقاتی علوم پزشکی رازی

بسم الله الرحمن الرحیم

دیروز دوشنبه ۲۱ / ۱۰ / ۸۸ اطلاع یافتم که رحیم مشایی حرفهایی گفته که به ترتیب ذیل پاسخ می دهیم:

۱- او می گوید : حضرت نوح با ۹۵۰ سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند چرا که عدالت را ایجاد نکرده است!؟

پاسخ: قرآن مجید می فرماید:(سلام علی نوح فی العالمین). (انا کذلک نجزی المحسنین) (صافات،۸۰-۷۹) سلامی [ربانی] بر نوح در [میان تمام] جهانیان . براستی ما اینگونه [ با عظمت] نیکو کاران را پاداش [ شایسته] می دهیم.
آری ،این تحسین و تعریف و تأیید وتمجید خدای متعال نسبت به حضرت  نوح علیه السلام  است.

و باید دانست که ایجاد عدالت تنها همراه با خود سازی آحاد جامعه و سپس عملکرد حاکمان امکان پذیر خواهد بود. و الا وقتی می بینیم که سران مستبد قوم نوح، با بدترین نوع برخوردها سد راه دعوت توحیدی  حضرت نوح بوده اند. ولی آن پیامبر اولواالعزم با عزمی راسخ و کوششی طاقت فرسا ، طی ۹۵۰ سال مردم را به سوی حق و صلاح و رستگاری و عدالت رهنمون می ساخت ؛ و این در حالی بود که افرادی از داخل خانه ، همچون زن و فرزندش با حاکمان دیکتاتور زمان همکاری می نمودند ؛ دیگر آن حضرت باید از چه طریقی برای ایجاد عدالت تلاش می کرد که نکرده باشد ؟

۲- رحیم مشایی می گوید : آمدن پیامبران در طول تاریخ برای تمام شدن دوره های قبلی بوده است اگر هر پیامبر مدیریت درستی می کرد عدالت برقرار می شد این را من از خودم نمی گویم قرآن می گوید!!!

پاسخ: معنای این حرف این است که پیامبران علیهم السلام- معاذالله-  مدیریت درستی نکرده اند!

کجای قرآن چنین حرفهایی را نسبت به پیامبران الهی گفته است ؟! د رحالی که قرآن می فرماید: (ولقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین ) (صافات،۱۷۱) ...(وسلامٌ علی المرسلین ) (صافات،۱۸۱).

و به راستی و درستی سبقت گرفت کلمۀ [ حق ] ما برای بندگان فرستاده شدۀ ما [ نسبت به حرفهای ناقص و یا باطل دیگران ]  ... و سلامی [ ربانی ] بر تمامی فرستادگان [ الهی ].

۳- رحیم مشایی می گوید : بی تردید هیچ راهی برای هیچ مرسل و نبی وجود ندارد برای اینکه عدالت را محقق کند جز اینکه علم را بگستراند.

پاسخ: معنای این حرف این است که هیچ مرسلی برای تحقق عدالت و گسترش علم تلاش نکرده است ! آیا شما نمی دانید دعوت برای تحقق عدالت و نیز آغاز گسترش علم از سوی پیامبران بوده است ؟ آیا علم آن چیزی است که شما خیال می کنیدودر جلسات مختلف از آن سخن می گویید؟یا علم حقیقی آن است که پیامبر اکرم( صلّی الله علیه و آله وسلّم ) فرمود:« العلم ثلاثه : آیة محکمة ، فریضةٌ عادلة و سنةٌ قائمة و ما خلاهنّ فهو فضل »

علم سه بخش است : آیۀ محکم قرآنی و فریضه ای ثابت [ بدون افراط و تفریط از سوی هر پیامبری به وحی الهی ] و اخلاقی استوار [ برای خود سازی مردم] ؛ و آنچه  غیر آن است تنها فضیلتی [ نسبت به دیگران ] است و بس.

آیا علم صرفاً تکنولوژی وفن آوری اطلاعات است یا اینکه شریعت و اخلاق  والای انسانی ، اصل علم است و فرع آن تکنولوژی است ، تازه به شرطی که در مسیر اخلاق متعالی باشد.

۴- رحیم مشایی می گوید : برخی گمان می کنند جامعۀ آرمانی جامعه ای است که ظلم و فساد و قتل در آن نباشد و فقیر ، گرسنه نخوابد بلکه این جامعه آرمانی نیست و تنها مقدماتی است برای امکان بروز استعداد ها !!!

پاسخ: عجبا که جامعۀ آرمانی ، جامعه ای نیست که در آن ظلم و فسادو قتل و فقر و گرسنگی نباشد حال آنکه حتی رفع یکی از پنج گزینۀ فوق طبق قرآن ، نشانه ای مهم از جامعۀ آرمانی است. مثلاً تعبیر قرآن از جامعه ای که در آن قتلی رخ ندهد این است که گویی کل مردمان جهان ، احیاء شده اند. آیا احیای بشریت نشانۀ جامعۀ آرمانی نیست ؟ ( و من احیاها فکأنّما احیا النّاس جمیعاً ) (مائده،۳۲) هر که انسانی را از قتل [ یا گمراهی ] حیات بخشد پس گویی همۀ مردم را جمیعاً زندگی بخشیده است.

آیا صرفاً بروز استعداد ها نشانۀ جامعۀ آرمانی است ؟ آیا بروز استعدادی که با اخلاق دینیِ تعلیم شده از سوی پیامبران الهی همراه نباشد و یا با مکارم اخلاقی که پیامبر اکرم فقط برای آن مبعوث شده ، توأم نگردد ، انسان ها را به سوی عدالت رهنمون می سازد ؟

آیا کسی که با پیشرفت تکنولوژی و امکانات وسیع پژوهشی ، استعدادش به گونه ای بروز می کند که بمب اتمی می سازد و میلیونها انسان بی گناه را به خاک و خون می کشاند ؛ عالم است یا جاهل ؟ عدالت گستر است یا ستم گستر؟ آیا او فرصت شکوفایی انسانها را فراهم کرده است ؟ آیا تجدید حیات نو برای آدمیان نموده است؟ آیا مکانیزم توسعۀ عدالت در جهان را می داند؟

یا تنها بی سواد نادانی است که اسم انسان را یدک می کشد.

در اینجا با توجه محض به خدای سبحان و به یاد همۀ پیامبران معصوم الهی (علیهم السلام)، شکایت خود رابه درگاه خدای قادر متعال و محضر ولی امر مسلمین جهان حضرت بقیة الله الاعظم علیه السلام، عرضه داشته، و اعلام می نمایم که :« ابقاء رحیم مشایی در هر سمتی ، حرام است».

«والسّلام علی من اتّبع الهدی»
قم المشرّفة – محمّد صادقی تهرانی ۲۲ / ۱۰ / ۱۳۸۸

«تکثیر : معاونت فرهنگی جامعه علوم القرآن »
تلفن :۲۹۳۴۴۲۵-۰۲۵۱


برچسب ها : نظرات فقهی و فقه گویا ،اسناد و گزارشات

رسولان - برترین مرجع دانلود آثار آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی
درباره سایت:
آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی

در طول چهارده قرن گذشته همواره قرآن، کنار گذاشته شده و مظلوم بوده است و عالمان دینی کمتر قرآن را محور کار خویش قرار داده اند.

در این میان آیة الله صادقی تهرانی«ره»، از معدود فقیهانی بوده است که کتاب خدا را در همه ابعاد محور اصلی کار خود قرار داده و روایات را نیز در صورت تطابق یا عدم مغایرت با کلام خدا پذیرفته نه صرفا بر مبنای علم رجال و حدیث و...

ایشان بیان کننده فقه گویا در برابر فقه سنتی و فقه پویا می باشند.

این فقه قرآن محور، همان روش معصومان محمدی علیهم السلام می باشد که برمبنای روایات فوق حد تواتر، بر همه مسلمین نیز عمل به آن واجب است.

در این سایت از مبانی، افکار، فتاوای فقهی، زندگینامه و احیانا خبرهای مربوط به صاحب تفسیر شریف الفرقان خواهیم نوشت.

إن شاء الله

...