خانه عناوین سایت بانک مقالات «جلسات درس تفسیر موضوعی»

اعتراض به اعدام دوباره محکومی که بعد از اعدام زنده شد!
ارسال در تاريخ جمعه ٦ دی ۱۳٩٢ توسط سید صابر

« بسم الله الرحمن الرحیم »

در پی خبری که چندی پیش توجه رسانه ها را به خود جلب کرد، یکی از شاگردان آیت الله صادقی تهرانی(ره) طبق وظیفه مسلمانی، ماجرا را پیگیری کرد:

داستان ماجرا آن بود که یک اعدامی در شهر بیرجند بعد از آنکه دوازده دقیقه بالای چوبه دار بود و پزشک حاضر در محل اجرای حکم، مرگ وی را تأیید کرده بود، در روز بعد، در سردخانه پزشک قانونی به طور معجزه آسایی زنده یافت شد! یکی از کارکنان سردخانه با دیدن بخار جلوی پلاسیتک مقابل دهان وی، می فهمد که او هنوز زنده است و سریعا او را به بیمارستان منتقل می کنند تا سلامتی اش را بازیابد.

از آنجا که یک قاضی مربوط به پرونده گفته بود که «این فرد باید دوباره اعدام شود»! و از آنجا که این کار با چندی از موازین قرآنی و اسلامی در تضاد است، لذا حجة الاسلام علی چراتیان این مطلب را پیگیری نموده، و ضمن بیان نظر قرآنی خویش در مخالفت با این حکم، نظر سایر مراجع تقلید را نیز جویا شده است.  در آخر پاسخ آنها را طی نامه ای به وزیر دادگستری ارجاع داده است. و الحمد لله با تلاش و پیگیری ایشان این حکم خلاف شرع انجام نشده است.

می توانید مطالب جالب و مفید در نامه های مذکور را مطالعه بفرمایید:

نامه اول:  استفتاء از مراجع و استدلال قرآنی برای عدم جواز اعدام دوباره محکوم

نامه دوّم: پاسخ مراجع عظام تقلید به استفتاء

نامه سوم: خطاب به وزیر دادگستری


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،اسناد و گزارشات
اعتکاف در هر مسجدی جایز است
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ توسط سید صابر

« بسم الله الرحمن الرحیم »

بر اساس سنت هر ساله، پیروان فقه قرآنی، در اوائل ماه مبارک رجب، اطلاعیه قرآنی ذیل را برای عاشقان الله، و معتکفان مسلمان بازنشر می کنند.

بر مبنای قرآن و بر خلاف نظر مشهور، اعتکاف در همه مساجد جایز است و اعتکاف در «مسجد جامع» تنها دارای استحباب می باشد.

این حکم قرآنی، که فتوای حضرت آیة الله صادقی تهرانی(ره) بر آن استوار است، حکم معقولی است که نه از روی مصلحت سنجی و سلیقه شخصی؛ بلکه از منطقی بودنِ دینِ حنیف نشأت می گیرد. هر کسی می تواند با عرضه کردن احادیث مربوطه به قرآن حکیم، این حکم را دریابد، و در واقع این حکم، فتوای واضح خدا در قرآن است.

از شما دعوت می کنم تا این بیانیه قرآنی را که سالها توسط دفتر جامعة علوم القرآن منتشر می گردید و هم اکنون رسالت انتشار آن بر عهده همه پیروان انقلاب قرآنی است، مطالعه نمایید:

هو الهادی

پیامى قرآنی:

« اعتکاف در کل مساجد جایز است »

استدلالِ قرآنى: ﴿وأَنتُمْ عاکِفُونَ فِى الْمَساجِد (سورة البقرة ـ الآیة ۱۸۷)

در آیه مبارکه، ﴿المَساجِد جمعِ محلّى باللام و مفید استغراق است، بنابراین نصِّ در شمولیّت بر کلّ مساجد مى باشد و اصطلاحا نصِّ در عموم و آبی از تخصیص است، و اگر هم بر فرض محال، قابل تخصیص باشد، تخصیص اکثر، مستهجن است.(*)

شیعیان حقیقى و پیروان راستین پیامبر و اهل بیت پیامبر(صلوات الله علیهم اجمعین) مطابق با اوامر مبارک آن حضرات، اقوال و روایات را به قرآن، عرضه مى کنند و به هیچ وجهى با قرآن کریم، مخالفت نخواهند کرد.

بالنّتیجه، روایاتى که اعتکاف را در انحصار مسجد جامع مى دانند، به استحباب، توجیه مى شوند؛ زیرا وسعت و امکانات مساجد جامع براى معتکفین، بیشتر از مساجد دیگر است وگرنه چون روایات مذکوره، با نصّ قرآن مخالفند، مردودند.

اعلان این فتواى قرآنى، مایه مسرّتِ مؤمنان مشتاق اعتکاف خواهد بود و طبعا هر حکمى که از متن قرآن اتّخاذ گردد، مورد قبول همه علماى اسلام خواهد بود و هرگز فتواى مشهور نمى تواند تبعیت از آن را منتفى سازد.

این بیانیه، از رجب المرجّب سال ۱۴۲۲ (هـ . ق) متناوباً در آستانه ایّام البیض و سالروز میلاد مسعود امام امیرالمؤمنین على(علیه السلام) منتشر مى شود. و از پیروان واقعىِ قرآن و عترت انتظار مى رود، در انتشار وسیع آن همّتِ شایسته، مبذول دارند.

والسّـلام علـى عبـاداللّه الصّالحـین
قم ـ جامعةُ علوم القرآن

اصل اعلامیه آیت الله صادقی تهرانی(ره) در باب
جواز اعتکاف در کل مساجد: دانلود (۷۳۶KB)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(*) متن فتوای فقیه مصلح قرآنی حضرت آیه اللّه صادقی تهرانی(قدس سره) اقتباس از رساله فقهی استدلالی «تبصرة الفقهاء»

پی نوشت: این مطلب را پیش از این نیز در اینجا منتشر نموده بودیم، و امیدواریم با همراهی سایرین در این حرکت قرآنی، مؤمنین مشتاق به سنّت عرفانی اعتکاف، از مشقت بی جهتی که در این سالها به علت کمبود مساجد جامع متحمل می شوند خلاصی یافته و بتوانند در یک فضای آرام و معنوی با خدای خویش در خانه او خلوتی بیابند. إن شاء الله


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،دانلودها ،اسناد و گزارشات
بیانیه سال ۸۶ و جایگاه اجماع و خبر واحد در روش فقهی آیت الله صادقی(ره)
ارسال در تاريخ دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٢ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد للّـه الذی جعل الحمد مفتاحاً لذکره

با توجه به فضای مطلوبی که به فضل الهی، نسبت به گسترش بینش قرآنی در حال وقوع است، شاید یکی از سؤالاتی که به ذهن محققان گران‌قدر درباره روش فقهی آیت الله صادقی تهرانی(ره)؛ متبادر می‌شود؛ نحوه‌ی برخوردِ «فقه قرآنی» یا همان «فقه گویا» با اجماع، شهرت، اخبار و سایر مواردی است که مکتب‌های مختلف اسلامی به عنوان حجت و دلیل آن را می‌شناسند.

در اینجا لازم است این نکته را متذکر شویم که دریافتنِ همه‌ی ریزه‌کاری‌ها و پیچ و خم‌های روشِ فقهی کار ساده‌ای نیست و نیاز به دانش و کوشش خاصّ خود دارد. و فقیه قرآنی روش خویش را در کتب مختلف خود از جمله «تفسیر الفرقان»، «تبصرة الفقهاء»، «تبصرة الوسیلة» و «اصول الاستنباط» بیان داشته‌اند، لذا به محققان توصیه می‌شود برای تحقیق کامل به این کتب رجوع نمایند.

اما مطلبی که شاید به سختی بتوان از لابلای این کتب یافت، نکته‌ای است که استاد (چهار سال قبل از رحلتشان) در بیانیه‌ی سال ۱۳۸۶ به آن تصریح نموده‌اند، و ما آن را از کتاب «نظرات نوین از دیدگاه قرآن» صفحه ۱۱۷ برای شما نقل می‌کنیم تا راهنمای محققان در دریافت حقیقت باشد:

متن بیانیه سال ۱۳۸۶ پیرامون اجماع، شهرت و خبر واحد :

بسمه تعالی
جوابیه صاحب تفسیر الفرقان
در رفع شبهه از مباحث نظری پیرامون اجماع، شهرت و روایت

از آنجا که عده‌ای از پژوهشگران قرآنی، از متقدّمین حاضر در مباحثِ قرآنی در نجف اشرف،بیانیه مهم سال 86؛ پیرامون اجماع، شهرت، خبر واحد تا متأخرینِ حاضر در مباحث قرآنی در قم، اختصار گفتارِ اینجانب در برخی از مباحث نظری را سبب ایجاد شبهه‌ی تعارض بین ادلّه‌ی اصولیِ قرآنی دانسته و خواستار توضیحات بیشتری هستند؛ با اجابت دعوت این برادران عزیز، عرض می‌شود که:

اگرچه سخن مذکور صحیح است ولیکن حداقل برای شخص اینجانب در عمل، مسبّب نقض فتاوا در ابواب مختلف فقهی نشده است. بنابرین به جهت رفع ابهام، صریحاً عرض می‌شود که: اِطباق، ضرورت، اجماع، شهرت و هر روایتی که مخالف قرآن باشد مردود است. اما اجماع، شهرت و هر روایتی که خلاف قرآن نباشد؛ در صورتی که مُعارضی نداشته و از طریق علمای امامیّه، به ما رسیده باشد طبق آیه «قل فللّه الحجّة البالغة» مقبول است، زیرا اگر شارع مقدّس با آن مخالف بود؛ حتماً حجّتی رسا بر ضدّ آن برای مکلّفان ارسال می‌داشت. و در تعارض دو روایت نیز مرجّحات منقول در مقبوله‌ی عمر بن حنظله مقبول است.

نکات فوق الذکر، نظر قطعیِ اینجانب درباره‌ی نحوه‌ی بدست آوردن احکام الهی است.

والسّلام علی عباد الله الصالحین
قم ـ المشرّفة : محمد صادقی تهرانی
۲۳ / ۲ / ۱۳۸۶ هجری شمسی

 

توضیحات آیت الله صادقی درباره برخورد با اخبار، در طی جلسات درس :

 در ادامه برای روشن‌تر شدن بحث ابتدا بخش‌هایی از سخنان فقیه قرآنی به همراه فایل صوتی آن‌ها را که حاوی مطالبی نظیر متن بیانیه است؛ خدمتتان عرضه می‌کنم و بعد توضیحاتی را در ادامه خواهم داد. و قابل توجّه است که این سخنان مربوط به حدود ۱۰ سال قبل از تاریخ بیانیه می باشد:


(برای دریافت متن کامل دروس و شنیدن فایل صوتی روی لینکی که ابتدای هر متن آمده است کلیک کنید)

«درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه ۲۹»، از دقیقه ۶ :

«.... پیغمبر بزرگوار با اینکه در اعلا درجات مقام عصمت و مقام وحیانی است، محال است غیر از قرآن ملتحدی داشته باشد. پس پیغمبر هرگز تمایلی به غیر قرآن ندارد. هرگز پناهگاهی غیر از قرآن ندارد.

روی این اصل، سنّت رسول الله(ص) مستفاد از قرآن است؛ زیرا اگر سنّت رسول الله وحیی غیرِ قرآنی بود، آیا وحیِ غیر قرآنی مِن دونِ قرآن هست یا نه؟ آیا وحی تورات مِن دون قرآن هست یا نه؟ وحی انجیل هست یا نه؟ وحیِ سنّتِ رسول الله(ص) اگر غیر از وحی قرآنی باشد داخل «وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِ مُلتَحَداً» هست.

با اتّکا به نصّ این آیه، چنان‌که دیروز هم تفاسیری عرض کردیم، ما مطمئنّیم صد درصد، بدون شک، بدون تردید، که تمام اعمال، گفته‌ها، اشارات، ایجابها، سلبها، تَرک‌ها و فعل‌های رسول در بُعدِ رسالتی مستفاد از همین قرآن است. و این سؤال که پیش می‌آید آیا احکامی که در سنّت ثابت است و در قرآن نه نفی شده است و نه اثبات شده است، آن احکام از کجای کتاب رب است. عرض می‌کنیم: کتاب رب دارای سه بخش است: یک بخش محکمات است. یک بخش متشابهات است. یک بخش حروف مقطّعه است. اگر از محکمات و متشابهاتِ قرآن مثلاً نصابهای مدنی زکات که ۲/۵، ۵ و ۱۰ درصد است مستفاد نیست، از محکمات مستفاد نیست، از متشابهات مستفاد نیست پس بُعدِ سوم است، حتماً از حروف رمزی، حروف مقطّعه‌ی چهارده‌گانه در ۲۹ سوره‌ی قرآن مستفاد است. بنابرین محور اختصاصی رمزی پیغمبر بزرگوار صلوات الله و سلامه علیه در احکامی که در قرآن نه نفی شده است و نه اثبات شده است، مسلّماً، تنها، منحصراً از حروف رمزی، حروف مقطّعه‌ی قرآنی است.

... روی این اصل همین حروف رمزی است مبدأ کل روایات که ثابت است و سنّت قطعیه است در احکامی که در قرآن نه نفی شده است و نه اثبات شده است؛ و در موضوعاتی که در قرآن نه نفی شده و نه اثبات شده است. در سیاساتی که احیاناً در قرآن نه نفی شده است نه اثبات شده است.

...روی این اصل، اگر به استناد حروف رمزی، البته رسول بزرگوار یا حکمی را که می‌فرماید، این حکم را مستند به حروف رمزی می‌کند یا نمی‌کند. اگر حکمی است که خود حکم، در نصوص و یا ظواهر مستقر آیات مبیَّن است؛ استناد لازم نیست. ولیکن اگر حکمی را مانند ۱۷ رکعت بودن نماز پنج‌گانه و یا نصاب‌های زکات و یا ترتیب خصوصیات حج، ترتیب خصوصیات عمره، و این خصوصیاتِ فرعیِ جزئیِ هیئتی، که اصل الأصول در قرآن ذکر شده، اصل الأصولِ عقائد ثلاثه کلاً، اصل الأصولِ احکام اصلی کلاً، اصل الأصولِ احکام فرعی هم مقدار زیاد، می‌ماند مقداری از احکام که کیفیت است. خصوصیت است. ترتیب است. نصاب زکات است. ترتیب حج است. ترتیب عمره است، اینها. اینکه درصد کمی است، این درصد کم را پیغمبر بزرگوار، در صورتی که مخالف قرآن باشد که نیست، موافق قرآن باشد که محتاج به استناد نیست. امّا اگر نه موافق قرآن است و نه مخالف قرآن است، وجه‌اش چیست؟ آنچه که نه موافق قرآن است و نه مخالف قرآن است باید سنجید با آیاتِ قرآن. اگر با آیاتِ غیر رمزی قرآن موافق است، قبول. اگر مخالف است لاقبول. اگر نه موافق است و نه مخالف است، اگر قطعی است قبول. بر مبنای چه؟ برای اینکه پیغمبر از قرآن استفاده کرده است و مستفاد از حروف رمزی است...»

 «درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه ۳۰» از دقیقه ۳۲ :

«... روی این اصل، آنچه را قرآن تبیین کند، حتماً همان است و آنچه را قرآن برای مکلفان تبیین نکرده و برای رسول خدا به صورت رمز تبیین کرده است یا رمزِ در حروف خاصه‌ی رمزی یا رمزِ در حروفِ وضعی که هر دو رمز است. پس پیغمبر، چهار بُعدی قرآن را می‌فهمد. یک بُعد: رمز لیلة القدر. بُعد دوم: رمز حروف رمزی. بُعد سوم: رمز حروف کلمات وضعی. بُعد چهارم: دلالت کتابی.

دلالت کتابی، دلالت قرآنی که «عَرَبِیّ مُبِین» (نحل،۱۰۳ و شعراء،۱۹۵) است، این دلالت در بُعد نص و ظاهر مستقرش همگانی است. ولیکن در سه بُعدِ قبلی در اختصاص رسول گرامی است. بنابرین روایاتی که از پیغمبر بزرگوار قطعی الصدور باشد و مخالف با قرآن نباشد، نه مخالف و نه موافق می‌پذیریم. به این معنی که پیغمبر استفسار کرده است ۱۷ رکعت نماز را. استفسار کرده است ۲/۵، ۵ و ۱۰ درصد زکات را، استفسار کرده است کیفیت و ترتیب حج را، استفسار کرده است رکعات نماز را، استفسار کرده است چیزی که قرآن نه تصریح به نفی دارد، نه تصریح به اثبات. نه تصریح به نفی، نه دلالت به نفی، چه ظاهراً و چه نصاً، و نه دلالت نصاً یا ظاهراً به اثبات، اینها را قبول می‌کنیم...»

«درس تفسیر موضوعی قرآن کریم؛ جلسه ۴۶» از دقیقه ۱۹:

«... بنابرین اگر در قرآن مطلبی بود؛ خلافش هزاران روایت هم قابل قبول نیست؛ چون ملتحد منحصر است به قرآن. بنابرین متواتر و مستفیض و صحیح و موثق، اگر مخالف قرآن است قبول نیست و اگر موافق قرآن است قبول است. اگر نه مخالف و نه موافق است، اگر قطعی باشد و اختلافی نباشد؛ این مستفادِ رسول گرامی از رموزِ قرآن است. یا رموز صد درصد یا رموزِ چند درصد، بنابرین وقتی می‌گوییم سنت، منظور سنت قطعیه است نه روایت.

روایت، چند قسم است؛ روایتِ واحد، مستفیض‌، متواتر. چه واحد، چه مستفیض، چه متواتر سه حال دارد: یا موافق قرآن است که قبول است، ولو این‌که روایتش ضعیف باشد. یا مخالف قرآن است که قبول نیست ولو متواتر باشد. اگر نه موافق است نه مخالف است؛ اگر چند روایت که مخالف ندارد، این چند روایت که اصلاً مخالفی در روایت ندارد و در قرآن نه مخالف و نه موافق است؛ این را ما قبول داریم. چرا؟ چون «قُل فللَّهِ الحُجّة البالِغة» (انعام،۱۴۹) اگر این روایات غلط بود؛ و بر مبنای وحیانیت قرآن نبود باید مخالفش بیاید، چون حجت بالغه است. پس حجت بالغه بودنِ سنت، در زمینه‌ای است که مخالفِ قطعیِ نصِّ قرآن یا مخالف قطعیه ظاهر مستقر قرآن نباشد...»

 توضیح:

از این مباحث استفاده می‌کنیم که منبع تمامی احکام اصلی و فرعی فقط و فقط قرآن است. اصولِ اصلی احکامی، عقائدی، سیاسی، اجتماعی و... همه در سه بُعد قرآن (عبارت، اشاره، لطیفه) آمده است؛ اما جزئیات و کیفیّاتِ بسیاری از این احکام، در بُعد چهارمِ قرآن، یعنی حقایق و رموزِ قرآن است، که دریافتِ این رموز در انحصارِ معصومین محمدی(صلوات الله علیهم) می‌باشد. لذا بیان معصومان(علیهم السلام) در زمانِ حیات و حضورشان، به طور مطلق؛ حجّتی قرآنی است. و در زمان غیبتِ ایشان؛ اخبارِ وارده از آن‌ها به عنوان بیانِ رموز قرآن برای مسلمین، پس از عرضه‌ی آن بر سه بُعدِ اول قرآن (عبارت، اشاره، لطیفه)، حجّتی قرآنی خواهد بود.

و اصولاً در «فقهِ قرآنی»؛ سند روایت چندان موضوعیت ندارد؛ چرا که در عرضه‌ی احادیث بر قرآن؛ اگر روایتی مخالفِ قرآن باشد ولو این‌که متواتر هم باشد؛ باز در مخالفت با کتابِ خدا مردود شمرده خواهد شد. و اگر روایتی موافقِ قرآن باشد؛ حتی اگر واحد باشد و ضعیف‌ترین سند را داشته باشد و از طریقِ فرد غیر مطمئن حتی شمر ملعون هم نقل شده باشد؛ آن روایت مورد قبول خواهد بود.

دسته بندی اخبار به سه گروه:

لذا با توجه به مطالبی که استاد بیان فرموده‌اند؛ در روشِ فقهی آیت الله صادقی تهرانی(ره) بدیهی است که بگوییم: هر خبری از جمله خبر واحد از سه حال خارج نیست:

۱ـ موافق قرآن: [مقبول است]

۲ـ مخالف قرآن: [مردود است]

۳ـ نه موافق و نه مخالف: [؟]

با توجه به متن سخنان بالا و بررسی نظرات فقیه قرآنی در کتبی که ذکر کردیم درمی‌یابیم که دسته سوم از خبر، (که نه موافق قرآن است و نه مخالف قرآن)؛ گاهی مقبول و گاهی مردود است. چرا که ما حتّی خبر متواتر را هم در عمل نمی‌توانیم بگوییم قطعی است، (هر چند در تعریف آن یقین فرض شده است اما در عمل اینطور نیست و تنها تعداد روایات ملاک قرار میگیرد) و اصولاً تواتر یا واحد و مستفیض بودنِ یک خبر، در مبنای فقهی آیت الله صادقی(ره) چندان موضوعیتی ندارد.

خبری که مخالف یا موافق کتاب نیست، صِرفِ اینکه (طبق تعریفِ رایج) به آن واحد یا ضعیف بگویند این دلیل کافی برای کنار نهادن آن، و غیر قطعی و ظنّی دانستن آن نیست. کما این‌که صِرفِ متواتر بودن یک خبر به معنی قطعی الصدور بودن آن و موجب پذیرش آن نیست.

و لذا باید بگوییم که دسته سوّمِ خبر (حتی اگر واحد و ضغیف باشد) در صورتی که:

  • نه موافق قرآن و نه مخالف است
  • و معارضی هم ندارد
  • و خلافِ فطرت، عقل مطلق، و علم مطلق، و حس مطلق، هم نیست
  • و موضوعِ عام البلوی هم نیست (در اخبار واحد و ضعیف)
  • و ......................................

در چنین حالتی، طبق روش آیت الله صادقی(ره) این خبر قطعی بوده، و بر مبنای آیه «قل فللّه الحجّة البالغة»، این همان حجت الهی است که بدست ما رسیده است و سنّتِ مستفاد از رموز قرآن است. چون اگر غیر از این بود شارع مقدس حجّتی رسا بر ضد آن ارسال می‌داشت. و این مطلب بر مبنای قرآن است و اگر آیه «قل فللّه الحجة البالغة» نبود ما نمی‌توانستیم به این دسته از اخبار فتوا دهیم.

اگر دسته سوم از اخبار را آیت الله صادقی کلاً مردود می‌دانستند، دیگر در بسیاری از ابوابِ فقهی نمی‌توانستند فتوی بدهند از جمله نصاب‌های زکات، ترتیب حجّ و عمره، کیفیات نماز و... که اخبار آن اکثراً خبر واحد است و خود آیت الله صادقی(ره) نیز در متن بالا مثال زدند، و به آن‌ها فتوا نیز داده‌اند. و همان‌طور که ملاحظه نمودید ایشان نسبت به این مطلب توضیح لازم را داده‌اند.

و کلّ این مطلب بر شاگردان آن عالم بزرگ روشن و بدیهی است؛ اما برای کسانی که در محضر ایشان نبوده‌اند؛ شاید این نکته غیر از بیانیه سال ۸۶، به سختی از مطالب دیگر به این صراحت قابلِ وصول باشد (البته فایل‌های صوتی که شاهد آورده‌ایم نیز گویای مطلب هستند). ایشان در سخنان خود همیشه خبرِ واحدِ ظنّی را مطرود دانسته‌اند و خیلی اوقات هم قید ذکر نکرده و کلّی بیان کرده‌اند؛ که اگر کسی دقت نکند این شبهه برای وی حاصل می‌شود که در مبنای ایشان خبر واحد کلاً مردود است! در صورتی که اگر به کتاب «تبصرة الوسیله» و امثال آن ؛ رجوع کنید که شاید بیست سال؛ کم و بیش؛ از نگارشِ آن می‌گذرد؛ می‌بینید که فقیه قرآنی به خبر واحد و اجماع و شهرت فتوا داده‌اند. کما این‌که حجة الاسلام محسن نورانی در مقاله «شرح باب ثانی از روش فقهی صاحب تبصرة الفقهاء» در همایش بیداری قرآنی، دیماه ۹۱، به موارد آن اشاره کرده‌اند.

و متأسفانه افرادی که در محضر استاد نبوده‌اند اگر دقت کافی نکنند و بیانیه سال ۸۶ را مدّ نظر نداشته باشند، مانند دوست عزیزمان صاحب مقاله «ضرورت‌ها و ظرفیت‌های تفسیر قرآن به قرآن با نظر به الفرقان، همایش بیداری قرآنی، دیماه۹۱»*، به این نتیجه می‌رسند که بر مبنای روش فقهی آیت الله صادقی(ره)، خبر واحد کلاً مردود است!! و همین موضوع باعث شد که این مطالب را خدمت شما ارائه کنیم و امیدواریم که مورد استفاده محققان قرار بگیرد. در پایان درخواست دارم که از نظرات انتقادی خود حتماً ما را مطلع نمایید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*ـ این مقاله بلند از فاضل ارجمند آقای رضا بابایی؛ بسیار مفید و خواندنی است و تنها همین نقد را ما بر آن داریم و خواندن آن را برای همه توصیه می‌کنیم.


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،نظرات فقهی و فقه گویا ،انقلاب قرآنی ،اسناد و گزارشات
دومین سالگرد عروج صاحب تفسیر الفرقان
ارسال در تاريخ چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

« الَّذینَ یُبَلِّغُونَ رِ‌سالاتِ اللَّـهِ وَیَخشَونَهُ وَلا یَخشَونَ أحَدًا إلّا اللَّـهَ وَکَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسیبًا »

« (حاملان سنّت ربّانی) کسانی هستند، که پیام‌های خدا را به خوبی ابلاغ می‌کنند، و از سر تعظیم؛ از او هراس دارند، و از احدی جز خدا نمی‌هراسند. و خدا برای حسابرسی سریع و دقیق، کافی است » (احزاب،۳۹)

این ایام دومین سالگرد رحلت مرجع قرآنی ماست. از سویی داغ دلمان تازه می شود در از دست دادن گوهری بی نظیر... و از سویی عزممان راسختر برای ادامه راه قرآنی...

در سالروز این عروج ملکوتی دو مراسم بزرگداشت و تجدید پیمان برقرار گشته است:


۱- مراسمی در مسجد رفعت قم واقع در خیابان صفائیه، بعد از نماز مغرب و عشاء در روز پنچشنبه مورخ ۲۴ اسفندماه ۱۳۹۱ از طرف بیت معزز آیت الله العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی(ره)

۲- مراسم تجدید میثاقی با انقلاب قرآنی از سوی شاگردان؛ در کنار مقبره محجور آن مرجع قرآنی، در قبرستان باغ بهشت قم، ساعت ۴ الی ۵ بعد از ظهر روز جمعه ۲۵ اسفندماه ۱۳۹۱. که این مراسم با اطلاعیه زیر به سمع و نظر قرآنیان رسیده است:

« بسم الله النور »

در دومین سالگرد رحلت أعلم الفقهاء، مصلح قرآنی، آیت الله العظمی صادقی تهرانی(ره)، شاگردان وفادار ایشان، در بعد از ظهر جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۴ الی ۵ بعد از ظهر، در قبرستان باغ بهشت قم برای تداوم انقلاب قرآنی تجدید پیمان می کنند...

مرکز مطالعات فقه قرآنی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: به گرامیداشت سالروز این واقعه، هدیه ای به یاران قرآنی و پیروان انقلاب قرآنی تقدیم می کنیم: سروده ای از یکی از بزرگان عرفا در نیم قرن أخیر مرحوم أبوتراب هدائی در مدح مقام شامخ این عالم قرآنی، که طی نامه ای به دستخط خودشان برای آیت الله العظمی صادقی تهرانی(ره) نگاشته اند. متن نامه این چنین است:

بسم الله و له الحمد

« کِتابٌ أنزَلناهُ إلَیکَ مُبارَکٌ لیَدَّبَّروا آیاتِهِ وَلیَتَذَکَّرَ  اُولُو الألبابِ » (ص،۲۹)

خالق قیوم رحمن و رحیم / چون ارادت کرد از لطف عمیم
تا کند سر نهان را آشکار / تا شود حجّت تمام و پایدار
پروراند پاک جانی نورگیر / ره نوردی بر هواهایش امیر
پیرو عترت امین صادقی / بهر این خدمت بصیر و لایقی
برگشاید بهر او از غیب در / تا زفرقان گرددش روشن بصر
تا کتاب الله را یابد چنان / کآمد از بهر محمد زآسمان
بی نیاز از اختلافات مقال / وز مفسرهای عاری از کمال
تا مصون ماند ز بیم و اضطراب / تازداید پرده از چهر کتاب
که این کتاب نوربخش عقل وجان / نیست محتاج بیان خودسران
راه فهمش را تدبر گفت و یار / متقین را کرد بهرش اختیار
خود سخن گوی است و عترت یاورش / ره نماید هر که دارد باورش
از تدبر در بیانش با صفا / رازها یابند ارباب نُهی
این کتاب ره نمای عالمین / هست از این ره هدی للمتقین
کز بیان عترت و نص کتاب / بهر آن تفسیر سازند انتخاب
ورنه از ظن و گمان دیگران / وز پریشان گویی بد باوران
بهر آن تفسیر کردن انتخاب / هست بی شک بستن راه صواب
گر هُدائی نیست اهل وجد و حال / لیک دارد دوست ارباب کمال

السلام علیکم و رحمة الله 

فقیری دریوزه گر را در پایان عمر بر سفره ای نشاندند که این مقدار سپاسی که کاشف از تهی دستی اوست به بزرگواری که قلبش را پذیرش فرمان کتاب و عترت منور فرموده تقدیم نماید – والعذر عند کرام الناس مقبول – والسلام علیکم و من یئول الیکم

ابوتواب هدائی
۱۳۷۴ هـ.ش

پشت نامه: از نظر فقیه معظم و مربّی مکرّم، مفسّر مدبّر،
جناب آقای حاج شیح محمد صادقی دامت ایام إفاضاته بگذرد

نامه تقدیر عارف بزرگ ابوتراب هدایی از آیت الله صادقی تهرانی


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،اخبار و اطلاع رسانی ،اسناد و گزارشات
ای محبوب قلبهای ما، مصیبت نبودن تو...
ارسال در تاريخ جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

« أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ رَسُولُهُ وَ أَنَّکَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ
وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ رِسَالاتِ رَبِّکَ وَ نَصَحْتَ لِأُمَّتِکَ وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ... 

امروز سالروز رحلت رسول رحمت(صلوات الله علیه وآله وسلم) و سبط اکبر امام حسن مجتبی(علیه السلام) و فردا نیز روز داغدار شدن زمین بر پسر موسی بن جعفر(علیهم السلام) است. این مصایب بزرگ را به عالمیان و ولی امرمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تسلیت می گوییم و با امید ظهورشان قلب داغدارمان را تسلی می دهیم.

إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ

أُصِبْنَا بِکَ یَا حَبِیبَ قُلُوبِنَا فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِیبَةَ بِکَ حَیْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْیُ
وَ حَیْثُ فَقَدْنَاکَ فَإِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ یَا سَیِّدَنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکَ
وَ عَلَى آلِ بَیْتِکَ الطَّیِّبِینَ‏ الطَّاهِرِینَ هَذَا یَوْمُ السَّبْتِ...

یوم السَّبت، روز شنبه، روزی از هفته است که متعلق به رسول الله(صلی الله علیه وآله) می باشد. امروز برای قرآنیان تداعی گر مصیبت دیگری نیز هست که در روز شنبه ای اتفاق افتاده است. سالگرد ۲۲ دیماه سال ۱۳۶۹ که «شنبه سیاه» و «عاشورای قرآن» نام گرفته، در این روز حمله ای وحشیانه توسط عده ای قدّاره بند و عربده کش از سوی اقتدارگرایان، به تنها مجلس درس فقه قرآنی در عصر غیبت کبری صورت گرفت و بعد از ضرب و شتم طلاب، قصد جان فقیه قرآنی را نمودند که با از خود گذشتگی یاران قرآنی، ایشان از آن مهلکه جان سالم به در برد و باقی عمر را در خانه خویش غریبانه به تألیف و نشر معارف ناب قرآنی سپری کرد و محرومیتی شد برای جامعه دینی عصر غیبت که هرگز نیز جبران نگشت...


آن حادثه دلخراش که عده ای از محبان انقلاب قرآنی نیز در آن زخمی شدند تعرضی بود از سوی صاحب منصبانی که چشم دیدن جلسات درسی را نداشتند که در اندک زمانی تعداد طلاب حاضر در آن از چند ده نفر در مسجد امام رضا(علیه السلام) در گذر خان در شهر قم به انبوهی از طلاب می رسید که به معارف ناب قرآنی گوش دل می سپردند. آنها که می دیدند یا در حوزها جای آنهاست یا جای فقه قرآنی تصمیم شیطانی خود را گرفتند و شد آنچه شد و «شنبه سیاه» و «عاشورای قرآن» رقم خورد...

آری یا رسول الله بر ما نیز بعد از شما اینگونه گذشت «و هَذَا یَوْمُ السَّبْتِ وَ هُوَ یَوْمُکَ وَ أَنَا فِیهِ ضَیْفُکَ وَ جَارُکَ فَأَضِفْنِی وَ أَجِرْنِی فَإِنَّکَ کَرِیمٌ...»

ضمن تسلیت همه مصیبتهای اسلام به همه مسلمانان از محضر خدای سبحان تعجیل در فرج ولی امر مسلمین جهان را طلب می کنیم...

اللهم فرّج عنا بحقّهم فَرَجاً عاجلاً قریباً کلمحِ البصرِ أو هو أقرب...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت: یکی از شاگردان آیت الله صادقی تهرانی(ره) مرحوم سید علی ساداتی، بعد از آن واقعه، سوز دل خود را اینگونه به نظم بیان کرده است:

آیت حق، فخر زمان، صادقی / چشم و چراغِ دل و جان، صادقی
عمر تو شد وقف کتاب خدا / مفتخر اهل بیان، صادقی
گفته ات از متن کتاب خداست / رحمت حق بر تو روان، صادقی
قدر تو را خوب ندانسته اند / طالب و فاضل، همگان، صادقی
قدر تو از قدر کتاب خداست / رتبه ات از دیده نهان، صادقی
فقه که از دوری حق مرده بود / با ستم حوزویان، صادقی
زنده شد از همت والای تو / حکمت قرآن به بیان، صادقی
از قلمت دُرّ گرانبار ریخت / کاشف اسرار نهان، صادقی
غصّه نخور خار به رویت کِشَند / گلشن دین گشته خزان، صادقی
روضه ای امروز بخوانم زتو / اجازتی هست بر آن، صادقی؟
ای که زمظلومیتت در جهان / رفته زمن تاب و توان، صادقی
دوست و دشمن به تو تهمت زدند / هم به عیان هم به نهان، صادقی
شاهد مظلومیتت من بُدَم / در گذر خان به عیان، صادقی
در وسط کوچه به تو حمله شد / جمله ی ما گریه کنان، صادقی
دشمن تو در وسط جمعیت / فتنه گر و نعره زنان، صادقی
فتنه و آشوب چه هنگامه ای / حمله ی سی تا حَیَوان، صادقی
توطئه بود و جدل و غالطه / پشت سرش سلطه گران، صادقی
جمع محبّان همه ماتم زده / خون دل از دیده روان، صادقی
تجزیه کردم چو، من آن واقعه / رشته ای بود از سَقَفان ، صادقی
شِکوِه ی آن آذریان* را ببر/ نزد شه عصر و زمان، صادقی
صبح قیامت به برِ داورت / شِکوِه کن از حوزویان، صادقی
گر که بخواهند زتو شاهدی / غم مخور از این جریان، صادقی
سید ساداتی بود شاهدت / با همه قرآن پژوهان، صادقی
آجرک الله در این ابتلاء / داد تو با دادستان، صادقی

*- سالها بعد از آن واقعه، آقای آذری قمی که از عوامل موثر در جریان بود به نزد فقیه قرآنی(ره) آمده و طلب گذشت می نماید و ایشان می فرمایند که اگر هم من از حق شخصی خودم بگذرم باز هم باید خیانتی که به قرآن و اسلام کردی را نزد خدا و رسول پاسخگو باشی که بخشش آن از دست من خارج است...


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،اسناد و گزارشات
پیرامون تصحیح کتاب شریف اصول الاستنباط
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩۱ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم
والحمد لله رب العالمین

 ضمن تسلیت مجدد سالروز رحلت مرجع قرآنیان حضرت آیت الله العظمی صادقی تهرانی در روز اول فروردین سال 1390 ، مطلبی بسیار مهم که مدتهای مدیدی است قصد ارائه آنرا به حقیقت جویان و یاران قرآنی داریم به مناسبت چنین روزی خدمت شما عرضه می کنیم تا تسلیتی باشد بر دل رنج دیده اهل قرآن در این یک سالی که گذشت و چراغی باشد برای پیروان راستین و ادامه دهندگان راه قرآن که حضرت آیت الله صادقی «قدس سره» احیا کننده آن در عصر غیبت بوده اند.

بعد از آنکه ما مطلب «مهم : شبهاتی پیرامون اجماع، شهرت، خبر واحد» را منتشر نمودیم که حاوی شرحی بود بر «بیانیه معروف سال 1386 آیت الله العظمی صادقی تهرانی (قدس سره) پیرامون اجماع، شهرت و خبر واحد»، بحث های حاشیه ای درگرفت و منجر به مسائلی شد که نتیجه آن این نوشته و مطالب آن است:


از جمله آن مسائل تهمت ها و دروغ هایی بود که از سوی عده ای از افراد نسبت به نگارنده آن شرح و وبگاه «فقیه قرآنی» صورت گرفت و متأسفانه در یک سایت هم منتشر شد. اگر چه نویسنده شرح، که از شاگردان خبره فقیه قرآنی هستند و همه قرآنیان، با بزرگواری از حق شخصی خود راجع به تهمتها گذشت خواهند نمود اما با تمام توان در مقابل مطالب خلاف حق و حقیقت ایستادگی می نمایند.

از جمله مطالبی که جدای از همه دروغ ها و تهمتها موجب کدورت خاطر همه قرآنیان شد و درد آور بود سانسور نظرات فقهی و اصولی مرجع عالیقدر جهان تشیع از سوی سایت فرقان بود که چون متأسفانه این سایت جایگاه خاصی در شناساندن چهره مهجور و قرآنی آیت الله العظمی صادقی تهرانی داشت موجب ضربه خوردن جریان انقلاب قرآنی گردید و همه تلاشهایی که در این زمینه صورت گرفت تا این امر اصلاح شود با در بسته روبرو شد. و نتیجه اختلافاتی که بوجود آمده بود به ضربه خوردن مبنای فقهی و اصولی آن مرجع مظلوم قرآنی انجامید.

از جمله این تحریفات و سانسورها حذف برخی بیانیه ها و مطالب از سایت فرقان بود. من جمله:

  • زندگینامه آیت الله العظمی صادقی تهرانی «ره» به قلم خود آن مرحوم که حاوی مباحث مهم علمی قرآنی و مناظرات با علمای بزرگ بود. (آرشیو)
  • متن نامه آیة الله العظمی صادقی تهرانی در پاسخ به دادخواهی عده ای از مسلمین راجع به حمله وحشیانه به مسجد قبای شیراز و آیت الله سید علی محمد دستغیب(دامت برکاته) و همچنین جریان جهانی هتک مقدّسات اسلامی و قرآن سوزی اخیر. (رجوع شود به اینجا)
  • پیام تسلیت به مناسبت رحلت حضرت آیت الله منتظری(ره). (رجوع شود به اینجا)
  • موضع گیری آیت الله صادقی تهرانی در قبال سخنان رحیم مشایی. (رجوع شود به اینجا
  • سیری در فتاوای فقهی، سیاسی و اجتماعی مفسّر بزرگ قرآن کریم، آیة الله العظمی صادقی تهرانی. (آرشیو)

(با کلیک بر روی (آرشیو) در انتهای هر کدام از موارد فوق صفحه ی آرشیو شده مربوطه را می توانید مشاهده نمایید که قبلا در سایت فرقان موجود بوده و اکنون حذف گردیده است)

در پی این جریان گمراه کننده و این نفاق خانمانسوز که در ظاهر تبلیغات گسترده ای برای شناساندن فقیه قرآنی می شود اما در واقع با خدشه وارد شدن بر مبنای فقهی و علمی آن عالم گرانسنگ؛ موجب حذف تاریخی جریان فقه قرآنی می گردد؛ برخود لازم و واجب دیدیم به دور از هر هیاهویی، «دفاعیه علمی» و «دفاعیه شرعی» خود را از مبنای قرآنی مرجع مظلوممان آیت الله العظمی صادقی تهرانی «رحمة الله علیه» برای روشن شدن حق و حقیقت ارائه دهیم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد:

موضوعات مورد دفاع:

1- صحت و اتقان «بیانیه سال 1386 فقیه قرآنی پیرامون اجماع شهرت و خبر واحد»

2- ویرایش کتاب شریف «اصول الاستنباط» به دستور آیت الله العظمی صادقی تهرانی توسط شاگرد برجسته شان به منظور درج مفاد بیانیه فوق الذکر در کتاب، که در زمان حیات فقیه قرآنی صورت گرفت و به تأیید ایشان رسیده بود اما فرصت چاپ نیافت و از سوی وارثان نسبی بایکوت شد.

دفاعیه علمی: همانطور که قبلا در مطلب «مهم : شبهاتی پیرامون اجماع، شهرت، خبر واحد» آورده ایم مطلب ذیل دفاعیه علمی از بیانیه مذکور است که از تاریخ انتشار آن تاکنون نقد یا ردی از سوی قرآن پژوهان و قرآنیان بر آن دریافت نکرده ایم:

شرح بیانیه صاحب تفسیر الفرقان «آیت الله صادقی تهرانی»
درباره اجماع، شهرت، خبر واحد

دفاعیه شرعی: بدون مقدمه ای خاص نه نامه از طرف تعدادی از شاگردان و ارادتمندان فقیه قرآنی را که برای ما ارسال شده است به عنوان حجتی شرعی خدمت عزیزان ارائه می کنیم:

1- نامه حجة الاسلام حمید رضا محمدیان:

شهادت حجت الاسلام محمدیان

بسم الله الرّحمن الرّحیم
به اطلاع مشتاقان قرآن کریم و علوم قرآنی، شاگردان و مقلدان فقیه عالی قدر حضرت آیت الله العظمی صادقی تهرانی می رساند
در آبان ماه سال 1388 بعد از نماز مغرب و عشاء حضرت آقا به آقای نورانی امر فرمودند اصول من را تصحیح کنید ایشان عرض کردند حضرت آقا بنده فرصت ندارم اگر صلاح بدانید این امر را به حاج آقای محمدیان (اینجانب) محوّل کنید ایشان فرمودند خیر؛ این کار را انجام دهید که مقدم بر تمام کارهای دیگر است؛ و جناب آقای نورانی اقدام به این کار (تصحیح اصول استنباط) نمودند.
ضمناً در صداقت، علمیّت و تقوای جناب مستطاب حضرت حجة الاسلام و المسلمین حاج آقای نورانی هیچ شکّی ندارم.
« و لا تکتموا الشّهادة و من یکتمها فانّه آثم قلبُه» (بقره/ 283)
دعاگو حمید رضا محمدیان
۱۳۹۰/۷/۷

2- نامه حجة الاسلام مهدی عباس زاده:

شهادت آقای مهدی عباسزاده

3- نامه آقای سید محمد ساداتی:

4- نامه آقای مجتبی نورانی (استاد دانشگاه):

نامه دکتر مجتبی نورانی

5- نامه حجة الاسلام محمود جوادی:

شهادت آقای جوادی

6- نامه حجة الاسلام علی چراتیان (مسئول دفتر آیت الله صادقی تهرانی در زمان حیات):

نامه حجت الاسلام علی چراتیان

 

7-نامه حجة الاسلام ایمان ضرابی (از شاگردان فقیه قرآنی و استاد حوزه و دانشگاه):

نامه حجة الاسلام ایمان برادران ضرابی

 

8- نامه حجة الاسلام سیف الله نورانی:

نامه حجت الاسلام سیف الله نورانی

9- نامه حجة الاسلام محمدرضا الصیمری:

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

اینجانب اعلام میدارم که محور اصلی مرحوم آیت اله العظمی دکتر صادقی تهرانی (قدس سره) در مبانی فقهی و غیره همانطور که خود آنمرحوم در کتب خویش ذکر فرمودند کتاب و در هامش کتاب سنت جامعه غیر متفرقه پیامبر اعظم اسلام (ص) می باشد و بس.

اما اجماع،شهرت و خبر واحد اگر مخالف قرآن باشد هیچ اعتباری ندارد و بدون مخالفت با قرآن و سنت مورد قبول آنمرحوم می باشد. آنحضرت همچنین علم رجال را قبول نداشته و می فرمودند:هر خبری که موافق قرآن و سنت قطعیه پیامبر باشد گرچه راوی آن شمر باشد مورد قبول است.

محمدرضا الصیمری
۱۲ جمادی الاول ۱۴۳۳ هجری قمری ۱۳۹۱/۱/۱۶ هجری شمسی

شواهد کتبی: در این بین شواهد کتبی نیز موجود است از جمله:

1- خود بیانیه که توسط معظم له در سال 1386 صادر گردیده و توسط آن مرحوم به کسانی که به ملاقات ایشان می رفتند به همراه سایر کتب داده می شد و صدها نفر میتوانند راجع به آن شهادت بدهند و هم اکنون از طرف رؤسای سایت فرقان مورد  تکذیب است:

بیانیه سال 86 آیت الله صادقی پیرامون اجماع و شهرت و خبر واحد

2- کتاب نظرات نوین از دیدگاه قرآن که توسط معظم له در زمان حیاتشان در دفتر جامعة علوم القرآن در سال 1388 منتشر گردید. در صفحات 118 و 117 این کتابچه عین متن بیانیه فوق درج گردیده است:

جلد کتاب نظرات نوین از دیدگاه قرآن
کتاب نظرات نوین از دیدگاه قرآن ص117

 کتاب نظرات نوین از دیدگاه قرآن ص118

3- جزوه سیری در فتاوا صفحه 31 مسأله 124 :

جلد جزوه سیری در فتاوای فقهی سیاسی

جزوه سیری در فتاوای فقهی سیاسی صفحه 31

پشت جلد جزوه سیری در فتاوای فقهی سیاسی

در ادامه عرض می کنیم که دو مطلب نیز که مرتبط با این بحث می باشد در وبگاه «انقلاب قرآنی» با عناوین ذیل درج گردیده است:

1- «اطلاعیه : روش حقیقی آیت الله صادقی در دین پژوهی و فقاهت»

2- «دانلود ویرایش کتاب اصول الإستنباط و فایل های صوتی تدریس آن»: توضیح: یک فرد ناشناس که تا به حال خود را نیز به ما معرفی نکرده اند متن اصلاح شده کتاب شریف «اصول الاستنباط بین الکتاب و السنة» را که تنها در اختیار شاگردان و فرزندان آن عالم گرانسنگ بود و عموم به آن دسترسی نداشتند، در سایتی با عنوان «اصول الاستنباط بین الکتاب و السنة آیت الله العظمی صادقی تهرانی (ره)ـ» برای دانلود به همراه فایلهای صوتی درس خارج اصول، قرار داده اند که محققان می توانند آن را ملاحظه فرمایند. هداه الله سواء السبیل.

 و موارد و شواهد دیگری هم هست که امیدواریم نیازی به ارائه آنها نباشد و همین مطالبی که عنوان شد برای جویندگان حقیقت راه گشاست ان شاء الله، که العاقل یکفیه الاشاره.

و می دانیم در این دنیای دنی هیچ حقیقتی خالی از تلخی و رنج نیست که به فضل الهی در راه رضای خدا از ملامت هیج ملامت گری، هراسی نداشته و این راه را ادامه خواهیم داد، والسلام علی عباد الله الصالحین.

در پایان به درگاه حضرت احدیت با عجز و ناتوانی شکایت میبریم که:

اَللّهُمَّ اِنّا نَشْکوُ اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَالِهِ وَغَیْبَهَ وَلِیِّنا
وَکَثْرَهَ عَدُوِّنا وَقِلَّهَ عَدَدِنا وَشِدّهَ الْفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَیْنا
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَالِهِ وَاَعِنّا عَلى ذلِکَ بِفَتْحٍ مِنْک تُعَجِّلُهُ
وَ بِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ وَسُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ
وَرَحْمَهٍ مِنْکَ تَجَلِّلُناها وَعافِیَهٍ مِنْکَ تُلْبِسُناها
بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،اخبار و اطلاع رسانی ،اسناد و گزارشات
«فقیه قرآنی» سایتی مستقل است!
ارسال در تاريخ یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن عرض سلام به همه همراهان و قرآن دوستان و قرآن پژوهان، عرض می داریم که:

همزمان با اعلام برخی تریبون هایی با ظاهر قرآنی مبنی بر «عدم وجود سایت موازی» ما نیز به اطلاع دوستداران قرآن و اهل بیت علیهم السلام می رسانیم که:

«سایت فقیه قرآنی» که با آدرس http://www.albalaq.com فعالیت میکند، سایتی کاملا مستقل می باشد که در راستای گسترش «تفکر ناب و اصیل اسلامی و قرآنی» در فضاهای مجازی و حقیقی از سوی تعدادی از «محبان انقلاب قرآنی» و شاگردان و علاقمندان به صاحب تفسیر شریف الفرقان، حضرت آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی(ره) اداره می شود و هیچ گونه وابستگی به هیچ موسسه، نهاد یا مرکزی جز کتاب خدا و سنت قطعیه و سیره ثابته معصومین(علیهم السلام) نداشته و ندارد.

اما صریحا بیان می داریم که با همه افراد و سایت ها  و پایگاه های اینترنتی که
در این مسیر اصیل گام بر می دارند توازی داریم و افتخار می نمایم که
خاضعانه در این راه همراه آنان باشیم

این مطلب جهت اطلاع عزیزان بیان شد و جای بسی خرسندی برایمان وجود خواهد داشت اگر بتوانیم خدمتی را در راستای پیشبرد «تفکر قرآنی» انجام دهیم و از خداوند سبحان مسئلت می نمایم که همه ما و ادامه دهندگان راه اصیل اسلامی و قرآنی را در این راه خطیر و مهم ثابت قدم بدارد و از جمیع بلایا محفوظ نگهدارد. آمین.

«قل إنّما أعِظُکُم بِواحِدَة أن تَقوُموُا لله مَثنی و فُرادی، ثُم تَتَفَکَّرُوا...»(سبأ،۴۶)

و من الله التوفیق
سایت «فقیه قرآنی»


برچسب ها : اخبار و اطلاع رسانی ،اسناد و گزارشات
واکاوی دلایل گمنام بودن آیت الله صادقی تهرانی (۱)
ارسال در تاريخ یکشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٩ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

بحار الأنوار: ج ۵۲، ص ۱۹۱ :
عن الرضا(علیه السلام)، عن آبائه (علیهم السلام) قال:
قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):
«إنّ الإسلام بَدَءَ غریبا ً و سیـَعودُ غریبا ً فطوبیٰ للغُرباء»(١)

خیلی از دوستان بعد از مدتی آشنایی با آیت الله صادقی تهرانی، وقتی که به ابعاد علمی و عملی این فقیه قرآنی، پی می برند با تعجب می پرسند: چگونه است که ایشان با این همه فعالیت علمی و سیاسی و جایگاهی که در بین علمای بزرگ نیم قرن اخیر داشته اند این گونه گمنام هستند؟

این گونه سئوالات ما را بر آن داشت تا سعی کنیم تا حدی به واکاوی دلایل گمنام بودن و مهجوریت این مرد خدا، و به گفته آیت الله خویی، «علامه مجاهد»، بپردازیم.

این روزها سالروز رحلت مرجع بزرگ عالم اسلام، حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله علیه است.

آیت الله صادقی تهرانی در سالگرد ارتحال آیت الله بروجردی در مسجد اعظم قم در سال ١٣۴١ سخنرانی تاریخی علیه حکومت شاه انجام می دهند. در طی آن سخنرانی شجاعانه، ایشان اقدام به رسواگری بی مانندی می زنند و در توضیح اینکه این حکومت باطل است و ضد دین است و نیز در جهت آبروریزی شاه، داد سخن سر می دهند.

شاه ملعون بعد از رحلت آیة الله بروجردی در یک سخنرانی در صحن بزرگ حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) به علمای اسلام توهین و فحاشی می کند و می گوید که زیر این عمامه ها گچ و پهن است و این بی شعور ها...

ادامه مطلب...


ایشان هم در آن سخنرانی از جان و زندگی خود دست می شوید و در آن فضایی که هیچ کس جرأت نکرده بود در مقابل این عمل شاه عکس العملی نشان دهد یا حرفی بزند، یک به یک جواب فحاشی های شاه را می دهد که «توی مغز کسی گچ و پهن است که نمی داند چه می گوید، گچ و پهن زیر آن تاجی است که به علمای اسلام توهین می کند و ...» ایشان سخن را به آنجا می رسانند که این جمله را روی منبر در مقابل آن جمعیت عظیم می گویند که: «... خوب، اگر این تاج را بر سر یک خر بگذاریم ؛ شاه خر می شود یا خر شاه می شود ؟!! ... ».

به قول خود معظم له: «هر آنچه که امروزه شما جرأت می کنید درباره شاه بگویید من آن موقع در آن فضای بسته و خفقان روی آن منبر گفتم ! و جواب فحاشی های آن ملعون به علمای اسلام را دادم ! ».

آن مرد خدا بعد از پایان منبر بین آیت الله گلپایگانی و امام خمینی که به همراه همه مراجع  آن موقع در مجلس حضور داشتند می نشینند و  با همراهی امام به  منزل ایشان می روند و شبانه با امامه سیاه رنگی که از مرحوم امام گرفتند به تهران می روند و از آنجا معجزه وار به قصد حج عازم مکه می شوند و خلاصه اینکه در غیاب ایشان تا زمان انقلاب اسلامی ساواک ۵ بار حکم اعدام ایشان را صادر می کند...

غیبت ۱۷ ساله ایشان از خاک وطن یکی از دلایلی است که برای ناشناخته بودن این عالم گرانقدر می توان برشمرد. به موجب این غیبت، عامه مردم  در زمان انقلاب نسبت به ایشان شناختی نداشتند، اما خواص علما و مبارزین همگی ایشان را به خوبی می شناسند...

فایل صوتی حضرت آیة الله العظمی محمد صادقی تهرانی
خاطره سخنرانی سال ۱۳۴۱ در مسجد اعظم قم (٨۶٠KB : ١١min)

این مطلب ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(١) حقا که اسلام غریبانه آغاز شد و به غربت نیز بازخواهد گشت. پس خوشا به حال غریبان.


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،اسناد و گزارشات ،مقالات، نقد و مصاحبه
بیانیه آیت الله صادقی در ردّ تمام فرقه های صوفیه
ارسال در تاريخ یکشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه به سوء استفاده هایی که برخی فرقه ها از نام آیت الله العظمی صادقی تهرانی می نمایند و خود را منتسب به ایشان نموده و این طور وانمود می نمایند که مورد تأیید این عالم قرآنی هستند؛ لذا آیت الله صادقی تهرانی با صدور بیانه ذیل؛ موضع خود را اینگونه برای یاران قرآنی تبیین نموده اند:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به جمیع برادران ایمانی تذکر داده می‌شود که متأسفانه گروه های مختلفی در اینترنت با انتساب خود به اینجانب برای نشر عقاید خود تلاش می کنند.

صریحاً عرض می شود: از جهت عقیده و عمل، تنها افرادی مورد تأیید اینجانب هستند که اقوال و اعمالشان بر خلاف قرآن و سنت قطعیه نباشد.

بنابرین بخش هایی از اعمال و عقاید کل فرق صوفیه که مخالف با کتاب و سنت است هرگز مورد پذیرش اینجانب نیست.

والسلام علی عباد الله الصالحین
قم المشرفه – محمد صادقی تهرانی - ٢۶ / ١ / ١٣٨٩ شمسی


برچسب ها : اسناد و گزارشات ،اخبار و اطلاع رسانی
اجازه نامه اجتهاد آیت الله صادقی از طرف آیت الله خویی
ارسال در تاريخ پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

چندبار خوانندگان عزیز درخواست کرده بودند که تصویر اجازه نامه اجتهاد آیت الله العظمی صادقی تهرانی را اینجا روی وب قرار دهیم. که درنهایت بنده به یکی از عزیزان قول دادم  که در این هفته حتما این کار را انجام دهم. (با تشکر از ایشان که بانی خیر شدند!)

بنده از دفتر معظم له پی گیر شدم تا آن را تهیه کنم و نتیجه این شد که «سایت جامعة علوم القرآن» تصویر آن را در اختیار عموم قرار داد.

تصویر اجازه نامه اجتهاد از آیت الله خویی(ره)

آیت الله خویی در این نامه آیت الله صادقی تهرانی را با عبارت «ولدنا فضیلة العلامة المجاهد» خطاب کرده است.

***********

نامه جالبی هم از علامه طباطبایی هست که راجع به تفسیر گران سنگ الفرقان نوشته شده که از همه دعوت می کنم آنرا حتما بخوانند. علامه در فرازی از نامه گفته اند:

«... تفسیر شریف «فرقان» که زیارت شد، کتابی است که موجب روشنی چشم و مایه افتخار ماست. ان شاء الله با تمام قوا مساعی خود را در همین رشته تفسیر یعنی تفسیر قرآن بقرآن مبذول داشته، در خدمت به معارف قرآنی و پرده برداری از روی ذخایر این کتاب مکنون آسمانی، خسته و ملول نباشید، توفیق و تأیید جنابعالی را از خدای «عزّ اسمه» خواستارم...»

تصویر نامه علامه طباطبایی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت ۱: قسمتی از آیه ۳۳ سوره اسراء اینچنین است:

« وَ مَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا ... إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا »

و هر کس مظلومانه کشته شود، بى چون براى خونخواهش (ولی دم) سلطه اى [بر جان قاتلش] قرار داده ایم... همواره او [از طرف خدا] یاری شده بوده است.

امام باقر(علیه السلام) درباره نام های حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در ذیل این آیه شریفه فرموده اند: خدا مهدی را منصور نامیده است چنانکه (رسول الله را) احمد و محمد و محمود نامیده و چنان که عیسی را مسیح نامیده است.
به نظر شما این آیه چه ارتباطی با حضرت حجت
(علیه السلام) دارد؟

پی نوشت ۲:

* السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره و الوتر الموتور *

أین الطالب بدم المقتول بکربلا
أین المنصور علی من اعتدی علیه و افتری
أین
المضطر الذی یجاب اذا دعی
...


برچسب ها : اسناد و گزارشات ،انقلاب قرآنی ،دانلودها
ابقای رحیم مشایی در هر سمتی شرعاً حرام است
ارسال در تاريخ جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۸ توسط سید صابر

بسمله

در پی سخنان آقای رحیم مشایی رئیس دفتر آقای احمدی نژاد در باره حضرت نوح (علیه السلام) و سایر پیامبران الهی(سلام الله علیهم)، آیت الله صادقی تهرانی جوابیه ای صادر کردند و در انتهای آن ابقای آقای رحیم مشایی را در هر سمتی شرعاً حرام دانستند که متن آن را عینا نقل می کنم.

ادامه مطلب...


بسمه تعالی
جوابیه به گزارشی تحت عنوان :
( مشایی : اگر هر پیامبر مدیریت درستی می کرد عدالت برقرار می شد!)
که در مورخۀ 21/10/88 در روزنامۀ خراسان ، صفحه15 به چاپ رسیده است.

پاسخ حضرت آیت الله العظمی صادقی تهرانی به سخنان توهین آمیز رحیم مشایی نسبت به پیامبران الهی در پانزدهمین جشنوارۀ تحقیقاتی علوم پزشکی رازی

بسم الله الرحمن الرحیم

دیروز دوشنبه ۲۱ / ۱۰ / ۸۸ اطلاع یافتم که رحیم مشایی حرفهایی گفته که به ترتیب ذیل پاسخ می دهیم:

۱- او می گوید : حضرت نوح با ۹۵۰ سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند چرا که عدالت را ایجاد نکرده است!؟

پاسخ: قرآن مجید می فرماید:(سلام علی نوح فی العالمین). (انا کذلک نجزی المحسنین) (صافات،۸۰-۷۹) سلامی [ربانی] بر نوح در [میان تمام] جهانیان . براستی ما اینگونه [ با عظمت] نیکو کاران را پاداش [ شایسته] می دهیم.
آری ،این تحسین و تعریف و تأیید وتمجید خدای متعال نسبت به حضرت  نوح علیه السلام  است.

و باید دانست که ایجاد عدالت تنها همراه با خود سازی آحاد جامعه و سپس عملکرد حاکمان امکان پذیر خواهد بود. و الا وقتی می بینیم که سران مستبد قوم نوح، با بدترین نوع برخوردها سد راه دعوت توحیدی  حضرت نوح بوده اند. ولی آن پیامبر اولواالعزم با عزمی راسخ و کوششی طاقت فرسا ، طی ۹۵۰ سال مردم را به سوی حق و صلاح و رستگاری و عدالت رهنمون می ساخت ؛ و این در حالی بود که افرادی از داخل خانه ، همچون زن و فرزندش با حاکمان دیکتاتور زمان همکاری می نمودند ؛ دیگر آن حضرت باید از چه طریقی برای ایجاد عدالت تلاش می کرد که نکرده باشد ؟

۲- رحیم مشایی می گوید : آمدن پیامبران در طول تاریخ برای تمام شدن دوره های قبلی بوده است اگر هر پیامبر مدیریت درستی می کرد عدالت برقرار می شد این را من از خودم نمی گویم قرآن می گوید!!!

پاسخ: معنای این حرف این است که پیامبران علیهم السلام- معاذالله-  مدیریت درستی نکرده اند!

کجای قرآن چنین حرفهایی را نسبت به پیامبران الهی گفته است ؟! د رحالی که قرآن می فرماید: (ولقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین ) (صافات،۱۷۱) ...(وسلامٌ علی المرسلین ) (صافات،۱۸۱).

و به راستی و درستی سبقت گرفت کلمۀ [ حق ] ما برای بندگان فرستاده شدۀ ما [ نسبت به حرفهای ناقص و یا باطل دیگران ]  ... و سلامی [ ربانی ] بر تمامی فرستادگان [ الهی ].

۳- رحیم مشایی می گوید : بی تردید هیچ راهی برای هیچ مرسل و نبی وجود ندارد برای اینکه عدالت را محقق کند جز اینکه علم را بگستراند.

پاسخ: معنای این حرف این است که هیچ مرسلی برای تحقق عدالت و گسترش علم تلاش نکرده است ! آیا شما نمی دانید دعوت برای تحقق عدالت و نیز آغاز گسترش علم از سوی پیامبران بوده است ؟ آیا علم آن چیزی است که شما خیال می کنیدودر جلسات مختلف از آن سخن می گویید؟یا علم حقیقی آن است که پیامبر اکرم( صلّی الله علیه و آله وسلّم ) فرمود:« العلم ثلاثه : آیة محکمة ، فریضةٌ عادلة و سنةٌ قائمة و ما خلاهنّ فهو فضل »

علم سه بخش است : آیۀ محکم قرآنی و فریضه ای ثابت [ بدون افراط و تفریط از سوی هر پیامبری به وحی الهی ] و اخلاقی استوار [ برای خود سازی مردم] ؛ و آنچه  غیر آن است تنها فضیلتی [ نسبت به دیگران ] است و بس.

آیا علم صرفاً تکنولوژی وفن آوری اطلاعات است یا اینکه شریعت و اخلاق  والای انسانی ، اصل علم است و فرع آن تکنولوژی است ، تازه به شرطی که در مسیر اخلاق متعالی باشد.

۴- رحیم مشایی می گوید : برخی گمان می کنند جامعۀ آرمانی جامعه ای است که ظلم و فساد و قتل در آن نباشد و فقیر ، گرسنه نخوابد بلکه این جامعه آرمانی نیست و تنها مقدماتی است برای امکان بروز استعداد ها !!!

پاسخ: عجبا که جامعۀ آرمانی ، جامعه ای نیست که در آن ظلم و فسادو قتل و فقر و گرسنگی نباشد حال آنکه حتی رفع یکی از پنج گزینۀ فوق طبق قرآن ، نشانه ای مهم از جامعۀ آرمانی است. مثلاً تعبیر قرآن از جامعه ای که در آن قتلی رخ ندهد این است که گویی کل مردمان جهان ، احیاء شده اند. آیا احیای بشریت نشانۀ جامعۀ آرمانی نیست ؟ ( و من احیاها فکأنّما احیا النّاس جمیعاً ) (مائده،۳۲) هر که انسانی را از قتل [ یا گمراهی ] حیات بخشد پس گویی همۀ مردم را جمیعاً زندگی بخشیده است.

آیا صرفاً بروز استعداد ها نشانۀ جامعۀ آرمانی است ؟ آیا بروز استعدادی که با اخلاق دینیِ تعلیم شده از سوی پیامبران الهی همراه نباشد و یا با مکارم اخلاقی که پیامبر اکرم فقط برای آن مبعوث شده ، توأم نگردد ، انسان ها را به سوی عدالت رهنمون می سازد ؟

آیا کسی که با پیشرفت تکنولوژی و امکانات وسیع پژوهشی ، استعدادش به گونه ای بروز می کند که بمب اتمی می سازد و میلیونها انسان بی گناه را به خاک و خون می کشاند ؛ عالم است یا جاهل ؟ عدالت گستر است یا ستم گستر؟ آیا او فرصت شکوفایی انسانها را فراهم کرده است ؟ آیا تجدید حیات نو برای آدمیان نموده است؟ آیا مکانیزم توسعۀ عدالت در جهان را می داند؟

یا تنها بی سواد نادانی است که اسم انسان را یدک می کشد.

در اینجا با توجه محض به خدای سبحان و به یاد همۀ پیامبران معصوم الهی (علیهم السلام)، شکایت خود رابه درگاه خدای قادر متعال و محضر ولی امر مسلمین جهان حضرت بقیة الله الاعظم علیه السلام، عرضه داشته، و اعلام می نمایم که :« ابقاء رحیم مشایی در هر سمتی ، حرام است».

«والسّلام علی من اتّبع الهدی»
قم المشرّفة – محمّد صادقی تهرانی ۲۲ / ۱۰ / ۱۳۸۸

«تکثیر : معاونت فرهنگی جامعه علوم القرآن »
تلفن :۲۹۳۴۴۲۵-۰۲۵۱


برچسب ها : نظرات فقهی و فقه گویا ،اسناد و گزارشات
زندگینامه آیت الله دکتر محمد صادقی تهرانی
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۸ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

زندگینامه ى علمى سیاسى فقیه مجاهد و مفسّر محقّق
حضرت آیة اللّه العظمى صادقى تهرانى «قدس الله تربته الزّکیّة»

آیت الله العظمی محمد صادقى تهرانى(قدّس الله تربته الزّکیّة) در خاندانى روحانى، در روز اول فروردین ۱۳۰۵ (هجرى شمسى) در تهران چشم به جهان گشود و پدر ایشان مرحوم حاج شیخ رضا لسان المحقّقین از وعّاظ و خطیبان معروف تهران بود. این علامه مجاهد و مفسر کبیر کتاب الله العظیم، مرجع عالیقدر جهان تشیع و فقیه مصلح قرآنی، در روز اول فروردین ۱۳۹۰ (هجری شمسی) پس از هشتاد و پنج سال عمر پر برکت خود در راستای اعتلای اندیشه ناب قرآنی، فراگیر کردن انقلاب قرآنی در همه ابعاد علوم دینی و حوزوی و عرصه های اجتماعی، دفاع از حریم ولایت معصومان محمدی(صلوات الله علیهم اجمعین)، پیشتازی در مبارزه علیه ظلم و ستم و بیداری امت اسلامی، تلاش خستگی ناپذیر در زمینه تألیف آثار ارزشمند قرآنی بر مبنای فقه گویا، و دفاع از احکام مهجور قرآنی که در نهایت به مهجوریت خویش انجامید، در شهر مقدس قم در منزل شخصی اش، با حالاتی عرفانی، بلافاصله پس از اعاده نماز عصر و با گفتن یک «یا الله»، دعوت حق را لبیک گفت و روح بلندش به دیدار یار شتافت.

و سَلامٌ عَلَیهِ یَومَ وُلِدَ وَ یَومَ یَموتُ وَ یَومَ یُبعَثُ حَیّاً.

خورشید مرجعیت و مرد کلام حق
در اولین طلوع بهاران غروب کرد

زین پس من و تحیّر و ذهن پر از سؤال
ای وای، یار صادق یاران غروب کرد

(مهبد، فروردین
۹۰)

ابعاد علمی این عالم گرانسنگ، که مصداقی عینی برای آیه کریمه «الّذینَ یُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللهِ وَ یَخشَونَهُ وَ لایَخشَونَ اَحداً إلا اللهَ» بود و ملامت هیچ ملامتگری او را از راه حق بازنداشت، را اینگونه می توان بیان داشت:

- جامع معقول و منقول
- مصداق کامل وحدت حوزه و دانشگاه
- مؤلّف تفسیر شریف الفرقان، کامل‌ترین تفسیر قرآن به قرآن و سنّت، که مرحوم علامه طباطبایی(ره) نیز درباره آن فرموده‌اند: «تفسیر شریف فرقان که زیارت شد موجب روشنی چشم و مایه افتخار ماست...»
- احیاگر قانون «عرضه بر کتاب» به صورت تحلیلی و غیر تحمیلی در کلّ علوم حوزوی
- متفکری آزاداندیش در چارچوب تفسیر قرآن به قرآن و سنّت
- نافی بیش از پانصد فتوای فقهیِ خلاف قرآن
- ناقد اکثر مباحث اصول فقه سنتی
- متذکر به شصت و شش تناقض در منطق ارسطویی
- نافی ارکانی اصلی از فلسفه التقاطی یونانی ـ اسلامی
- ناقد بعضی از مبانی عرفان نظری حوزوی
- منتقد به علم نحو و حتی برخی از لغات عربی

در ادامه گوشه هایى از زندگی ایشان به درخواست بنیاد تاریخ انقلاب اسلامى ایران، در خردادماه ۱۳۷۳ (هـ .ش) به قلم خود ایشان اینگونه نگاشته شده است:

« بسم الله الرحمن الرحیم »

... تا سن سیزده سالگى که پدرم در قید حیات بود سیکل دوم دبیرستان را به پایان رساندم. سپس به حَلَقات دروس عرفانى، اخلاقى و تفسیرى مرحوم آیه اللّه العظمى میرزا محمّدعلى شاه آبادى استاد بزرگ مرحوم امام خمینى پیوستم و در ضمن یک سالى هم به دروس مقدماتى (ادبیات عرب) پرداختم، سپس در سال ۱۳۲۰ عازم قم شده، طىّ سه سال دروس سطح را پایان دادم.

ادامه مطلب...


در سال ۱۳۲۳، مرحوم آیه اللّه العظمى بروجردى به قم آمدند. در دروس ایشان شرکتى فعّال داشتم، به گونه اى که در مسائل فقهیه، خود اتخاذ رأى مى کردم. طبعا از دروس فقه، فلسفه، عرفان و سایر علوم اسلامى اساتیدى دیگر بهره مند مى شدم. ولى محور اصلىِ تحوّل فکرى ام، همان جنبش آغازین علمى نزد مرحوم آیه اللّه العظمى آقاى شاه آبادى بود که حرکتِ قرآنى مرا از آغاز کرده و تاکنون استمرار داد و تمامى تحصیلات حوزوى ام و تمامى مؤلفاتم تحت الشّعاع آن بود و هست؛ پس از آن مرحوم آیه اللّه العظمى علّامه ى طباطبائى نقشى عظیم در استمرار درجات تفسیرى، عرفانى، فلسفى و اخلاقى ام داشت.

در دروس این دو بزرگوار هفت سال شرکت کردم، و در سفرهاى بسیارى که از قم به تهران داشتم از دروس فلسفى مرحوم آیه اللّه العظمى میرزامهدى آشتیانى و میرزا احمد آشتیانى بهره ى وافرى مى بردم اگرچه استفاده هاى علمى از مرحوم آقاى شاه آبادى، نقش نخستینِ محورى داشت.

پس از ده سال توقف مستمر در قم، به تهران مراجعت کرده و در دو بُعدِ علمى و سیاسى به فعّالیت شدید پرداختم، با مرحوم آیه اللّه العظمى سیّدابوالقاسم کاشانى در قیام نفت و علیه شاه، و با مرحوم آیه اللّه العظمى حاج سیداحمد خوانسارى و مرحوم آیه اللّه العظمى حاج شیخ محمّدتقى آملى از نظر استمرار مراحل فقهى ارتباط داشتم، و همچنین در طى مدت اقامت ده ساله در تهران، در دانشکده ى معقول و منقول (معارف اسلامى) بدون شرط حضور در کلاس درس و تنها با شرکت در امتحانات، چهار لیسانسِ حقوق، علوم تربیتى، فلسفه و فقه؛ و سپس دکتراى عالى معارف اسلامى را دریافت داشتم. همان جا سه سال به تدریس حکمت ( فلسفه ى اسلامى ) برمبناى قرآن و سنت از روى متن کتاب «آفریدگار و آفریده» پرداختم، جلساتى هم بر دو محور علمى و سیاسى علیه حکومت شاهنشاهى در هفت نقطه ى تهران داشتم که بیشتر قشر دانشجو در آن جلسات شرکت مى کردند. منبر هم مى رفتم که آن هم، داراى نوآورى هاى علمى و سیاسى بود، و کلاً مورد تعقیب و تهدید و تحدید دستگاه ستمشاهى بودم.

در سال ۱۳۴۱ هـ . ش در اثر مبارزات شدید بر ضد رژیم طاغوتى، خصوصا به جهت سخنرانى در سالگرد ارتحال مرحوم آیه اللّه العظمى بروجردى در مسجد اعظم قم که براى نخستین بار افشاگرى هایى علیه شاه را در برداشت، از سوى ساواک محکوم به اعدام شدم و ایران را مخفیانه به قصد حجّ ترک نمودم، در مکه و مدینه با سخنرانى ها و اعلامیه هایى به زبان فارسى و عربى علیه طاغوت، بین عمره و حجّ دستگیر شدم، حج را در حصار مأموران دولتى انجام دادم، ولى بر اثر استدلالات قاطع اینجانب در برابر حکومت سعودى و اجتماع بزرگ و تحصن علماى عِراقَین در مسجدالحرام، آزاد شده و تحت الحفظ به عراق رفتم، نهضت علمى قرآنى و سیاسى را در نجف اشرف ـ به مدت ده سال ـ با تدریس تفسیر، فقه، اخلاق، سخنرانى و تألیف ادامه دادم.

درضمن برحسب درخواست دولت ایران، حکومت عراق تصمیم گرفت مرا به ساواک ایران تحویل دهد، ولى در اثر مخفى شدن در بیت مرحوم آیه اللّه العظمى خویى، با فعّالیت هاى ایشان، توطئه آنان خنثى شد.

با آغاز اخراج ایرانیان از نجف اشرف و کل شهرهاى عراق، به بیروت هجرت کردم، جریان دو نهضت قرآنى و سیاسى به مدّت پنج سال در لبنان ادامه داشت.

با تشکیل نماز جمعه در سراسر لبنان، سخنرانى هایى بر محور قرآن در جلسات مذهبى، که نهضت سیاسى ضد شاه را هم براى تشکیل حکومت اسلامى دربر داشت، و نیز با تألیفاتى نوین، زمینه اى مناسب براى گفت وگو با علماى ادیانِ دیگر براى اثبات حقّانیت اسلام قرآنى ایجاد شد. به گونه اى که در مناطق مختلف لبنان، ضمن گفتمان قرآنى با علماى شیعى، به مباحثه و مناظره با علماى سنّى، مسیحى، یهودى، و دُرزى پرداخته و با ملحدین و مشرکین هم بحث مى نمودم و آنان یا سکوت مى کردند و یا محکومِ استدلالات قرآنى مى شدند.

با شدت گرفتن جنگ داخلىِ لبنان، آن جا را به قصد حجاز ترک نمودم، دو سال متمادى در مکّه ى مکرّمه با تماسى مستمر با شخصیت هاى علمى و سیاسى اسلامى سراسر جهان، بر مبناى دو نهضت قرآنى و سیاسى، فعالیت هاى پیگیر و دامنه دارى براى رشد تفکر انقلاب قرآنى در میان مسلمانان انجام شد.

در آنجا نیز اضافه بر مناظره هایى قرآنى با علماى وهّابى، و عدم محکومیت اینجانب در هیچ یک از مناظرات، حدود یک صد خانوار سنّى را در مرکز حکومت آل سعود (مکه ى مکرمه)، تنها با ادلّه ى قرآنى و گاه با استناد به یک آیه از قرآن (آیه ى مبارکه ى ۳۲ از سوره ى فاطر) به مذهب اهل البیت علیهم السلام راهنمایى نمودم و بحمداللّه تعالى همگى آنان شیعه شدند.

براى دومین بار به فاصله ى هفده سال، دستگیر شدم و پس از آزادى به لبنان بازگشتم. در هر دو مرحله ى بازداشت در مکه ى مکرمه زندانى شدم به ویژه در دوّمین زندان، ابتدا در مدینه، سپس مکّه و در پایان در «سجن التّرحیلِ» جدّه بودم، در دستگیرى نخست در کلانترى حرم و سپس در «شرطة العاصمة» که شهربانى مکه است در بازداشت بودم، در زندان دوّم بود که شنیدم مرحوم امام خمینى به پاریس هجرت نموده اند.

پس از گذشت دو هفته از زندان دوّم به بیروت بازگشته و از آنجا براى دیدار امام و قرار جریان انقلاب به پاریس رفتم. در اقامت ده روزه ى پاریس و شرکت شبانه روزى در جلسات مرحوم امام، در چندین دانشگاه سخنرانى هاى ممتدى بر هر دو مبناى قرآنى و سیاسى داشتم. پس از بازگشت به بیروت به فاصله ى چندین روز از بازگشت امام به ایران، پس از هفده سال هجرت ـ که در طى آن چهار بار غیابا توسط ساواک شاه، محکوم به اعدام شده و دائما تحت تعقیب ساواک بودم ـ به ایران بازگشتم، و پس از پایه ریزى جمهورى اسلامى که در حرکات بنیادینش، نقشى مؤثر داشتم، در قم اقامت کرده و تاکنون بر محور معارف قرآن، دروس و تألیفات و خطابات خود را ادامه مى داده ام، و به جهت مشورت هایى با مرحوم امام، و براى ریشه دار کردن نهضت و انقلاب قرآنى، در کارهاى اجرائى شرکت نکردم. مگر چند روزى در آغاز انقلاب که برحسب خواسته ى مرحوم امام، مراجعات اصلى مردم را پاسخگو بودم و پیش از تشکیل نمازهاى جمعه بطور رسمى، اضافه بر سخنرانى هایى در سراسر ایران، نماز جمعه را در مراکز استان ها و بعضى از شهرهاى دیگر، تشکیل دادم.

سرآمدش نمازجمعه اى بود که در پارک ملّت مشهد مقدّس در حضور حدود نیم میلیون نفر نمازگزار انجام شد، از تانک به عنوان منبر نماز جمعه و از تیربار ضدهوایى بعنوان سلاح و از لباس کفن کامل استفاده کردم. در همین نخستین نمازجمعه ى مشهد، مردم طومارى طولانى را تهیه کردند که صدها هزار امضاء داشت و با اکثریت امضاها خواستار انتصاب رسمى اینجانب به امامت جمعه ى مشهد مقدّس شدند، و سپس طومار را به دفتر امام ارسال کردند ولى به دست ایشان نرسید. نمازجمعه ى مستمرّى هم در مسجد مقدّس جمکران، و در ضمن در دانشگاه صنعتى شریف، و چند جمعه هم در مسجد دانشگاه تهران اقامه کردم، سپس مرحوم امام مرحوم حجّه الاسلام والمسلمین آقاى طالقانى را به عنوان امام جمعه ى تهران مقرّر نمودند.

با ترکِ نمازجمعه در قم به علتِ اذیت هاى فراوان عدّه اى از متحجّرین حوزوى و تهمت هاى کذب دیگران تمام اوقاتم صرف تدریس و تألیف شد، که ۲۵ جلد از تفسیر سى جلدىِ «الفرقان» را به مدت ده سال در قم، ضمن دو تدریس عربى و فارسى تألیف کردم.

به یاد دارم که مرحوم آیه اللّه العظمى علّامه ى طباطبائى به من فرمودند تا این تفسیر پایان نیافته کتاب دیگرى ننویسم و چنان هم شد، بالاخره در رشته هاى تفسیرى، فلسفى، فقهى و... بیش از ۱۱۳ اثر تحقیقى قرآنى که بسیارى از آنها به چاپ رسیده یا زیراکس شده و کتاب هایى هم که فعلاً خطى است تألیف نمودم.

برخى از بزرگان علماى اسلام در عصر حاضر نکاتى را پیرامون تألیفات اینجانب متذکّر شده اند، مِن جمله مرحوم آیه اللّه العظمى حکیم مى فرمودند: شما در عین حرکات زیاد انقلابى، کتاب هایى تألیف نموده اید که در مدتى کم از تمامى مؤلفین با سابقه ى نجف از نظر تعداد و محتوى سبقت گرفته، و نیز مرحوم امام و مرحوم آقاى خوئى درباره ى کتاب «المقارنات» در نجف فرمودند: بهترین کتابى است که علیه یهود و نصارى نوشته شده، و بالاخره بر حسب تصدیق مؤلَّفاتى گوناگون، درجه ى عالى اجتهاد اینجانب در تمامى علوم اسلامى مورد تأیید مراجعى عظیم الشّأن بوده است. جز آنکه با گذشت مراحل تحقیقاتى تفسیرى، و برمبناى آنها، نظرات فقهى، اصولى، فلسفى، عقیدتى، عرفانى و سیاسىِ اینجانب اختلافات زیادى با سایر علما دارد.

در تفسیرِ کمتر آیه اى است که نکته اى مغفول و یا خطایى مشهود نسبت به آن آیه ى مبارکه را در میان تفاسیر شیعه و سنى متذکر نشده باشیم، و در فقه با بسیارى از نظرات مشهور علماى شیعى و سنّى و احیانا با تعدادى از نظرات هر دو فرقه اختلاف داریم، که بیش از پانصد فتوى برمبناى قرآن و سنّت و مخالف با نظرات مشهور را در «تبصره الفقهاء» آورده ایم؛ و مبناى این اختلاف وسیع در کلّ علوم اسلامى، آزاد اندیشى و تدبّرِ بدون پیش فرض در قرآن مبین است، حال آنکه اگر علماى اسلام قرآن را درست بررسى کنند درصد اختلافاتشان با هم بسیار کم مى گردد گرچه این گونه فتاواى آنان برخلاف اجماع و روایاتى هم باشد.

ارکان اوّلیه ى فلسفه ى مرسوم حوزوى را مانند قِدمت زمانى جهان و حدوث ذاتى آن، سنخیت خدا و آفریدگان بر مبناى ضرورت سنخیت علت و معلول، قاعده ى «الواحد لا یَصدُرُ منه الا الواحد» و... را برخلاف برداشت هاى درست عقلى و قرآنى دانسته و طبعا بسیارى از نظرات فلسفى را قبول ندارم. در منطق بشرى اضافه بر اعتراضاتى چند، تعداد شصت و شش تضاد ـ طبق حساب ابجدى «اللّه» ـ میان نظرات منطقیان موجود است که در حاشیه ى تفسیر «الفرقان» در سوره ى اعراف (جلد دهم، صفحات ۳۷ تا ۴۸) یادداشت کرده ام.

و بالاخره در علم اصول، بحث و تحقیق در مباحث الفاظ را نادرست مى دانم ـ چنانکه هیچ یک از علماى علوم تجربى نیز در بدیهیات لفظى بحث نمى کنند ـ و اصول عملى هم از نصوص کتاب و سنت پیداست و در کتاب «اصول الاستنباط» پیرامون آن مباحثى را ارائه کرده ایم.

اختلاف ما با اکثر علما در مسائل فقهى از سایر علوم بیشتر است، و تمامى اینها مبناى قرآنى دارد، در تفسیر سى جلدى «الفرقان» در همه ى این موارد به تفصیل سخن رفته است. و از نظر فقهى نیز علاوه بر تفسیر، در کتاب هاى «تبصرة الفقهاء»، «اصول الاستنباط»، «تبصرة الوسیلة»، «على شاطى ء الجمعة» و... به زبان عربى، و نیز در «رساله ى توضیح المسائل نوین»، «فقه گویا»، «اسرار، مناسک و ادلّه ى حجّ»، «مفت خواران» و... مباحث مهم فقهى قرآنى را مطرح کرده ایم. تمامى این اختلافات برمبناى اصالتِ دلالت قرآنى است که آن را «ظنّىّ الدّلالة» تلقّى کرده اند! با آن که در فصاحت و بلاغت، در بالاترین اوج است.

این خادم کوچک قرآن، تمامى علوم حوزوى منتسب به اسلام را ـ که نزد بزرگ ترین علماى نیم قرن اخیر دریافته ام ـ از آغاز در حاشیه ى قرآن قرارداده و رفته رفته به اختلاف وسیع این علوم با قرآن پى برده ام، «و بسیار شده که با علماى بزرگ گفت وگو کرده ام و حتى یک بار هم محکوم نشده ام»، و نوعا معترفند که علوم و معارف قرآنى در حوزه ها چندان اصالتى ندارد. و معتقدم که مهمتر از انقلاب سیاسى مرحوم امام، بایستى انقلاب قرآنى در همه ى ابعاد علمى، سیاسى و... تحقّق یابد.

اینجانب ادلّه ى اسلامى را ویژه ى قرآن و سنّت دانسته، ولى عقل و اجماع را نه به عنوان دلیل مستقل در مقابل قرآن بلکه تنها به عنوان کاشف از شرع قبول دارم. یعنى عقل مطلق یا سلیم، در کلیات مى تواند به عنوان کاشف، وسیله اى براى شناخت حکم الهى باشد. مثلاً قرآن مى فرماید: «و لاتقل لهما اُف» سپس عقل مطلق بر اساس قیاس اولویت قطعیه نتیجه مى گیرد که: «لاتضربهما». و اجماع و شهرت نیز درصورت عدم مخالفت با قرآن و عدم معارضه با اجماع یا شهرتى دیگر، مشروط به اینکه امامیه آن را نقل کرده باشند مقبول است زیرا کاشف از سنت محسوب مى شود.

درنهایت محور اصلى در همه عرصه هاى دینى «قرآن» است، زیرا خداى متعال مى فرماید: «و اتلُ ما اوحى الیک من کتاب ربّک لا مبدّل لکلماته و لن تجد من دونه مُلتحدا»: «و بخوان، و پیروى کن آن چه را از کتاب پروردگارت: (قرآن) به سویت وحى شده، هرگز هیچ تبدیل کننده اى براى آن نیست و هرگز به جز قرآن پناهگاهى (رسالتى و وحیانى) نتوانى یافت» (کهف/۲۷).

بنابرین آیه ى مبارکه، مسلمانان نیز به پیروى از وحى الهى به پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله هیچ مرجع و پناهگاهى به جز قرآن نخواهند داشت. پس هر حدیثى چه متواتر و یا غیر متواتر در صورت مخالفت با نصّ و یا ظاهرِ مستقرِّ قرآن مردود است، اما حدیثى که اکثر امامیه آن را نقل کرده باشند و معارضى هم نداشته باشد و قرآن هم نفى و یا اثباتى درباره ى آن نداشته باشد از باب «اطیعواالرّسول و أولى الأمر منکم» پذیرفته است. و چنین احادیثى هم برگرفته از حروف مقطعه و رمزى آیات قرآن است، که آیه ى ۲۷ کهف، منشأ همه ى احکام را از قرآن مى داند و بس؛ در نتیجه سنّت، برداشتى از رموز قرآن و همان وحى قرآنى در مرحله حقایق یا تأویل است لذا سنت به هیچ وجه در عرض قرآن نیست تا ناسخ آن باشد. و نص و ظاهر مستقر قرآن جز با نص و ظاهر مستقر آن نسخ نمى شود.

در ضمن دلیل ظنّى هم از دیدگاه قرآن مطرود است که آیه ى «لاتقف ما لیس لک به علم»: «آنچه را که نسبت به آن، برایت علمى نیست پیروى مکن»، نیز هرگز ویژه ى اصولِ دین نیست، زیرا این ممنوعیتِ غیر علم، پس از احکامى فرعى آمده است، بنابرین ظنّ و گمان هرگز نقشى در احکام الهى ندارد که: «انّ الظّنّ لایغنى من الحق شیئا»؛ اگر هم کتاب هایى اسلامى در حوادثى از میان رفته، علم و قدرت و رحمت الهیّه در بیان حجّت بالغه اش از میان نرفته است.

نقش علم رجال هم، بیشتر در موضوعات است. زیرا جاعلان متونى از احادیث، سندهایى را هم ساخته اند و در نتیجه، احادیثى صحیح السّند!! برخلاف نصّ یا ظاهرِ پایدار قرآن، به دست ما داده اند. چنان که در کتاب «غَوصٌ فى البِحار» حدود یکصد و هشتاد جلد کتاب حدیثىِ شیعى و سنّى را برمبناى کتاب و سنّت نقد کرده ایم.

البته چون عده اى از پژوهشگران قرآنى اختصار گفتار اینجانب در برخى مباحث نظرى را سبب ایجاد شبهه تعارض بین ادله اصولى قرآنى دانسته اند، تذکر این نکته ضرورى است که اگرچه سخن مذکور صحیح است ولیکن حداقل براى شخص اینجانب در عمل، مسبب نقص فتاوا در ابواب مختلف فقهى نشده است. بنابرین به جهت رفع ابهام صریحاً عرض مى شود که:

«ضرورت، اجماع، شهرت و هر روایتى که مخالف قرآن باشد مردود است اما اجماع، شهرت و هر روایتى که خلاف قرآن نباشد در صورتى که معارضى نداشته و از طریق علماى امامیه به ما رسیده باشد، طبق آیه ى «قل فللّه الحجة البالغة» مقبول است زیرا اگر شارع مقدس با آن مخالف بود حتماً حجتى رسا بر ضد آن براى مکلفان ارسال مى فرمود. و در تعارض دو روایت نیز مرجّحات منقول در مقبوله ى عمر بن حنظله مقبول است».

نکات فوق الذکر، نظر قطعى اینجانب درباره نحوه بدست آوردن احکام الهى است. و اما اگر نظراتى فقهى بین فِرَق اسلامى موجود است که برخلاف عقل سلیم، حسّ، عدل و علم مى باشد، هرگز پایه ى قرآنى ندارد، و مگر ممکن است اسلامى را که برمبناى دلیل قاطع عقلى پذیرفته ایم، با خود این مبناى نخستین مخالفتى کند؟!

مثلاً درباره ى مناظره ى امام صادق علیه السلام باابوحنیفه روایت جعل کرده اند که فرضا آن حضرت ضمن نهى از قیاس باطل (قیاس تمثیل) مبادرت به رد قیاس اولویت قطعیه نموده! و مثلاً به راوى فرموده باشند: اگر یک انگشت زن بریده شود دیه اش یک دهم دیه ى کامله ى مرد است (یعنى صد مثقال طلا) و دو انگشت زن، دو دهمش و سه، سه دهمش، ولى دیه ى چهار انگشتش مساوى با دیه ى دو انگشت اوست!

حال آن که اولاً قیاس اولویت قطعیه، قیاسى کاملاً صحیح است و مطابق با کتاب و سنت و عقل همه ى عقلاست، ثانیا آیا مى توان پنداشت که چهار، از نظر حساب و ارزش از سه کمتر و با دو برابر باشد!؟ قرآن هم پس از بیان تفاوت دیه ى زن و مرد با آیه ى «وَالجروحَ قصاص» دیه ى اعضاى زنان را متناسب با دیه ى کامله ى آنان و دیه ى اعضاى مردان را نیز متناسب با دیه ى کامله ى آنان مقرّر فرموده است، و نیز در باب ارثِ زنان از شوهران، اکثر قریب به اتفاق فقهاى شیعى، زنان را از اموال غیر منقوله به جز قیمت بناى خانه ى مسکونى محروم نموده اند، با آن که بر حسب نصوصى قرآنى هرگز چنان محرومیتى وجود ندارد، زیرا آیه ى ۱۱ و ۱۲ سوره ى نساء، تنها وصیّت و دَین را از «ما تَرَکِ» مورِّث استثنا کرده و این حکم را براى میراث مرد و زن مکرّرا بیان فرموده است که: «... من بعد وصیّة یوصى بها أو دَین...»، «...من بعد وصیة یوصین بها أو دَین، و لهنّ الرّبع مما ترکتم ان لم یکن لکم ولد فان کان لکم ولد فلهنّ الّثمن ممّا ترکتم من بعد وصیّة توصون بها أو دَین ... من بعد وصیة یوصى بها أو دَین غیر مضارّ وصیةً من اللّه واللّه علیم حلیم» که مکررا تنها مورد وصیت و دین را ـ براى زنان همچون مردان ـ استثنا زده است و دیگر هیچ.

روایات اسلامى هم دراین باره گوناگون است، اکثریت فقهاى ما در اینجا تنها به روایاتى استناد کرده اند که هم بر خلاف قرآن است و هم برهان موجود در آنها برخلاف کل موازین عقلى و شرعى است. مثلاً در روایاتى براى محرومیت فوق الذکر چنین استدلالى آورده اند: «چون زن، داخل نسب اصلى مرد نشده پس از اصل میراث ارث نمى بَرَد!» در حالى که عکسش نیز چنان است. یعنى چون مرد هم داخل اصل نسب زن نیست پس مانند او از اصل میراث ارث نمى بَرَد!

و در روایاتى دیگر این گونه آمده: «چون زن بیوه ممکن است ازدواج کند و سپس با شوهر دوّمش به خانه ى میراثىِ شوهر اوّل برود و حق دیگران را غصب کند از عین خانه محروم است!» حال آن که مگر مرد پس از فوت همسرش، در ازدواج بعدى فعّال تر از بیوه نیست؟ و در غصب هم مگر از زن نیرومندتر نیست؟ وانگهى چرا در صورتى که شوهر نکند همچنان ازین بخش میراث محروم است. پس برمبناى دلیل این روایت، اگر زن با آن دو احتمال از قسمت هاى اصلى «میراث» محروم باشد، مرد باید محرومیتى بیشتر داشته باشد.

و یا در قضیه ى «عاقله» که بر مبناى فتاوا، اگر شخصى بالغ بدون تعمّد کسى را کشت، خونبهاى مقتول بر عهده ى عموها و دایى هاى قاتل است هر چند اینان نوجوان بى ثروت و وى مسنّ و ثروتمند باشد! این فتوا هم صد در صد مخالف عقل و بر خلاف نصوص آیاتى از قرآن است.
و نیز در باب قصر نماز و افطار روزه، همان سفر هشت فرسنگى گذشته، مبناى فتواى مشهور است با آنکه لااقل «مسیرةُ یومٍ» میزان است یعنى مسافت یک روز مسافرت با وسایل نقلیه ى امروزى که خیلى بیشتر از هزار کیلومتر است، وانگهى این هم ملاک نیست، بلکه بر حسب آیه ى قصر: «إن خفتم أن یفتنکم الّذین کفروا» تنها به شرط خوف بر جان و مانند آن، تنها از کیفیت نماز کاسته مى شود، که امروزه در سفر، هرگز نماز شکسته نمى شود و روزه نیز افطار نمى گردد.

و درباره ى فتواى مشهور لزوم طهارت از جنابت براى ورود روزه دار به صبح رمضان، با رجوع به قرآن مى بینیم که بر حسب نص قرآنى هرگز چنان قیدى وجود ندارد، زیرا «فالآن باشروهنّ..و کلوا و اشربوا حتّى یتبیّن لکم الخیط الابیض من الخیط الاسود من الفجر» مباشرت با زنان را همچون خوردن و آشامیدن، تا لحظه اى پیش از طلوع فجر جایز دانسته، که دیگر وقتى براى غسل جنابت نخواهد ماند، روایاتى شیعى و روایات سنّى هم موافق نصّ آیه است و تنها چند روایت شیعى که با یکدیگر تناقض هم دارند این طهارتِ پیش از طلوع فجر را یا واجب و یا شرط صحت روزه مى دانند.

با بزرگان علما پیرامون علوم رایج حوزوى به ویژه فقه گفت وگوهایى داشته ام، از جمله با مرحوم آیه اللّه العظمى حاج سیداحمد خوانسارى درباره ى ازدواج با زناکارى که توبه نکرده و نمى کند، فرمودند: به احتیاط واجب نباید با او ازدواج ـ اگر چه موقت ـ کرد، زیرا بدون مانع بودن زن، از شروط صحّت ازدواج است، و گفته ى زناکار هم پذیرفته نیست، گفتم: بنابراین حرمت ازدواج با او اَقوى است و نه به احتیاط واجب، وانگهى «حرّم ذلک على المؤمنین» آن را تحریم کرده است و اگر هم روایات دراین باره مختلف باشند، تنها آن که با نصّ آیه موافق است مقبول است؛ فرمودند: شاید اَئمّه علیهم السلام آیه اى را درنظر داشته اند که این حرمت را نسخ کرده، گفتم: اوّلاً آیات ناسخ و منسوخ قرآن معلوم است، ثانیا در آیه ى پنجم سوره ى مائده که آخرین سوره ى نازله مى باشد، نصّ «والمحصنات من المؤمنات و...» پاکدامنى زنان را شرط اصلىِ ازدواج با آنان دانسته، که یا این آیه شرط مهمترى درباره ى عفاف آنان دارد، و یا لااقل دستى به «حرّم ذلک على المؤمنین» نزده است، بنابراین تا هنگامى که زنى زِنایش ثابت نشده حکم عفاف براى وى جاریست. در این جا بود که ایشان طبق نصِّ آیه ى تحریم، فتواى قطعى به حرمت ازدواج ناهمسان دادند.

همچنین با مرحوم آیه اللّه العظمى گلپایگانى دراین باره بحث شد؛ فرمودند: در حاشیه ى خطّى «عروه» احتیاط واجب کرده ام ولى پس از بررسى دیدیم که فتواى ایشان احتیاط مستحب بود. گفتم: بر مبناى نصِّ آیه ى تحریم این احتیاطات هم بى جاست و طبق دو نص قرآنى این ازدواج ناهمسان حرام است.

مرحوم آیه اللّه العظمى خویى هم مى فرمودند: «لاینکحُ» خبر است و نه انشاء پس حرمت نیست، گفتم اگر خبر است قطعا دروغ است، زیرا هرگز مرد زناکار براى ازدواج به دنبال زن زناکار نمى رود، و زن زناکار هم در تکاپوى ازدواج با مرد زناکار نیست، پس «لاینکحُ» انشاء است به لفظ خبر، و چون «حرّم»و «ذلک» مذکّرند، مرجع و مشارٌالیه آن دو فقط «نکاح» است و نه «زنا» که لفظا مؤنّث مجازى است. و اگر هم بر فرض محال، مرجع «ذلک» زنا بود! مى پرسیم: آیا زنا تنها بر مؤمنان حرام است؟! و نه بر کافران و فاسقان؟! بنابراین «حرّم ذلک على المؤمنین» نصّ بر حرمت است! فرمودند: از این «حُرِّمَ» غفلت شده و دلیل اول هم درست است.

در باب مسئله ى مشهوره ى «رِضاع»: شیرخوارگى، نوعا فتواى اکثریت فقها بر این است که اگر پسرى از زن شما شیر خورْد پسر رضاعى شماست، پس اگر او ازدواج کرد، و سپس همسرش را طلاق داد یا پسر فوت کرد، ازدواج با این زن بر شما حرام است!! در این باره با «مرحوم آیه اللّه العظمى خمینى» در نجف اشرف گفت وگویى داشتم، ایشان فتواى مشهور را مى پذیرفتند!! گفتم: اولاً پسر رضاعى هیچ معنایى ندارد، زیرا حرمت رضاعى فقط در چهارچوب ازدواج است، و آیا ازدواج میان پدر و پسر رضاعى هم ممکن است؟ تا پسر، حرمت رضاعى داشته باشد!! وانگهى «و حلائل ابنائکم الّذین من اصلابکم» حرمت ازدواج را ویژه ى زنان پسران صُلبى و اصلى دانسته، که در نتیجه چنان پسرانى و «ادعیاء» (فرزندخواندگان) از این حکم برونند، اگر هم بر فرض محال پسران رضاعى وجود داشتند، ازدواج با زنان آنان حرام نیست؛ ایشان پس از گفتن جملاتى کوتاه فرمودند: فتواى مشهور محترم و پذیرفته است، با آن که برخلاف آیه است و روایتى هم نیست که آن را تأیید کند!! بالاخره ما مبتلا به اجماع و شهرتیم.

گفتم: ولى در کلّ، موافق با نصِّ قرآن و برخلاف فتاواى دیگران، حرمت شیرخوارگى در انحصار مادران و خواهران رضاعى است.

در باب وجوب اطاعت مطلق از سنّت پیامبر و سیره ى ائمه ى معصومین علیهم السلامبه مرحوم آیه اللّه العظمى خویى متذکّر شدم که از جهت اشاره ى کتاب و صراحت سنّت، قطعاً غسل جمعه واجب است. پس چرا در این حکم، اجماع و شهرت فقها بر استحباب است!؟ فرمودند: ما گرفتار شهرت و اجماعیم! گفتم: این گرفتارى، خلاف کتاب و سنّت است.

در باب زکاتِ «الزّیتون و الرمّان» که در آیه ى ۱۴۱ سوره ى انعام در مورد اموال زکویّه آمده، به دلیل «آتوا حقّه یوم حصاده» نیز مرحوم آیه اللّه العظمى خویى عرض کردم: بنابرین زکات به بیش از نُه چیز تعلق مى گیرد. فرمودند: این آیه مکّى است و زکات حکمى مدنى است. گفتم: از سى آیه ى مکّى و مدنى درباره ى زکات، شانزده آیه اش مکّى است. فرمودند: این فقهِ جدید است! گفتم: این فقهِ قرآن است و قدیمى تر از فقه شماست.

با مرحوم آیه اللّه العظمى میرزامهدى آشتیانى درباره آیه ى «ان من شى ءٍ الاّ یسبّح بحمده» گفت وگویى شد، فرمودند: این تسبیح، تکوینى است، یعنى نگرش درست در وجود اشیاء ما را به وجود خداى سبحان راهنمایى مى کند، گفتم: تسبیحِ تکوینى قابل فهمِ تمام مکلّفان بوده و به آن امر شده است مانند: «قل انظروا ماذا فى السّماوات والارض» و همچنین در آیاتى دیگر مانند: «افلم ینظروا فى ملکوت السّماوات والارض» نگرش نکردن و نیاندیشیدن در حقیقتِ وجودىِ آسمان ها و زمین - که ذاتا نیازمند مطلق و فقر مَحضَند - توبیخ شده است بنابراین تسبیح در آیه ى «ان من شى ءٍ الاّ یسبّح بحمده» صرفا تسبیح تکوینى نیست زیرا خداى متعال در ادامه ى آیه مى فرماید: «ولکن لا تفقهون تسبیحهم» «لیکن تسبیحاتشان را درنمى یابید» و این پاسخ گوى شماست، چون خداى بزرگ هرگز مکلّفان را به چیزى امر نمى کند که «لاتفقهون»: نمى فهمید، پیامد آن باشد ؛ پس با دقت در معناى آیه، این نکته را در مى یابیم که همه ى اشیاء ـ اعمّ از جمادات، نباتات و حیوانات ـ علاوه بر تسبیح تکوینى، هر یک به زبانِ ویژه ى خود، آگاهانه و با اختیار به تسبیح خداى سبحان مشغول هستند ولى ما نحوه ى آن تسبیح را نمى فهمیم. این فیلسوف بزرگوار در آخر کار نظر مرا پذیرفت.

با مرحوم آیه اللّه العظمى حاج سیّد ابوالحسن رفیعى قزوینى درباره تجرّد و عدم تجرد روح گفتگویى به میان آمد، گفتم: اضافه بر سایر ادلّه بر انحصار تجرّد به خدا، چرا فیلسوفان به آیه ى «قل الرّوح من امر ربّى» براى تجرّد روح تمسّک بدین گونه جسته اند، که روح از عالم امر است، و امر هم ایجاد مجرّدات است!! با آنکه (امر) در لغت تنها به معنىِ فرمان، کار و چیز است و آیه ى «اَلاله الخلق والأمر» هم پس از خلقت و عرش آمده، که به معنىِ آفرینش و تدبیر است، پس «الخلق» کلّ آفرینش، و «الامر» کل کار تدبیر آفریدگان است، چنانکه «کل شى ءٍ خلقناه بقدر» خلق و آفرینش را مربوط به تمامى اشیاء دانسته، پس در اختصاص خلق مادّیات نیست. بعد از سخنانى چند فرمودند: آرى آن گونه استدلال به قرآن، تعدّى و تفسیر به رأى است، اگر اینان از پیش خود با ادلّه اى که قانعشان کرده به تجرّد روح اعتقاد دارند چرا این عقیده را بر قرآن تحمیل مى کنند!!

و بالاخره، حتّى با صَرف نظر از این مباحثات و مناظرات، اگر قرآن محور اصلى علوم اسلامى باشد! بسیارى از نظریات حوزوى مخدوش است. این یک ایراد بزرگ بر علوم اسلامى! است که یا پایه ى قرآنى ندارد و یا بر ضدّ قرآن است! و اشکال دیگر این است که اگر هم احیانا در اکثر محافل حوزوى، نظرى صحیح با بررسى دقیق، مطابقِ دلیلِ قرآن و سنّت مطرح گردد، چون برخلاف مشهور است، در کتب منتشره و یا به هنگام اعلان فتوا در رساله هاى علمیه، چهره ى دیگرى بخود مى گیرد، از جمله در بحث با مرحوم آیه اللّه العظمى مرعشى نجفى درباره اینکه دخانیات روزه را باطل مى کند یا نه، در جلسه اى خصوصى فرمودند: به دلیل حدیثى موثّق، دود مبطل روزه نیست. گفتم: نخست به دلیل قرآن، که فقط خوردن و آشامیدن و مباشرت را مبطل روزه مى داند و سپس به دلیل روایت؛ ـ البته بر مبناى قرآن، استعمال دخانیات قطعا حرام است ولى روزه را باطل نمى کند ـ بعد از آن گفتم: آیا در رساله هم اینگونه مرقوم فرموده اید؟ فرمود: به ملاحظه ى مردم نه، بلکه آنرا نیز در رساله از مبطلات برشمرده ام !

آنچه نوشتم اندکى از بسیار و مختصرى از تلاش مستمرّ نگارنده براى گسترش نهضت قرآنى در سطح جهان است، و البته مشروح این خاطرات و زندگینامه مفصّلاً در مصاحبه اى هشتصد صفحه اى در حال تنظیم است که ان شاءاللّه به چاپ خواهد رسید.

به انتظار روزى که معارف قرآن جهانگیر شود، با قیام منتَظَر منتظِران امام مهدى (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف).

قم ـ محمّد صادقى تهرانى
۱۵ / خرداد / ۱۳۷۳ هـ .ش


برچسب ها : انقلاب قرآنی ،مقالات، نقد و مصاحبه ،اسناد و گزارشات
پیام رحلت آیت الله منتظری
ارسال در تاريخ سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸ توسط سید صابر

بسم الله الرحمن الرحیم

به مناسبت رحلت آیت الله منتظری، متن تسلیتی از طرف حضرت آیت الله صادقی تهرانی خطاب به فرزند حضرت آیت الله منتظری، جناب  حجة الاسلام حاج احمد منتظری، منتشر شده که ضمن تسلیت این ضایعه به عموم مسلمین، متن آن را عیناً نقل میکنیم:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

فضّل الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیماً

جناب حجة الاسلام آقای حاج شیخ احمد منتظری (دامة توفیقاته)

سلام علیکم بما صبرتم

الا که محمد، شهید شاهد ما
به انتظار منتظری ، منتظر همی بوده است

همو که شهره­ی شهر است در مقابل ظلم
به سوی رحمت حق رهسپار گردیده است

ارتحال جانسوز برادر و همرزم  سالیان جهاد علیه رژیم ستمشاهی و استبداد و دیکتاتوری ، والد شهید و مبارز نستوه حضرت آیت الله منتظری (رضوان الله علیه) را به جنابعالی و بیت مکرم آن عالم مجاهد و مجاهدین فی سبیل الله تسلیت عرض می نمایم.

آن دوست دیرینه و مظلوم ما که همواره برای استقلال و آزادی مسلمین تلاش می نمود لحظه ای از حصر استبدادی در نیم قرن اخیر نهراسید تا فریضه­ ی امر به معروف و نهی از منکر را معروفانه تداوم بخشد ولو بلغ مابلغ.

اینک جای خالی آن عزیز ، مجاهدان در مسیر تحقق عدالت اسلامی را استوار و مصمم می دارد که هیچگاه دست از مجاهده برندارند.

از خدای رئوف و رحیم درخواست می نمایم آن مرتحل محترم را که در چند فتوا، به فقه مظلوم و مهجور قرآنی متمایل شده بودند با اولیائش محشور فرماید.

قم المشرفة – محمد صادقی تهرانی
یکشنبه ۲۹ / ۹ / ۱۳۸۸


برچسب ها : اسناد و گزارشات ،اخبار و اطلاع رسانی

رسولان - برترین مرجع دانلود آثار آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی
درباره سایت:
آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی

در طول چهارده قرن گذشته همواره قرآن، کنار گذاشته شده و مظلوم بوده است و عالمان دینی کمتر قرآن را محور کار خویش قرار داده اند.

در این میان آیة الله صادقی تهرانی«ره»، از معدود فقیهانی بوده است که کتاب خدا را در همه ابعاد محور اصلی کار خود قرار داده و روایات را نیز در صورت تطابق یا عدم مغایرت با کلام خدا پذیرفته نه صرفا بر مبنای علم رجال و حدیث و...

ایشان بیان کننده فقه گویا در برابر فقه سنتی و فقه پویا می باشند.

این فقه قرآن محور، همان روش معصومان محمدی علیهم السلام می باشد که برمبنای روایات فوق حد تواتر، بر همه مسلمین نیز عمل به آن واجب است.

در این سایت از مبانی، افکار، فتاوای فقهی، زندگینامه و احیانا خبرهای مربوط به صاحب تفسیر شریف الفرقان خواهیم نوشت.

إن شاء الله

...